گوناگون

گوناگون (66)

دوشنبه, 02 اسفند 1395 ساعت 05:59

ایده کوچکی که قفل ایده‌های بزرگ است!

 

یکی از مدیران موفق در جهان می گوید: ایده بزرگ من یک ایده خیلی خیلی کوچک است. بااین‌حال به شما کمک می‌کند تا قفل میلیاردها ایده‌ بزرگی را که در مغزتان نهفته‌، باز کنید.

در دنیای تجارت زنان کمی مانند آریانا هافینگتن، نویسنده، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر آمریکایی و سردبیر نشریه هافینگتن پست، پیدا می‌شوند که می‌توانند به مدیرانی موفق، رهبرانی جدی و باانگیزه تبدیل شوند و با مهارتشان نه‌تنها زندگی خانواده خود، بلکه زندگی میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تغییر دهند. فکر می‌کنید هافینگتن راز موفقیت‌هایش را در چه چیزی می‌بیند و کدام عادت شخصی و روزمره‌اش باعث شده بتواند چنین مغزی با این همه کارایی و خلاقیت داشته باشد؟ باور نمی‌کنید، اما خود او در یک سخنرانی گفته‌ است بخشی از موفقیتش را به «خواب کافی» مدیون است!

ایده بزرگ من یک ایده خیلی خیلی کوچک است. بااین‌حال به شما کمک می‌کند تا قفل میلیاردها ایده‌ بزرگی را که در مغزتان نهفته‌، باز کنید. یک ایده خیلی خیلی کوچک که قفل ایده‌های خیلی خیلی بزرگ را باز می‌کند. ایده کوچک من که باعث می‌شود قفل ایده‌های بزرگی در مغزتان باز شود، خواب است! خود من به‌سختی توانستم به ارزش خواب پی ببرم. دو سال و شش ماه پیش بود که یک روز از شدت خستگی بیهوش شدم. سرم به میز کارم برخورد کرد، استخوان چانه‌ام به دلیل شدت ضربه شکست و فقط چشم راستم پنج تا بخیه خورد. این‌جوری بود که جست‌وجوی من برای کشف دوباره ارزش خواب در زندگی آغاز شد. با پزشکان و محققان زیادی در این مورد ملاقات و صحبت کردم. سر کلاس‌های مختلف حاضر شدم و امروز این‌جا هستم تا به شما بگویم چطور باید به بهره‌وری بیشتر برسید، الهامات بیشتری را در زندگی‌تان دریافت کنید، شادتر زندگی کنید و چطور خواب کافی داشته باشید.

ما خانم‌ها قصد داریم انقلابی در این زمینه راه بیندازیم و بدون اداهای فمینیستی این مسئله ذاتی را برای خانم‌ها جابیندازیم. ما خانم‌ها قرار است برای پیشرفت و بالا رفتن و رشد کردن، به معنای واقعی کلمه بخوابیم! متاسفم اما برای مردها، کمبود خواب تبدیل به یک نماد قدرت شده است. همین چند روز ملاقاتی با یکی از همکاران مردم داشتم و او سر شام داشت به این موضوع که شب قبل فقط چهار ساعت خوابیده است، افتخار می‌کرد. هر چند که این موضوع را به او نگفتم، ولی دوست داشتم بگویم: می‌دانی موضوع چیست؟ اگر پنج ساعت خوابیده بودی، قطعا این جلسه خیلی بهتر می‌شد.

در حال حاضر یک جور محرومیت از خواب به صورت کاذب در شهرهای مختلف وجود دارد. امروز شما اگر بخواهید با یک نفر یک قرار کاری به صرف صبحانه بگذارید، اگر از طرف مقابلتان بپرسید که ساعت هشت صبح خوب است، احتمالا با این جواب روبه‌رو می‌شوید که ساعت هشت خیلی برای من دیر است! ولی اشکالی ندارد، قبل از قرارمان می‌توانم کمی تنیس بازی کنم و چند تا جلسه تلفنی داشته باشم و بعد هم سر ساعت هشت شما را در فلان رستوران ببینم. این آدم‌ها با خودشان فکر می‌کنند که با این روش به طرز باورنکردنی موثر و مولد هستند و کارایی بالایی دارند. ولی در عمل این‌طور نیست. چون در حال حاضر رهبران و مدیران زیادی در عرصه تجارت و امور مالی و سیاست وجود دارند که اتفاقا تصمیم‌های وحشتناکی می‌گیرند.  بنابراین داشتن ضریب هوشی بالا اصلا به این معنی نیست که شما لزوما رهبر خوبی هستید، چون داشتن جوهره رهبری یعنی بتوانی کوه یخ را قبل از برخورد با کشتی تایتانیک ببینی. و ما در عرصه تجارت، کوه‌های یخی زیای داریم که کشتی‌مان را تهدید می‌کنند. درواقع من فکر می‌کنم اگر ما به جای برادران لهمان، برادران و خواهران لهمان را داشتیم، این احتمال وجود داشت که آن کشتی هنوز هم سالم باشد. چون برادران لهمان کل ساعات هفته را به صورت مداوم مشغول به کار بودند. درحالی‌که خواهران لهمان ممکن بود متوجه کوه یخی شوند، چون بعد از هفت و نیم تا هشت ساعت استراحت، از خواب بیدار می‌شدند و ممکن بود بتوانند آن کوه بزرگ را ببینند!

بنابراین در عین حال که ما در سراسر جهان با بحران‌های مختلفی روبه‌رو هستم، اما آن چیزی که می‌تواند در زندگی شخصی برای همه ما مفید باشد، لذت بیشتر و اثربخشی و کارایی بالاتری را برایمان به ارمغان بیاورد و بهترین راه‌حل‌ها را درخصوص کاری که مشغول انجامش هستیم، وارد ذهنمان کند، این است که چشم‌هایمان را ببندیم و ایده‌های بزرگی را که در سرمان خوابیده است، کشف کنیم. قطعا این کار برای دنیا هم بهتر خواهد بود. بنابراین مصرانه از شما می‌خواهم که موتورهایتان را خاموش کنید و قدرت خواب را کشف کنید. برای این‌که زن کاملی باشید، لازم است که اول مادر و همسر خوبی باشید. مطمئن باشید که مادری که برای رقابت در دنیای تجارت خوابش را حذف می‌کند، نمی‌تواند برای بچه‌هایش مادر خوبی باشد و در  این‌صورت به هیچ وجه زن کاملی نیست.

 

شنبه, 23 بهمن 1395 ساعت 07:32

این تکنیک های مذاکره در اف‌بی‌آی بکار برده می‌شود متن کامل در

 

مذاکره و گفت‌وگو، همیشه بهترین راه دست یافتن به هدف است؛ ولی برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب، تأثیر گذاشتن بر طرف مقابل و همراه کردن او با خود، باید روش‌های درست مذاکره را بدانیم. در این مقاله قصد داریم تعدادی از تکنیک های مذاکره را مرور کنیم که در اف‌بی‌آی مورد استفاده قرار می‌گیرد و در زندگی روزمره و دنیای تجارت و کسب‌و‌کار نیز کاربرد دارد.

غذاهای بیرون‌بر خود را معمولا از کجا تهیه می‌کنید؟ یا امشب قصد دارید کدام سریال تلویزیونی را تماشا کنید؟ در زندگی، برای رسیدن به هر چیزی باید مذاکره کنیم. گاهی خطرات موجود کم‌ اهمیت است (مانند مثال‌های بالا) و در بدترین حالت، دچار سوزش معده و خستگی می‌شویم. اما در مواردی ممکن است چیزهای بسیار مهم‌تری را از دست بدهیم و حتی گاهی پای مرگ و زندگی در میان است. این همان نوع مذاکراتی است که کریس واس، در بیشتر دوران کاری خود با آن سروکار داشته است.


کریس واس، ۲۴ سال در اف‌بی‌آی خدمت کرد و در این مدت، دوره‌ای به عنوان مذاکره‌کننده‌ی اصلی در موارد آدم‌ربایی بین‌المللی مشغول به کار بود. او که اکنون مدیر ارشد اجرایی گروه قوی سیاه است، به تازگی با پادکست دانش موفقیت (The Science of Success Podcast) گفت‌وگویی انجام داده و برخی از مؤثرترین راهبردهای مذاکره را بیان کرده است. تکنیک های مذاکره او را در دنیای کسب‌و‌کار نیز می‌توان به‌کار گرفت. در ادامه می‌توانید بعضی از این روش‌ها را مطالعه نمایید.



از تکنیک آینه‌ای (mirroring technique) استفاده کنید

از ‌آنجا که در مذاکره باید تا جای ممکن از طرف مقابل اطلاعات به‌دست بیاوریم، می‌توانیم این کار را با تکرار ۳ تا ۵ کلمه‌ی کلیدی در جمله‌ی آخر آنها، انجام دهیم؛ زیرا به طور طبیعی افراد مجبور می‌شوند حرف‌های خود را تکرار کنند. این تکرار اطلاعات بیشتری به ما منتقل و ابهام‌های موجود در صحبت‌های آنها را برای ما روشن می‌کند. برای نمونه به مثال زیر توجه کنید:


شخص اول: برای این که کاری کنیم فردی دست خود را رو کند و منظورش را روشن بیان کند، فقط کافی است ۳ تا ۵ کلمه‌ی کلیدی را در جملات او تکرار کنیم.


شخص دوم: شما کلمات کلیدی آخر را تکرار می‌کنید؟


شخص اول: بله، شاید مسخره به نظر برسد ولی این کار موجب می‌شود تا من نکته‌ی مورد نظر خودم را دوباره و از زاویه‌ی دیگری توضیح بدهم که اطلاعات بیشتری را آشکار می‌کند. این اطلاعات می‌تواند بسیار باارزش باشد و به شما کمک می‌کند تا نتایج مورد نظر و انگیزه‌های واقعی من را کشف کنید.


واس می‌گوید شاید هنگام اجرای تکنیک آینه‌ای، این کار ناخوشایند و ناشیانه به نظر برسد ولی فرد مقابل شما، هرگز متوجه این تکنیک نمی‌شود و فکر می‌کند واقعا به حرف‌های او گوش می‌دهید. واس از این روش با عنوان «ترفند ذهن جدی» (Jedi Mind trick) در مذاکره یاد می‌کند، زیرا به نظر او این روش همیشه مؤثر است و هیچ‌کس متوجه آن نمی‌شود.



چرا باید از کلمات پرسشی «چه؟» و «چگونه؟» استفاده کنید

واس توضیح می‌دهد که این ۲ کلمه‌ی پرسشی در مذاکره بسیار قدرتمند عمل می‌کنند، زیرا طرف مقابل را تشویق می‌کنند که به صحبت کردن ادامه بدهد و منظور خود را روشن و در نهایت، اهداف و انگیزه‌های واقعی خود را آشکار کند. برای مثال ممکن است بگویید: «آیا می‌خواهید با این شرایط موافقت کنید؟ چه چیز باعث شده که این فرصت ۳۰ روزه برای شما مناسب باشد؟»


کلمه‌ی پرسشی «چگونه» نیز به همین ترتیب عمل می‌کند. اگر کسی برای آزادی گروگانی ۱ میلیون دلار پول بخواهد، احتمالا پاسخ واس به او این گونه خواهد بود: «می‌فهمم، ولی از شما می‌خواهم واقع‌بین باشید. من چگونه باید این پول را تهیه کنم؟» با این پرسش، طرف مقابل خودش را جای شما می‌گذارد. این کار او را وادار می‌کند که برای لحظه‌ای حق را به شما بدهد؛ علاوه بر این، گوش دادن به حرف‌های او وقتی نقشه‌ای را در ‌ذهنش طرح‌ریزی می‌کند، انگیزه‌های پنهان او را برای شما آشکار می‌کند.



با بها دادن به دربانان، از آنها عبور کنید

به گفته‌ی واس، در مذاکرات گروگان‌گیری، معمولا مستقیما با رئیس صحبت نمی‌کنید. در بیشتر موارد، فردی تعیین می‌شود تا با مأموران اجرای قانون صحبت و درخواست‌های آدم‌رباها را مطرح کند. در دنیای کسب‌و‌کار نیز وضعیت مشابهی وجود دارد و در بسیاری از موارد، لایه‌هایی از در‌بانان، دستیاران و افرادی وجود دارد که در واقع مسئولیتی ندارند و پس از آنها به تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی می‌رسید. در مذاکرات تجاری و گروگان‌گیری، اگر از فرصت مذاکره با این افراد به درستی استفاده نکنید به دردسر خواهید افتاد. برای مثال اگر دستیاری را دست‌کم بگیرید و درست با او صحبت نکنید، او نیز تماس تلفنی شما را به رئیس خود وصل نمی‌کند. این کار برای او زحمتی ندارد، ولی ضربه‌ی شدیدی به شما می‌زند.


به همین ترتیب، اگر حین مکالمه با یک تروریست او را دست‌کم بگیرید، ممکن است غیرمنطقی رفتار کند و تماس تلفنی را قطع کند. واس توصیه می‌کند که با این افراد وارد گفت‌وگو شوید. مثلا بگویید: «آیا پیشنهاد من، با آنچه که برای رسیدن به آن تلاش می‌کنید، هم‌راستاست؟» این جمله گفت‌وگو را آغاز می‌کند و باعث القای حس احترام به طرف مقابل می‌شود و در نتیجه احتمال بیشتری وجود دارد که ارتباط شما را با تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی فراهم می‌کند.



هرگز به کسی دروغ نگویید، مگر اینکه بخواهید او را بکشید

واس می‌گوید دروغ‌گویی اثرات منفی بلندمدت به دنبال دارد. برای مثال در مذاکره‌ای بر سر گروگان‌گیری، اگر به کسی دروغ گفتید، بهتر است او را بکشید چون اگر به گوش همه برسد که اف‌بی‌آی دروغ می‌گوید، گروه بعدیِ گروگان‌گیر، حتی به خود زحمت نمی‌دهد که برای به توافق رسیدن با اف‌بی‌آی مذاکره کند. به عقیده‌ی واس دروغ‌گویی «دامی گمراه‌کننده» است. در این شرایط می‌توانیم آنچه را که می‌خواهیم به‌دست بیاوریم ولی اگر به گوش دیگران برسد که شما دروغ می‌گویید، در بلندمدت، تمام قدرت نفوذ خود را از دست خواهید داد. پس به جای کشتن فرد مقابل، در وهله‌ی اول سعی کنید که اصلا دروغ نگویید.


 

پنج شنبه, 21 بهمن 1395 ساعت 03:48

چطور به هدف بزنیم؟

 

انسان بدون هدف، انسان اسیر روزمرگی زندگی است که هم خودش و هم زندگی را از یاد برده است، اما چگونه چنین انسانی نباشیم، و چگونه هدف‌دار زندگی کنیم؟

قبل از هر چیز، بدانید صبر، حوصله، اراده و تمرکز چهار نکته مهم در شخصیت شماست که باید هر کدام را به مرور زمان در خودتان تقویت کنید. مثلا در مورد تمرکز از همان ابتدایی‌ترین کارهای روز شروع کنید. تیتر روزنامه‌‌ای را که خوانده‌اید، به یاد بیاورید، کارهایی را که انجام داده یا شعرهایی را که بلد بوده‌اید، در ذهن مرور کنید.

1. یادداشت هدف

در قدم اول، اهداف خود را به‌طور روشن و واضح یادداشت کنید. اهداف شما می‌تواند در گروه اهداف جسمانی، مالی و اقتصادی، تحصیلی، شخصیتی، اجتماعی و... باشد. شما می‌توانید در هر کدام از این دسته‌ها هدفی معلوم کنید. مثلا کم کردن وزن، افزایش درآمد شخصی، قبولی در کنکور، مطالعه در زمینه به‌خصوص و برطرف کردن معایب شخصیتی.

پس از نوشتن اهداف، ناخودآگاه احساس خواهید کرد که از حالت آرزو و حسرت درآمده‌اند و شکلی واقعی‌تر به خود گرفته‌اند. پس از نوشتن اهداف، مشخص کنید هر سه، شش، هشت ماه و یک، دو پنج سال آینده چقدر از راه را باید بروید، سنگ‌ها را بزرگ برندارید و با وجود شناختی که از توانایی خود دارید، زمان رسیدن به هر مرحله را معلوم کنید.

2. اولویتبندی کنید، ستاره بسازید

شاید زمانی که شروع به نوشتن دقیق آن‌چه در زندگی می‌خواهید انجام دهید، می‌کنید، با تعداد زیادی خواسته و هدف روبه‌رو شوید که هرگز قادر نشوید وقت مساوی برای همه آن‌ها بگذارید. پس به اهدافتان ستاره بدهید، یعنی هدف پنج ستاره شما مهم‌ترین و سه ستاره هدفی متوسط ولی قابل توجه و تک‌ستاره اهداف غیرضروری شماست. پس در روز، اوقات مهم و اصلی خود را به هدف پنج ستاره اختصاص دهید.

3. اهدافتان را کوچک کنید

هدف و زمان و اولویت که معلوم شد، راه رسیدن به آن در این است که بدانیم چه اقداماتی لازم است. مثلا می‌نویسید: «می‌خواهم در شش ماه آینده به اصول اولیه نقاشی مسلط شوم و تا سال آینده مهارت حرفه‌ای در زمینه کار کردن با آب‌رنگ را به دست بیاورم.» حالا این هدف را با هم قطعه‌قطعه می‌کنیم، یعنی شما باید: 1. منابع آموزشی مناسب تهیه کنید، یا معلم ماهری که برای خواسته شما مناسب است، پیدا کنید. 2. لوازم کار را تهیه کنید. 3. اوقاتی از روز یا هفته را با توجه به اولویت برای این کار اختصاص دهید.

4. به خودتان ستاره بدهید  

وقتی کاری را به نحو احسن انجام دادید، در ستون جلوی آن، یک ستاره بزرگ به خودتان بدهید و اگر تا حدی خوب انجام داده‌اید، یک تیک بگذارید. این تیک‌ها و ستاره‌ راه رسیدن به هدف را شادمان و زیبا می‌کنند و به شما احساس مثبت بودن می‌دهند.

5. دفترچه سمج بسازید

دفتر روزانه را همراه داشته باشید و هر نکته جدیدی که به ذهنتان خطور می‌کند، در انتهای آن یادداشت کنید. در قسمت دیگر بخش «فردا» را باز کنید. در این صفحات اموری را که به هدف اصلی‌تان مربوط نمی‌شود ولی حتما باید انجام شود، بنویسید و بررسی کنید که با توجه به مسائل ناگهانی چقدر از اهداف اصلی شما در آن روز انجام می‌شود. مثلا مهمانی خانوادگی، یا دعوت یک دوست از شما برای رفتن به جایی، ممکن است مقداری از وقتتان را بگیرد. پس همه این‌ها را در دفترچه سمج خود وارد کنید.

6. به همه یا هیچ فکر نکنید

اگر یک روز یا یک هفته نتوانستید کارهای مربوط به هدف را انجام دهید، یا اصلا سراغ دفترچه نرفتید، فورا به خود نگویید که تلاشتان بی‌فایده بوده و دیگر کاری به دفتر سمج ندارم و ستاره‌هایش را کنار می‌گذارم. یادتان باشد که «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود».

7. وقتکشی را کنار بگذارید

اگر عادت به وقت‌کشی دارید، با خود صادقانه فکر کنید که به چه وسیله‌ای از روبه‌رو شدن با مسئولیت زندگی هدف‌دار فرار می‌کنید. بعضی‌ها وقتشان را با پای تلویزیون نشستن یا در اینترنت گشتن و بازی‌های رایانه‌ای می‌گذرانند، بعضی‌ها به دوستان خود و رفت‌وآمد عادت کرده‌اند و البته خانم‌های خانه با گذراندن بیشتر وقت در آشپزخانه و آقایان با ماندن افراطی در محیط کار وقت‌کشی می‌کنند. محاسبه کنید چقدر وقت از دست می‌رود؟ مقدار را که بفهمید، خود به خود آن را کم می‌کنید.„

پنج شنبه, 30 دی 1395 ساعت 04:06

سن دقیق ماه مشخص شد

 

محققان دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس توانسته‌اند باورهای رایج در مورد سن ماه را ارتقا بخشیده و زمان دقیق‌تر تولد قمر زمین را شناسایی کنند.

به گزارش از نیویورک‌پست، دانشمندان با بررسی سنگ و خاک جمع‌آوری شده توسط ماموریت آپولو 14 در سال 1971 دریافته‌اند که ماه 4.51 میلیارد سال سن دارد. به این شکل، قمر زمین بسیار پیرتر از برآوردهای پیشین است.

عقیده رایج این بوده که ماه حدود 100 یا 200 میلیون سال پس از به وجود آمدن منظومه شمسی شکل گرفته است. اما تحقیق جدید که در مجله Science Advances منتشر شده، نشان داد که ماه طی 60 میلیون سال پس از تولد سیاره زمین بوجود آمده است.

به گفته ملانی باربونی، مولف ارشد این تحقیق از دپارتمان علوم زمین، سیارات و فضا در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس، آن‌ها توانسته‌اند حداقل سن ماه را تعیین کنند. وی تایید کرد که تیمش با استفاده از روش تعیین سن به وسیله اورانیوم و سرب بر روی نمونه‌های سنگ و خاک بدست آمده از ماموریت آپولو 14 که حاوی ماده معدنی زیرکنیوم هستند،‌ موفق به شناسایی طول عمر ماه شده است.

این دستاورد در نوع خود بسیار چشمگیر است زیرا نمونه‌های مذکور به اندازه دانه‌های شن بوده و علاوه بر آن، ترکیبی از خاک ماه و سنگ های شکل گرفته در زمان برخورد شهاب‌سنگها به سطح قمر بودند.

محققان به جای استفاده از خود سنگ‌ها، بر اساس جُبه و پوسته پوشاننده آن به تعیین سن ماه پرداختند و به این شکل توانستند قطعات ریز زیرکن را پیدا کنند. این ماده معدنی نقش مهمی در انجماد ماه ایفا کرده است.

یکشنبه, 26 دی 1395 ساعت 08:37

۱۰ اشتباه که افراد موفق هرگز دو بار انجام نمی دهند

 

اکثر ما در طول زندگی شغلی و شخصی خود اشتباهات متعددی داشته ایم که از بیشتر آنها درس های خوبی هم گرفته ایم. اما گاهی اشتباهاتمان را فراموش میکنیم و دوباره تکرارشان می کنیم. از این رو لازم است بدانیم که افراد موفق اشتباهات خود را هرگز دوبار انجام نمی دهند. در این نوشتار ۱۰ اشتباه که افراد موفق دیگر در زندگیشان تکرار نمی کنند آمده است.
در ادامه ۱۰ اشتباه که افراد موفق هرگز دو بار انجام نمی دهند آمده است:


۱- به کاری که جواب نداده باز نمی‌گردند

ما هرگز نباید به یک شغل یا یک ارتباط شکست‌خورده که به دلیلی خوب به پایان رسیده است بازگردیم و انتظار داشته باشیم که این بار نتیجه‌ای متفاوت بگیریم بدون اینکه چیزی در آن متفاوت باشد.

۲- کاری را که مستلزم این است، آنان شخصی باشند که نیستند، انجام نمی‌دهند

در هر کاری که انجام می‌دهیم باید از خود بپرسیم چرا این کار را انجام می‌دهم؟ آیا من برای این کار مناسب هستم؟ آیا این کار برای من مناسب است؟ آیا دوام دارد؟ اگر پاسخ هر یک از این سوالات منفی است، بهتر است دلیل خوبی برای ادامه آن داشته باشید.

۳- هرگز سعی نمی‌کنند شخص مقابل را تغییر دهند

وقتی در می‌یابید که نمی‌توانید کسی را مجبور به انجام کاری کنید، به او آزادی می‌دهید و اجازه می‌دهید که عواقب و نتایج را تجربه کند. با این کار، آزادی خود را هم باز خواهید یافت.

۴- باور نمی‌کنند که می‌توانند رضایت همگان را جلب کنند

وقتی دریافتید که در حقیقت غیرممکن است که رضایت همگان را جلب کنید، زندگی هدفمند را آغاز می‌کنید و سعی می‌کنید افراد درست و مناسب را راضی نگه دارید. شناختنو دوری از این اشتباه که افراد موفق هرگز برای بار دوم انجام نمی دهند برای ادامه مسیر موفقیت شما لازم است.

۵- هرگز راحتی کوتاه مدت را به منفعت درازمدت ترجیح نمی‌دهند

وقتی افراد موفق در می‌یابند که چیزی را می‌خواهند مستلزم قدمی دردناک و محدود به زمان است، انجام آن کار دردناک برایشان مهم نیست، زیرا این کار آنان را به منافع درازمدت می‌رساند. نادیده گرفتن این اصل زیربنایی‌ترین تفاوت میان افراد موفق و ناموفق در امور شخصی یا کاری است.

۶- به چیزی یا کسی که در ظاهر بی‌عیب است، اعتماد نمی‌کنند

طبیعی است که به سمت افراد یا چیزهایی کشیده می‌شویم که «افسانه‌ای» به نظر می‌رسند. ما عاشق تعالی هستیم و همیشه باید در پی آن باشیم. ما باید به دنبال افرادی باشیم که در کاری که انجام می‌دهند عالی هستند، کارمندانی که کارشان را به بهترین شکل انجام می‌دهند، دوستانی که شخصیت درخشان دارند و شرکت‌هایی که پیشرو هستند. اما وقتی که کسی خیلی خوب‌تر از آن است که بتوان باور کرد، آیا چنین است؟ دنیا کامل نیست. دوره‌ای است. هیچ کس و هیچ چیزی بی‌عیب نیست و اگر آنها چنین ظاهر می‌شوند، دکمه توقف را فشار دهید.

۷- آنها هرگز از تصویر بزرگ خود دست بر نمی‌دارند

وقتی که بتوانیم تصویری بزرگ را ببینیم در زندگی و کار خود بهتر عمل می‌کنیم. برای افراد موفق، هیچ اتفاق منفردی به معنی کل داستان نیست. برنده‌ها این نکته را همیشه به خاطر دارند.

۸- هرگز تلاش و کوشش پیوسته را فراموش نمی‌کنند

مهم نیست چقدر چیزی به ظاهر خوب به نظر برسد، تنها با پشتکار و نگاهی عمیق و دقیق است که درمی‌یابیم چه چیزی را باید بدانیم: واقعیتی که به خود بدهکاریم.

۹- هرگز از پرسیدن این پرسش سر باز نمی‌زنند که چرا در جای کنونی هستند

یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های افراد موفق با دیگران این است که افراد موفق همیشه در عشق، زندگی، ارتباطات و تجارت از خود می‌پرسند که در این موقعیت نقشی که ایفا می‌کنم، چیست؟ به بیان دیگر، آنها خود را قربانی نمی‌بینند، حتی وقتی که واقعا هستند. این اشتباه که افراد موفق هرگز برای بار دوم انجام نمی دهند را فراموش نکنید.

۱۰- هرگز فراموش نمی‌کنند که زندگی درونی شان برای موفقیت بیرونی نقش تعیین‌کننده دارد

گاهی زندگی خوب رابطه چندانی با شرایط بیرونی ندارد. اما اغلب با آنچه که در درون هستیم خوشبختیم و احساس کمال می‌کنیم. تحقیقات این نکته را ارزیابی کرده‌اند. زندگی درون‌مان در خلق شرایط بیرونی‌مان نقش دارد.

و این گفته صحت دارد: افرادی که هنوز در تلاش برای یافتن موفقیت در حوزه‌های مختلف زندگی هستند، می‌توانند به یک یا چند الگوی این چنینی اشاره کنند و آن را دلیلی برای تکرار مجدد همان اشتباه نشان دهند.

همه اشتباه می‌کنند. حتی موفق‌ترین افراد. اما آنچه کامیابان بهتر از دیگران انجام می‌دهند شناسایی الگوهایی است که باعث آن اشتباهات می‌شوند و هرگز آنها را تکرار نمی‌کنند. به طور خلاصه، آنها از دردها درس می‌گیرند (دردهای خود و دردهای دیگران).

نکته خوبی که باید به خاطر سپرد این است که: درد اجتناب ناپذیر است، اما تکرار همان درد برای بار دوم در حالی که می‌توانیم از آن درس بگیریم و کار متفاوتی انجام دهیم، قابل اجتناب است. می‌خواهم بگویم: «ما نیاز به راه‌های جدید شکست نداریم. راه‌های قدیمی به خوبی کار خود را انجام می‌دهند.» وظیفه ما در تجارت و زندگی این است که ببینیم آن راه‌های منجر به شکست کدامند و هرگز آنها را انجام ندهیم.

 

شنبه, 18 دی 1395 ساعت 03:35

کارهای خوب اجباری به کارمندان مجوز کارهای بد اختیاری می‌دهد

 

بعضی از افراد به طور ذاتی دارای انگیزه لازم برای فراتر رفتن از چارچوب شرح وظایف خود در جهت حمایت از اهداف سازمان هستند. این افراد «خود آغازگر» برای کمک به همکاران خود برای یادگیری مهارت‌های جدید نیازی به هیچ‌گونه یادآوری از خارج ندارند؛ آنها خود برای بهبود ...

اینکه کارمندان را قانع کنیم تا کارهای فراتر از وظایف خود انجام دهند، می‌تواند به نوبه خود موضوع جالبی در باب مدیریت کارمندان باشد. داشتن حس مشارکت و انگیزه در کارمندان برای همه ما امری مطلوب است. هرچند گفتنش از انجام دادن آن بسیار آسان‌تر است.

 بعضی از افراد به طور ذاتی دارای انگیزه لازم برای فراتر رفتن از چارچوب شرح وظایف خود در جهت حمایت از اهداف سازمان هستند. این افراد «خود – آغازگر» برای کمک به همکاران خود برای یادگیری مهارت‌های جدید نیازی به هیچ‌گونه یادآوری از خارج ندارند؛ آنها خود برای بهبود فرآیندها پیشنهاد ارائه می‌دهند؛ کارمند جدیدی استخدام می‌کنند یا برای وظایف جدید داوطلب می‌شوند. 

اما برخی از کارمندان برای انجام کارهایی فراتر از وظایف خود نیاز به انگیزه خارجی دارند که اغلب با ‌نام «اجبار نرم» از آن یاد می‌شود – فشاری که از طریق لحن صدای مدیر به کارمندانش منتقل می‌شود یا حتی می‌تواند در قالب تاثیرگذاری فرهنگی یا مشوق‌هایی باشد که مدیر در جهت ارتقای رفتارهای مثبت در محیط کار آنها را به‌کار می‌گیرد. نتیجه چنین اجبار نرمی (حداقل در ابتدای امر) اغلب همان چیزی است که برای مدیر مطلوب است: تابعیت سازمانی خوب. 


اما آیا فشار زیادی برای ساختن «سربازان خوب» می‌تواند منجر به پیامدهای نامطلوب شود؟


برای یافتن پاسخ، ما چند تحقیق انجام داده‌ایم که از آن طریق توانستیم پس‌زنی اخلاقی را در تابعیت سازمانی برای افرادی که از طریق عوامل خارجی به آنها انگیزه داده شده بود، اندازه‌گیری کنیم. تحقیق اولی ما این اثر را در محیط کار نشان می‌دهد. از تحقیقات ما روی 82 تیم کاری که نماینده سازمان‌ها و صنایع مختلف بسیار گسترده در شرق چین بودند، این نتیجه به‌دست آمد که وادار کردن کارمندان برای ارائه رفتارهای فراتر و بالاتر از حوزه کاری تعریف‌شده در ابتدای کار تابعیت رفتاری خوبی را نشان داد.

اما آنها در عین حال متعاقبا رفتارهای انحرافی نیز از خود نشان دادند، مثل مسخره کردن یک کارمند دیگر یا برداشتن بدون اجازه اموال شرکت. در تحقیق دوم خود تاثیر تابعیت سازمانی افرادی که از بیرون به آنها انگیزه داده شده بود را هم در داخل و هم در خارج از محیط کار بررسی کردیم. 

با تحقیق از 180 تیم از کارمندان و مدیران در سازمان‌های آمریکا، به این نتیجه رسیدیم که کارمندانی که از سوی عوامل خارجی وادار به سرباز خوب بودن در محیط کار می‌شدند بیشتر احتمال داشت که دست به اقدامات انحرافی چه در محیط کار و چه در خارج از آن بزنند، مثل فحش دادن به یک همکار یا غریبه.

 این رفتار بد به چه علتی است؟

تحقیقات به تئوری «مجوز اخلاقی» کشیده شد که بر مبنای این تئوری انجام کارهای خوب به ما مجوز انجام کارهای بد در آینده را می‌دهد. این تئوری، اخلاق را مثل یک حساب بانکی در نظر می‌گیرد. کارهای خوب اعتباری ایجاد می‌کنند که پشتوانه برداشت آینده ما از کارهای بد است. پس وقتی رفتار بدی داریم، هنوز می‌توانیم خود را در کفه ترازو و به‌عنوان انسان خوب در تعادل ببینیم یا، مطابق با تحقیق ما، به‌عنوان کارمندان خوب.

در هر دو تحقیق مشاهده کردیم کارمندانی که از سوی عوامل خارجی (اعمال نظارت، هنجارهای رسمی و غیررسمی، تهدید به تنبیه) مجبور شده بودند کیفیت‌های مطلوبی از خود به‌عنوان یکی از اعضای تیم ارائه دهند، تمایل داشتند حقوق روانی بیشتری برای خود قائل باشند. 

این حقوق همان است که در حساب بانکی اخلاقی آنها به‌عنوان اعتبار ذخیره می‌شود و آنقدر قدرتمند هستند که به‌عنوان مجوز اخلاقی عمل کند و به‌ کارمندان در زمانی که در رفتارهای بد مشارکت می‌کنند، آزادی و فراغت خیال بدهد. این رفتارهای بد می‌توانند با رفتارهای تابعیت سازمانی خوب که در واقع برای ارائه آن وادار شده بودند کاملا بی‌ارتباط باشد، به‌عبارت دیگر، انطباق، منجر به انحراف می‌شود.

البته لازم است که در اینجا یک تمایز بسیار مهم میان یک تبعه خوب بودن در سازمان به‌خاطر اینکه «می‌خواهید» باشید و یک تبعه خوب بودن در محیط کار به‌خاطر اینکه «مجبور هستید» قائل شویم.

در تحقیقات ما، نمونه‌هایی که در آن حقوق روانی افراد افزایش می‌یافت، تنها مربوط به رفتارهای تابعیت سازمانی بود که افراد ازسوی عوامل خارجی به آن وادار می‌شوند و این در مورد افرادی که انگیزه درونی دارند، صدق نمی‌کند.این مساله مدیران را تا حدی سردرگم می‌کند؛ چراکه یکی از وظایف مهم مدیر یافتن راه‌هایی برای ایجاد انگیزه در کارمندان است، به‌ویژه زمانی که آنها فاقد انگیزه ذاتی هستند. 

پس یک رهبر خوب چه اقدامی باید انجام دهد تا از ایجاد داشتن احساس حقوق در سازمان جلوگیری شود؟ برای این مساله ما یک رویکرد دوجانبه را به شرح زیر پیشنهاد می‌کنیم:

1- اصرار خود در ایجاد انگیزه در کارمندان برای فراتر و بالاتر رفتن از شرح وظایفشان را تعدیل کنند.

در عوض، تاکتیک‌های انگیزشی خود را مجددا ارزیابی کنید (و آموزش مجدد به مدیران بدهید تا متوجه فشاری که اعمال می‌کنند، باشند). رهبران سازمان‌ها باید تکنیک‌های انگیزشی خود را برای هر کارمند جداگانه تعریف کنند تا در آنها انگیزه ذاتی ایجاد شود، نباید سعی شود از یک تکنیک واحد برای همه استفاده شود که باعث شود تعداد زیادی از کارمندان احساس کنند تحت‌کنترل هستند. 

به‌عنوان مثال برای کارمندانی که دارای انگیزه ذاتی جهت تبعه خوب بودن در سازمان‌ها هستند، رهبران باید یاد بگیرند که بیشتر بر مشوق‌های غیررسمی تکیه کنند مثل دادن فیدبک مثبت یا ستودن آنها در جمع به خاطر رفتار خوبشان.

2- محیط کاری ایجاد کنید که برای افراد به‌طور ذاتی ابهام‌بخش‌تر باشد و آنها به میل خودشان بخواهند در رفتارهایی که به نفع سازمان‌ است، مشارکت کنند. به کارمندان اختیار بدهید برنامه‌های زمانی و کارهایی را معین کنند که با حداکثر ظرفیت هر شخصی برای ایجاد خودانگیزشی مطابقت داشته باشد. 

از همان ابتدا افرادی را استخدام کنید که طبیعت ذاتی برای تبعه سازمانی خوب بودن از خود نشان می‌دهند. داستان کارمندانی را که کار استثنایی برای ارزش‌های ذاتی خود و نه مشوق‌های خارجی انجام می‌دهند برای دیگران بازگو کنید. مطمئن شوید که رهبری در سطح بالای سازمان خود الگوی مناسبی در تابعیت سازمانی بدون مشوق پاداش و پرداخت نقدی و... باشد.

درنهایت، کلید اصلی جلوگیری از پیامدهای منفی دادن حقوق اخلاقی به خود، ایجاد فرهنگی است که در آن به ارزش‌های ذاتی افراد برای رفتارهای تابعیت سازمانی خوب ارج نهاده شود.


 

پنج شنبه, 16 دی 1395 ساعت 04:09

۵ گام که یک مذاکره موفقیت آمیز داشته باشیم

 

برای داشتن یک مذاکره موفقیت آمیز هر دو طرف مذاکره باید تلاش کنند در هنر مذاکره به میزانی از تسلط و توانایی دست پیدا کنند چرا که هیچ یک از طرفین تمام برگ‌های برنده را در اختیار ندارند و بهتر است مذاکره در سطحی نسبتاً برابر پیش برود. هدف تمام طرفین مذاکره پیروز شدن در این میدان است، به این ترتیب بهترین راه برای رسیدن به این هدف چه می‌تواند باشد؟ در ادامه ۵ گام که یک مذاکره موفقیت آمیز بیان می شود.

۱- برای یک مذاکره موفقیت آمیز برقراری رابطه مهم است

یک مذاکره‌کننده‌ی توانمند پیش از آنکه به سراغ پیشبرد اهداف خود برود، اول رابطه‌ی خوبی با طرف خود برقرار می‌کند.

این کار به شما کمک می‌کند از طرف مقابل خود درکی نسبی به‌دست بیاورید و او نیز نسبت به شما آشنایی اندکی پیدا کند. «احساس» جزئی ضروری از مذاکره است، با این حال اغلب اوقات مغفول واقع می‌شود. پس همیشه نسبت به طرف مقابل خود روی باز نشان دهید و با صمیمیت با او رفتار کنید. واقعیت این است که صداقت و متانت، ویژگی‌های قابل درکی هستند و زیربنای مذاکرات سازنده محسوب می‌شوند. شما در صورتی از موقعیت مناسب برای مشارکت در یک مذاکره‌ی سازنده برخوردار خواهید بود که طرف مقابل به شما احترام بگذارد؛ نه تنها از لحاظ حرفه‌ای، بلکه به عنوان یک انسان. اعتمادی که از طریق احترام به‌دست می‌آید، کلید دستیابی به یک مذاکره‌ی موفقیت‌آمیز است.

۲- ارجحیت دادن به ادب و احترام را برای یک مذاکره موفقیت آمیز فراموش نکنید

به یاد داشته باشید که با ادب و احترام، آسان‌تر به اهداف خود دست پیدا می‌کنید تا با ترش‌رویی و بی‌احترامی. اما ادب و احترام شما باید حقیقی باشد. هیچ وقت توانایی ذاتی طرف مقابل در تشخیص صداقت خود را دست کم نگیرید. ریاکاری، تقلب و مخفی‌کاری احساساتی هستند که به راحتی نمی‌توان آنها را از دیگران پنهان کرد. شما نیز هنگام مذاکره قادر هستید صحت ارزش‌های اظهار شده توسط طرف مقابل را تشخیص دهید؛ می‌توان گفت هیچ شاخص واضح‌تری در کل حوزه‌ی مذاکره وجود ندارد. 

۳- برای یک مذاکره موفقیت آمیز تمرکز روی نتیجه ی بُرد – بُرد بسیار اهمیت دارد

توافق‌های برد – برد، تنها راه رسیدن به یک مذاکره‌ی سالم و موفقیت‌آمیز هستند. اگر برای مذاکره فقط به منافع خودتان فکر کنید، مذاکره‌کننده‌ی خوبی نخواهید بود. درک نیازهای تمام طرف‌ها، و تلاش برای برطرف کردن نگرانی‌های تمام مذاکره‌کنندگان مسئله‌ای حیاتی است. به یاد داشته باشید که صرفاً سیاه و سفید دیدن همه چیز (برد-باخت) تفکر شما را محدود خواهد کرد. این در حالی است که خلاقیت، برای داشتن یک مذاکره‌ی موفق ضروری است. در نهایت همه‌ی کسانی که در مذاکره مشارکت داشته‌اند باید خود را در یک سمت حس کنند. نگاه خود را روی بافتار بزرگ‌تری که مذاکره در آن قرار می‌گیرد حفظ کنید و درگیر مسائل جزئی نشوید. همیشه از حاشیه دوری کنید.

۴- به کار گیری بالغ درون را در برنامه تان بگنجانید

هیچگاه از یاد نبرید که هر کسی یک بالغ و یک کودک درون دارد. باورکردنی نیست که چه معاملات تجاری بزرگی تنها به دلیل رفتار بچه‎گانه‌ی یکی از مذاکره‌کنندگان و برانگیختن رفتاری مشابه در طرف‌های دیگر، به هم خورده است. وقتی حس کردید چنین اتفاقی در حال رخ دادن است، فراموش نکنید که هر کسی ممکن است از حالت تعادل خارج شود. شما باید پای میز مذاکره، بالغ درون قابل احترام خود و عامل برقراری ثبات باشید و به دیگران نیز کمک کنید به تعادل بازگردند. نماینده‌ی بالغ درون خود باشید و به جای بحث، درک کنید.

۵- احترام به ضرب‌آهنگ مذاکره برای مذاکره موفقیت آمیز ضروری است

همیشه به یاد داشته باشید که هر چیزی ضرب‌آهنگی دارد. هیچ چیز را به زور پیش نبرید. خیلی از مواقع بهترین کار این است که سکوت کنید. فراموش نکنید که وقفه‌های کوتاه همراه با سکوت می‌تواند ابزار قدرتمندی باشد. برای فکر کردن به نکات مطرح شده در مذاکره، به خودتان و دیگران فرصت و فضای لازم را بدهید. عجله نداشته باشید. سعی کنید ریتم طبیعی و مناسب برای تعامل با تمام مشارکت‌کنندگان در مذاکره را حس کنید و به یاد داشته باشید؛ از جمله خودتان.

جمع بندی

با به کار گیری این ۵ نکته، قادر خواهید بود بر هنر مذاکره تسلط مناسبی پیدا کنید. مذاکره کاملاً به رابطه‌ای که با طرف مقابل خود بنا می‌کنید بستگی دارد. تمام طرف‌ها می‌توانند با پرورش و حفظ رابطه‌ای دوستانه با کسانی که پای میز حضور دارند، برنده‌ی مذاکره باشند. آنچه به‌دست می‌آید تنها یک توافق نیست، بلکه رابطه‌ای بلند مدت و وجهه‌ی طرفین است. با تسلط بر هنر ظریف مذاکره، موقعیت خود را به عنوان یک حرفه‌ای در دنیای کسب و کار تثبیت خواهید کرد. خود این می‌تواند فرصت‌های بزرگ‌تری نیز برای شما فراهم کند.


 

چهارشنبه, 15 دی 1395 ساعت 05:03

درمان سریع زخم با ترکیبی از خون و ویتامین سی

 

دانشمندان ژلی متشکل از خون بیمار و ویتامین سی ساخته اند که زخم های مزمن را درمان می کند.

به نقل از دیلی میل، این ترکیب مکانیسم های درمان در بدن خود بیمار را به کار می اندازد و زخم هایی را درمان می کند که ماه ها یا سالهاست درمان نمی شوند.  

 آزمایشات اولیه  که در مرکز  بارتز NHS در لندن انجام شده ، نشان داد، ۹ نفر از ۱۰ بیمار که زخمی یک ساله داشتند، با استفاده از این ژل جدید درمان شدند.

تکنیک درمانی این ژل پی آر پی است. در این روش پزشکان نمونه ای از خون بیمار را می گیرند و آن را در سانتریفیوژ قرار می دهند تا پلاسما از آن جدا شود. در نهایت سرم شفافی به دست می آید که مملو از پلاکت و پروتئین هایی است که عامل رشد نامیده می شوند و به درمان زخم کمک می کنند. این ژل با استفاده از شیوه نوینی ساخت می شود که پروتئین را از ترومبین نیز جدا می کند.

این امر علاوه بر فعال کردن پلاکت های قدرت تولید دوباره بافت را نیز افزایش می دهد. سپس به این ماده ویتامین سی افزوده می شود تا ژل ساخته شود. تمام این مراحل کنار تخت بیمار به راحتی اجرا می شود. این ژل به طور مستقیم روی جراحت قرار می گیرد و سپس پانسمان می شود. مطالعه اولیه در مرکز بهداشت بارتز سازمان NHS در لندن انجام شده است. 

قرار است ۶۶ بیمار که جراحت پا داشتند، اکنون به طور آزمایشی تحت درمان قرار گیرند تا تاثیرگذاری این درمان آزموده شود. درصد زیادی از جراحت های مزمنی که در NHS درمان می شود، مربوط به جراحت پا در بیماران دیابتی است. این درحالی است که تحقیقات پیشین نشان داده ۴۰ درصد جراحت های دیابتی حداقل سه ماه طول می کشد تا درمان شود. در ۱۴ درصد موارد نیز این زخم ها پس از یک سال هنوز درمان نشده بودند.

چهارشنبه, 15 دی 1395 ساعت 05:13

۱۰ اشتباه که افراد موفق هرگز دو بار انجام نمی دهند

 

اکثر ما در طول زندگی شغلی و شخصی خود اشتباهات متعددی داشته ایم که از بیشتر آنها درس های خوبی هم گرفته ایم. اما گاهی اشتباهاتمان را فراموش میکنیم و دوباره تکرارشان می کنیم. از این رو لازم است بدانیم که افراد موفق اشتباهات خود را هرگز دوبار انجام نمی دهند. در این نوشتار ۱۰ اشتباه که افراد موفق دیگر در زندگیشان تکرار نمی کنند آمده است.
در ادامه ۱۰ اشتباه که افراد موفق هرگز دو بار انجام نمی دهند آمده است:


۱- به کاری که جواب نداده باز نمی‌گردند

ما هرگز نباید به یک شغل یا یک ارتباط شکست‌خورده که به دلیلی خوب به پایان رسیده است بازگردیم و انتظار داشته باشیم که این بار نتیجه‌ای متفاوت بگیریم بدون اینکه چیزی در آن متفاوت باشد.

۲- کاری را که مستلزم این است، آنان شخصی باشند که نیستند، انجام نمی‌دهند

در هر کاری که انجام می‌دهیم باید از خود بپرسیم چرا این کار را انجام می‌دهم؟ آیا من برای این کار مناسب هستم؟ آیا این کار برای من مناسب است؟ آیا دوام دارد؟ اگر پاسخ هر یک از این سوالات منفی است، بهتر است دلیل خوبی برای ادامه آن داشته باشید.

۳- هرگز سعی نمی‌کنند شخص مقابل را تغییر دهند

وقتی در می‌یابید که نمی‌توانید کسی را مجبور به انجام کاری کنید، به او آزادی می‌دهید و اجازه می‌دهید که عواقب و نتایج را تجربه کند. با این کار، آزادی خود را هم باز خواهید یافت.

۴- باور نمی‌کنند که می‌توانند رضایت همگان را جلب کنند

وقتی دریافتید که در حقیقت غیرممکن است که رضایت همگان را جلب کنید، زندگی هدفمند را آغاز می‌کنید و سعی می‌کنید افراد درست و مناسب را راضی نگه دارید. شناختنو دوری از این اشتباه که افراد موفق هرگز برای بار دوم انجام نمی دهند برای ادامه مسیر موفقیت شما لازم است.

۵- هرگز راحتی کوتاه مدت را به منفعت درازمدت ترجیح نمی‌دهند

وقتی افراد موفق در می‌یابند که چیزی را می‌خواهند مستلزم قدمی دردناک و محدود به زمان است، انجام آن کار دردناک برایشان مهم نیست، زیرا این کار آنان را به منافع درازمدت می‌رساند. نادیده گرفتن این اصل زیربنایی‌ترین تفاوت میان افراد موفق و ناموفق در امور شخصی یا کاری است.

۶- به چیزی یا کسی که در ظاهر بی‌عیب است، اعتماد نمی‌کنند

طبیعی است که به سمت افراد یا چیزهایی کشیده می‌شویم که «افسانه‌ای» به نظر می‌رسند. ما عاشق تعالی هستیم و همیشه باید در پی آن باشیم. ما باید به دنبال افرادی باشیم که در کاری که انجام می‌دهند عالی هستند، کارمندانی که کارشان را به بهترین شکل انجام می‌دهند، دوستانی که شخصیت درخشان دارند و شرکت‌هایی که پیشرو هستند. اما وقتی که کسی خیلی خوب‌تر از آن است که بتوان باور کرد، آیا چنین است؟ دنیا کامل نیست. دوره‌ای است. هیچ کس و هیچ چیزی بی‌عیب نیست و اگر آنها چنین ظاهر می‌شوند، دکمه توقف را فشار دهید.

۷- آنها هرگز از تصویر بزرگ خود دست بر نمی‌دارند

وقتی که بتوانیم تصویری بزرگ را ببینیم در زندگی و کار خود بهتر عمل می‌کنیم. برای افراد موفق، هیچ اتفاق منفردی به معنی کل داستان نیست. برنده‌ها این نکته را همیشه به خاطر دارند.

۸- هرگز تلاش و کوشش پیوسته را فراموش نمی‌کنند

مهم نیست چقدر چیزی به ظاهر خوب به نظر برسد، تنها با پشتکار و نگاهی عمیق و دقیق است که درمی‌یابیم چه چیزی را باید بدانیم: واقعیتی که به خود بدهکاریم.

۹- هرگز از پرسیدن این پرسش سر باز نمی‌زنند که چرا در جای کنونی هستند

یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های افراد موفق با دیگران این است که افراد موفق همیشه در عشق، زندگی، ارتباطات و تجارت از خود می‌پرسند که در این موقعیت نقشی که ایفا می‌کنم، چیست؟ به بیان دیگر، آنها خود را قربانی نمی‌بینند، حتی وقتی که واقعا هستند. این اشتباه که افراد موفق هرگز برای بار دوم انجام نمی دهند را فراموش نکنید.

۱۰- هرگز فراموش نمی‌کنند که زندگی درونی شان برای موفقیت بیرونی نقش تعیین‌کننده دارد

گاهی زندگی خوب رابطه چندانی با شرایط بیرونی ندارد. اما اغلب با آنچه که در درون هستیم خوشبختیم و احساس کمال می‌کنیم. تحقیقات این نکته را ارزیابی کرده‌اند. زندگی درون‌مان در خلق شرایط بیرونی‌مان نقش دارد.

و این گفته صحت دارد: افرادی که هنوز در تلاش برای یافتن موفقیت در حوزه‌های مختلف زندگی هستند، می‌توانند به یک یا چند الگوی این چنینی اشاره کنند و آن را دلیلی برای تکرار مجدد همان اشتباه نشان دهند.

همه اشتباه می‌کنند. حتی موفق‌ترین افراد. اما آنچه کامیابان بهتر از دیگران انجام می‌دهند شناسایی الگوهایی است که باعث آن اشتباهات می‌شوند و هرگز آنها را تکرار نمی‌کنند. به طور خلاصه، آنها از دردها درس می‌گیرند (دردهای خود و دردهای دیگران).

نکته خوبی که باید به خاطر سپرد این است که: درد اجتناب ناپذیر است، اما تکرار همان درد برای بار دوم در حالی که می‌توانیم از آن درس بگیریم و کار متفاوتی انجام دهیم، قابل اجتناب است. می‌خواهم بگویم: «ما نیاز به راه‌های جدید شکست نداریم. راه‌های قدیمی به خوبی کار خود را انجام می‌دهند.» وظیفه ما در تجارت و زندگی این است که ببینیم آن راه‌های منجر به شکست کدامند و هرگز آنها را انجام ندهیم.


 

سه شنبه, 14 دی 1395 ساعت 05:11

کارآفرینی را فعال کردیم تا نان مملکت از دانش دربیاید/ مسئولان فیسبوک و مایکروسافت بچه پولدار نبودند ولی اعتماد به نفس داشتند

 

معاون علمی و فناوری رئیس جمهور با بیان اینکه قبلا علم و فناوری در بخش اقتصاد کشور جدی گرفته نمی‌شد، گفت: دانشگاه‌های ما بر اساس نیاز کشور راه‌اندازی نشده ولی وقتی نان مملکت از عقل و دانش دربیاید، علم و فناوری جدی گرفته می‌شود.

حدود سی سال می‌گذرد از دفاع مقدسی که روایت مشترک تمام حماسه‌سازان آن چیزی جز خونریزی و جنایت از سوی رژیم بعثی و دفاع از اعتقاد، وطن، حیات و ناموس، آن‌هم با دست خالی از سوی مدافعان نبود.

معامله‌ای که جهان بی شک ایران را در آن بازنده تمام عیار می‌دانست ولی پایداری، غیرت و حمیت جوانان ایرانی این معادله را به هم ریخت و آنچه در عمل دیده شد عکس تصورات جهانیان بود و پیروزی حق بر باطل.

شاید بدون تفکر و تدبر و ایثار و جان‌فشانی جوانانی که با راهنمایی رهبر خود به واقع به دنبال حفظ استقلال کشور بودند چنین دفاعی شکل نمی‌گرفت ولی جوانان ایرانی با دست خالی کاری کردند کارستان تا تاریخ از آن‌ها به عنوان اسطوره یاد کند.

در این میان منصور ستاری را بی‌شک باید پدر پدافند و نیروی هوایی ایران دانست، فرماندهی که پایه‌گذار مهم‌ترین اقدامات در پدافند و نیروی هوایی ارتش شد و اسطوره بی بدیل نهاجا نام گرفت و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی یک نخبه واقعی بود.

مردی که ثابت کرد مردان بزرگ در شرایط سخت بود که به جایی رسیدند و از لای پر قو، فولاد آبدیده به دست نمی‌آید.

و این جمله‌ای شد که سی سال بعد مدام از زبان فرزندش می‌شنویم.

سورنا ستاری فرزند شهید منصور ستاری که به عنوان یکی از آخرین انتصابات دولت یازدهم به عنوان معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری منصوب شد از همان ابتدا کار خود را با این جمله آغاز کرد که ما طلبکار کشور نیستیم و با پول مفت نفت نمی‌توانیم پیشرفت کنیم بلکه باید برای این کشور تلاش کنیم و با تکیه بر عقل و نیروی انسانی متخصص، کشور را بسازیم.

حرف‌هایش بوی همان زمان دفاع مقدس را می‌داد ولی با ورژن این دوره.

دوره‌ای که جنگ و جهاد در جبهه علمی  و فناوری است و باید این جبهه را تقویت کنیم.

در زمانی که زمزمه‌های حذف کامل معاونت‌ علمی و فناوری شنیده می‌شد و برخی این معاونت را نهادی اضافه و هزینه‌بر می‌دانستند، ستاری با همان تربیت دفاع مقدسی آمد و شوری در جوانان انداخت تا بدون ترس و حتی بدون توقع از دولت، شرکت‌های خود را راه‌اندازی کنند و به سمت تولید دانش‌بنیان بروند و حتی در پیشرفت و رشد و توسعه اقتصاد کشور سهم داشته باشند.

از وی دعوت کردیم ساعاتی در خبرگزاری فارس میزبانش باشیم تا در سال پایانی دولت یازدهم از فعالیت‌ها و برنامه‌هایش بگوید.

با همان برخورد گرم و صمیمی میهمانمان شد و در دفتر مدیرعامل خبرگزاری فارس، پس از شنیدن صحبت‌های سیدنظام‌الدین موسوی صحبت‌هایش را با همان لهجه صریح و خودمانی‌ و بدون تکلفش آغاز کرد.

باز هم با همان جملات همیشگی‌اش را شروع کرد، می‌گفت با پول مفت نفت و فرهنگ بچه پولداری نمی‌توان کشور را اداره کرد، باید تغییر ایجاد کنیم و این تغییر با اعتماد به جوانان وطن میسر است.

خودش می‌گفت حرف‌هایش تکراری شده ولی همین حرف‌های تکراری همچنان به دل می نشیند چون از دل برمی‌آید و تکرار می‌شود تا نهادینه شود.

شاید روزهای اول که این حرف‌ها را می‌زد کسی باورش نمی‌شد که حرف‌هایش روزی در عمل هم انجام شود و فکر می‌کردند حرف‌هایی است که گفته می‌شود و انجام نمی‌شود ولی سورنا ستاری با همان فرهنگ دفاع مقدسی خانوادگی‌اش از همان ابتدای فعالیت خود به عنوان معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری آنقدر از تولید دانش‌بنیان و اتکا به نیروی انسانی متخصص داخلی گفت تا جوانان خودشان را باور کردند و حالا تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان در کشور به بیش از 2800 شرکت رسیده است.

ما هم از وی درباره شده‌ها و نشده‌های برنامه‌های علم و فناوری کشور سوال کردیم، اینکه چرا همیشه از ارتباط صنعت و دانشگاه می‌گوییم ولی این ارتباط هنوز شکل نگرفته است، اینکه چطور تولید دانش‌بنیان می‌تواند در اقتصاد کشور سهم تعیین ‌کننده داشته باشد.

ستاری از عزم جزم بسیج‌وار در حوزه علم و فناوری صحبت کرد و از خیانت نفت به مملکت در طول تاریخ و چگونگی مقابله با آن گفت.

* دانشگاه‌های ما برای بازار کار و رفع نیاز صنعت راه‌اندازی نشده‌اند

فارس: سال‌هاست که در کشور از نقش ارتباط دانشگاه با صنعت در پیشرفت علمی کشور صحبت می‌کنیم ولی همچنان این بخش با مشکلاتی مواجه است، مشکل عدم ارتباط صنعت و دانشگاه چیست؟

ستاری: در این زمینه دو مشکل وجود دارد، یکی از طرف دانشگاه است زیرا دانشگاه‌های ما اصولا برای بازار کار ما و رفع نیاز صنعت درست نشدند.

ما تا ماشین‌ساز نشویم و طراحی نکنیم نمی‌توانیم ارتباط بین صنعت و دانشگاه‌ را به شکل واقعی ایجاد کنیم

در کلاس‌های ما تربیت نیروی انسانیطز   بدون توجه به نیاز و بازار کار است و آموزش‌هایی می‌دهیم که ما به ازای بیرونی در کشور و برای بهره مندی ندارد و دیگری از طرف صنعت است که صنعت ما هم حالت کارخانه‌ای دارد یعنی ما خودمان نه ماشین‌سازی می‌کنیم و نه طراحی می‌کنیم R&D و تحقیق و پژوهش و بهره گیری از نیروی متخصص جدی گرفته نمی شود و چنین صنعتی قاعدتا نیاز به دانشگاه ندارد و اگر چند تکنسین هم داشته باشیم کارها راه می‌افتد، بنابراین ما تا ماشین‌ساز نشویم و طراحی نکنیم نمی‌توانیم ارتباط بین صنعت و دانشگاه‌ را به شکل واقعی ایجاد کنیم.

اگر پایه اقتصاد ما به جای تکیه بر منابع زیرزمینی مانند معدن و نفت و خام فروشی باشد که به صورت معمول از این‌ها استفاده می‌کنیم، متکی به نیروی انسانی متخصص باشد جهت‌گیری ما درست می‌شود و ارتباط صنعت و دانشگاه شکل می‌گیرد.

فارس: شما به عنوان اصلی‌ترین متولی علم و فناوری کشور در این زمینه چه برنامه‌هایی داشته‌اید؟

ستاری: یکی از حلقه‌های اتصال صنعت و دانشگاه که در این دولت بسیار بر روی آن کار شده بحث شرکت‌های دانش‌بنیان است که واقعا با شیب قابل توجهی چه از لحاظ کمی و چه از لحاظ کیفی در حال رشد و توسعه هستند به طوریکه اقتصاد دانش‌بنیان اکنون به اقتصادی تبدیل شده که می‌توانیم ادعا کنیم نزدیک به 30 میلیارد تومان فروش شرکت‌های دانش‌بنیان در سال جاری است و شرکت‌های کوچک ما به شدت در حال بزرگ شدن هستند و از نظر کمی هم به اعداد قابل توجهی رسیده‌ایم.

البته جهت‌گیری جدید دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی هم در حوزه تشکیل این شرکت‌ها و توجه به آن شکل گرفته که می‌تواند ارتباط صنعت و دانشگاه را تبیین کند.

نکته بعدی زیست بوم و محیط کارآفرینی است، اینکه جوانان خودشان محیط را ایجاد می‌کنند به جای اینکه صبر کنند تا دولت سرمایه‌گذاری کند و اشتغال ایجاد کند، نکته بسیار مهمی است.

در حال حاضر جوانان خودشان در قالب شرکت‌های نوپا این کار را انجام می‌دهند.

* 60 درصد شرکت‌های دانش‌بنیان نوپا هستند

فارس: شرکت‌های دانش‌بنیان در دانشگاه‌ها چقدر پیشرفت داشته‌اند؟

ستاری: 60 درصد شرکت‌های دانش‌بنیان ما نوپاست، خوشبختانه جهت گیری دانشگاه‌ها خیلی تغییر کرده و مراکز نوآوری و رشد توسعه یافته است به طوری که تعداد شرکت‌ها چه در حوزه اساتید و چه در حوزه دانشجویان افزایش یافته است.

* تدوین برنامه‌های جدید برای بنیاد ملی نخبگان با تاکید بر هدایت استعدادها

فارس: پس از تاکیدات مقام معظم رهبری بر برنامه‌ریزی بیشتر برای بنیاد ملی نخبگان، تغییراتی را در این نهاد صورت دادید، آیا برنامه جدیدی برای بنیاد در نظر گرفته‌اید؟

ستاری: بله توجه به دغدغه‌ها و دیدگاه‌های مقام معظم رهبری همواره برای ما اصل است، از طرفی بنیاد ملی نخبگان و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری به عنایت و حمایت ایشان به وجود آمده و رشد یافته است اخیراً نیز قائم‌مقام جدید بنیاد منصوب شده که زمان بیشتری را در بنیاد و پی گیری موضوعات می‌گذراند و قطعا  شاهد اتفاقات خوبی بیش از پیش خواهیم بود.

برنامه امسال ما بحث هدایت استعدادهاست که قبلا روی این مسئله کار می‌کردیم ولی نه به این جدیت. و توجه به نخبگان و استعدادهای برتر در یک فرآیند نظامند و موثر در بنیاد در حال اجراست.

در حال حاضر بحث جوایز تحصیلی به خوبی پیگیری می‌شود و فرهنگ ارائه جوایز تحصیلی در حال ایجاد شدن است و اینکه رصد شود و بدانیم دنیا در حوزه استعدادهای برتر چه می‌کند و بهره گیری از تجربه‌های موفق مدنظر ماست.

حجم جوایز تحصیلی در دو سال گذشته در بنیاد ملی نخبگان حدود 7 برابر شده است

فارس: اولویت شما در تدوین برنامه‌های جدید بنیاد ملی نخبگان در چه زمینه‌ای است؟

ستاری: برنامه‌های جدید بنیاد عموما در کنار رصد و شناسائی موضوع، توجه ویژه به  هدایت است، در همین راستا جوایز و حمایت‌های بنیاد نیز افزایش یافته است.

حجم جوایز تحصیلی در دو سال گذشته در بنیاد حدود 7 برابر شده و از نظر تعداد نیز 4 تا 5 برابر شده و این مسئله باعث می‌شود ما قدرت شناسایی خوبی داشته باشیم و هدایت خوب هم مد نظر ماست و من فکر می‌کنم ساز و کار و چرخه بزرگی برای شناسایی ایجاد شده و مهم این است که از حالا به بعد در حوزه هدایت می‌خواهیم با این استعدادها چه کنیم و تأکید بنیاد و تکلیفی که به قائم مقام جدید نیز کرده‌ام تمرکز بر روی حوزه هدایت استعدادهای برتر است.

* عملکرد صندوق نوآوری و شکوفایی در دو سال گذشته قابل دفاع است

فارس: شنیده شده در زمینه شکل ساختاری صندوق نوآوری و شکوفایی هم تصمیماتی گرفته شده است، این قضیه صحت دارد؟

ستاری: صندوق نوآوری و شکوفایی زیرمجموعه ریاست جمهوری است و رئیس هیأت امنای این صندوق، رئیس‌جمهور است و ساختار این مجموعه ذیل معاونت علمی و فناوری یا وزارت علوم و نهادهای دیگر نیست. بنابراین صندوق نوآوری و شکوفایی به همان شکل به کار خود ادامه می‌دهد.

فارس: عملکرد صندوق نوآوری و شکوفایی را چگونه ارزیابی می‌کنید و برنامه‌ آینده این صندوق چیست؟

ستاری: عملکرد صندوق در دو سال گذشته قابل دفاع است و مهم این است که در آینده جهت‌گیری صندوق را به بحث سرمایه‌گذاری جسورانه سوق دهیم و سیستم‌های جدید نوآور در حوزه سرمایه‌گذاری که کشور روی این موضوع تجربه ندارد، داشته باشیم و صندوق باید این کار را انجام دهد.

ارائه تسهیلات و وام به شرکت‌ها خوب است ولی باید توجه داشت صرف دادن وام به شرکت‌ها سبب تولد یا ماندگاری شرکت‌ها نمی‌شود. وام‌ها برای شرکتی است که از آب و گل درآمده ولی شرکت‌های نوپا قاعدتا با وام نمی‌توانند تقویت شوند زیرا باید وام را پس بدهند و اگر بخوبی نتوانند مدیریت کنند ممکن است به مشکل بربخورند.

فارس: راهکار چیست؟

ستاری: راهش این است که روش‌های جدید سرمایه‌گذاری را در صندوق نوآوری  ایجاد کنیم و صندوق به سمت و سوی جدید حرکت کند، گرچه هنوز فرهنگ VC و صندوق‌های جسورانه بصورت کامل نهادینه نشده ولی سایر بخش‌ها از جمله بورس هم پای کار آمده و بخش خصوصی هم در بخش سرمایه‌گذاری جسورانه وارد شده و این همان هدف و راه علاج ماست.

* قانون شرکت‌های دانش‌بنیان یک حق تنفس برای شرکت‌ها محسوب می‌شود

فارس: برخی شرکت‌های دانش‌بنیان با مشکل ورشکستگی دست و پنجه نرم می‌کنند، برنامه‌ای برای کمک به این شرکت‌ها دارید؟

ستاری: ورود VC ها و صندوق‌های جسورانه کمک کار خواهند بود وقتی افراد و VC ها در حوزه نوپا سرمایه‌گذاری می‌کنند ممکن است در چند شرکت هم شکست بخورند ولی سود آن در شرکت‌های دیگر موفق است که کسب سود می‌شود بنابراین ما باید سرمایه‌گذاری جسورانه را توسعه دهیم و این مسئله باید در زیرساخت بخش خصوصی اتفاق بیفتد.

براساس آمار یک مطالعه جهانی، افرادی که در این زمینه‌ها شکست می‌خورند پا پس نمی‌کشند و تا آخر عمر هم در بخش کارآفرینی فعالیت می‌کنند ولی در دفعات بعدی با تجربه بیشتر و احتیاط بالاتر وارد تجربه جدید کارآفرینی می شوند و معمولا موفق هستند زیرا مهم این است که روح کارآفرینی در جامعه باقی بماند.

فیسبوک، مایکروسافت، و اپل نیز شرکت‌های کوچکی بودند که کارشان را از زیرزمین آغاز کردند و پول آغاز کار را هم قرض کردند، این‌ها پدر و مادرهای پولدار نداشتند ولی عقل و ایده و اعتماد به نفس داشتند که توانستند این کار را انجام دهند.

خیانتی که نفت و خام فروشی به صورت تاریخی به این مملکت کرد کم نیست ولی در این چند سال بحث کار آفرینی و تغییر زیست بوم را به جوانان سپردیم

ما قوانین دست و پا گیر را رفع و تعدیل کرده‌ایم تا شرکت‌های دانش‌بنیان با مشکل مواجه نشوند، محیط کسب و کار شامل مالیات‌چی، اماکن‌چی و شهرداری‌چی بوده و کارآفرینان این حوزه از همان ابتدای صبح تلاش می‌کردند تا این «چی»‌ها کرکره مغازه‌‌شان را پایین نکشند ولی قانون شرکت‌های دانش‌بنیان خالی از این «چی‌»ها است و به عنوان یک حامی و حق تنفس برای شرکت‌ها محسوب می‌شود بنابراین شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند از این فرصت برای تولید دانش‌بنیان و دستیابی به اقتصاد ایده‌آل استفاده کنند. هم اکنون بیش از هشتاد خدمت برای حمایت از شرکت‌های دانش بنیان از سوی نهادهای مختلف ذیل قانون به این شرکت‌ها ارائه می‌شود.

* فرهنگ کار آفرینی و تولید داخلی در خون ما بوده ولی با پول نفت نابود شده است

فارس: شما از ابتدای فعالیت خود در معاونت علمی بر بحث تولید داخلی تاکید ویژه‌ای داشتید و جشنواره ملی فرهنگی، هنری ایران‌ساخت را هم ترتیب داده‌اید، این جشنواره به چه صورت برگزار می‌شود؟

ستاری: در راستای جریان سازی فرهنگی در حمایت از کالاها و خدمات دانش بنیان تولید داخل این جشنواره در معاونت و به همت ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانش بنیان راه اندازی شد و در بخش فرهنگی و هنری که از 16 دی ماه در خانه هنرمندان نمایش آثار را داریم و در 18 دی‌ماه مراسم اختتامیه جشنواره ایران ساخت با حضور معاون اول رئیس جمهوری برگزار می‌شود که در حوزه‌های مختلف فرهنگی، هنری تولید محتوا و آثار خوبی بدست آمده. هنرمندان شناخته شده عرصه های مختلف هم با آن همکاری داشتند و دارند ولی به طور کلی مهم این است که فرهنگ توجه به تولید ملی و استفاده از کالای دانش بنیان داخلی غالب شود، این فرهنگ در خون ما بوده ولی با پول نفت نابود شده است.

خیانتی که نفت و خام فروشی به صورت تاریخی به این مملکت کرد کم نیست ولی در این چند سال اتفاقاتی افتاد که بحث کار آفرینی و تغییر زیست بوم را به جوانان سپردیم و حالا بیش از دو هزار و 500 شرکت دانش بنیان و هزاران استارت‌آپ داریم.

فارس: حرف پایانی؟

ستاری: در ابتدای فعالیتم در معاونت علمی و فناوری می‌دیدم به علم و فناوری در حوزه اقتصادی توجه در خوری در کشور نمی‌شد و حتی شاید خود معاونت علمی نیز جدی گرفته نمی‌شد.

در اوایل کار هر روز یک اختلاف بین معاونت علمی با وزارت علوم پیش می‌آمد از قبل هم بود زیرا فکر می‌کردند معاونت هم می‌خواهد کارهای وزارت علوم را انجام دهد اما من وظایف و مسئولیت‌ها را مشخص کردم  و حالا معاونت علمی به عنوان نماینده بخش تولید دانش‌بنیان در تمام شوراهای اقتصادی کشور حضور مؤثر دارد زیرا نقش تولید دانش‌بنیان در اقتصاد کشور مشخص  و ملموس شده است.

اوایل علم و فناوری در حوزه اقتصاد کشور جدی گرفته نمی‌شد ولی حالا معاونت علمی در تمام شوراهای اقتصادی کشور حضور موثر دارد

از قدیم چشم ما به نفت و اقتصاد نفتی بوده است و دانشگاه‌های ما بر اساس نیاز این مملکت درست نشده و صنعت ما صنعت واقعی نبود بلکه کارخانه است ولی وقتی نان مملکت از عقل و دانش دربیاید و میزان تولید دانش‌بنیان به عدد قابل توجهی در اقتصاد برسد این مسئله فرهنگ‌ می‌شود.

سورنا ستاری در پایان صحبت‌هایش با حوصله از تمام بخش‌های خبرگزاری فارس بازدید کرد و گفت‌وگوی صمیمانه‌ای با خبرنگاران این خبرگزاری داشت و در پایان مدیرعامل خبرگزاری فارس یک جلد کلام‌الله مجید را به عنوان یادبود به معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری هدیه داد.

 

سه شنبه, 14 دی 1395 ساعت 05:12

چند مهارت که کلیدی سرنوشت ما را رقم خواهد زد

 

مجمع جهانی اقتصاد در فهرستی ده مهارت کلیدی لازم برای موفقیت در سال  2020 را منتشر کرده است.

مجمع جهانی اقتصاد در فهرستی ده مهارت کلیدی لازم برای موفقیت در سال  2020 را منتشر کرده است.

1- مهارت حل مسایل پیچیده مانند 2015 همچنان در رتبه اول در سال 2020 باقی خواهد موند و کماکان مهمترین مهارت یک فرد در دنیای پیچیده امروز محسوب میشود.

2- تفکر نقادانه از رتبه 4 به رتبه 2 صعود میکند. این به این معنی است که دنیای جدید نیاز بیشتری به تحلیل نقادانه در ارتباط با وضع موجود و تفکرات و سنتهای گذشته خواهد داشت.

3- خلاقیت از رتبه 10 به رتبه 3 صعود میکند! بالاترین صعود در جدول! و البته این صعود کاملاً طبیعی به نظر میرسد. با پیچیدگی های روزافزون در دنیای امروز حل مسئله نیاز روزافزونی به خلاقیت خواهد داشت.

4- مهارت مدیریت انسانها همچنان در 5 مهارت برتر جاخوش می کند. این نشان میدهد که این مهارت اهمیت بالایی دارد.

5-هوش احساسی/عاطفی/هیجانی یک مهارت کاملاً جدید در 10 مهارت برتره! البته به هیچوجه موضوع جدیدی نیست ولی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

6- قضاوت و تصمیم گیری با وجود ورود خلاقیت و هوش عاطفی به مکانهای بالاتر جدول, از رتبه 8 به رتبه 7 صعود خواهد کرد! این نشان میدهد که قضاوت ما و قدرت تصمیم گیری ما برای ساختن دنیای جدید نقش حیاتی دارد.

7-انعطاف پذیری ادراکی یک مهارت جدید هست ... در شیوه و رویکرد ادراکی خودمان باید انعطاف پذیرتر باشیم.

تحلیل راهبردی:

نگاهی عمیق به این فهرست سه پیام کلیدی برای ما دارد:

مهارت های مرتبط با اندیشیدن در این لیست غوغا می کند. از حل مسایل پیچیده تا اتعطاف پذیری ادراکی. ما چقدر واقعا به این مهارت ها مسلط هستیم، مگر نه این است که بسیاری از نکبت هایی که در زندگی شخصی و اجتماعی گرفتار آن هستیم ناشی از همین علیل بودن (ناتوانی ما) در حل مسایل، قضاوت، تصمیم گیری و انعطاف پذیری ادراکی است.

وقتی این لیست را با دروس دبستان، دبیرستان و دروس عمومی دانشگاه مقایسه می کنیم، یک شکاف وحشتناک خود را نشان می دهد. متاسفانه نظام آموزشی ما اندیشه ها را می آموزد و نه اندیشیدن را. خیلی نباید به آموخته های نظام آموزشی فعلی تکیه کرد.

باید برای خود یک برنامه توسعه فردی تنظیم کنیم و هوش هیجانی خود را تقویت کنیم، انعطاف پذیری ادراکی خود را بیشتر کنیم و اصول و فنون مذاکره را بیاموزیم و خلاقیت را تمرین کنیم.
صرفاً با درس خواندن و 20 گرفتن ما انسان های 2020 نخواهیم شد.

پنج شنبه, 09 دی 1395 ساعت 07:09

قاعده بي‌توقعي!

 

اين يک اصل است که وقتي توقع نداري، همه چيز ضريب پيدا مي‌کند!

حتي اگر هيچ دانشمندي قبلا از اين اصل سخن نگفته باشد، به‌طور شهودي مي‌توان آن را لمس کرد...!

مثلا خود من بارها از ارتفاع نزيک به دو متر پايين پريده‌ام و هيچ اثري از کوفتگي و درد در پاهايم حس نکرده‌ام. اما هر بار بي‌توقع از اختلاف سطح پا به زمين گذاشته‌ام و پله يا چاله کوچکي مقابل پايم قرار گرفته است، تا مغز استخوانم تير کشيده! چراکه توقع نداشته‌ام!

يا از هر کس بپرسي آن وقت که منتظر کسي نبوده و توقع حضور عزيزي را نداشته، وقتي برايش غافل‌گيرانه جشن ميلاد گرفته‌اند، بيشتر از هر سال و هر بار ذوق‌زده شده و احساس خوشبختي کرده...

من نام اين اصل را «قاعده بي‌توقعي» گذاشته‌ام...

وقتي توقع نداري همه چيز محدب‌تر مي‌شود...

همه احساس‌ها چاق‌تر به نظر مي‌رسند. همه دردها عميق‌تر مي‌شوند...

و من کسي هستم که در بي‌توقعي محض زندگي مي‌کنم...!

از تو توقع ندارم که بدي‌هايم را نديده بگيري. همان‌قدر که منتظر نيستم به‌خاطرشان برايم ابرو در هم بکشي...!

خدا جان!

هم‌بازي همه تنهايي‌هايم!

براي تنهايي خودت مي‌گويم.

بيا با هم بازي کنيم.

مثلا من هي بي‌توقع آشوب به پا کنم و سرکشي کنم.

و تو هي بي‌چشمداشت ببخش و لبخند بزن...!

اين‌طوري شايد ميانه شرم حاصل از لبخندهايت يک روز من هم عاشقت شدم...

آن وقت مي‌داني تويي که از من توقع عشق نداري، چقدر ذوق خواهي کرد؟

به‌خاطر آن روز هم که شده، بيا يک دست ديگر بازي کنيم...„

چهارشنبه, 08 دی 1395 ساعت 11:18

داستانِ کارآفرینی که شغل ثابت خود را رها کرد

 

مدیرعامل یک شرکت دانش‌بنیان که با هدف کارآفرینی، شغل ثابت خود را رها کرد و به جرگه کارآفرینان موفق پیوست، معتقد است: وقتی تجربه و اعتماد به نفسِ کافي، ضميمۀ عشق و علاقه به کار شود، موفقیت تضمین می‌شود.

مرضيه سنوئي محصل پيش از اين‌که شرکت خود را تاسيس کند، سال‌ها تجربه کار در کارخانه‌هاي مختلف را داشته است، اما نارضايتي از محيط‌هاي کاري و علاقه به گياهان دارويي سبب مي‌شود شغل ثابت خود را رها کند و شرکت دانش‌بنيان اکسير گل سرخ را در استان خراسان رضوي تاسيس کند؛ شرکتي که براي هر بخشي ساز و کار مکتوب دارد و خيلي دقيق، بابرنامه و قانونمند پله‌پله به پيش مي‌رود.

شرکت اکسير گل سرخ از چه سالي تاسيس شد و در چه حوزههايي فعاليت ميکند؟

ما اين شرکت را در سال 84 با هدف کمک به سلامت مردم تاسيس کرديم. در اين شرکت فرآوردههاي گياهي دارويي و کاملا طبيعي ساخته ميشود که هم در مواد دارويي و هم در مواد آرايشي - بهداشتي از آنها استفاده ميکنند. محصولات ما ميتواند جايگزين خوبي براي مواد شيميايي باشد که روي سلامت مردم اثر سوء دارد. اين محصولات کاملا طبيعي و استخراج شده از گياهان دارويي هستند. ما اسانسها و عصارههايي توليد ميکنيم که بهعنوان طعمدهنده مواد غذايي استفاده ميشود مثلا در لبنيات. بعضي عصارههاي خوراکيمان هم براي مواد غذاي پروتئيني مثل سوسيس، کالباس، همبرگر و انواع سسها کاربرد دارد. همچنين عصارههايي را براي مواد آرايشي مثل صابون، کرم و شامپو مورد استفاده قرار ميدهيم. از عصارههاي دارويي توليد شرکت اکسير گل سرخ نيز براي ساخت داروهاي گياهي استفاده ميشود.

چطور شد که به فکر تاسيس شرکت افتاديد؟

من پيش از اين تجربه کار در چندين کارخانه را داشتم و آنجا متوجه اين مطلب شدم که نگاه برخي مديران عامل و مديران بخشهاي مختلف کارخانه نسبت به خانمها نگاه خوبي نيست. به اين فکر افتادم که خودم شرکتي را تاسيس کنم و بتوانم از تعدادي از خانمها حمايت و برايشان ايجاد شغل کنم. از آنجا که شيمي خواندهام و بسيار علاقهمند به گياهان دارويي بودم، شرکت اکسير گل سرخ را تاسيس کردم.

سرمايه اوليه را چطور تامين کرديد؟

در ابتداي کار سرمايه خاصي نداشتيم و از کمکها و حمايتهاي پارک بهرهمند شديم. براساس طرح فناورانهاي که داشتيم، در مرکز رشد پذيرفته شديم و آنها هم بهصورت پلکاني، سي ميليون تومان در اختيار ما گذاشتند و دستگاه ساختيم. کمکم توانستيم از محل فروشمان درآمد کسب کنيم و با اعتباري که به دست آورده بوديم، وام گرفتيم. پس از چهار سال که طرح تجاري شد، ديگر محيط کوچک پارک جوابگوي نيازهايمان نبود. به همين دليل در شهرک صنعتي توس محلي را خريداري کرديم و مستقر شديم.

چطور توانستيد بازار فروش پيدا کنيد؟ مزيتهاي رقابتي شما چه بود؟

بزرگترين مشکل هر شرکتي فروش است و شرکتي ميتواند در بازار به حيات خود ادامه دهد که هم کيفيت بالايي داشته باشد و هم محصولش را با قيمت رقابتي عرضه کند. تلاش و جديت هم که چاشني کار شود، شرکت ميتواند به موفقيت برسد. ما هم توانستيم با قيمت رقابتي و کيفيت بالا بخشي از بازار را بهدست آوريم.

شما در اين شرکت دانشبنيان چه مشکلاتي داريد که شرکت توليدي معمولي با آنها مواجه نيست؟

يک شرکت دانشبنيان براي همه ابزار توليد و فروش خود برنامه دارد. از آن مهمتر طرح توسعه است؛ چيزي که در شرکتهاي دانشبنيان روي آن بسيار تاکيد دارند. اين دست شرکتها تلاش دارند هر سال محصولي فناورانه توليد و به بازار عرضه کنند که حرفي نو داشته باشد، اما شرکتهايي که رويکرد دانشبنيان ندارند، توليد خود را بهصورت سنتي انجام ميدهند که در حال حاضر موردپسند جامعه نيست.

شما پيش از اين شغل ثابت در کارخانه داشتيد و براي تاسيس شرکت خود شغلتان را رها کرديد. نگران نبوديد با به نتيجه نرسيدن کار شرکت متضرر شويد؟

طبيعتا در ابتداي کار خلاءها و مشکلاتي وجود داشت، اما زماني که عشق و علاقه به کار وجود داشته باشد و تجربه و اعتماد به نفس کافي هم ضميمه شود، در هر کاري ميشود بهخوبي پيش رفت و من هم خوشبختانه از اين فاکتورها بيبهره نبودم.

پيش از اين گفتيد که در برخي کارخانهها رفتارهاي مناسبي از سوي مديران نميديديد. آيا از وقتي مديرعاملي شرکت اکسير گل سرخ را بر عهده داريد، رفتار تبعيضآميزي مشاهده کردهايد؟

اولين نيروهاي شرکت، دخترهاي خودم بودند و نيروهاي بعدي که به جمع ما اضافه شدند هم حکم بچههاي خودم را داشتند. خوشبختانه چون سنم بالاست و حکم مادر بسياري از بچهها را دارم، همه به من احترام ميگذارند. بنابراين در اين مدت مشکلي نداشتم.

چه ساز و کاري براي جذب نيرو داريد؟ مشکل مهاجرت نيروي انساني هم داشتهايد؟ اينکه به شرکتهاي بزرگتر بروند يا به خارج از کشور مهاجرت کنند؟

ما براي هر قسمتي ساز و کار مکتوب داريم و براي انتخاب نيرو هم. افراد متقاضي مورد سنجش قرار ميگيرند و با آنها مصاحبه ميشود. پس از آن يک ماه هم به شکل آزمايشي مشغول ميشوند. خوشبختانه بهندرت پيش آمده که کسي پس از طي کردن دوره يک ماهه مناسب شناخته نشود. در اصل آنهايي ماندگار ميشوند که ميتوانند خودشان را با محيط اين شرکت وفق دهند. ما به صورت مرتب با نيروها گفتمان داريم و رفتاري که با آنها ميشود و امکانات مالي که در اختيارشان قرار ميگيرد، زمينهاي را فراهم کرده که کمتر کسي به خاطر نارضايتي مجموعه را ترک کند.

در حال حاضر چه مشکلاتي داريد و ميخواهيد در چه زمينههايي به شما توجه بيشتر شود؟

در حال حاضر مشکل خاصي حس نميکنم. در هر حال حمايت از شرکتهاي دانشبنيان اتفاق خوبي است؛ حالا چه اين کمک مادي باشد و چه معنوي. خوشبختانه به ما هم از اين بابت کمک شده است و در مقاطع مختلف مورد حمايت قرار گرفتهايم. حدود يک ماه قبل از طرف استانداري از من درخواست کردند که در شوراي اداريشان شرکت کنم و صحبتي داشته باشم بهعنوان شرکتي که توانسته اقتصاد مقاومتي را عملي کند. اين حضور من در مقابل مسئولان استان و مورد تشويق قرار گرفتن، باعث مطرح شدن برند من ميشود. آن زمان هم که در پارک علم و فناوري مستقر بوديم، مسئولان براي بازديد از شرکت ما ميآمدند و همين حمايتها موجب شده که ما بتوانيم رشد کافي داشته باشيم. يکي از دلايل توجه هميشگي مسئولان به اين شرکت پايبندي به قوانين و کيفيت بالاي محصولات است؛ ما هميشه در زمينه پرداخت ماليات، بيمه کردن کارکنان، اخذ مجوزهاي لازم براي توليد محصول و... توجه لازم را داشتهايم. از طرفي صادقانه زحمت کشيدهايم و اگر بنابر طرح توجيهي که ارائه داديم، وامي دريافت کردهايم، وام را در همان راه خرج کردهايم و به فکر جمع کردن سود بيشتر براي خود نبودهايم.

دوري از پايتخت براي شما چه مشکلاتي را بهوجود آورده است؟

ما براي ساخت هر محصولي بايد از سازمان غذا و دارو مجوز بگيريم و اين پروسه براي ما که در تهران مستقر نبوديم، خيلي سخت و نفسگير و هزينهبر بوده است. از آنجا که به دليل قرار گرفتن کارخانه در شهرستان ما را کمتر ميشناختند، گرفتن هر پروانه چيزي در حدود يک سال طول کشيده، در حالي که شرکتهاي مستقر در پايتخت بسيار راحتتر و سريعتر مجوزهاي لازم را دريافت ميکنند.„

چهارشنبه, 08 دی 1395 ساعت 04:13

سرمایه‌گذاری جسورانه دارای فرهنگی کهن و ریشه‌دار در اقتصاد کشور است

 

معاون علمی و فناوری رییس جمهوری فعالان کسب و کارهای فناور کوچک و متوسط و صندوق‌های سرمایه گذاری خطرپذیر گفت: فرهنگ سرمایه‌گذاری خطرپذیر یا جسورانه، دارای ریشه‌های عمیقی در فرهنگ اقتصادی کشورمان است و اکنون با حضور صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر در فضای اقتصاد کشور، به شکلی مدرن و متناسب با فضای اقتصادی کنونی برای حمایت از رشد کسب و کارهای کوچک و متوسط تعریف شده است.

سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رییس جمهوری در آیین رونمایی از بازار شرکت‌های متوسط و کوچک و صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه، به فرهنگ ریشه‌دار سرمایه‌گذاری خطرپذیر در اقتصاد کشورمان اشاره و اظهار کرد: امروز در حالی بازار صندوق‌های VC رونمایی می‌شود که فرهنگ سرمایه‌گذاری خطرپذیر یا جسورانه، دارای ریشه‌های عمیقی در فرهنگ اقتصادی کشورمان است و تا پیش از زمانی که نفت، تکیه‌گاه اقتصادمان قرار بگیرد، جلوه‌های این فرهنگ را در کسب و کارهای پیشینیان می‌توان مشاهده کرد.

وی ادامه داد: صاحبان کسب و کارهای قدیم یا به اصطلاح بازاری‌ها، فرصت و زمینه‌های لازم برای کارآفرینی را در اختیار جوانان قرار می‌دادند و به این شکل حمایت‌های لازم برای ایجاد کسب و کار را در اختیار نسل‌های بعدی می‌گذاشتند که این موضوع جلوه‌ای است از سرمایه‌گذاری جسورانه که امروزه به شکلی مدرن و متناسب با فضای اقتصادی کنونی برای حمایت از رشد کسب و کارهای کوچک و متوسط تعریف شده است.

ستاری ادامه داد: اساس کار صندوق‌های جسورانه این است که روی تعدادی کسب و کار سرمایه‌گذاری کنند که طبیعتا همه در این مسیر موفق نمی‌شوند، اما کسب و کارهایی که به موفقیت می‌رسند، هزینه‌ کسب و کارهای ناموفق را جبران می‌کنند و مهم‌تر از همه فعالانی که در کسب و کارهای خود شکست می‌خورند، با انگیزه بیش‌تر و در فضای دیگری در مسیر کارآفرینی فعالیت می‌کنند که در حقیقت ماهیت اقتصاد دانش‌بنیان به دنبال ایجاد همین فرهنگ، یعنی ارائه فرصت دوباره به نیروی انسانی جوان برای کسب تجربه و کسب اعتمادبه نفس برای شکل دادن یک کسب و کار دانش‌بنیان موفق است.

حل مشکلات اقتصادی به مدد نگاه تازه اقتصاد دانش‌بنیان

ستاری با بیان این‌که تصور حل شدن مشکل اشتغال جوانان با ایجاد پالایشگاه، کارخانجات و واحدهای صنعتی به شیوه قدیمی نادرست و شکست خورده است، افزود: این اندیشه از اقتصاد نفتی نشأت می‌گیرد و امروزه تفکر اقتصاد دانش‌بنیان به مدد شرکت‌های جوان که توانسته‌اند در یک فضای محدود بدون صرف منابع و بدون آسیب‌ها و ایجاد آلودگی‌های زیست محیطی ناشی از صنایع قدیمی، به اشتغال چند صد نفری و درآمدهای چند هزار میلیاردی برسند، الگوهای غلط پیشین یادشده را در هم شکسته است.

رشد چندهزار برابری استارت‌آپ‌ها در فضای کسب و کار کشور

نایب‌رییس هیات امنای صندوق نوآوری و شکوفایی کسب و کارهای فناورانه را فرصتی ارزشمند برای سرماهی‌گذاران ارزیابی کرد و گفت: بسیاری از استارت‌آپ‌ها در کمتر از یک سال بیش از هزار درصد رشد می‌کنند و سرمایه‌گذار بخش خصوصی باید به این درک برسد که سرماهی‌گذاری در این حوزه بیش از هر حوزه دیگری سودآور و البته برای اقتصاد کشور مفید خواهد بود.

وی افزود: بیش از 20 شتاب دهنده نوآوری با استارت‌اپ‌ها را در مسیر رشد هدایت می‌کنند که این ظرفیت روبه رشد بر مبنای بیش از 30 میلیون نیروی انسانی جوان و رتبه دوم تربیت فارغ‌التحصیل رشته‌های فنی و مهندسی ظرفیتی منحصر به فرد برای رشد این کسب و کارهاست که می‌تواند رشد روزافزون اقتصاد کشور را رقم بزند.

رییس بنیاد ملی نخبگان، ورود درآمد بدون زحمت نفت به ادبیات اقتصادی کشور را منشأ شکل‌گیری بسیاری از مفاهیم فرهنگی نادست اقتصادی دانست و گفت: با سیطره یافتن درآمد نفت بر عرصه‌های گوناگون کشور طی سال‌های گذشته، بسیاری از مفاهیم صحیح مانند کارآفرینی جای خود را به استحصال درآمد بدون زحمت نفتی دادند و یا اشتغال با مفهوم استخدام دولتی جایگزین شد که در نتیجه دانشگاه به جای تلاش برای حل مشکلات صنعت، کارآفرینی و تربیت نیروی کارآفرین و بر اساس سرفصل‌های نامتناسب با نیاز جامعه صرفاً فارغ‌التحصیل تربیت کرد و از سوی دیگر، صنعتی به وجود آمد که به ماشین‌سازی، بهینه‌سازی و نوآوری نمی‌اندیشید و جایی برای نیروی کار متخصص دانشگاهی نداشت.

ایجاد فضای مناسب کسب و کار  فناورانه راه‌کار بازگشت رونق به اقتصاد کشور

رییس ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان راه‌کار بازگشت رونق به کسب و کار را مستلزم ایجاد فضای کسب و کار برای شرکت‌های فناور دانست و افزود: قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان به همین منظور شکل گرفت و با تلاش برای رشد شرکت‌های دانش‌بنیان از راه‌های چون ارائه بیش از 80 خدمت از جمله معافیت‌های مالیاتی، گمرکی، سربازی و... محیط مناسب برای کسب و کار فناورانه و نوآور بر پایه توانمندی جوانان را ایجاد کند.

ستاری به حمایت جدی معاونت علمی و فناوری از توسعه کسب و کارهای فناورانه نوپا و صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه اشاره کرد و گفت:به حمایت علی‌رغم تمام موانع و مشکلات و بعضا مخالفت‌ها، از شکل‌گیری این محیط کسب و کار و چتر حمایتی ایجاد شده برای شرکت‌های دانش‌بنیان حمایت می‌کنیم و امیدواریم با پیوستن نهادها و بخش‌ها گوناگون به فرهنگ اقتصاد دانش‌بنیان و اتفاق خوبی که با راه‌اندازی بورس ایده آغاز شد و با شکل‌گیری باز VC ادامه یافت، اصلاح فرهنگ اقتصادی پیشین و ورود بخش خصوصی به عرصه سرماه‌گذاری در حوزه پژوهش را شاهد باشیم.

در ادامه این مراسم با حضور معاون علمی و فناوری رییس‌جمهوری، رییس سازمان بورس و اوراق بهادار ایران، مدیرعامل شرکت فرابورس، رییس اتاق بازرگانی تهران و رییس سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران بازار شرکت‌های کوچک و متوسط و صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه در سازمان بورس و اوراق بهادار رونمایی شد.

بر اساس این گزارش با بررسی 10 شرکت Sme، تعداد 6 شرکت و نیز پس از بررسی 7 صندوق‌ سرمایه‌گذاری خطرپذیر، تعداد 4 صندوق پذیره‌نویسی و به بورس راه یافتند یا عرضه اولیه شدند که مجموعه بالغ بر 240 میلیارد تومان ارزش بازاری آنان برآورد شده است.

پیش از این بر اساس نیز بر اساس موافقتی میان معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری با سازمان بورس و فرا بورس، زمینه سرمایه گذاری شرکت های دانش بنیان در بورس و حضور این شرکت‌ها به عنوان شرکت‌های سهامی در فضای بورس به منظور تامین اعتبار و تامین مالی این شرکت‌ها فراهم شد.

سه شنبه, 07 دی 1395 ساعت 11:33

۱۴ روش موثر برای بهبود قدرت بیان

 

آمارها به این واقعیت اشاره دارند که تقریبا ۸۵ درصد از موفقیت ما در زندگی، مستقیما به مهارت‌های ارتباطی‌مان به‌ویژه قدرت بیان مربوط می‌شوند. یعنی فرقی نمی‌کند چقدر بلندپرواز، چقدر اهل پشتکار یا چقدر تحصیل‌کرده باشید؛ اگر مهارت‌های ارتباطی صحیح و قدرت بیان کافی را در خودتان ایجاد و تقویت نکنید، احتمال موفقیت‌تان پایین است. این نوشته را بخوانید تا با ۱۴ روش موثر برای بهبود قدرت بیان آشنا شوید.

اگر به شیوه‌ی برقراری ارتباط افراد با یکدیگر دقت کنید، به وضوح می‌بینید که بیشتر ما آدم‌ها با کمی توجه بیشتر به قدرت بیان می‌توانیم نفع زیادی ببریم.

«کیفیت زندگی‌تان، کیفیت روابط‌تان است.»
– تونی رابینز

رابطه‌ی قدرت بیان با موفقیت

هر وقت می‌خواهید فراتر از دنیای درونی‌تان حرکت کنید و با کسانی که فکر و احساس‌شان با شما متفاوت است ارتباط برقرار کنید، مهارت‌های ارتباطی‌تان، به‌ویژه قدرت بیان، عامل اصلی‌ای هستند که نتیجه را رقم می‌زنند.

خبر خوب اینکه همه می‌توانند قدرت بیان خود را تقویت کنند. حتما انگیزه‌ی بیشتری پیدا می‌کنید اگر بدانید که حتی پیشرفت‌های اندک در قدرت بیان در ارتباط با دیگران، تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی و کارتان خواهند داشت.

«برقراری ارتباط، یعنی ارتباط انسانی، کلید موفقیت شخصی و کاری است.»
– پاول جی میر

تقویت قدرت بیان

وقتی می‌خواهید با طیف گسترده و گوناگونی از آدم‌ها ارتباط برقرار کنید، باید ابتدا ۵ سؤال از خودتان بپرسید:

  • چه اشتراکاتی داریم؟
  • آنها در گفت‌وگو با من احساس راحتی دارند؟
  • پاسخ‌های من باعث می‌شود احساس کنند درک‌شان کرده‌ام؟
  • مقصود من به طور واضح منتقل شده است؟
  • پس از برقراری تعامل، ارتباط‌مان بهبود خواهد یافت؟

برای دست‌یابی به این اهداف، باید آنچه در ادامه می‌آید را مورد توجه قرار بدهید.

۱۴ روش موثر برای بهبود قدرت بیان

۱. این حس را منتقل کنید که مشتاق صحبت با آنها هستید

 

آنها دوست دارند احساس کنند که شما ترجیح می‌دهید به جای هر کس دیگری، با آنها صحبت کنید. وقتی این حس را منتقل می‌کنید که برای صحبت هیجان‌زده هستید و به آنها اهمیت می‌دهید، باعث می‌شود حس بهتری نسبت به خود داشته باشند. در نتیجه، احتمال بیشتری دارد که حرف دل‌شان را با شما در میان بگذارند.

۲. سؤالاتی با پایان باز درباره‌ی علایق‌شان بپرسید

سؤالاتی بپرسید که باعث شوند افراد درباره‌ی علایق و زندگی‌شان طوری صحبت کنند که بینشی درباره‌ی نیازها و خواسته‌های‌شان در اختیارتان بگذارد. وقتی به آنها کمک می‌کنید دید تازه و مثبتی نسبت به وضعیت خود به دست آورند، ارتباطی عمیق‌تری با شما حس می‌کنند.

۳. به زبان بدن و احساساتشان توجه کنید

به ارتباطات غیرزبانی‌شان توجه ویژه‌ای بکنید. به زبان بدن و طرز ایستادن‌شان دقت کنید. افعال و واژه‌هایی که انتخاب می‌کنند را هم مد نظر داشته باشید. حالا، واژه‌ها، زبان بدن و تُن صدای‌تان را طوری در کنار هم مرتب کنید که با آنچه در مخاطب‌تان مشاهده کرده‌اید سازگار شود. انجام این کار به آنها کمک خواهد کرد تا ارتباطِ ناخوداگاهِ عمیق‌تری با شما برقرار کنند.

۴. تأییدشان کنید. بگویید چه چیزهایی را در آنها تحسین می‌کنید و چرا

یکی از بهترین روش‌ها برای ارتباط سریع با دیگران، این است که رک باشید و به آنها بگویید چرا آنها را دوست دارید یا تحسین‌شان می‌کنید. اگر بیانِ زیادی مستقیم مناسب نیست، با اظهارات غیرمستقیمی در این طرف و آن طرف، منظورتان را به آنها برسانید. هر دو رویکرد به یک اندازه مؤثرند، زیرا همه به تأیید و تشویق دیگران، واکنش خوبی نشان می‌دهند.

۵. به هر چه می‌گویند، با دقت گوش کنید

موقع صحبت با آنها، بیش از حد روی آنچه باید پاسخ دهید تمرکز نکنید؛ به جای آن، به هر واژه‌ای که به زبان می‌آورند گوش کنید و تا جای ممکن، واکنش مرتبط و مناسبی نشان دهید. این برخورد به آنها نشان می‌دهد که به آنچه می‌گویند علاقه دارید و در لحظه‌ی جاری، کاملا همراه و هم‌دل‌شان هستید. هر وقت چیزی می‌گویند که درست متوجه نمی‌شوید، سؤال بپرسید. این امر کمک خواهد کرد تا هر گونه خطا و لغزشِ عجیب بالقوه در برقراری ارتباط را پوشش دهید.

۶. به اندازه‌ی کافی ارتباطی چشمی برقرار کنید

ارتباط چشمی به طرف مقابل‌تان می‌گوید که شما نه تنها به او و آنچه می‌گوید علاقه دارید، بلکه قابل اعتماد هم هستید. وقتی این ارتباط چشمی به اندازه‌ی کافی و درست به کار می‌رود، آنها تصور می‌کنند به خاطر این تمایل‌تان به رودررویی مستقیم، به خودتان اطمینان هم دارید. در نتیجه، طبیعتا توجه بیشتری به شما و آنچه می‌گویید خواهند داشت.

۷. تا جایی که ممکن است، خودتان را به آنها بشناسانید

 

یکی از بهترین روش‌ها برای اینکه اعتماد دیگران را به دست آورید، این است که تا جایی که می‌توانید خودتان را به آنها بشناسانید. از اتفاقات جالبی که در زندگی‌تان افتاده برای‌شان بگویید یا فقط سوتی‌هایی را که در زندگی روزمره داده‌اید تعریف کنید. همین‌طور که این کار را انجام می‌دهید، مطمئن شوید که از علایق و ارزش‌های آنها بیش از حد دور نمی‌شوید. هیچ چیز هم‌چون شفافیت، ایجاد اعتماد نمی‌کند.

۸. این حس را منتقل کنید که همگی در یک سوی میدان هستید

از واژه‌هایی مانند «ما، برای ما، خود ما…» استفاده کنید تا فورا با هم ارتباط برقرار کنید. وقتی از چنین واژه‌هایی استفاده می‌کنید، به نظر می‌رسد که همگی در یک گروه، با هدف و علایق مشترکی حضور دارید. این‌طوری شما هم روی مدار آنها حرکت می‌کنید، در حالی که به نظر می‌رسد دیگران از بینش و درک ویژه‌ی شما برخوردار نیستند.

۹. به آنها لبخند بزنید

وقتی به دیگران لبخند می‌زنید، این حس را منتقل می‌کنید که آنها را دوست دارید و وجودشان برای‌تان شادی‌بخش است. لبخند زدن باعث می‌شود آنها هم ناخوداگاه بخواهند به شما لبخند بزنند که این امر فورا بین‌تان توافقی دو طرفه ایجاد می‌کند. فقط مطمئن شوید که لبخندتان صمیمانه است، اگر غیر از این باشد آنها می‌فهمند.

۱۰. تجربه‌های خوب‌تان را به دیگران هم پیشنهاد بدهید

رستوران‌هایی که رفته‌اید، مکان‌هایی که بوده‌اید، فیلم‌هایی که دیده‌اید، آدم‌های مفیدی که آنها باید ملاقات کنند، کتاب‌هایی که خوانده‌اید، فرصت‌های شغلی و خلاصه هر آنچه به ذهن‌تان می‌رسد را پیشنهاد کنید. توضیح دهید که چه چیزی در آن آدم‌ها و مکان‌ها و چیزها قابل توجه بوده و چگونه می‌توانند برای بقیه هم جذاب باشند. اگر آن‌قدر ایده پیشنهاد کنید که بتوانید آنها را علاقه‌مند کنید، آنها هم به عنوان یک «همراه» به شما نگاه می‌کنند که در هنگام تصمیم‌گیری درباره‌ی کاری که باید انجام بدهند، می‌توانند روی او حساب کنند.

۱۱. به آنها دل‌گرمی بدهید

اگر کسی که با او طرف هستید، سن کمتری دارد یا در موقعیت دشوارتری نسبت به شماست، از هر دل‌گرمی‌ای که بتوانید به او بدهید، استقبال خواهد کرد. وقتی به آنها کمک می‌کنید تا اطمینان بیشتری نسبت به توانایی‌هایشان پیدا کنند، برای اظهار نظر شما ارزش قائل خواهند شد. این حتی به رابطه‌تان هم کمک می‌کند. آنها را متقاعد کنید که می‌توانند مشکلات و محدودیت‌های‌شان را از بین ببرند و به برقراری ارتباط با شما حس خوبی پیدا کنند.

۱۲. طوری به نظر برسید که انگار سطح انرژی‌تان کمی بالاتر از طرف مقابل است

عموما آدم‌ها می‌خواهند دور و بر کسانی باشند که به جای تضعیف، روحیه‌ی آنها را بالا ببرند. اگر با صدا و زبان بدن‌تان نشان دهید که سطح انرژی نسبتا بالاتری دارید، وقتی دور و بر شما هستند، حس پرانرژی‌تر و مثبت‌تری خواهند داشت. البته آن‌قدر هم پرانرژی نباشید که آنها را از خود دور کنید، اما آن‌قدر انرژی از خودتان نشان دهید که آنها هم بعد از صحبت با شما احساس پرانرژی بودن کنند.

۱۳. نام آنها را طوری ادا کنید که به گوش‌شان خوشایند باشد

نام هر شخصی، از نظر هیجانی، یکی از قدرتمندترین واژه‌ها برای اوست. اما چگونه ادا کردن آن، مهم‌تر از تعداد دفعاتی است که آن را به زبان می‌آورید. اگر نام آنها را با انعطاف درستی به زبان بیاورید، واقعا می‌تواند حس مثبت زیادی را به طور مستقیم به سیستم عصبی‌شان منتقل کند. اگر وقتی نام آنها را می‌گویید، حس خوبی برای‌شان داشته باشد، بدون اینکه خودشان هم بدانند، به طور ناخوداگاه احساس نزدیکی با شما خواهند کرد.

۱۴. پیشنهاد دهید این رابطه را یک گام به جلو ببرید

 

چند کار وجود دارد که می‌توانید برای تقویت دوستی‌تان با طرف مقابل، انجام دهید. برای نمونه، پیشنهاد رفتن به رستوران بدهید، در کافه و کافی‌شاپ صحبت کنید، به استادیوم‌های ورزشی بروید و… حتی اگر آنها پیشنهادتان را قبول هم نکنند، باز هم از اینکه آن‌قدر ازشان خوش‌تان آمده که می‌خواهید به دوستی‌تان عمق بدهید، احساس خوشایندی خواهند داشت. از طرف دیگر آنها هم به سراغ شما خواهند آمد، چون دیده‌اند که شما به جای آنکه منتظر بمانید تا دوستی با آنها به شکل جادویی اتفاق بیفتد، برای به دست گرفتن زندگی‌تان و برقراری دوستی جرئت دارید.

در استفاده از قدرت بیان ماهر شوید

اگر فرصتی را به تقویت حتی چند مورد از این مهارت‌های ارتباطی اختصاص بدهید، توانایی‌تان در برقراری ارتباط با دیگران چه در محل کار و چه در موقعیت‌های اجتماعی، به طرز چشم‌گیری بهبود می‌یابد. فرصتی را به مشاهده‌ی ماهرترین افراد از منظر اجتماعی که می‌شناسید اختصاص دهید؛ بسیاری از این روش‌ها را در آنها خواهید دید. توجه داشته باشید که این روش‌ها نباید مثل یک ربات به کار گرفته شوند یا خیلی در چشم باشند. باید به صورت طبیعی انجام شوند و به روشی که با موقعیت جاری سازگاری داشته باشند.

«ممکن است ایده‌های فوق‌العاده‌ای داشته باشید، اما اگر نتوانید آنها را منتقل کنید، ایده‌هایتان شما را به هیچ جا نخواهند رساند.»
– لی لاکوکا

برای اینکه بهترین نتیجه‌ی ممکن را به دست بیاورید، فقط آرام باشید و بگذارید این مهارت‌های ارتباطی به طور طبیعی جریان یابند. تا جایی که می‌توانید به خود حقیقی‌تان نزدیک باشید. روش‌هایی را انتخاب کنید که با شخصیت‌تان و انگیزه‌هایتان در ارتباط با دیگران تناسب خوبی داشته باشند. یاد بگیرید که حس کنید کدام‌ها برای موقعیت‌های خاص مناسب هستند و کدام‌ها با شخصیت حقیقی شما سازگاری ندارند.

قدرت بیان، منجر به فرصت‌های جدید می‌شود

از آنجایی که آدم‌ها نقش مهمی در زندگی شما ایفا می‌کنند، اگر فرصتی را به بهبود روشی که با تقویت مهارت‌های ارتباطی، با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید اختصاص دهید، کل زندگی برای‌تان آسان‌تر خواهد شد.

قدیم‌ها برقراری ارتباط با هر کسی در هر موقعیتی خیلی آسان‌تر بود درست برعکس این روزها. قدرت مهارت‌های موثر ارتباطی این است که با تقویت‌شان، فرصت‌های جدیدی که در غیر این صورت در دسترس نبودند به وفور برای‌تان مهیا خواهد شد.

 

سه شنبه, 07 دی 1395 ساعت 05:02

متفکران خلاق جلوتر از زمان خود مي‌انديشيدند/ آینده را خلق کنید

 

متفکران خلاقي که جلوتر از جامعه و زمان خودشان مي‌انديشيدند، خلق آینده را بهترين راه براي پيش‌بيني آینده می‌دانند.

يکي از ساده‌ترين راه‌ها براي اين‌که احمق و ساده‌لوح به نظر برسيد، اين است که آينده را پيش‌بيني کنيد. کافي است از کساني در اين مورد سوال کنيد که مي‌گفتند «خريد اينترنتي» يک مد زودگذر و موقتي است! يا قبل از اين‌که آيفون هشت سال پيش وارد بازار شود، چند نفر (علاوه بر استيو جابز) حدس مي‌زدند که اپليکيشن‌هاي موبايلي به يک صنعت 35 ميليارد دلاري تبديل خواهند شد؟! 

اما وقتي استيو کيس، پيتر دايمنديس، ايستر دايسون و ديگر متفکران خلاقي که جلوتر از جامعه و زمان خودشان مي‌انديشيدند، افکار خود را درباره آينده کارآفريني ارائه می‌دهند، گوش نکردن به حرفشان عين حماقت است. چه موافق اين عده باشيد و چه مخالف پروپاقرصشان، فقط يک روش مطمئن براي دانستن اين‌که بالاخره در آينده چه اتفاقي مي‌افتد، وجود دارد. پيتر دراکر که از بزرگان علم مديريت است، مي‌گويد: بهترين راه براي پيش‌بيني آينده اين است که آن را خلق کنيد. به گفته استيو کيس، يکي از پايه‌گذاران Aol در آينده کارآفريني بيشتر شبيه يک ورزش تيمي‌ خواهد بود. او کارآفرين، بازرگان و مدير عامل اجرايي اهل ايالات متحده آمريکاست، که در سال 1983 Aol را تاسيس کرد. او در مصاحبه‌اي که اخيرا انجام شده است، درباره شيوه‌هاي موفقيت در موج جديد نوآوري مي‌گويد.

آينده کارآفريني را چطور ميبينيد؟ 

فکر کنم جواب اين سوال خيلي واضح باشد. در 25 سال گذشته يا بيشتر، نوآوريهاي بسياري در بخشهاي مختلف زندگي ما به وجود آمده است؛ اينکه چطور اطلاعات کسب کنيم، چطور ارتباط برقرار کنيم و چطور خريد کنيم. اما در 25 سال آينده به همين اندازه يا حتي بيشتر، نوآوريهاي مهميدر بخشهاي مهم زندگيمان به وجود خواهد آمد؛ اينکه چطور سالم و تندرست بمانيم، چطور بياموزيم و درس بخوانيم و چطور منابع مختلف انرژي را مصرف کنيم. بخشهاي اصلي زندگي ما از نظر اقتصادي نيز واقعا داراي اهميت هستند. اين همانجايي است که موج بعدي نوآوري در مسير آن حرکت ميکند و به آن سمت و سو ميرود. 

در آينده نوآورها با چه چالشهايي روبهرو خواهند بود؟ 

کارآفرينهاي مختلفي وجود دارند که در زمينههاي مختلف فعاليت ميکنند. بنابراين کليگويي در اين زمينه خيلي مشکل است، اما کار با داشتن يک محصول خوب شروع ميشود و موضوع مهم بعدي اين است که چطور يک تيم را کنار هم جمع کنيم، ايده را بگيريم و آن را تبديل به يک محصول کنيم و سپس اين محصول را براي ايجاد يک بيزينس پايدار مورد بررسي قرار دهيم. من فکر ميکنم چالشهاي نسبتا پيچيده و منحصربهفردي بر سر راه موج بعدي کارآفريني که در حال ايجاد تحول در زمينه بهداشت و آموزش هستند، وجود خواهد داشت. بنابراين در آينده کارآفريني به درجه بالاتري از سعي و پشتکار نياز دارد. علاوه بر اين شما نياز داريد با ساير شرکتها و موسسات نيز وارد تعامل و ارتباط شويد و در عين حال بايد سياستهايتان را با دولت تنظيم کنيد. فرصتها مهم هستند، ولي کارآفرينها در آينده به مهارتهاي مختلفي نياز خواهند داشت. بعضي از عوامل مربوط به راهاندازي يک بيزينس موفق ازجمله مصرفکننده، محصول و شور و اشتياق و انگيزه ثابت ميماند، اما عوامل جديد ديگري همچون روند همکاريها، سياستها و پشتکار کارآفرين اهميت بيشتري پيدا خواهند کرد. مدلي کارآفريني که مربوط به آخرين موج نوآوري ميشد و بهويژه مناسب شرکتهايي بود که روي طراحي و توليد اپليکيشنهاي مختلف کار ميکردند، اين بود که شما اپليکيشن خود را به بازار عرضه ميکنيد و بررسي ميکنيد تا ببينيد آيا اين اپليکيشن در طول يک سال بعد از ورود به بازار مورد استقبال مصرفکنندگان قرار ميگيرد يا خير. اگر مورد استقبال قرار گرفت، روي آن سرمايهگذاري ميکنيد و در غير اين صورت سراغ طرح و برنامه ديگري ميرويد. شما در اين حالت عکسالعمل يا واکنش آن لحظه بازار را دريافت خواهيد کرد. در موج بعدي قرار است اين فرايند زمان بيشتري طول بکشد تا اثرگذارتر باشد. 

چرا تصور ميکنيد چالشهاي پيچيدهتري در راه است و چرا اپليکيشنها بيشتر خواهند شد؟ 

اپليکيشنهاي بيشتري به وجود خواهد آمد. برخي از آنها به کار خود ادامه ميدهند، بنابراين اگر به فکر طراحي اپليکيشن جديدي هستيد، ميتوانيد روي آن تمرکز کنيد. خيلي از افراد اين کار را ميکنند. اما به نظر من گروههاي ديگري از شرکتها و نوآوريها در آينده به وجود خواهند آمد که نياز به استراتژيهاي متفاوتي دارند. 

شما گفتيد در آينده کارآفرينها کمتر ميتوانند به صورت انفرادي جلو بروند، چرا؟

قطعا کارآفرينهايي وجود خواهند داشت که ميتوانند کارشان را بهتنهايي جلو ببرند، اما درحقيقت کارآفريني يک ورزش گروهي است. يک نفر بهتنهايي ميتواند کارهاي زيادي انجام دهد، اما اينکه ما واقعا چطور ميتوانيم تاثيرگذاري زيادي داشته باشيم، به اين مسئله برميگردد که چطور ميتوانيم تيم يا گروه خودمان را براي به دست آوردن نيروي بيشتر و اثرگذاري بزرگتر انتخاب کنيم. 

اگرچه کارآفرينهاي برجسته و مشهوري مثل استيو جابز وجود دارند که بهحق توجه زيادي هم به اين موضوع داشتند، اما موفقيتهاي واقعي از طريق کار تيمي به وجود خواهد آمد. بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که اين مسئله يک فاکتور قابل استناد براي دستيابي به موفقيتهاي بزرگتري در زمينه کارآفريني است و به نظر من حتي اين مسئله يک فاکتور مهم و قابل استناد براي موج بعدي نوآوري خواهد بود. اينکه چطور شيوه درسآموزي کودکان را در مدارس عوض کنيم، کاري پيچيده است و به فاکتورهاي مختلفي وابسته است. نميشود فقط پشت ميز بنشينيد و چنين تغييراتي را ايجاد کنيد، بلکه به يک تيم نياز داريد. 

بهترين توصيه شما براي کارآفرينهاي آينده چيست؟

مطمئن باشيد که شما مسئله بزرگي را کشف کرديد که نيازمند حل شدن است يا فرصتي را به دست آورديد که بايد از آن استفاده کنيد و در اين مسير حرکت کنيد. قصد ندارم به کارآفرينهايي که طرحهاي کوچکتري را براي اجرا انتخاب کردند، بياحتراميکنم، اما همه کارآفرينها را به زياد تلاش کردن تشويق ميکنم. قطعا اين افراد با مشکلات سختتري مواجه خواهند شد، ولي فکر ميکنم امروز مسائل مهمتري وجود دارد؛ مسائلي که فرصتهاي بيشتري خلق ميکنند. و در پايان بايد بگويم که همه شما داراي اين پتانسيل هستيد که يک کسب وکار مهم با اثرگذاري مثبت بر زندگي ميليونها انساني به وجود بياوريد که در اين دنيا زندگي ميکنند. پس زمان بيشتري را صرف اين کار کنيد و آخرين منظره خود را از آن کار بسازيد و بدانيد بهتنهايي نميتوانيد همه کار را جلو ببريد، بلکه براي انجام آن نيازمند تشکيل يک تيم حرفهاي و مشارکت استراتژيک هستيد. اگر اين کار را با موفقيت انجام دهيد، پس اين توانايي را خواهيد داشت که يک شرکت بزرگ داشته باشيد و به آن افتخار کنيد؛ شرکتي که ميتواند در جامعهاي که در آن زندگي ميکنيد، اثرگذاري زيادي داشته باشد.„

دوشنبه, 06 دی 1395 ساعت 04:54

8 ویژگی مدیران بزرگ آینده

 

سال‌ها است که بر تفاوت‌های بین مدیر و رهبر تاکید بسیار می‌شود و اغلب صاحب‌نظران بر این اعتقادند که مدیران عمدتا افردی دیکتاتور و صرفا دستوردهنده هستند، درحالی‌که رهبران سازمانی اهل تعامل و تصویرسازی مثبت در مورد آینده سازمان هستند.

هر مدیری برای پیشرفت و حرکت به جلو باید حتما یک رهبر باشد، چرا که احترام کارکنان به یک رهبر یک احترام واقعی و از صمیم دل است، درحالی‌که احترام به مدیران از سلسله مراتب سازمانی سرچشمه می‌گیرد.


1) مدیران آینده همیشه در خط مقدم هستند

هنر رهبران بزرگ این است که همیشه پیشرو بوده و پیشاپیش افراد خود حرکت می‌کنند و با رفع موانع موجود، راه را برای آنها باز می‌کنند، درحالی‌که مدیران معمولا به افرادشان دستور می‌دهند به پیش بروند و راه را برای آنها باز کنند. به همین دلیل هم هست که فرامین صادر شده از سوی مدیرانی که رهبری هم می‌کنند از سوی کارکنان قابل پذیرش‌تر بوده و بهتر اجرا می‌شوند.

2) مدیران آینده تکنولوژی‌های جدید را به خوبی می‌شناسند

اگرچه مدیران نیازی ندارند که در تمام زمینه‌هایی که معمولا با آنها سروکار دارند متخصص و کارشناس باشند، اما در شرایطی که تکنولوژی به بخش حیاتی و کلیدی کار هر مدیری تبدیل شده است، آگاهی و تسلط مدیران بر جدیدترین تکنولوژی‌ها بسیار مهم و تعیین‌کننده خواهد بود.

3) مدیران آینده در همه چیز الگوی کارکنانشان هستند

یک مدیر مدبر کسی است که به جای دادن دستورات صرف و امر و نهی کردن به کارکنان، نحوه کار کردن مطلوب را به آنها نشان می‌دهد و مثل یک رهبر واقعی همه را به جهت درست هدایت می‌کند.


4) مدیران آینده با کارکنانشان احساس راحتی می‌کنند

یکی از ویژگی‌های مدیران بزرگ آینده این است که به نقاط ضعف و محدودیت‌های خود اذعان دارند و از سوال پرسیدن و کمک گرفتن از کارکنانشان ابایی ندارند. آنها حتی اگر به این نتیجه برسند که نظرات و عقاید کارکنانشان بهتر و عملی‌تر از نظرات خودشان است، آنها را با آغوش باز می‌پذیرند و این مساله را به‌طور علنی بیان می‌کنند. تجربه نشان داده که اعتراف و آگاهی مدیران نسبت به ناتوانی و محدودیت‌های خود به نوآوری و خلاقیت آنها منتهی می‌شود.

5) مدیران آینده به خرد جمعی اعتقاد واقعی خواهند داشت

متاسفانه بسیاری از مدیران امروز فقط شعار توجه به خرد جمعی و تصمیم‌گیری تعاملی را سر می‌دهند و در عمل ترجیح می‌دهند به تنهایی فکر کنند و تصمیم بگیرند. با این حال، پیچیدگی‌های گسترده دنیای آینده مدیران را وادار خواهد کرد به‌طور عملی خردجمعی را مورد توجه قرار دهند و تصمیماتی را اتخاذ کنند که حاصل نظرخواهی و مشارکت دادن عملی کارکنان خواهد بود.

6) مدیران آینده استاد دل به دریا زدن هستند

همه می‌دانند که مسیر پیشرفت و نوآوری از خطرات و چالش‌های متعددی می‌گذرد و اغلب پیروزی‌های بزرگ مدیران و رهبران بزرگ دنیا در سایه خطر کردن و دل به دریا زدن میسر شده است. با توجه به پیچیدگی و رقابتی‌تر بودن دنیای آینده، شاه‌کلید موفقیت و پیشرفت در خطر کردن و اجتناب از محافظه‌کاری و عافیت‌طلبی نهفته است. در این مسیر زیر سوال بردن روش‌های مرسوم کنونی و امتحان کردن راه‌های ناشناخته می‌تواند از مدیران سازمان‌ها، رهبران بزرگ و کارکشته بسازد.

7) مدیران آینده نسبت به وقایع واکنش‌ها و بازخوردهای واقعی نشان می‌دهند

هر مدیر باتجربه‌ای به وضوح می‌داند که برگزاری جلسات سالانه یا حتی فصلی ارزیابی عملکرد و هم‌اندیشی با کارکنان فایده چندانی ندارد و به جای آن باید به نشان دادن واکنش‌ها و بازخوردهای متناوب و موردی در قبال موقعیت‌های مختلف پرداخت. در آینده نیز با توجه به ماهیت متغیر و پویای کار، نیاز به بازخوردهای سریع‌تر و واقعی‌تر بیش از پیش احساس می‌شود و جلسات طولانی و چندساعته بررسی عملکرد و بحث و نظر با شرکت تمام کارکنان دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت.

8) مدیران آینده به زندگی شخصی افرادشان احترام می‌گذارند

یکی از سوءتفاهم‌هایی که در سال‌های اخیر و پس از ظهور تکنولوژی‌های ارتباطی و رسانه‌های اجتماعی در مورد رابطه بین مدیران و کارکنان رخ داده این است که برخی از مدیران به اشتباه فکر می‌کنند حق دارند از طریق شبکه‌های اجتماعی، از کارکنان خود انجام یکسری کارها و پروژه‌ها را در ساعات غیرکاری طلب کنند. به عبارت دیگر آنها به شکل غیرمنصفانه‌ای توقع دارند افرادشان از وقتی که باید برای خانواده‌شان بگذارند، صرف‌نظر کرده و دستورات آنها را اجرا کنند و این کار را نشانه بهره‌وری بیشتر کارکنانشان می‌پندارند، درحالی‌که به هیچ عنوان چنین نیست و دخالت در زندگی شخصی افراد محسوب می‌شود و مدیران آینده خواهند کوشید به‌طور جدی از این کار خودداری کنند.

 

دوشنبه, 06 دی 1395 ساعت 05:31

چگونه از 5 اشتباه مدیریت پایداری دوری کنیم؟

 

از کسب‌وکارها برای ایجاد توسعه سازمانی، از روش‌های مشابه کشت دیم استفاده می‌شود. آنها اقدامات اولیه را انجام می‌دهند، اما بدون آنکه کاری برای تضمین موفقیت برنامه‌های خود داشته باشند، تنها مشغول دعا کردن می‌شوند


زمانی ما در حال بررسی برنامه‌های یک تولیدکننده محصولات چوبی بودیم. آنها اصول پایداری زیست‌محیطی را به کارکنان خود آموخته بودند و کار خود را تمام‌شده می‌دانستند. این تولیدکننده انتظار داشت که با آموزش محض، معجزه‌ای رخ دهد و اهداف شرکت تحقق یابد. طبیعی است که به‌دلیل فقدان برنامه‌ای عملی برای استفاده آنی از دانش کارکنان، بسیاری از آموخته‌های آنها فراموش شده بود. زمانی که مشکل شناسایی شد، شرکت برنامه‌های ساختارمندی تدوین کرد تا کارکنان را بیش از پیش در استراتژی‌های پایداری دخیل کند.

سیاهچاله بزرگ: شرکت دیگری، تمام کارکنان را در برنامه‌های پایداری خود مشارکت داده و از آنها خواسته بود تمام ایده‌هایی را که می‌توان به‌کار گرفت، مطرح کنند. تمام این ایده‌ها و نظرات جمع‌آوری شده بودند، اما هیچ فرآیندی برای سنجش آنها، اقدام عملی یا ارائه بازخورد به کارکنان وجود نداشت. در مدت 2 سال جمع‌آوری نظرات مرتبط با پایداری، کارکنان مردد شده بودند که تا چه اندازه شرکت آنها نسبت به پایداری جدیت دارد. آنها تنها می‌دیدند که نظراتشان جذب یک سیاهچاله می‌شود.

ظهور نام‌های دیگر: در مطالعه‌ای که بین کارکنان شرکت‌های مختلف آمریکایی صورت گرفت، مشخص شد که کارکنان آنها تصور یکسانی از واژه‌هایی مانند «پایداری» و «فعال محیط زیست» ندارند. کارکنان برخی از شرکت‌ها، زمانی که می‌شنیدند شرکت آنها در حال حرکت به سمت پایداری است، به جای برانگیخته شدن، در مقابل تغییر مقاومت می‌کردند.

اگر نمی‌دانید مقصد شما کجاست...: رئیس یک شرکت ساختمان‌سازی متوجه خلأ پایداری در شرکت خود شد و شخصی را برای پیگیری این موضوع استخدام کرد. با این حال، تیم مدیران عالی این شرکت، هیچ‌گاه جلسه‌ای تشکیل ندادند تا انطباق پایداری را با استراتژی کسب‌وکار خود بررسی کنند. این وضعیت باعث شده هدف پایداری مشخص نشده و بین مدیران شرکت هم در این زمینه اتفاق نظر وجود نداشته باشد. نتیجه آن شده که در حال حاضر، در این شرکت دو نفر مسوول پایداری وجود دارد و هر دوی آنها هم مستاصل و ناامید هستند.

انتظارات غیرضروری: مالک یک شرکت ساختمانی دیگر، کارکنان خود را بیش از اندازه نسبت به پایداری برانگیخته بود. به این صورت، پایداری تبدیل به یک مساله مرگ و زندگی برای کارکنان شده و مسوولیت شرکت افزایش یافته بود. نتیجه آن شد که کارکنان به تدریج شروع به ترک شغل کردند؛ چرا که احساس می‌کردند تغییرات شرکت آنها به اندازه کافی سریع نیست.شما باید این اشتباهات متداول مدیریت تغییر را بشناسید. این مشکلات، عمومی هستند و در هر شرکتی ممکن است رخ دهند. اگر شرکت‌هایی که از آنها نام برده شد، یک کارشناس منابع انسانی را در فرآیندهای تغییر خود دخیل کرده بودند، امکان داشت از این اشتباهات دور بمانند.

 

شنبه, 04 دی 1395 ساعت 06:51

ژاپن چگونه قطب توسعه شرق شد؟

 

ژاپن چگونه قطب توسعه شرق شد؟

 

ژاپن در غرب سواحل شرقي قاره آسيا قرار دارد و از لحاظ وسعت، کشوري کوچک است، اما با داشتن جمعيتي در حدود 127 ميليون نفر دهمين کشور پرجمعيت جهان محسوب مي‌شود و به دليل لطماتي که در جنگ جهاني متحمل شد، الگوي مناسبي براي توسعه اقتصادي کشورهاي جهان سوم به شمار مي‌آيد.

ژاپن جامعه‌اي بزرگ و يک‌دست و خالي از شکاف‌هاي عميق و اختلافات اخلاقي، مذهبي و طبقاتي است. فاصله ميان طبقات در ژاپن زياد نيست، به ‌طوري ‌که حدود 90 درصد مردم اين کشور خود را جزو طبقه متوسط مي‌دانند.

کشور ژاپن کاملا از اطراف با آب محصور شده و از طريق مرز آبي با کشورهاي چين، کره جنوبي، کره شمالي و روسيه همسايه است. اين کشور در پايان جنگ جهاني دوم، تمامي متصرفات فرادريايي خود، از جمله کشور کره را که در آن زمان 45/5 درصد کل خاک اين کشور را تشکيل مي‌داد، از دست داد و وسعت آن به ميزان فعلي که در حدود 387 هزار کيلومتر مربع است، کاهش يافت. اين کشور داراي منابع طبيعي خيلي محدودي است و اکثر جزاير و خاک آن کوهستاني و آتشفشاني است. آمارها نشان مي‌دهند که سالانه در حدود 1500 زمين‌لرزه در ژاپن رخ مي‌دهد.

ژاپن سومين قدرت اقتصادي دنيا پس از امريکا و چين است و با اکثر کشورهاي دنيا روابط تجاري دارد. گرچه تقريبا نيمي از سرمايه‌گذاري‌هاي مستقيم خارجي ژاپن در کشورهاي امريکاي شمالي صورت مي‌گيرد، اما شرکت‌هاي ژاپني در کشورهاي اروپايي، آسيايي، امريکاي لاتين و ساير کشورها نيز در سطحي وسيع به سرمايه‌گذاري مي‌پردازند.

هشت ميليون کشته و زخمي بهاي جنگ جهاني دوم

در سال  1945 و با شکست ژاپن پس از بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي، اين کشور با بيش از 13 ميليون نفر بيكار مواجه شد. تورم ژاپن در آن زمان به‌حدي بود كه افراد براي سير كردن شكم خود، اقدام به فروش دارايي‌هاي خود كرده بودند. همچنين قيمت كالاهاي اساسي در بازارها 30 تا 60 برابر قيمت رسمي دولت بود.

ژاپن در جريان جنگ جهاني دوم خسارات فراواني ديد و در اواخر جنگ به چنان وضعي دچار شد که بسياري از تحليلگران در توصيف آن، عبارت «به کلي ويران‌شده» را به کار بردند. بهاي جنگ براي ژاپن، 8 ميليون كشته و زخمي و ويراني 25 درصد از زيرساخت‌هاي غير نظامي و نابودي 5/41 درصد از ثروت ملي بود.

اصلاحات ارضي، مقدمه رشد

مقدمه رشد اقتصادي در ژاپن با اصلاحات ارضي آغاز شد. کشوري كه در اثر جنگ جهاني دوم و چند جنگ پيش از آن به كلي ويران شده بود، از مراحل مختلفي عبور كرد. ابتدا دوره بازسازي بعد از جنگ را پشت سر گذاشت. اين دوره با مشكلات سياسي و اقتصادي فراواني همراه بود. پس از آن نوبت به مبارزه با محدوديت‌هاي فناوري و فني در توليد رسيد. در اين دوران ژاپن توانست با سرعت و تلاش فراوان و از طريق همكاري‌هاي خارجي تكنولوژي‌هاي مورد نياز خود را وارد كند. اين کشور سپس وارد فاز رشد سريع شد. در اين دوران که 10 سال به طول انجاميد، ژاپن به وضعيت اشتغال كامل رسيد و در واقع از يك اقتصاد كه ويژگي نيروي انساني ارزان را داشت به اقتصادي تبديل شد كه با كمبود نيروي انساني مواجه بود. اين کشور بعد از حل مشكلات فوق با چالش‌هاي ناشي از آزادي تجارت خارجي رو‌به‌رو شد و با احتياط زياد شروع به گشودن درهاي خود به روي اقتصادهاي جهان كرد، اما وقتي از دوره كسري پرداخت‌ها وارد مرحله مازاد پرداخت‌ها و افزايش ذخاير ارزي شد «شوك نيكسون» همه چيز را به هم ريخت و ژاپن ناچار به انطباق خود با شرايط جديد و ابداع سياست‌هاي اقتصادي جديدي شد و پس از آن نوبت به بحران‌هاي نفتي اول و دوم رسيد. به اين ترتيب ژاپن از آزمايش‌هاي سخت و بزرگي با موفقيت بيرون آمد.

پس از جنگ جهاني دوم، به‌خصوص در دهه‌هاي 50 و 60 ميلادي، دولت ژاپن براي کمک به رشد صنايع اين کشور، يک سيستم پيچيده راه‌اندازي کرد و براي تحقق اين اهداف، روابط خود را با شرکت‌هاي خصوصي نزديک‌تر کرد. هدف از اجراي اين سياست تغيير جهت برخي منابع به سمت صنايع خاص و استفاده از منافع رقابت بين‌المللي براي اقتصاد ژاپن بود. اين سياست‌ها و شيوه‌هاي اجرايي، پيش‌تر در جهت افزايش بهره‌وري نيروها و تاثير مستقيم و غيرمستقيم بر سرمايه‌گذاري صنعتي استفاده شده بود.

نقش جامعه در توسعه ژاپن

ژاپن يک جامعه بزرگ و يک‌دست است که برخلاف بسياري از کشورها، از شکاف‌هاي عميق و تفاوت‌هاي اخلاقي، مذهبي و طبقاتي رنج نمي‌برد. همچنين فاصله ميان طبقات فقير و غني در ژاپن، برخلاف کشورهاي ديگر زياد نيست. از جمله يکي از تغييرات قابل توجهي که در دوران مدرن رخ داد، دادن آزادي‌هاي شخصي بيشتر به افراد بود. نتيجه اين آزادي‌ها باعث شد تا مردم اين کشور آزادي بيشتري براي تصميم‌گيري‌هاي شخصي خود نظير انتخاب شغل يا همسر آينده داشته باشند. با اين وجود جامعه ژاپني در مقايسه با جوامع غربي، به شدت جمع‌گرا و با روحيه کار گروهي باقي ماند. فرزندان ژاپني از همان بدو تولد و کودکي، تفکر و کار تيمي را مي‌آموزند و اين روحيه در تمام مراحل زندگي اعم از مدرسه، دانشگاه، بزرگسالي و محل کار ادامه مي‌يابد. در واقع مسائل اخلاقي، جزئي جداناشدني از فرهنگ ژاپني‌هاست که بسياري از پيشرفت‌هاي اين کشور به واسطه همين جامعه اخلاقي محقق شده است.

مثلا ژاپني‌ها حتي اگر جزو طبقه ثروتمند هم باشند، باز هم پيشخدمت ندارند و شخصا نگهداري از والدين پير خود را بر عهده مي‌گيرند. کارمندان ژاپني بسيار متعهد هستند و انجام اين تعهد براي آن‌ها بسيار اهميت دارد. به‌طوري ‌که ميزان مرگ و مير و خودکشي در ميان کارمندان اين کشور بسيار بالاست. اين تعهد در ميان مسئولان ژاپني نيز وجود دارد. هنوز از ياد نبرده‌ايم که «هاتو ياما»، نخست‌وزير وقت ژاپن به علت آن که نتوانست به وعده‌هاي انتخاباتي خود جامه عمل بپوشاند، در مقابل دوربين‌هاي تلويزيوني تعظيم و از مردم کشورش عذرخواهي کرد. پس از سونامي شديد سال 2011 و رخ دادن فاجعه نيروگاه اتمي فوکوشيما، جمعي از مسئولان محلي در مقابل مردم تعظيم و بابت اين اتفاق عذرخواهي کردند.

کار زياد؛ عامل مرگ ده هزار نفر در سال

در نظر آن‌ها كار امري مقدس است و فعاليت توليدي عبادت خدا محسوب مي‌شود. به همين خاطر حتي سود ناچيز نيز، سرمايه‌دار ژاپني را از توليد باز نمي‌دارد. بر‌اساس آمار، سالانه حدود 10 هزار نفر در ژاپن به علت کار زياد جان خود را از دست مي‌دهند. همچنين نرخ بيکاري در ژاپن ماهانه 3 درصد و سن بازنشستگي 61 سال است. در سال 2008 نيروي کار ژاپن 66 ميليون کارگر بود که 40 درصد آن‌ها را زنان تشکيل مي‌دادند.

الگوي صادرات ژاپن مبتني بر صادرات كالاهاي ساخته شده و با ارزش افزوده بالاست و درآمد بالاي ناشي از اين الگو، دوباره براي رشد و توسعه كشور هزينه مي‌شود. الگوي واردات مبتني بر واردات مواد خام و مواد اوليه مورد نياز صنايع اين كشور است. اولويت در ذهن مديران «توليد» است و نه سود كوتاه‌مدت.

ژاپن؛ رتبه اول پسانداز در جهان

ژاپني‌ها به طور ميانگين 20 درصد از درآمد خود را پس‌انداز مي‌کنند. اين پس‌اندازها از طريق بانک‌ها به شرکت‌هاي خصوصي پرداخت مي‌شود تا صنايع ژاپني بدون تکيه بر وام‌هاي خارجي قادر به سرمايه‌گذاري بهتر باشند. ژاپني‌ها دو برابر امريکايي‌ها پس‌انداز مي‌کنند و از اين حيث رتبه اول پس‌انداز خانوارها را در جهان دارا هستند.

با همکاري‌هاي دولت در بخش صنعت و نيز سرمايه‌گذاري گسترده در حوزه فناوري‌هاي پيشرفته، ژاپن امروز به‌عنوان يکي از پيشگامان عمده در صنعت و تکنولوژي دنيا شناخته شده‌ است. صادرات بخش عمده‌اي از درآمدهاي اقتصادي ژاپن را تشکيل مي‌دهد و امريکا با 7/22 درصد، چين با 1/13 درصد، و کره جنوبي با 8/7 درصد، عمده‌ترين شرکاي تجاري اين کشور هستند.

نرخ رشد توليد ناخالص داخلي اين کشور 5/0 درصد به صورت فصلي و نرخ تورم ماهانه آن نيز 5/0 درصد است.

تجهيزات حمل و نقل، اتومبيل، صنايع الکترونيک، ماشين‌آلات الکتريکي و صنايع شيميايي عمده‌ترين محصولات صادراتي ژاپن هستند. اين کشور داراي چندين شرکت بين‌المللي با برندهاي معتبري همچون تويوتا، هوندا، سوني، نيسان و سيتي‌زن است.

مجمع الجزاير ژاپن، با داشتن 3/0 درصد از سطح كره زمين كه تنها 17 درصد آن مناسب كشاورزي است و 3/2 درصد از جمعيت جهاني، توانسته است با بهره‌گيري از بهره‌وري مطلوب نيروي انساني مولد خود، بيش از 24 درصد از حجم کلي توليدات جهاني را به خود اختصاص دهد .

غرور ملي و آموزش مهمترين عامل توسعه سرزمين آفتاب

فرهنگ كار و توسعه، ساختار مديريتي كارآمد و سياست‌ها و برنامه‌هاي دولت، همه در جهت حفظ اقتدار ژاپن و مطمئنا مهم‌ترين عامل توسعه اين کشور غرور ملي ژاپني‌هاست.

شكل‌گيري تدريجي فرهنگ كار و توسعه به مديران و سياست‌گذاران ژاپني كمك كرد تا ضمن مديريت صحيح منابع انساني، منابع مادي و منابع مالي، بتوانند تصميم‌گيري درستي در مواجهه با بحران‌ها و استفاده از فرصت‌ها داشته باشند. همزمان ساختار و چارچوب نهادي لازم براي توسعه را اندك اندك به وجود آورند.

ژاپن امروز كه با درآمد سرانه بالاتر از امريكا و ثبات سياسي و اجتماعي دومين اقتصاد بزرگ جهان است، در سال 1945 كشوري ويرانه از بمباران اتمي و سطح توليدي بسيار اندك، به واقع تلي از خاكستر بود. اين توسعه و پيشرفت در حالي حاصل ‌شد که اين کشور جزيره‌اي از نظر منابع طبيعي و وسعت مفيد، يکي از فقيرترين کشورهاي جهان محسوب مي‌شود.

آموزش در آماده کردن ژاپن براي پذيرش پيشرفت‌ها و دانش غرب نقشي کليدي ايفا کرد. آموزش و تحصيلات همچنين يکي از مهم‌ترين عوامل احيا و رشد سريع اقتصاد ژاپن در دهه‌هاي پس از جنگ جهاني دوم بود. اين کشور هم‌اکنون يکي از کشورهاي بسيار باسواد جهان محسوب مي‌شود، به ‌طوري‌ که نرخ سواد در آن از سوي يونيسف 99 درصد اعلام شده است. ژاپني‌ها براي شروع دوران تحصيل اهميت بيشتري قائل هستند تا اتمام آن. وقتي کودکي وارد دبستان مي‌شود جشن‌هاي بزرگ‌تري براي او مي‌گيرند و هداياي گرانبهايي هم هديه مي‌کنند تا زماني که او از دبيرستان يا دانشگاه فارغ‌التحصيل مي‌شود.

بچه‌هاي ژاپني معمولا بيشتر به اردوهاي آموزشي مي‌روند تا بچه‌هاي امريکايي. آن‌ها را براي کشت يا برداشت سيب‌زميني و برنج به مزارع مي‌برند. در بعضي مناطق بچه‌هاي کلاس پنجمي را به اردوي اسکي و بچه‌هاي کلاس ششمي را به هيروشيما مي‌برند. يکي از اردوهاي مدرسه‌اي رايج در توکيو توري يک‌روزه به مناطق جنگ جهاني دوم است که تونلي 6 /1 کيلومتري زير زمين است و تور يک‌روزه به ديزني‌لند توکيو است. حدود 30 روز سال تحصيلي آن‌ها در اردو، جشن‌هاي فرهنگي و ساير مراسم هستند.

همچنين زنان نيز جايگاه قابل قبولي در ژاپن دارند؛ در ژاپن رسوم و سنن بسيار مهم هستند و به آساني تغيير نمي‌کنند. به همين دليل زنان براي ورود به دنياي کار و نيز کسب حقوق مساوي دوران سختي را پشت سر گذاشته‌اند. جامعه ژاپن جامعه پدرسالار است که تصميم‌گيري در آن عمدتا کاري مردانه است و از زنان انتظار مي‌رود از مردان اطاعت کنند. تعدادي از زنان اين نظام را به چالش کشيده‌اند، اما اغلب آن‌ها هنوز برتري مردان را مي‌پذيرند. در ژاپن سياستمداران زن نادرند و تنها 5 درصد کرسي‌هاي قانونگذاري در دست زنان است و از 17 هزار وکيل شاغل کمتر از 5 هزار نفر آنان زن هستند و 7 درصد تمام مديران دفتري را زنان تشکيل مي‌دهند.

سخنگوی وزارت بهداشت در نشست خبری

هر 31 دقیقه یک هموطن به دلیل تصادفات میمیرد/ مراجعات به بیمارستان های اهواز کاهش یافته است

 

به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان فارس نشست خبری ایرج حریرچی سخنگوی وزارت بهداشت و درمان امروز با حضور نمایندگان رسانه‌ها برگزار شد.

سخنگوی وزارت بهداشت با اشاره به اینکه پیشگیری از حوادث ترافیکی در کشور ضرورت دارد، گفت: هر 31 دقیقه یک ایرانی به دلیل تصادفات جان خود را از دست می دهند.

حریرچی گفت: بستن کمربند ایمنی 40 تا 60 درصد صدمات رانندگی و استفاده از صندلی ماشین کودکان 71 درصد و کلاه ایمنی صدمات وارده به سر را 70 درصد کاهش می دهد.

وی در مورد بحران آب و هوا در اهواز خاطر نشان کرد: خوشبختانه امسال میزان مراجعات به بیمارستان ها کاهش یافته است و بخشی از بروز این مشکلات به علت هرس درختان و گرده افشانی انها بوده که با بارش باران ذرات در هوا پخش می شود

سخنگوی وزارت بهداشت افزود: نزاع های خیابانی در کشور شیوع بالا داشته و به میزان قابل توجهی است که با پیشگیری می توان این آمار را کاهش داد.

گروه بندی مشتریان/ چند نوع مشتری داریم؟
 

دلخور، بیگانه، هوادار، قاتل! و ... در این یادداشت با 8 نوع مشتری و رفتارهایی که از آن ها سر می زند آشنا می شوید:
 

1. سفیر (AMBASSADOR)
مشتریانی که فعالانه به ترویج،تبلیغ و تعریف شما می پردازند. به مطبوعات نامه می نویسند. شما را به دیگران توصیه می کنند و با دادن کارت ویزیت شما به دیگران از آنها می خواهند که با شما کارکنند. این نوع مشتریان،خود را شریک شما می دانند و شعارشان این است:"بیایید آینده را با هم بسازیم".



2. هوادار (ADVOCATE)
با دوستان و همکاران خود از شما به نیکی و مثبت یاد می کند. صمیمانه  را در برابر دیگران تأیید می کند و شعارش این است:"اصرار دارم با شما کار کنم".


3. وفادار (LOYAL)
بارها به طرف شما می آید. مکرر خرید می کند و آخرین محصولات شما را حتی با قیمت نسبتاً گران تر می خرد. برای بهبود محصولات،پیشنهاد و نظر می دهد و به سادگی به طرف رقبایتان نمی رود. شعار او چنین است:
"ترجیح می دهم ارتباطم را با شما حفظ کنم".



4. آشنا (ACQUAINTANCE)
از شما چیزهایی شنیده اما عقیده محکمی ندارد. اگر محصولتان مناسب باشد،ممکن است از شما بخرد و به سادگی امکان دارد از رقیب شما خریداری کند.  شعارش این است:"می دانم هستید. با شما آشنا هستم".


5. بیگانه (STRANGER)
ایده و نظری در مورد شما ندارد:"بین شما و دیگران تفاوتی نمی بینم".



6. دلخور (SULKY)
قصد ندارد دیگر با شما کار کند:"به شما اعتماد ندارم و دیگر نمی خواهم با شما کار کنم". . . چه بد!



7. عصبانی (ANGRY)
تجربه بدی از شما دارد و به شدت و فعالانه شما را رد می کند. به شعار او دقت کنید:

"شما به من ضربه زده اید. شما نمی توانید جبران کنید".



8. قاتل (TERRORIST)
این آخری واقعاً خطرناک است. پای یک قاتل در میان است! مصمم است شهرت شما را خدشه دار کند. شعارش این چنین است:"در جستجوی انتقام هستم. دیگران را از انجام هر کار مثبتی برای شما دلسرد می کنم".


 

پنج شنبه, 02 دی 1395 ساعت 05:38

۶ راه افزایش انگیزه در بی‌حوصلگی

۶ راه افزایش انگیزه در بی‌حوصلگی

 

حتی با­انگیزه­‌ترین و جاه­‌طلب‌­ترین افراد هم گاهی برای رسیدن به اهداف خود به مشکل بر­می‌­خورند و بی‌حوصله می‌شوند. خبر خوب این است که در اغلب اوقات خودمان می­‌توانیم علت رکودمان را بفهمیم. خبر خوب بعدی اینکه راه‌­هایی هم برای خلاص شدن از شر رکود و برای ایجاد انگیزه وجود دارد. در اینجا شش راه برای ایجاد انگیزه به شما معرفی می­‌کنیم.

۱. علت رکودتان را پیدا کنید

علل بروز رکود در زندگی شما ممکن است یکی از موارد زیر باشد:

  • از انجام کاری که می­‌دانید مجبور به انجام آن هستید، می‌­ترسید. انجام این کار را به تعویق می‌­اندازید چون در حقیقت از آن کار خوشتان نمی­‌آید.
  • خسته­‌اید. جای غذای خوب، خواب کافی و ورزش در زندگی شما خالی است یا اینکه بیمار هستید و حال و روز درست و حسابی ندارید.
  • اعتماد به نفس شما پایین است. می­‌ترسید از منطقه‌ی آسایش خود خارج شوید و خود را به چالش بکشید.
  • وسط انجام یک پروژه هستید. از آن پروژه­‌هایی که اول برای انجام‌­اش هیجان داشته‌­اید، ولی حالا که به سخت‌­ترین قسمت، یعنی میانه­‌ی پروژه رسیده­‌اید، هیجان خود را از دست داده­‌اید و هنوز تا رسیدن به ته پروژه راه زیادی در پیش دارید.

۲. وقتی از انجام کاری می­‌ترسید، طوری برنامه‌­ریزی کنید که نتوانید از زیر انجام دادنش در بروید

مثلا فرض کنید که تصمیم می­‌گیرید صبح‌­ها ورزش کنید. برای اینکه بتوانید بر نفس امّاره­‌ی خود غلبه کنید، لباس‌­های ورزش را کنار تخت­خواب‌تان بگذارید تا صبح کله‌­ی سحر که بیدار شدید، با لباس‌­ها چشم در چشم شوید. برای محکم‌­کاری، با دوستان خود قرار بگذارید تا در باشگاه همدیگر را ببینید. دوستی با یک آدم مسئولیت­‌پذیر انگیزه‌­ی رسیدن به موفقیت را در شما بالا می‌­برد.

۳. وقتی خسته‌اید، مواظب سلامتی خود باشید

بعضی روزها، به خود استراحت بدهید. بعضی روزها ورزش کنید. بعضی روزها هم فقط با فاصله گرفتن از فضای کار و کمی هواخوری، حالتان بهتر می‌شود. ببینید اخیرا عادت‌های شما به چه صورتی بوده است. آیا استراحت کافی داشته‌اید؟ غذاها و نوشیدنی‌های سالم مصرف کرده‌اید؟ به تازگی مبتلا به بیماری خاصی شده‌اید که باعث شود احساس کسالت کنید؟ دقت کنید که در این مدت اخیر چطور از بدن خود مراقبت کرده‌اید؛ توجه به حفظ سلامتی می‌تواند در عبور از رکود و ایجاد انگیزه به شما کمک کند.

۴. هر وقت احساس کمبود اعتماد به نفس کردید، به این فکر کنید که چرا به توانایی­‌های خود شک دارید.

آیا با افکار منفی دست به یقه هستید؟ یک اتفاق یا اظهار نظر منفی به تازگی زندگی را برایتان زهرمار کرده است؟ خودتان را با بقیه‌ی آدم‌­ها مقایسه می­‌کنید؟ وقتی افکار منفی از سر و کول مغزتان بالا می­‌روند، پیش خودتان از خودتان تعریف و تمجید کنید یا کمی به خودتان استراحت بدهید و سعی کنید از زندگی لذت ببرید.

۵. وقتی به میانه­‌ی راه رسیدید، ثابت قدم بمانید

وقتی برنامه‌ریزی می‌­کنید که به هدفی معین دست پیدا کنید، معمولا اول راه حفظ انگیزه و حرکت رو به جلو کار ساده‌­ای است. در ابتدای راه، وقتی به نتایج نهایی کار فکر می­‌کنید و شور و شوق و افکار مثبت به ذهن‌تان می­‌آیند. در انتهای راه هم حفظ انگیزه کار بسیار آسانی است. وقتی به انتهای راه نزدیک می‌­شوید، دیدن نقطه­‌ی پایان شما را هیجان‌­زده می­‌کند و باعث حرکت رو به جلو می‌­گردد.

به نظر من، میانه‌­ی راه سخت­‌ترین قسمت راه است. در میانه­‌ی راه، اگرچه هیجان اولیه از بین رفته است، اما هنوز برای رسیدن به هدف نهایی راه زیادی باید رفت. تازه در میانه­‌ی راه است که شما می‌فهمید برای اتمام راه چقدر زحمت و زمان نیاز دارید. در این وضعیت، ناامید می‌شوید و گاه و بی‌­گاه برای خارج شدن از ناحیه‌آسودگی و حرکت رو به جلو به مشکل برمی‌خورید.

در میانه­‌ی راه، به این فکر کنید که از اول اصلا چرا وارد این راه شدید؟ علل شخصی، منطقی و مهمی که باعث شدند بخواهید به این هدف برسید چه بودند؟ اغلب به یاد آوردن همین «چراها» به ما کمک می‌کنند وقتی دچار رخوت می‌شویم بار دیگر انگیزه پیدا کنیم.

در این حال، به این حرف کنفُسیوس، فیلسوف یونانی، فکر کنید: «مهم نیست چقدر کند حرکت می‌کنید، مهم این است که از حرکت کردن باز نایستید.» وقتی به میانه‌­ی راه رسیدید به حرکت رو به جلو ادامه دهید. خودتان را متعهد کنید که در روز برای رسیدن به هدفتان کاری، هرچند کوچک، انجام دهید.

۶. به یاد داشته باشید که رکود تا ابد ادامه نخواهد داشت و بلافاصله برای رهایی از رکود اقدام کنید

با قدم‌­های کوچک شروع به حرکت به سمت هدف خود کنید. به یاد داشته باشید که استقامت و استواری می­‌تواند شانس رسیدن شما به موفقیت را چندین برابر کند. یادتان باشد، راه رسیدن به موفقیت پر از پستی و بلندی است. حرکت رو به جلو در شرایطی که انگیزه‌ی خود را از دست داده­‌اید کمک می­‌کند تا بر ترس‌­های خود غلبه کنید، از منطقه‌ی آسایش خارج شوید و افکار منفی را از خود دور کنید. هر قدمی که در این شرایطِ سخت به سمت جلو برمی­‌دارید کمک می­‌کند تا حس اعتماد و توانمندی در شما تقویت شود و مثل تکانه­‌ای است که شما را به سمت خروج از رکود هل می‌دهد.

هرگاه در زندگی برای رسیدن به هدفی برنامه‌­ریزی ­کنید، قطعا با مشکلات و سختی‌­هایی روبه‌رو خواهید شد. این مشکلات و سختی‌­ها باعث می‌­شوند انگیزه­‌ی خود را از دست بدهید و با سر وارد رکود و رخوت شوید. در این شرایط، غلبه بر مشکلات و تلاش برای خروج از رکود کمک می­‌کند تا به موفقیت بلندمدت خود دست پیدا کنید. وقتی بفهمید که می­­‌­توان در روزهای بد و سخت به خود انگیزه داد، در­خواهید یافت که در آینده با مشکلات سخت­‌تر چطور باید دست و پنچه نرم کنید.

هر آدمی در دوره­‌ای از زندگی دچار رکود می­‌شود. درک علت از دست دادن انگیزه و اقدام برای رهایی هرچه سریع­‌تر از شر این رکود، کمک می­‌کند تا به موفقیت‌­های بزرگی که در انتظار شما هستند، دست پیدا کنید.

چرا شب یلدا بلندترین شب سال است؛ آشنایی با تاریخچه و آداب شب چله

 

ما ایرانی‌ها همیشه به دنبال بهانه‌ای برای دید و بازدید و کنارهم‌بودن هستیم و در جشن‌ها و اعیاد دوست داریم لحظات شادی و نشاط خودمان را با اقوام و آشنایان شریک شویم. شب یلدا یکی از همین جشن‌هاست و سال‌های سال است که خانواده‌های ایرانی را دور هم جمع می‌کند. رسم و رسوم این شب، سفره‌های پُر‌رنگ‌و‌لعاب یلدا، شعرخوانی و در کل خاطرات طولانی‌ترین شب سال، با آوردن نام یلدا در ذهن همه‌ی ما نقش می‌بندد. ما در این مطلب سعی کرده‌ایم از تاریخچه‌ و آداب و رسوم این شب صحبت کنیم و ببینیم مردم سایر نقاط دنیا، طولانی‌ترین شب سال را چطور گرامی می‌دارند و همچنین از نظر علم نجوم در شب یلدا واقعا چه اتفاقی می‌افتد.

فلسفه و تاریخچه شب یلدا

در گذشته‌های دور که شغل اکثر مردم کشاورزی بود، روشنایی روز و نور خورشید برای آنها اهمیت فراوانی داشت. مردم دریافتند که در بعضی از ایام سال، روزها طولانی‌تر و در بعضی ایام کوتاه‌تر می‌شوند و این باور در آنها به‌وجود آمد که خورشید نماد نیکی و مهر است و با شب در نبرد است. آریایی‌ها، آخرین روز پاییز و اولین شب زمستان را که طولانی‌ترین شب بود، شب آغاز سال قرار دادند. در فرهنگ اوستایی نیز با واژه‌‌ی «سَرِدَ» به معنای فصل سرد، آغاز سال و پیروزی اهورامزدا بر اهریمن و روشنی بر تاریکی را بشارت می‌دادند.

مردم تاریکی را نماینده‌ی اهریمن می‌دانستند و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی طولانی‌تر می‌شد، این شب برای ایرانیان نحس بود و همین که این شب فرا می‌رسید، آتش روشن می‌کردند. آنها شب یلدا را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و به این خاطر که از فردای آن شب با طلوع خورشید، روزها رفته‌رفته بلندتر می‌شد، به جشن و پایکوبی می‌پرداختند. (برگرفته ازویکی‌پدیا)

یلدا یک واژه‌ی سامی و به معنای تولد است. این واژه در زبان آشوری به‌صورت «الآدو»، در عبری و سریانی و آرامی «یلد» و در عربی و حبشی «ولد» خوانده می‌شود. در فرهنگ معین راجع به واژه‌ی یلدا نوشته شده است: «یلدا یک واژه‌ی سریانی و به معنای تولد و زایش است، یعنی تولد مهر (میترا) در شب اول زمستان که بلندترین شب سال است و ایرانیان به یمن تولد مهر، در این شب جشن می‌گیرند.»

شب یلدا در سایر کشورها

مراسم اینتی رایمی (Inti Rymi) در کلمبیا

شب یلدا یا «انقلاب زمستانی» که طولانی‌ترین شب سال محسوب می‌شود در ۲۱ یا ۲۲ دسامبر هر سال در نیم‌کره‌ی شمالی رخ می‌دهد. البته این انقلاب برای نیم‌کره‌ی جنوبی در ۲۰ یا ۲۱ ژوئن اتفاق می‌افتد. مردم سراسر دنیا که از این پدیده‌ی نجومی آگاهی دارند، بازگشت خورشید را به روش‌های مختلف جشن می‌گیرند. در ادامه به بعضی از این جشن‌های طولانی‌ترین شب سال در سایر کشورها اشاره می‌کنیم. (برگرفته از britannica)

کلمبیا

مردم بومی اینگا در مراسمی به نام اینتی رایمی (Inti Raymi) به معنای «جشنواره‌‌ی خورشید»، شرکت می‌کنند. اینتی رایمی یک جشن باستانی در ستایش اینتی (خورشید پدر) و پاچاماما (زمین مادر) به شکرانه‌ی زمین و غذا است. این جشن هر ساله با آغاز انقلاب زمستانی در نیم‌کره‌ی جنوبی برگزار می‌شود.

بلاروس

بلاروسی‌ها با پوشیدن لباس‌های سنتی، مراسم کارول کریسمس یا کلیادی (Koliady) را در روستای پوگوست (Pogost) در ۲۵۰ کیلومتری مینسک (Minsk) جشن می‌گیرند. کلیادی در بلاروس تعطیل عمومی است و قبلا در روز انقلاب زمستانی برگزار می‌شد؛ اما امروزه در کریسمس و آغاز سال جدید برگزار می‌شود.

اسکاندیناوی

هر سال جشنواره‌ی نور در سوئد، نروژ و مناطق سوئدی‌‌زبان فنلاند، در ۱۳ دسامبر به پاس گرامیداشت سنت لوسیا (St Lucia)، یکی از نخستین شهدای مسیحی برگزار می‌شود. از لحاظ تاریخی، اهالی اسکاندیناوی با آتش‌بازی به استقبال انقلاب زمستانی می‌رفتند تا ارواح شیطانی را دور کنند. آنها پس از گرویدن به مسیحیت، افسانه‌ی سنت‌لوسیا را به جشن‌های خود وارد کردند و آداب رسوم باستانی و مسیحی را در هم آمیختند.

هند

در آمریتسار پنجاب هند، دختران هندی در جشنی به نام لوری (Lohri) با پوشیدن لباس‌های محلی به رقص محلی گیدا (Giddha) مشغول می‌شوند. جشن لوری یادآور انقلاب زمستانی است و در شمال هند با آتش‌بازی همراه است.

اسپانیا

در جشنواره‌ی کاج در روستای سنتلس (Centelles) بارسلونا، تیر هوایی شلیک می‌شود و مردان و زنان به جنگل می‌روند و یک درخت کاج را قطع می‌کنند. آنها کاج را با یک گاری تا کلیسای روستا می‌آورند. سپس درخت کاج را با سیب و ویفر تزئین می‌کنند و تا ۶ ژانویه در کلیسا آویزان می‌نمایند. قدمت این مراسم به سال ۱۷۵۱ باز می‌گردد و ریشه در دعا برای باروری بیشتر محصولات در انقلاب زمستانی دارد. (برگرفته از ibtimes.co.uk)

آریزونای شمالی

مراسم سویال (Soyal) در آریزونای شمالی

سویال نام روز انقلاب زمستان در میان سرخپوستان هوپی آریزونای شمالی است. جشن‌ها و مراسم‌های این روز عبارتند از: تطهیر، رقص و گاهی‌اوقات اهدای هدیه. در این روز، سرخپوستان هوپی به استقبال کاچیناس (ارواح محافظ کوهستان) می‌روند. آنها عصاهایی برای دعا می‌سازند و از آنها در سایر مراسم‌های خود نیز استفاده می‌کنند.

چین

دونگ‌ژی به معنای ورود زمستان، یکی از مهم‌ترین جشن‌های چین محسوب می‌شود. در این روز اعضای خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند و به جشن و پایکوبی می‌پردازند. بر اساس تقویم سنتی چین، این روز تعطیل معمولا در روزی بین ۲۱ و ۲۳ دسامبر قرار دارد. همچنین برای کشاورزان این روز به‌عنوان جشن پایان درو محسوب می‌شود و در این جشن، کشاورزان با بازگشت از زمین‌های خود و آوردن محصولات کشاورزی در کنار اعضای خانواده‌‌شان به شادی می‌پردازند. غذاهای مخصوص این روز تانگ‌یوآن یا همان کوفته‌‌برنجی است. (برگرفته از britannica)

پاکستان

پاکستانی‌ها در این شب به دعا و نیایش می‌پردازند. در آیینی به نام حمام زمستانی، مردان از صبح تا بعد از ظهر آخرین روز پاییز، باید به‌صورت ایستاده حمام کنند و در حالی‌که تکه نانی در دست گرفته‌اند، بر سر خود آب بریزند. بعد از آن، مردم شروع به جشن و پایکوبی و آتش‌بازی می‌کنند و غذایی که از سیرابی بز تهیه شده است، می‌خورند.

کُره

مردم کُره در این روز غذایی از برنج و لوبیای قرمز با نام سائیلیسم تهیه می‌کنند. همچنین برای دور کردن ارواح خبیث از خانه‌هایشان، مایع مخصوصی در اطراف آن می‌ریزند.

ژاپن

ژاپنی‌ها برای دور کردن سرماخوردگی و انرژی‌های منفی، حمام مرکبات می‌گیرند. در این حمام آنها تعدادی لیمو و پرتقال را در وان می‌ریزند و به حمام گرفتن مشغول می‌شوند.

اسکاتلند

«هاگمانی» نام مراسم انقلاب زمستانی مردم اسکاتلند است. در این مراسم یک نفر با موهای بلند و سیاه درب خانه‌ی همسایه‌ها را می‌زند و از آنها نان، نمک، شیرینی و شکلات می‌گیرد. هاگمانی یکی از مهم‌ترین جشن‌های اسکاتلندی‌هاست و از نیمه‌ی شب آغاز می‌شود.

روسیه

در طولانی‌ترین شب سال، مردم روسیه به دعا و نیایش مشغول می‌شوند و از یکدیگر با نان و پنیر و عسل پذیرایی می‌کنند. آنها شهرهایشان را چراغانی می‌کنند و به یکدیگر کلوچه‌‌ی خانگی هدیه می‌دهند.

آداب شب یلدا در گذشته و امروز

شب یلدا که از نظر ایرانیان باستان، شب بشارت شکست تاریکی و تولد روشنایی و گرمی است با شب‌زنده‌داری و نشستن دور آتش همراه بوده است. مردم در این شب در کنار یکدیگر جمع می‌شدند و به جشن و پایکوبی می‌پرداختند. آنها میوه و خشکبارهایشان را از انبارها بیرون می‌آوردند و در سفره‌های شب یلدا که «میَزد» نام داشت می‌گذاشتند و در کنار دیگران مشغول خوردن میوه‌ها و آجیل این سفره می‌شدند.

فردای شب یلدا نیز در ایران باستان بسیار مقدس بود، این روز که «خور روز» یا «دی‌گان» یا «روز خورشید» نام داشت، به‌عنوان روز برابری انسان‌ها شناخته می‌شد. همه‌ی مردم حتی پادشاهان لباسی ساده می‌پوشیدند. هیچ دستوری صادر نمی‌شد و همه‌ی کارها به‌صورت داوطلبانه انجام می‌شد. جنگ و خونریزی و حتی شکار حیوانات ممنوع بود و حتی دشمنان خارجی نیز این موضوع را رعایت می‌کردند.

امروزه هم جشن یلدا تقریبا به همان شکل برگزار می‌شود. در این شب، همه‌ی اقوام و فامیل دور هم جمع می‌شوند و دیدار تازه می‌کنند. ایرانیان در این شب از مهمانان خود با آجیل و شیرینی و میوه پذیرایی می‌کنند که همگی آنها نماد برکت و فراوانی و شادکامی است. انار یکی از میوه‌های مهم سفره‌ی شب یلدا به حساب می‌آید که به خاطر پُردانه بودن، نماد برکت‌آوری و پربار نمودن زندگی است. از طرف دیگر، هندوانه نیز از ضروریت‌های سفره‌ی شب یلدا در خانه‌های ایرانی است و برخی عقیده دارند که با خوردن هندوانه در شب یلدا از سرماخوردگی در کل زمستان مصون باقی می‌مانند. انار و هندوانه به دلیل سرخی رنگ‌شان، نمادی از خورشید هستند.

شب یلدا فقط به خورد و خوراک محدود نمی‌شود، به خاطر علاقه‌ی ایرانیان به شعر و ادبیات، گرفتن فال حافظ از رسوم رایج در این شب است که مردم با نیت سلامتی و شادکامی، فال خود را از حافظ طلب می‌کنند. برخی دیگر نیز به شاهنامه‌خوانی و توصیف حماسه‌های آن می‌پردازند. از دیگر بخش‌های مفرح و به‌یادماندنی شب یلدا، بازگویی خاطرات و قصه‌گویی بزرگ‌ترها است که شبی دلنشین را برای همه به ارمغان می‌آورد. (برگرفته از hamshahrionline)

نجوم مربوط به شب یلدا

قبل از اینکه به بیان ‌علت طولانی بودن شب یلدا بپردازیم، باید با دو اصطلاح علمی آشنا شویم. یکی «دایره‌البروج» که مسیر حرکت زمین به دور خورشید است و دیگری «استوای سماوی» که یک خط فرضی و هم‌صفحه با خط استوا است که کل آسمان را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند. این دو مدار، یک زاویه‌ی ۲۳٫۵ درجه‌ای دارند که در دو نقطه یکدیگر را قطع می‌کنند و به آنها نقاط اعتدال گفته می‌شود. نقاط اعتدال شامل اعتدال بهاری (نوروز) و اعتدال پاییزی (ماه مهر) است.

در طرف دیگر این دو نقطه، نقاط انقلاب قرار دارد که به یکی از آنها انقلاب تابستانی و به دیگری انقلاب زمستانی می‌گویند. درنتیجه سمت طلوع خورشید در هر فصل متفاوت است. در نقطه‌‌ی اعتدال بهاری، خورشید دقیقا از شرق طلوع می‌کند اما با نزدیک شدن به پایان فصل بهار، فاصله‌ی خورشید از استوای سماوی بیشتر می‌شود و نه‌تنها طول روز بیشتر می‌شود، بلکه طلوع خورشید هم کمی به سمت شمال تغییر می‌کند. درنتیجه در انقلاب تابستانی، خورشید از شمال‌شرقی‌ترین حالت ممکن طلوع و در شمال‌غربی‌ترین حالت ممکن غروب می‌کند و طول روز به بیشترین مقدار خود در نیم‌کره‌ی شمالی می‌رسد.

اما در فصل زمستان برعکس این موضوع اتفاق می‌افتد؛ یعنی در انقلاب زمستانی، خوشید از جنوب‌شرقی طلوع و با کمانی کوتاه در جنوب‌غربی غروب می‌کند. با توجه به کم‌بودن مدت‌زمان حضور خورشید، طول روز به کوتاه‌ترین مدت خود می‌رسد. بدین ترتیب خورشید به نیم‌کره‌ی شمالی به‌صورت مایل می‌تابد و این نیم‌کره نور و گرمای کمتری را دریافت می‌کند و درنتیجه فصل زمستان آغاز می‌شود.

در شب یلدا، خورشید به حداکثر فاصله با مدار سماوی و طول شب به بیشترین حد خود می‌رسد. اما این طولانی بودن به گونه‌ای نیست که کاملا قابل فهم باشد بلکه تفاوتی حدودا یک دقیقه‌ای دارد. طول شب یلدا در نقاط مختلف ایران متفاوت است؛ به‌طوری که چابهار در جنوب‌شرقی و ماکو در شمال غربی ایران، به ترتیب ۱۳٫۵ و ۱۴٫۵ ساعت، کوتاه‌ترین و بلندترین شب یلدا را دارند.

 

آشنایی با خواص هندوانه؛ میوه‌ای پرطرفدار برای پذیرایی در بلندترین شب سال

 

تقریبا ۹۲٪ حجم یک هندوانه را آب تشکیل می‌دهد. اما نه آب معمولی! این میوه سرشار از مواد مغذی است. هر برش این میوه‌ی آبدار، مقدار قابل‌توجهی ویتامین B6 ،A و C دارد. همین‌طور دارای مقادیر زیادی لیکوپن، آنتی‌اکسیدان‌ها و اسیدهای آمینه است. در این میوه مقدار متوسطی پتاسیم هم وجود دارد. به‌علاوه، این میان‌وعده‌ی ناب تابستانی بدون چربی است، سدیم بسیار کمی دارد و هر قاچ کوچک از آن فقط ۴۰ کالری انرژی برای بدن تولید می‌کند. در این نوشته بیشتر با خواص هندوانه آشنا می‌شوید.

دانشمندان متوجه شده‌اند که هندوانه دارای مقدار زیادی لیکوپن است (حدود ۱۵ تا ۲۰ میلی‌گرم در هر دو قاچ کوچک) که یعنی نسبت به سایر صیفی‌جات یا میوه‌های تازه، حداکثر مقدار لیکوپن را داراست. لیکوپن یک ماده‌ی مغذی گیاهی است. این ترکیب در میوه‌ها و سبزیجات وجود دارد و باعث ایجاد واکنش‌های طبیعی در بدن انسان می‌شود. از طرفی، این همان چیزی است که باعث وجود رنگ‌دانه‌ی قرمز در میوه‌ها و سبزیجاتی مثل هندوانه‌، گوجه‌فرنگی، گریپ‌فروت و غیره است.

لیکوپن مستقیما با سلامت قلب و استخوان‌ها مرتبط است و به پیشگیری از سرطان پروستات کمک می‌کند. به گفته‌ی ویکتوریا جارزابکافسکی (Victoria Jarzabkowski) متخصص تغذیه از مؤسسه‌ی تناسب اندام دانشگاه تگزاس، لیکوپن یک آنتی‌اکسیدان قوی است و دارای خواص ضد‌التهابی است. توجه داشته باشید برای آنکه میزان لیکوپن یک هندوانه به حداکثر میزان ممکن برسد، این میوه باید کاملا رسیده باشد. از طرفی هرچه هندوانه‌ی شما قرمز‌تر باشد، لیکوپن موجود در آن از غلظت بالاتری برخوردار است. هندوانه محتوی مقادیری بتاکاروتن و آنتی‌اکسیدان‌های فنولیک است که به فرایند رسیدن این میوه کمک می‌کنند. در یک کلام باید بگوییم که تمام اجزای هندوانه مفید هستند، حتی قسمت سفید هندوانه (همان که بین پوست سبز و گوشت قرمزش قرار دارد) حاوی مواد مغذی زیادی است.

ماده‌ی مغذی دیگر موجود در هندوانه، سیترولین آمینو‌اسید است که تبدیل به اسید‌آمینه‌ای به نام آرژینین می‌شود. این اسید‌آمینه باعث تقویت جریان خون، سلامت قلب و عروق و درنتیجه بهبود گردش خون می‌شود. طبق تحقیقاتی که در دانشگاه تگزاس انجام شده است، این اسید‌آمینه روی افرادی که مبتلا به اختلال نعوظ هستند، تأثیر مثبتی می‌گذارد.

با این مقاله همراه باشید تا با هم بیشتر درباره‌ی مزایای هندوانه برای سلامتی و ارزش غذایی آن بدانیم و مواردی را که باید در خوردن این میوه رعایت شود بشناسیم.

خواص هندوانه برای سلامتی

سلامت قلب

مقادیر بالای لیکوپن موجود در هندوانه، از سلول‌ها در برابر آسیب جلوگیری می‌کند و درنتیجه خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد. از طرفی میزان بالای سیترولین (citrulline) و آرژینین (arginine) موجود در این میوه برای قلب بسیار خوب است. آرژینین به بهبود جریان خون کمک می‌کند و باعث کاهش تجمع چربی اضافی می‌شود. نتایج مطالعه‌ای درباره‌ی فشار خون، که در یک مجله‌ی آمریکایی به چاپ رسیده است نشان می‌دهد که عصاره‌ی هندوانه می‌تواند برای متعادل نگه‌داشتن فشار خون (هم برای کسانی‌ که فشار خون بالا دارند و هم برای افراد دارای فشار خون پایین) مفید است.

خواص ضد التهابی

جارزابکافسکی می‌گوید: «لیکوپن موجود در هندوانه، از این میوه یک خوراکی ضد التهاب می‌سازد. لیکوپن فرایندهای التهابی را مهار می‌کند و به‌عنوان یک آنتی‌اکسیدان به خنثی کردن رادیکال‌های آزاد کمک می‌کند. علاوه بر این، کولین (choline) موجود در هندوانه التهابات مزمن را به مقدار قابل توجهی کاهش می‌دهد. این کاهش التهاب نه فقط برای افراد مبتلا به ورم مفاصل مفید است، بلکه برای زمانی‌ که بیمار می‌شوید و ممکن است توسط عواملی مثل استرس، سیگار کشیدن و آلودگی دچار آسیب‌های سلولی شوید و بدن‌تان دچار التهاب شود هم مفید است.» در این حالت بدن دچار پدیده‌ای به‌نام «التهاب سیستماتیک‌» می‌شود که برای مقابله با آن خوراکی‌های ضد‌التهاب مثل هندوانه می‌تواند با ایمن کردن کل بدن، به سلامت عمومی آن کمک کند.

آب‌رسانی به بدن

طبق یافته‌های جارزابکافسکی، هندوانه به‌عنوان یک ماده‌ی خوراکی نمونه‌ی کاملی برای آب‌رسانی به بدن است. هندوانه همان‌طور که گفته شد، چون حاوی مقدار قابل‌توجهی آب است بدن شما را هیدراته نگه‌می‌دارد. این خاصیت هندوانه به جلوگیری از سکته ناشی از کم‌آبی در گرما کمک می‌کند.

هضم

هندوانه حاوی فیبر است، فیبر کارکرد درست دستگاه گوارش را تقویت می‌کند و به آن نظم می‌دهد.

مزایای هندوانه برای سلامت پوست و مو

ویتامین A باعث درخشندگی پوست شما می‌شود. یک قاچ هندوانه، حاوی یک چهارم میزان روزانه‌ی توصیه شده‌ از این ویتامین، برای پوست شماست. ویتامین A به مرطوب نگه‌داشتن پوست و مو کمک می‌کند. از طرفی کلاژن‌های پوست را تقویت می‌کند (کلاژن‌ها باعث حفظ خاصیت الاستیکی پوست می‌شوند). هندوانه دارای ویتامین C نیز هست که این ویتامین هم رشد کلاژن‌ها در بدن را توسعه می‌دهد.

دردهای عضلانی

می‌توانیم بگوییم ورزشکارانی که به هندوانه علاقه دارند جزو خوش‌شانس‌ها محسوب می‌شوند؛ چون مطالعاتی که در سال ۲۰۱۳ در مجله‌ی Agricultural and Food Chemistry منتشر شد، نشان داد که نوشیدن آب هندوانه قبل از تمرینات شدید ورزشی به کاهش دردهای عضلانی بعد از تمرین و منظم شدن ضربان قلب ورزشکار کمک می‌کند. این خاصیت هندوانه را می‌توان به اسیدهای آمینه سیترولین موجود در هندوانه و آرژینین نسبت داد.

پیشگیری از سرطان

هندوانه هم مانند سایر میوه‌ها و سبزیجات به دلیل خواص آنتی‌اکسیدانی، در کاهش خطر ابتلا به انواع سرطان مفید است. از طرفی لیکوپن موجود در هندوانه، این میوه را به یک ماده‌ی غذایی ویژه برای کاهش گسترش سلول‌های سرطانی در سرطان پروستات تبدیل کرده است.

مضرات هندوانه برای سلامتی

این ماده‌ی غذایی نیز همانند هر خوراکی دیگری می‌تواند در کنار اینکه خواص زیادی دارد، مضراتی هم داشته باشد. به خاطر داشته باشید اگر این میوه را به مقدار متعادل مصرف کنید، عوارض جانبی در پی نخواهد داشت. اما اگر بیش از حد مجاز در یک روز هندوانه بخورید، ممکن است بدن‌تان مجبور شود مشکلات ناشی از وجود مقادیر زیاد لیکوپن یا پتاسیم را تجربه کند. مثلا مصرف روزانه بیش از ۳۰ میلی‌گرم لیکوپن، به‌صورت بالقوه می‌تواند باعث ایجاد تهوع، اسهال، سوءهاضمه و نفخ شود.

افراد مبتلا به هایپرکالمی، یا کسانی‌ که دارای بیش از حد مجاز پتاسیم در خون‌شان هستند، نباید بیش از یک قاچ کوچک هندوانه در روز مصرف کنند. این مقدار حاوی کمتر از ۱۴۰ میلی‌گرم پتاسیم است. بر اساس گزارش مؤسسه‌ی ملی بهداشت آمریکا، هایپرکالمی می‌تواند باعث نامنظم شدن ضربان قلب و دیگر مشکلات قلبی و عروقی شود و از طرفی باعث عدم کنترل عضلات بدن می‌شود.

دکتر جارزابکافسکی به دوست‌داران هندوانه هشدار می‌دهد که مواظب تعادل قند خون‌شان هم باشند، اگرچه قند هندوانه طبیعی است اما به هر حال قند آن زیاد است.

حقایق جالب درباره‌ی هندوانه

در قسمت پایانی مقاله بد نیست با برخی از حقایق جالب درباره‌ی هندوانه آشنا شوید. احتمالا برای‌تان جذاب خواهد بود که بدانید:

  • هندوانه با خیار، کدو تنبل و کدو فامیل است.
  • اصلیت هندوانه به صحرای کالاهاری در آفریقا برمی‌گردد.
  • مصریان قدیم همراه جنازه‌ی فرعون‌هایشان، هندوانه دفن می‌کردند تا پس از مرگ مرده‌ی مورد نظر به تغذیه‌ی خود برسد. برداشت هندوانه برای اولین بار در مصر قدیم در حدود ۵۰۰۰ سال پیش توسط خط هیروگلیف (hieroglyphics) به تصویر کشیده شده است.
  • بازرگانان استفاده از هندوانه را در حاشیه‌ی دریای مدیترانه گسترش دادند. در قرن ۱۰ میلادی هندوانه راه خود را به چین باز کرد و چین در حال حاضر تولیدکننده‌ی برتر هندوانه در جهان است.
  • مورس (Moors) اولین بار در قرن ۱۳ میلادی هندوانه را به اروپا آورد.
  • هندوانه به احتمال زیاد اولین بار توسط بردگان آفریقایی راه خود را به آمریکا باز کرد.
  • جهانگردان قدیمی از هندوانه به‌عنوان قمقمه استفاده می‌کردند.
  • اولین کتاب آشپزی در ایالات متحده که در سال ۱۷۷۶ منتشر شد، حاوی یک دستورالعمل برای درست کردن ترشی پوست هندوانه بوده است.
  • حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ گونه هندوانه وجود دارد؛ اما فقط ۵۰ گونه از آن در بین مردم محبوبیت دارد.
  • میزان مصرف هندوانه از خربزه بیشتر است و طالبی هم در رده‌ی بعدی آنهاست.
  • هندوانه در اوکلاهاما یکی از گیاهان تزئینی به‌شمار می‌رود!
  • تمام اجزای هندوانه قابل خوردن است حتی پوستش!
  • طبق آنچه در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شده است، سنگین‌ترین هندوانه جهان توسط لوید برایت (Lloyd Bright) اهل آرکانزاس در سال ۲۰۰۵ کشت شده است. وزن این هندوانه ۹۳٫۱۲۱ کیلوگرم است.
  • ایران رتبه‌ی چهارم کشت هندوانه در جهان را دارد.

این میوه‌ی جذاب تابستانی را هم مانند تمام میوه‌های سرشار از مواد مغذی میل کنید و احساس شادی را به خودتان هدیه بدهید.

یکشنبه, 28 آذر 1395 ساعت 05:50

هفت قدم در فروشندگی

هفت قدم در فروشندگی

 

شما باید احساس خواستن و نیاز را در ذهن مشتری خود زنده کنید.

 هفت قدم در فروشندگی عبارت است از:

1- توجه: شما باید بتوانید توجه مشتری را جلب کنید. به این ترتیب می توانید او را وارد بحثی کنید تا نیازهای وی را دریابید.

2- علاقمندی ها: باید کنجکاوی مشتری خود را بر‌انگیزید تا او تشنه دانستن چیزهای بیشتری در مورد محصولات شما باشد.

3- صحبت: باید خیال مشتری را راحت کنید که محصول شما نیازهای وی را برآورده می سازد. همین‌طور باید نسبت به کالایی که می فروشید اشتیاق نشان دهید، نظر مثبت و انگیزه کافی از همین اشتیاق به‌دست می‌آید.

4- خواستن: شما باید احساس خواستن و نیاز را در ذهن مشتری خود زنده کنید.

5- عقد قرارداد و فروش: قرارداد ببندید، در غیر این‌صورت تنها وقت خود را تلف می‌کنید و یا برای رقبای خود کار می‌کنید.

6- تبریک: وقتی مشتری گفت بله، به او تبریک بگویید. تصمیم او به معنی سود شماست. و او نیاز به تایید این دارد که تصمیمش صحیح است.

+1-بسیار مهم است که در تمام مراحل و قبل از هرچیز شنونده ی خوبی باشید. برای ایجاد احساس نیاز در خریدار، ابتدا باید با نیازهای واقعی او آشنا شوید و برای این موضوع راهی ندارید جز اینکه مشتریتان را هرچه بیشتر و بهتر بشناسید و بدانید به چه دلیلی به شما مراجعه کرده است تا می توانید مثل یک کارگاه پلیس شنونده ای هوشیار باشید.

پنج شنبه, 25 آذر 1395 ساعت 06:06

چرا همیشه احساس سرما می‌کنید؟

چرا همیشه احساس سرما می‌کنید؟

 

اگر همیشه از سرما می‌لرزید یا دست و پایتان یخ می‌زند و وسط چله‌ی تابستان هم دوست دارید ژاکت بپوشید، زمان آن رسیده که فکری به حال خودتان بکنید و ته‌وتوی قضیه را در بیاورید. البته دکتر هولی فیلیپس (Holly Phillips)، مشاور پزشکی و نویسنده‌ی کتاب «خلاصی از خستگی»، می‌گوید که به طور کلی خانم‌ها بیشتر از آقایان احساس سرما می‌کنند چون فیزیولوژی بدن‌شان این طوری است و شرایط خاص دیگری هم وجود دارد که باعث می‌شود بیشتر احساس سرما بکنند.

بیایید یک فهرست ۱۰تایی از دلایل خستگی را با هم مرور کنیم تا ببینیم کجای کار می‌لنگد و چرا همیشه احساس سرما می‌کنید.

۱. خیلی لاغر هستید

اگر وزن‌تان خیلی کم است و شاخص BMI‌تان (BMI شاخصی است که میزان چربی بدن را با توجه به وزن و قدتان می‌سنجد) کمتر از ۱۸.۵ است به چند دلیل احساس سرما می‌کنید. اول اینکه بنا به گفته‌ی دکتر مَگی مون (Maggie Moon) که متخصص تغذیه است وقتی خیلی لاغر باشید، بدن‌تان چربی‌ کافی ندارد تا بتواند از شما در برابر سرما محافظت کند. به علاوه اگر برای نگه‌داشتن این اندام و وزن کم رژیم غذایی سفت و سختی را رعایت می‌کنید، حتما مقدار کالری مصرفی‌تان را خیلی کم کرده‌اید و خیلی کم غذا می‌خورید. کمبود کالری روی متابولیسم بدن تأثیر می‌گذارد و به این ترتیب بدن‌تان نمی‌تواند گرمای کافی تولید کند. اگر چند گرم وزن اضافه کنید آسمان به زمین نمی‌رسد، پس غذاهای سالم و مقوی که حاوی مقدار زیادی پروتئین، چربی و کربوهیدرات‌های پیچیده هستند را هم در رژیم غذایی‌تان جا بدهید.

۲. غده‌ی تیروئیدتان به درستی کار نمی‌کند

تیروئید یک غده‌ی پروانه‌ای شکل است که در گردن قرار دارد و اگر منظم کار نکند هزار و یک مشکل به وجود می‌آورد که احساس سرما هم یکی از آنهاست. دکتر فیلیپس می‌گوید: «احساس همیشگی سرما نشانه‌ی کم‌کاری تیروئید است. یعنی غده‌ی تیروئید‌تان به اندازه‌ی کافی هورمون تیروئید ترشح نمی‌کند.» وقتی سطح این هورمون تنظیم نباشد، متابولیسم‌تان کند می‌شود و موتور بدن‌تان نمی‌تواند به اندازه‌ی کافی گرما تولید کند. خستگی، کم‌پشتی مو و خشکی پوست از دیگر نشانه‌های کم‌کاری تیروئید هستند. متأسفانه آمار کم‌کاری تیروئید در ایران ۴ برابر آمار جهانی است. اگر فکر می‌کنید کم‌کاری تیروئید دارید با پزشک‌تان مشورت کنید. او برای‌تان آزمایش خون می‌نویسد و اگر کم‌کاری تیروئید داشتید، به شما کمک می‌کند تا با روش‌های علمی و پزشکی مشکل‌تان را حل کنید.

۳. کمبود آهن دارید

کمبود آهن یکی از دلایل اصلی احساس سرمای مزمن است. چرا؟ دکتر فیلیپس می‌گوید که آهن یک ماده‌ی معدنی خیلی مهم و حیاتی است که به گلبول‌های قرمز خون کمک می‌کند اکسیژن را در بدن‌تان جابه‌جا کنند. وقتی کمبود آهن دارید گلبول‌های قرمز خون نمی‌توانند به درستی کارشان را انجام بدهند و به همین خاطر سردتان می‌شود.

دکتر مون می‌گوید: «اگر کمبود آهن داشته باشید غده‌ی تیروئیدتان به خوبی کار نمی‌کند، به کم‌کاری تیروئید مبتلا می‌شوید و در نتیجه همیشه احساس سرما می‌کنید. مکمل‌های آهن می‌توانند خیلی مؤثر باشند اما بهترین روش برای بالا بردن سطح آهن خون مصرف غذاهای سالم مثل گوشت، تخم مرغ، اسفناج و غذاهای دریایی است.»

۴. جریان خون در بدن‌تان ضعیف است

دکتر ماگاریتا رور (Margarita Rohr)، متخصص بیماری‌های داخلی می‌گوید: «اگر گردش خون در بدن‌تان مشکل داشته باشد و خون به نقاط انتهایی بدن‌تان نرسد دست و پایتان همیشه مثل یک تکه یخ، سرد می‌شود اما دمای بقیه‌ی اجزای بدن‌تان متعادل است. بیماری‌های قلبی-عروقی می‌توانند یکی از دلایل مشکلات گردش خون باشند. گردش خون ضعیف نشان می‌دهد که قلب‌تان خون را به خوبی پمپاژ نمی‌کند یا اینکه یک گرفتگی در مسیر رگ‌هایتان وجود دارد که نمی‌گذارد خون به دست و پایتان برسد.»

دکتر فیلیپس هم می‌گوید: «سیگار کشیدن می‌تواند باعث اختلال در گردش خون شود چون دود سیگار رگ‌ها را مسدود می‌کند.»

دکتر رور اعتقاد دارد که احتمال دیگری که وجود دارد، بیماری‌ای به نام «رِینود» است که باعث می‌شود وقتی احساس سرما می‌کنید، رگ‌های دست و پایتان خیلی سریع تنگ و باریک شوند. بیماری رینود با دارو درمان می‌شود اما حتما باید قبل از مصرف دارو با پزشک‌تان مشورت کنید.

۵. به اندازه‌ی کافی نمی‌خوابید

دکتر فیلیپس می‌گوید: «کمبود خواب می‌تواند سیستم عصبی بدن‌تان را دچار مشکل کند و تنظیم یک سری مکانیسم‌های ذهنی که بر دمای بدن تأثیر می‌گذارند را به هم بزند.» هنوز کاملا مشخص نشده که چرا این اتفاق می‌افتد، اما مطالعات نشان می‌دهد که اگر به اندازه‌ی کافی نخوابید تنش‌هایی به بدن‌تان وارد می‌شود که فعالیت «هیپوتالاموس» را کم می‌کند. هیپوتالاموس یکی از اعضای کنترلی مغز است که دمای بدن هم در آنجا تنظیم می‌شود. تحقیقی که توسط مجله‌ی اروپایی فیزیولوژی کاربردی انجام شد این قضیه را اثبات کرد. آنها افت دما در بدن ۲۰ فرد بالغ که کمبود خواب داشتند را گزارش کردند. دکتر فیلیپس می‌گوید: «متابولیسم هم می‌تواند یک دلیل دیگر باشد. اگر شما یک شب نخوابید متابولیسم بدن‌تان خیلی کند می‌شود و در نتیجه گرمای کمتری تولید می‌کند و گردش خون هم در بدن‌تان ضعیف‌تر می‌شود.»

۶. به اندازه‌ی کافی آب نمی‌نوشید

دکتر مون می‌گوید: «حدود ۶۰ درصد بدن یک فرد بالغ از آب تشکیل شده است. آب به تنظیم دمای بدن خیلی کمک می‌کند.» اگر به طور مداوم آب بنوشید، این مایع می‌تواند گرما را در خود جذب کند و به مرور زمان آن را آزاد کند و با این کار دمای بدن‌تان را متعادل نگه دارد. هر چقدر آب بدن‌تان کمتر باشد نسبت به تغییرات دما حساس‌تر می‌شوید. آب از یک راه دیگر هم به گرم شدن بدن‌تان کمک می‌کند. آب متابولیسم بدن‌تان را افزایش می‌دهد و با بیشتر شدن متابولیسم گرمای بیشتری هم تولید می‌شود. دکتر مون می‌گوید که سعی کنید روزانه حداقل ۸ لیوان آب بنوشید، مخصوصا قبل و بعد از ورزش.

۷. ویتامین B۱۲ بدن‌تان کم است

مواد مغذی که در فراورده‌های حیوانی پیدا می‌شوند نقش مهمی در جلوگیری از احساس سرما دارند. بدن انسان برای خون‌سازی به ویتامین B۱۲ احتیاج دارد. این ویتامین اکسیژن را به نقاط مختلف بدن می‌رساند. اگر به اندازه‌ی کافی از این ویتامین مصرف نکنید، ممکن است به کم‌خونی مبتلا شوید و به شدت احساس سرما کنید. کمبود ویتامین B۱۲ می‌تواند به دلیل یک رژیم غذایی نامناسب باشد. پس سعی کنید از گوشت کم‌چرب ماهی و لبنیات بیشتر استفاده کنید. اما گاهی اوقات کمبود این ویتامین به خاطر مشکلاتی است که در فرایند جذب وجود دارد. اگر رژیم غذایی‌تان سرشار از ویتامین B۱۲ است و با این حال احساس سرما می‌کنید، حتما با پزشک‌تان صحبت کنید تا برای‌تان آزمایشی بنویسد و سطح B۱۲ بدن‌تان را بررسی کند.

۸. خانم هستید

همیشه با همسر یا همکارهای مردتان سر تنظیم دمای اتاق مشکل دارید؟ باید بدانید که این مسئله به جنسیت شما برمی‌گردد. دکتر رور می‌گوید: «به طور کلی زن‌ها بهتر از مردها گرما را تحمل می‌کنند.» بدن خانم‌ها طوری طراحی شده که جریان خون را بیشتر به قسمت‌های اصلی و حیاتی مثل مغز و قلب برساند. در نتیجه خون کمتری به نواحی دیگر مثل انگشتان دست و پا می‌رسد که باعث می‌شود زن‌ها بیشتر از مردها احساس سرما کنند. پژوهش‌هایی که در دانشگاه یوتا (Utah) انجام شد نشان داد که دمای مرکز بدن زن‌ها از مردها بیشتر است اما دمای دست‌هایشان به طور میانگین ۲/۸ درجه کمتر است.

۹. قند خون دارید

دکتر رور می‌گوید: «اگر قند خون‌تان را همیشه کنترل نکنید، ممکن است به بیماری «نوروپاتی محیطی» مبتلا شوید. نوروپاتی محیطی یک حمله‌ی پایدار به سیستم عصبی است که روی دست‌ها و پاهایتان اثر می‌گذارد. وقتی این اتفاق ادامه پیدا کند، احساس کِرِختی و سستی می‌کنید و گاهی اوقات دست و پایتان درد می‌گیرد و چون سیستم عصبی پیام‌های مربوط به دمای بدن را هم به مغز می‌رساند ممکن است احساس سرما کنید». نوروپاتی دیابتی رفته‌رفته رشد می‌کند و ممکن است شما اصلا متوجه نشوید که به این بیماری مبتلا هستید. اگر دیابت یا نشانه‌های آن (احساس ادرار مکرر، خستگی و تشنگی زیاد سه نشانه‌ی اصلی هستند) را دارید با پزشک‌تان صحبت کنید.

۱۰. عضله‌هایتان ضعیف هستند

دکتر رور می‌گوید: «عضله‌ها با تولید گرما، دمای بدن‌تان را تنظیم می‌کنند.» پس کم بودن تراکم عضله‌ها باعث می‌شود احساس سرما کنید. همچنین تراکم بالای عضله متابولیسم بدن‌تان را افزایش می‌دهد و با احساس سرما مقابله می‌کند. با وزنه زدن در باشگاه یا استفاده از دمبل می‌توانید عضله‌سازی کنید. با این کار موتور بدن‌تان روشن می‌شود و مثل یک پتوی بزرگ شما را از درون گرم می‌کند؛ پس نیازی نیست که همیشه یک لباس کلفت بپوشید تا از سرما نلرزید.

راهکارهایی برای تقویت حافظه‌ بلندمدت

 

خاطرات مدام به‌وجود می‌آیند و محو می‌شوند. محو شدن یک خاطره، از همان زمانی که آن خاطره شکل می‌گیرد شروع می‌شود. شما نمی‌توانید خاطرات را بشمارید ولی اگر می‌توانستید، متوجه می‌شدید که بیش از نیمی از آنچه که ما در طول روز تجربه می‌کنیم بعد از تنها یک ساعت از حافظه پاک می‌شود. بنابراین وقتی می‌خواهید چیزی را یاد بگیرید بهترین کار این است: همین‌طور که در حال یادگیری مطالب جدید هستید، به‌صورت پیوسته و دوره‌ای مطالب قبلی را هم مرور کنید.

این نوشته را بخوانید تا با راهکارهایی برای تقویت حافظه‌ بلندمدت، آشنا شوید.

یادآوری بهینه

در قرن نوزدهم میلادی، دانشمندی آلمانی به نام هرمان ابینگ هاوس بیش از پانزده سال از عمرش را به بررسی عملکرد حافظه پرداخت. او آواهای تصادفی بی‌معنی را حفظ می‌کرد و از خودش امتحان می‌گرفت. نتایجی که ابینگ هاوس به‌دست آورد از معدود قطعیات علم عصب‌شناسی است: همه‌ی خاطرات به تدریج کم‌رنگ می‌شوند ولی هر بار که اطلاعات را مرور می‌کنید خاطرات با سرعت کمتری از حافظه پاک می‌شوند.

ابینگ هاوس به این نتیجه رسید که بهترین زمان برای مرور یک خاطره، درست قبل از زمانی است که آن را فراموش کنید. به‌علاوه، چون با هر بار مرور، حافظه‌ی شما قوی‌تر می‌شود، تعداد دفعاتی که باید اطلاعات را مرور کنید به‌صورت نمایی تغییر می‌کند. به بیان دیگر، شما ابتدا باید بعد از چند ثانیه اطلاعات را مرور کنید، سپس بعد از چند دقیقه، بعد از یک ساعت، بعد از چند ساعت، هر چند روز یک بار، هر هفته، هر ماه، هر سه ماه یک بار، هر سال، هر سه سال و همین‌طور الی آخر. این روش «تکرار بافاصله» نامیده می‌شود و روش بسیار مؤثری برای یادگیری است.

منحنی فراموشی می‌تواند برای ما توضیح دهد که چرا معمولا وقتی شب امتحان اطلاعات زیادی در مغزمان فرو می‌کنیم، مدت کوتاهی بعد از امتحان (یا خدای نکرده همان سر جلسه‌ی امتحان!)، چیزی از آن اطلاعات را به‌یاد نمی‌آوریم. چون کل یادگیری فقط در مدت زمان بسیار کم انجام می‌شود و بعد از آن مرور نمی‌شود و همان‌طور که پیش از این هم گفتیم بلافاصله بعد از یادگیری، فراموش شدن هم آغاز می‌شود.

امتحان مداوم

یک روش دیگر برای تقویت حافظه‌ بلندمدت این است که بازیابی خاطرات را تمرین کنید. بازیابی به روش «امتحان فعالانه‌ی ذهن» بسیار مؤثرتر از «مرور منفعلانه‌» است. ساده‌تر بخواهیم بگوییم یعنی اینکه مطالب یا خاطرات را با «سؤال پرسیدن از خودتان» مرور کنید.

احتمالا انتظار داشتید چیزی عکس این را بگوییم؛ شما فکر می‌کنید اگر مدام به خودتان یادآوری کنید که «باز آلدرین دومین مردی بود که به ماه قدم گذاشت» بهتر یادتان می‌ماند تا اینکه از خودتان سؤال کنید: «دومین کسی که به ماه قدم گذاشت که بود؟». اما علم نه یک بار، بلکه چندین بار ثابت کرده‌ است که «بازیابی فعال» نسبت به مرور کردن، روش مؤثرتری برای تقویت حافظه است.

جالب است بدانید که خاطرات، مانند حرکاتی هستند که ذهن شما انجام می‌دهد. اگر یادآوری یک خاطره را به بالا رفتن از یک تپه تشبیه کنیم، اینکه عاملی آن خاطره را به یاد شما بیاورد مثل این است که با یک هلی‌کوپتر به بالای تپه رسیده‌اید. شما از منظره لذت می‌برید و احساس می‌کنید به چیزی دست یافته‌اید، اما خب اگر خودتان به بالای تپه صعود کرده بودید بهتر می‌توانستید یاد بگیرید که دفعه‌ی بعد چطور باید به آنجا برگردید. به بیان دیگر، وقتی شما سعی می‌کنید یک خاطره را به‌یاد بیاورید، در واقع دارید آن را در ذهن خود بازسازی می‌کنید و این کار کمک می‌کند برای دفعه‌ی بعد آن را خیلی بهتر و راحت‌تر به‌یاد بیاورید.

مورد مشابه و جالبی هم در هنگام خواب رخ می‌دهد‌. تحقیقات اخیر در زمینه‌ی عصب‌شناسی‌ نشان می‌دهد که در هنگام خواب، مغز از این دوره‌ی «خاموشی» برای مرور و انتخاب خاطراتی که باید در حافظه‌ی بلندمدت ذخیره شوند استفاده می‌کند. در نتیجه اگر اطلاعاتی را که می‌خواهید به خاطر بسپارید، درست قبل از اینکه خواب‌تان ببرد مرور کنید، بسیار مؤثر است‌. صبح که از خواب بیدار می‌شوید، چیزی که شب قبل به نظرتان پیچیده و نامفهوم می‌رسید ممکن است به طرز حیرت‌آوری واضح شود.

خطر ذخیره‌ی اطلاعات نادرست

هنگامی که داریم بر روی تقویت حافظه‌ بلندمدت خودمان کار می‌کنیم باید به این نکته هم توجه کنیم که اطلاعات «نادرست» را وارد حافظه نکنیم. چون پاک‌سازی و جایگزین کردن اطلاعات نادرستی که در حافظه‌ی بلندمدت هستند هم چالش‌های خودش را دارد. راستش این چالش را خود من هم تجربه کرده بودم! (برای همین است آن‌قدر می‌گویم اطلاعات نادرست وارد مغزتان نکنید!)

یادم می‌آید در زمان تدریس حساب دیفرانسیل، هرگاه به شاگردانم می‌گفتم: «انتگرال‌گیری نامعین، دقیقا برعکس عمل مشتق‌گیری است» آنها خیلی متوجه نمی‌شدند و هربار در امتحان مسائل مربوط را درست حل نمی‌کردند. توضیح مجدد من بی‌فایده بود چون قبلا این درس را به شیوه‌ای اشتباه یاد گرفته بودند. تا اینکه یک روز حین تدریس، این شعر به ذهنم رسید و برای‌شان پای تخته نوشتم «انتگ مشتق پَرونه، مشتق رو میپرونه/مشتق انتگ پَرونه، انتگ رو میپرونه» و بعد هم‌صدا با هم آن را خواندیم! شاید به نظر شما استفاده از این شعر حین تدریس دیفرانسیل خنده‌دار باشد اما من تأثیر عجیب آن را دیدم و مطمئنم که با این شعر، موضوع کاملا در حافظه‌ی بلندمدت شاگردانم حک شده است.

چطور یک خاطره‌ی گمشده را پیدا کنیم

اول باید به این سؤال پاسخ دهیم که چطور می‌توان خاطره‌ای را که در برابر به‌یاد آورده‌شدن مقاومت می‌کند بازیابی کرد؟

همه‌ی ما این تجربه‌ی ناخوشایند را داریم که گاهی می‌خواهیم خاطره‌ای را که مطمئنیم در ذهن‌مان است (مثلا اسم یک بازیگر یا عنوان یک کتاب) به یاد بیاوریم. اما فقط گیج و سردرگم می‌مانیم و نمی‌توانیم آن را به‌‌خاطر بیاوریم. عجیب اینجاست که این اتفاق معمولا در مورد اطلاعاتی می‌افتد که مطمئنیم آنها را می‌دانیم!

اولین چیزی که باید در مورد این یادآوری‌‌‌های شکست‌خورده بدانیم این است که اینها اصلا غیرعادی یا خجالت‌آور نیستند. حافظه‌ی ما به‌طور خلاصه یک شبکه‌ی پیچیده و تقریبا بی‌نهایت از ارتباطات است: همواره در حال اضافه شدن اطلاعات، پویا، در هم پیچیده و در حال رقابت است. مثل یک جنگل، یا یک مهمانی شلوغ و بی‌نظم، همین که می‌توانیم چیز‌هایی را به یاد بیاوریم خودش معجزه است!

اما به هر حال وقت‌هایی هستند که برای یافتن یک خاطره در ذهن‌مان به تقلا می‌افتیم. راه‌هایی هستند که می‌توانند به ما کمک کنند راحت‌تر این خاطره‌ی گم‌شده را پیدا کنیم. همان‌طور که می‌دانیم یک خاطره، یک واحد جداگانه‌ی اطلاعات نیست. برای یک خاطره همیشه ساختار و اجزایی وجود دارد که بر آن تأثیر می‌گذارد؛ مانند زمان روز، آب و هوا و افراد حاضر و غیره. این اجزا را مسیرهایی یه سمت خاطره در نظر بگیرید. آنها راه‌هایی برای فعال کردن خاطره‌ی کامل هستند و مغز شما را وادار می‌کنند که کل قضیه را بازسازی کند.

با جست‌و‌جوی حاشیه‌های یک خاطره، مثل کامل کردن اطراف یک پازل، راحت‌تر می‌توانید مرکز آن را بسازید.

۷ دلیل که نشان می‌دهد پیشرفت شغلی شما متوقف شده است

 

پیشرفت شغلی برای برخی از افراد خیلی زود صورت می‌پذیرد. در حالی‌ که عده‌ای دیگر همیشه درجا می‌زنند. وضعیت شغلی شما در چه موقعیتی قرار دارد؟ آیا احساس می‌کنید روند پیشرفت شما متوقف شده است؟ در ادامه به ۷ دلیلی اشاره می‌کنیم که می‌توانند عامل توقف پیشرفت شغلی شما باشند.


۱. شغل شما مناسب‌تان نیست


برخی افراد در شغلی بسیار موفق هستند. ولی با تغییر موقعیت شغلی نمی‌توانند به طور کامل بر روی آن تمرکز کنند. ممکن است شما در کاری بسیار عالی باشید. ولی اگر در وظیفه‌ی شغلی خود خوب عمل نکنید، احتمال شکست در موقعیت شغلی شما وجود دارد.

۲. از افراد اشتباهی، حمایت می‌کنید

منظور ما این نیست که از همکاران خود حمایت نکنید یا نسبت به آنان بی‌توجه باشید. اتفاقا شما باید در محیط کار روحیه‌ی همکاری و مشارکتی داشته باشید. اما باید بدانید چه کسانی در مورد ارتقای شغلی، قدرت تصمیم‌گیری دارند. کاری کنید این افراد ارزش شما را بدانند. معمولا مدیر شما در این تصمیم نقش دارد، ولی ممکن است نظر او به تنهایی نتواند منجر به پیشرفت شما شود. بنابراین شما باید افراد دیگری را شناسایی کنید که در تصمیم‌گیری نقش به‌سزایی دارند. بر ایجاد رابطه‌ای خوب با آنها تمرکز کنید تا از این طریق روند شغلی‌تان متحول شود.

۳. اهداف خود را با توجه به شرایط تغییر نداده‌اید

برای پیشرفت شغلی اهداف خود را با توجه به شرایط تنظیم کنید

برخی اوقات شرایط تغییر می‌کند و این باعث تغییر استراتژی شرکت می‌شود. به عنوان مثال ممکن است شما و واحدتان پیشرفت خوبی کرده باشید. شاید هدف جدید واحدتان کاهش قیمت محصول تولیدی باشد، در حالی‌ که شما طبق روال پیشین، دائما بر روی ایده‌های جدید تأکید می‌کنید که در شرایط فعلی برای واحد شما فایده‌ای ندارد. تفاوت در اهداف شما و مدیرتان باعث می‌شود پس از مدتی از اولویت‌های مدیر خود خارج شوید.


۴. حقوق‌تان بیش از ارزش شماست

ممکن است شما سال‌ها در شرکتی مشغول باشید و با افزایش حقوق سالیانه‌، در حال حاضر حقوق نسبتا بالایی دریافت کنید. در این مواقع بررسی کنید که آیا تجربه، مهارت شغلی و تخصص تحصیلی شما ارزش حقوقی که دریافت می‌کنید را دارد؟ آیا تفاوت بین شما و نیروی کم‌تجربه‌تری که عملکردش مانند شماست، فقط در حقوق بالای شماست؟ این عوامل را بررسی و در صورت نیاز اصلاح کنید تا قربانی تغییرات بعدی شرکت‌تان نشوید.

۵. ارزش شما بیشتر از شرکت‌تان شده است

برخی اوقات عملکرد شما در حدی است که نمی‌توانید در شرکت فعلی خود به ‌حق‌تان برسید. در این مواقع ممکن است به دلایل غیرحرفه‌ای از پیشرفت باز بمانید. شاید در این موقعیت‌ها بهتر باشد گزینه‌هایی مانند پیوستن به شرکتی دیگر را نیز بررسی کنید.

۶. روند پیشرفت شما متوقف شده است

با آموزش و افزایش مهارت‌ها شانس پیشرفت شغلی خود را افزایش دهید

آیا اخیرا برای پروژه‌ای که شما را به چالش بکشد، داوطلب شده‌اید؟ آیا پیگیر پروژه‌های جدید هستید؟ در سال گذشته در چند همایش و رویداد صنعتی مرتبط با شغل‌تان شرکت کردید؟ آیا دانش خود را به‌روز کرده‌اید؟ پیشرفت شغلی با نشستن و نگاه کردن به ساعت حاصل نمی‌شود. شما باید با گذر زمان ارزش و توانایی‌های خود را در حوزه‌ تخصصی‌تان بهبود ببخشید.


۷. شما در حال حرکت به مقصدی نامعلوم هستید

اگر پس از مدتی طولانی این اولین دفعه‌ای است که به پیشرفت شغلی فکر کرده‌اید، پس تا به حال توجه چندانی به اهداف خود نداشته‌اید. حتی اگر پیش از این عملکردتان نتیجه‌ای مناسب برای شما به همراه داشته، شاید باز هم نسبت به تغییرات بازار و شرکت مرتبط نبوده است. شما باید همیشه وضعیت شغلی خود را کنترل کنید و عادت‌ها، ارتباطات، مهارت‌ها و تخصص خود را بهبود ببخشید.

درجا زدن شغلی فقط مختص کسانی نیست که در جست‌وجوی ارتقای شغلی هستند و به آن نرسیده‌اند. شاید خیلی هم به دنبال پیشرفت شغلی نباشید، ولی بالا بودن نسبی حقوق‌تان می‌تواند منجر به از دست دادن موقعیت‌تان شود. در این مواقع باید مهارت‌های خود را افزایش دهید تا سطح شما با حقوق دریافتی‌تان متناسب شود. شاید شما شرکتی که در آن هستید را دوست دارید و در عین حال سطح خود را بالاتر از شرکت می‌دانید. 

در این مواقع ممکن است به این امید در آن‌جا بمانید که وضعیت شرکت بهبود یابد. ولی این ریسک را هم باید بپذیرید که شاید هرگز شرکت نتواند چیزی که حق‌تان است را به شما بدهد. اگر هوشیارانه کار نکنید، امکان دارد پیشرفت شغلی به دست نیاورید. کاملا آگاهانه در مسیر شغلی خود گام بردارید تا به سمت اهداف خود حرکت کنید.


 

جالب‌ترین استارت‌آپ‌های جهان در سال 2016

 

با اینکه شروع سال 2016 برای برخی استارت‌آپ‌های فعال و تثبیت‌شده با دشواری‌هایی همراه بود، اما در همین سال استارت‌آپ‌هایی نیز با حوزه فعالیت‌های مختلف در کشورهای مختلف شکل گرفتند. دامنه فعالیت این استارت‌آپ‌ها بسیار متنوع است و از ارائه راهکارهایی برای تشخیص زودهنگام سرطان تا استفاده از هوش مصنوعی برای دریافت راهنمایی‌های ورزشی و تغذیه‌ای مناسب را دربرمی‌گیرد. با تعدادی از این استارت‌آپ‌های مبتکر آشنا می‌شویم.

میت‌هیر (MeetHere)، آمریکا: اپلیکیشن MeetHere برای ساده‌سازی فرآیند انتخاب مکان مناسب جلسات یا قرارهای گروه‌های دوستی تولید شده است. این اپلیکیشن از کارکرد جی‌‌پی‌‌‌اس در گوشی‌های هوشمند برای محاسبه یک مسافت مساوی بین اعضای گروهی که می‌خواهند یکدیگر را ملاقات کنند استفاده می‌کند و نزدیک‌ترین مکان به همه آنها را شناسایی می‌کند. کاربران چه برای اهداف اجتماعی و چه کاری، می‌توانند از بین گزینه‌هایی که به آنها پیشنهاد می‌شود یکی را انتخاب کنند؛ از جمله کتابخانه، کافه و رستوران. بعد از اینکه یک مکان مشخص شد، اپلیکیشن به کاربران امکان می‌دهد به صورت اتوماتیک پیامی را به همه اعضای گروه بفرستند و در مورد مکان انتخاب‌شده اطلاع‌رسانی کنند. این شرکت به‌وسیله تعدادی دانش‌آموز دبیرستانی تاسیس شده است.

وان‌تست (OneTest Diagnostic)، انگلستان: این شرکت یک استارت‌آپ مبتنی بر بیوتکنولوژی است که روشی جدید برای پیگیری بیماری سرطان از زمان تشخیص تا درمان آن ارائه می‌دهد. ابزار تشخیصی این شرکت میزان تجمع دی‌ان‌ای تومور در نمونه خون بیمار را بررسی می‌کند تا مشخص شود آن بیمار چقدر می‌تواند به درمان در نظر گرفته شده واکنش نشان دهد. رویکرد نوآورانه OneTest، زمان طولانی و هزینه‌های زیاد تشخیص دی‌ان‌ای تومور را کنار می‌زند و به متخصصان امکان می‌دهد میزان واکنش به درمان را در زمان کمتری بسنجند و تصمیم‌گیری سریع‌تری برای انتخاب نوع درمان داشته باشند. این ابزار در حال حاضر سرطان روده را هدف قرار داده، اما قصد دارد آن را برای تشخیص دیگر انواع سرطان توسعه دهد. این شرکت را جان کاسیدی، دانشجوی Ph.D دانشگاه کمبریج انگلستان و گروهی دیگر از دانشجویان این دانشگاه تاسیس کرده‌اند.

فرشی (Freshy)، مالت: فرشی یک پلت‌فرم ابری و موبایل است و هدف آن حل چالش جهانی ضایعات غذا است که بیش از 50 درصد کل ضایعات دنیا را تشکیل می‌دهد. از میان این ضایعات، 23 درصد آن مربوط به غذاهای آماده است که به خاطر سیاست‌های مصرف غذاهای تازه، بیشتر آن دور ریخته می‌شود. پلت‌فرم فرشی به کسب‌وکارهای حوزه آماده‌سازی غذا امکان می‌دهد غذاهای نیم‌پز تهیه کنند تا هم مشتریان از غذاهایی با قیمت پایین‌تر استفاده کنند و هم به پایداری محیط زیست کمک شود. کاربران می‌توانند بر اساس مکانی که در آن قرار دارند و اولویت‌های غذایی شخصی خود، پیام‌های اطلاع‌رسانی دریافت کنند.

اپن‌واتر (OpenWater.in)، هند: شهروندان برخی کشورهای در حال توسعه یا توسعه‌نیافته با مشکل تهیه آب پاکیزه برای مصارف روزانه خود مواجه هستند. استارت‌آپ اپن‌واتر تکنولوژی‌ای را تولید کرده که می‌تواند از طریق فیلترهایی آب را از هر منبعی تصفیه کند. تکنولوژی اپن‌واتر سیستمی ارزان با حداقل پشتیبانی ارائه می‌کند که به جوامع بدون امکانات اجازه می‌دهد با کاهش وابستگی به منابع قدیمی، بتوانند آب را تصفیه و مجددا استفاده کنند. تکنولوژی این دستگاه از رشته‌های الکتریکی استفاده می‌کند تا ناخالصی‌های آب را پولاریزه کند و سپس آن را درون یک صافی ساده فیلتر می‌کند. دکتر سانجیو سامباندان، استادیار دپارتمان فیزیک کاربردی موسسه علوم هند موسس این شرکت است.

قیه (Qeye)، مصر: این شرکت با استفاده از تکنولوژی ماشین بینایی، برای صنایعی که فرآیندهای دستی را دنبال می‌کنند، سیستم‌های نظارت اتوماتیک تولید کرده است. این استارت‌آپ مصری برای این کار از دوربین صنعتی هوشمندی استفاده می‌کند تا پیشرفت‌های کیفی تولید را در صنایع پارچه‌بافی، پلاستیک‌سازی، کاغذ، بسته‌بندی و بسیاری صنایع دیگردر مصر، خاورمیانه و شمال آفریقا هدف قرار دهد. شرکت قیه راه‌حل‌های ویژه خود را متناسب با ویژگی‌های صنعت و نیازهای مشتریان خود سازگار می‌کند. با اینکه تخصص این استارت‌آپ در ماشین بینایی است، اما تلاش می‌کند با تکیه بر تکنولوژی‌های تصویربرداری «فراطیفی» و «چندطیفی» تکنیک‌های تصویربرداری شیمیایی را تولید کند. سه فارغ‌التحصیل رشته مهندسی از دانشگاه الزقازیق مصر این شرکت را تاسیس کرده‌اند و محمود عبدالعزیز مدیرعامل آن است.

مارینی نچرالز (Marini Naturals)، کنیا: مارینی اولین شرکت تولیدکننده محصولات مراقبت از مو در شرق آفریقا است که به‌طور انحصاری محصولاتی تولید می‌کند که مناسب مدل موی آفریقایی است. همچنین اولین شرکت در بازار خود است که امکان خرید محصولات از طریق تکنولوژی کدهای کوتاه با استفاده از موبایل را فراهم کرده است. مارینی مجموعه کاملی از محصولات را برای موهای طبیعی فرمول‌بندی، تولید و طراحی می‌کند؛ از جمله شامپوهای بدون سولفات، نرم‌کننده‌های صاف‌کننده مو، ژل، روغن و لوسیون. این شرکت با فروش محصولات خود در شرق و مرکز آفریقا و نیز فرانسه، فعالیت‌های خود در رسانه‌های اجتماعی را بر آموزش زنان در مورد نحوه نگهداری از موهای طبیعی متمرکز کرده است. میشله تالامی، موسس مارینی، زمانی تصمیم به تاسیس این شرکت گرفت که نمی‌توانست هیچ محصول داخلی برای مراقبت از موهای طبیعی خود پیدا کند و تولید اولیه این محصولات را در خانه خودش شروع کرد.

بولت اسپرت (Boltt Sports Technologies)، هند: شرکت بولت اسپرت تکنولوژی‌های پوشیدنی می‌سازد که قدرت فعالیت‌های تناسب اندام را با هوش مصنوعی ترکیب می‌کند. این تکنولوژی به کاربران امکان می‌دهد در طول کار یا انتخاب تغذیه مناسب خود، راهنمایی‌های لازم را برای اینکه چه چیزی مناسب سلامتی و تناسب اندام آنها است، دریافت کنند. این ابزارهای پوشیدنی عبارت است از: کفش‌‌هایی هوشمند که داده‌های بیومکانیک دقیق را هنگام راه‌ رفتن یا ورزش کردن دریافت می‌کند؛ یک دستگاه تعقیب‌کننده که قدم‌های فرد، مسافتی که طی می‌کند، ضربان قلب و دیگر معیارهای تناسب اندام را ثبت می‌کند و یک سنسور که نسبت مسافت و شدت تمرین‌های ورزشی را محاسبه می‌کند. تکنولوژی هوش مصنوعی به‌کار رفته در این ابزارها، داده‌ها را می‌گیرد و الگوهای پنهان را جست‌وجو می‌کند تا دیدگاه‌هایی عملی به کاربر ارائه دهد.

منبع: CNBC

چگونه تیم فروش‌تان را برای جهانی شدن آماده کنید؟

 

در حقیقت، 58 درصد کسب‌و‌کارهای کوچک، مشتریان بین‌المللی دارند و 72 درصد آنها بر گسترش پایگاه مشتریان بین‌المللی خود پیش از پایان سال 2016 تمرکز می‌کنند.
دیگر همه کسب‌و‌کارهای کوچک، فروشگاه‌های به ارث رسیده به ما نیستند. اکنون بسیاری از آنها اینترنت-محور شده‌اند؛ پدیده‌ای جهانی با مشتریانی در سراسر جهان.در حقیقت، 58 درصد کسب‌و‌کارهای کوچک، مشتریان بین‌المللی دارند و 72 درصد آنها بر گسترش پایگاه مشتریان بین‌المللی خود پیش از پایان سال 2016 تمرکز می‌کنند. 

اما این امر چیزی بیش از یک تعهد ساده برای رشد پتانسیل شرکت شما، برای سودآوری از توسعه جهانی است. به‌عنوان مثال، گرچه اکثر شرکت‌ها اهمیت تفاوت‌های زبانی را می‌دانند؛ اما در اکثر مواقع، دیگر موارد مهم نادیده گرفته می‌شوند. اگر می‌خواهید از یک پایگاه مشتری بین‌المللی سود ببرید، باید تیم‌های فروش خود را به تیم‌هایی ناب و باهوش تبدیل کنید و به سوی ماشین‌های جهانی محرک درآمد سوق بدهید. در اینجا سه قدم برای این کار را بیان کرده‌ایم:


 
1. تیم خود را برای تعامل مجازی آموزش دهید

85 درصد از مدیران اجرایی جلسات آنلاین با مشتریان بالقوه را نسبت به جلسات حضوری، دارای اثربخشی کمتری می‌دانند و 63 درصد احساس مشابهی نسبت به تعاملات مجازی با مشتریان موجود دارند. اما زمانی که صحبت از یک مقیاس جهانی است، این اختلاف پذیرفتنی نیست.ایجاد تفاهم با مشتریان برای موفقیت فروش ضروری است؛ بنابراین تیم‌های شما باید برای پرورش این روابط، جلسات مجازی شکل دهند. آموزش فروشندگان در این زمینه گامی در جهت ایجاد اعتماد در آنها خواهد بود.از سوی دیگر، اگر یک فروشنده، تکنولوژی مورد استفاده را درک نکند، این اعتماد می‌تواند سریعا از بین برود. 

چه این ابزار ارتباطی GoToMeeting، WebEx، Skype یا Zoom باشد، چه هر ابزار دیگری، در هر صورت هر فروشنده‌ نیاز به آموزش در زمینه استفاده از ابزارهایی دارد که شرکت شما آنها را به‌کار می‌برد. حتی خطاهای ناچیز موجب خواهند شد کل کسب‌و‌کار شما غیرحرفه‌ای به نظر بیاید و در حل مسائل بی‌تجربه جلوه کند.

تلاش کنید روابط ایجاد شده در جهان مجازی را گسترش دهید. یکپارچه‌سازی ایمیل‌های مستقیم در فرآیند موردنظر و ارسال کتاب‌، هدایا و یادگاری‌های فیزیکی کوچک، می‌تواند به مشتریان یادآوری کند که فروشنده مذکور، یک فرد واقعی است که برای یک شریک بالقوه واقعی کار می‌کند؛ نه یک فرد ناشناس در اینترنت.به‌عنوان مثال، لمونلی، یک شرکت متخصص در زمینه اینفوگرافیک، یک بسته کوچک از دسرهای لیمویی برای هر مشتری که ثبت‌نام کرده است، ارسال می‌کند و زمانی که یک پروژه کامل می‌شود، طراحان شرکت پیام‌های تشکر دست‌نوشته‌ای برای مشتریان خود می‌فرستند. حال فکر کنید شرکت شما نسبت به مشتریان خود می‌تواند چه عمل خاصی انجام دهد؟


2. تفاوت‌های فرهنگی را در نظر بگیرید


تفاوت‌ها را مدنظر داشته باشید و هنجارهای فرهنگی مشتریان را درک کنید. به عنوان مثال، ممکن است شروع یک ایمیل با «سلام، ویلیام» در آمریکا امری معمول باشد؛ اما این مساله در انگلستان اندکی گستاخانه است. در کل، تحقیق در مورد تفاوت‌ها ضروری و مهم است. زمانی که وارد یک بازار جدید می‌شوید، باید از اطلاعات غنی استفاده کنید که مشتریان موجود می‌توانند در مورد چگونگی تعامل با افراد از کشور مبدا، فراهم کنند. ذکر این نکته حائز اهمیت است که تنها شناخت تفاوت‌های فرهنگی کافی نیست؛ بلکه باید تلاش کنید روش‌های دوستانه‌ای برای شناخت و پذیرش آنها بیابید.

3. به تیم فروش خود کمک کنید تعادل را حفظ کنند

تفاوت‌های زمانی بین‌المللی کشنده هستند. درخواست ملاقات با مشتریان به صورت وقت و بی‌وقت، خطای بسیار بزرگی است؛ بنابراین، تیم فروش جهانی شما باید هرکاری که در توانش هست انجام دهد تا خود را با نیازهای بین‌المللی وفق دهد. به عنوان مثال، در شرکت ما، اغلب از تماس تلفنی در اواخر عصر اجتناب می‌کنیم تا خود را با مشتریان‌مان در استرالیا وفق دهیم.یک المان مهم برای اینکه این جلسات دیروقت کارکرد خوبی داشته باشند چیست؟ یک روز متوازن برای تیم‌تان.یک وعده غذایی مغذی می‌تواند سطوح بهره‌وری را تا 20 درصد بالا ببرد و یک ورزش سبک هنگام عصر و پیش از جلسه، عملکرد خون‌رسانی را بهتر می‌کند و سلامت ذهنی و فیزیکی را بهبود می‌بخشد.

لزوما رفتارهایی که توصیه شد را نباید اجرا کنید؛ اما باید بتوانید دستورالعمل‌هایی تعیین کنید که می‌گویند چگونه و چرا سبک‌های زندگی سالم و پایدار برای توسعه و حفظ توازن کار-زندگی خوب و برای کار جهانی ضروری هستند. یک تیم فروش موثر، ستون فقرات هرگونه اقدام برای توسعه جهانی است. به عبارت دیگر، باید مانند ستون فقرات انسان «منعطف» و «متصل» باشد. بنابراین، ایفای نقش شما در توسعه پویایی‌های کار-زندگی متوازن، اعضای تیم را قادر خواهد ساخت خود را با مخاطبان جهانی تطبیق دهند. وقتی فروشندگان شما تا جای ممکن نسبت به قلمرو جدیدشان هوشیاری اجتماعی کسب می‌کنند، آنگاه می‌توانید از خطاهای فرهنگی جلوگیری کنید.


منبع: entrepreneur
نویسنده: Josh Turner


 

ده مانع بزرگ برای تفکر خلاق در کسب‌وکار

کارآفرینان موفق آن‌هایی هستند که نه‌فقط در تولید کالا یا خدمت اولیه خود، بلکه از همه مهم‌تر، در تمامی مراحل رشد کسب‌وکارشان، از استارت‌آپ تا بلوغ، خلاقیت را سرلوحه کارشان قرار می‌دهند؛ اما حتی بهترین کارآفرینان هم ممکن است به دلیل گرایش‌های طبیعی خود یا فشارهای ناشی از چالش‌های تجاری، در تصمیم‌گیری‌ها گرفتار عادات بدی شوند که به کسب‌وکارشان صدمه بزند یا آن را محدود کند.

از سوی دیگر، مدت‌هاست کسب‌وکارها طبق روند خاصی فعالیت می‌کنند و در این میان، «روش‌های موفقیت‌آمیز» زیادی وجود داشته‌اند که به‌خوبی تعریف و مستند شده‌اند. درنتیجه، خلاقیت به خرج دادن، بدون توجه به روش‌هایی که در گذشته کارآیی آن‌ها اثبات‌شده، چندان درست نیست. ازاین‌رو، تمامی کارآفرینان تلاش می‌کنند بین تبعیت از روش‌ها و فرایندهای «اثبات‌شده» و به‌کارگیری رویکردهای جدید و خلاقی که ممکن است به‌واقع وجه تمایز آن‌ها با دیگران باشد، تعادل برقرار کنند.

تجربیات من به‌عنوان یک مربی نشان داده است که متعادل نگه‌داشتن تفکر خلاق برای تمامی استارت‌آپ‌ها کار دشواری است، چراکه کارمندان به‌طور طبیعی نسبت به تغییر مقاوم هستند. کتاب جدید راس تیلور (Ros Taylor)، با عنوان «خلاقیت در کار: مغز خود را لبریز کرده و ایده‌های جذاب‌تری بسازید» (“Creativity at Work: Supercharge Your Brain and Make Your Ideas Stick,”)، برخی از موانع روان‌شناختی و کلیدی تغییر و تفکر خلاق در کسب‌وکار را نشان می‌دهد که من نیز آن‌ها را تایید می‌کنم. این موانع عبارت‌اند از:


۱ ـ استفاده صرف از آمار و داده‌ها. آمار تکان‌دهنده، مانند آمار مبنی بر ضرر و زیان پیش‌بینی‌نشده طی سه ماه گذشته، ممکن است باعث شود مدیران تصمیمات شتاب‌زده‌ای برای کاهش هزینه‌ها بگیرند. درحالی‌که تجزیه‌وتحلیل بیشتر و تفکر خلاق ممکن است بهتر بتواند با تامین منابع جدید درآمدی، این زیان را جبران کند. استفاده صرف از آمار و داده‌ها برای تصمیم‌گیری، بدون بررسی ریشه مساله و راه‌حل‌های احتمالی، خلاقیت را از بین می‌برد.

۲ ـ خوش‌بینی بدون حساب‌وکتاب. خوش‌بینی برای موفقیت بلندمدت ضروری است، اما ممکن است تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت را به تاخیر انداخته یا باعث ابهام آن شود. کارآفرینان باید دقت داشته باشند که منتظر شواهدی که اشتیاق و نگرش مثبت آن‌ها را تایید کند، نباشند. هنگام تصمیم‌گیری واقع‌گرا و هنگام اجرا خوش‌بین باشید.

۳ ـ روال معمول انجام کارها. ماهیت انسان به‌گونه‌ای است که فکر می‌کند روشی که همان ابتدا یاد گرفته و مدت‌هاست از آن استفاده می‌کند، بهترین است و روش‌های دیگر به‌خوبی آن نیستند. این تفکر ما را از یادگیری تجربه‌های جدید بازمی‌دارد. یکی از دلایل دشوار بودن تغییر این است که افراد باید ابتدا آنچه در گذشته یاد گرفته‌اند را کنار بگذارند که این کار از یادگیری مهارت‌های جدید، دو برابر دشوارتر است.

۴ ـ افتادن در دام تاخر. انسان‌ها معمولا اولین و آخرین مطالبی را که شنیده‌اند به خاطر می‌سپارند. به این پدیده، اثر تقدم و تاخر گفته می‌شود. زمانی که فروشندگان محصولی را عرضه می‌کنند، معمولا محصول آخر را به یاد دارند و محصولی را که برای آن مشتری بهتر است فراموش می‌کنند؛ بنابراین هنگام تصمیم‌گیری نیز ما معمولا اطلاعات و مسایل اخیر را بهتر به خاطر داریم و این همیشه به نفع ما نیست.

۵ ـ تصور اینکه تفکر گروهی بهترین نتیجه را دارد. نتایج گروهی اغلب تحت تاثیر حاکمیت یک رهبر مستبد قرار می‌گیرند، یا آنکه حاصل ادغام کوچک‌ترین مخرج مشترک بین اعضا هستند. بیشتر افراد ترجیح می‌دهند به‌جای آنکه ریسک مخالفت را به جان بخرند، تابع جمع باشند. ایده‌های خلاق معمولا خارج از این محدوده‌هاست، درنتیجه به‌جای آنکه ارزیابی شوند، همان ابتدا حذف می‌شوند. تنوع، تفکر گروهی را به چالش می‌کشد.

۶ ـ عدم تمایل به پذیرش ریسک. انسان‌ها نیز همچون تمامی جانوران دیگر، همان چیزی را به دست می‌آورند که برایشان ارزش محسوب می‌شود. اگر تفکر «رفتار من از همان بار اول باید درست باشد» برای شما ارزشمند است، ممکن است اشتباهات کمتری مرتکب شوید، اما تلاش‌های کمتری نیز برای آزمایش روش‌های جدید خواهید کرد. دو مفهوم «شکست سریع» و «محصول با حداقل ویژگی‌های قابل‌قبول» مفاهیمی هستند که در استارت‌آپ‌ها به کار گرفته می‌شوند و هدف آن‌ها تسهیل خلاقیت همزمان با کاهش ریسک است.

۷ ـ تفکر دوقطبی: شکست‌های اولیه ممکن است تصمیم‌های آتی را به‌طور کامل به جهت مخالف سوق دهد و این مساله ممکن است به همان اندازه به کسب‌وکار آسیب بزند. بعضی از افراد تمایل دارند چالش‌ها را به‌جای تفکر خلاق «هر دو / و» برای حل مسایل، از تفکر «این یا آن» استفاده کنند. زمانی که با دو قطب متضاد مواجه شدید، در هر دو طرف به دنبال نکات مثبت باشید.

۸ ـ ایجاد تنش و استرس بیشتر. هر چه مساله بحرانی‌تر باشد، تصمیم‌گیری با خلاقیت کمتری همراه خواهد بود. استرس تمرکز را از بین می‌برد و قدرت قضاوت و تفکر منطقی را تضعیف می‌کند. در چنین شرایطی نمی‌توانید خوب ارتباط برقرار کنید، بنابراین دست از گردآوری داده می‌کشید و تصمیم‌های کوتاه‌مدت، هیجانی و شتاب‌زده می‌گیرید. سعی کنید استرس را کاهش دهید.

۹ ـ عدم تحلیل بازخوردها یا نتایج. تمامی تصمیم‌ها نیاز به بازنگری و بازخورد مستمر از سوی افراد ذی‌ربط دارند تا بتوان آن‌ها را اعتبارسنجی و تعدیل کرد. در دنیای کسب‌وکار امروز، تنها چیزی که ثبات دارد، تغییر است. امروزه حتی تصمیم‌های خوب هم نیازمند تعدیل و تنظیم هستند، چراکه محیط و مشتریان دایما در حال تغییرند؛ بنابراین از سرزنش کردن و بهانه‌جویی خودداری کنید.

۱۰ ـ شکست در یادگیری. تجربه اجتناب‌ناپذیر است، اما یادگیری نه. بررسی و ارزیابی نتایج تصمیم‌گیری، یادگیری را تسهیل می‌کند، درست همان‌طور که آمار فروش، درک بهتری از فروش را برای ما امکان‌پذیر می‌سازد. خلاقیت بدون یادگیری، عمر کوتاهی خواهد داشت و موثر نخواهد بود. یادگیری نیازمند شنیدن موثر و تفکر خلاق برای درس گرفتن از تجربیاتِ ناخوشایند است.

وقت آن رسیده که راز و رمز و جادوی خلاقیت را کنار بگذاریم. افراد خلاق لزوما شخصیت خارق‌العاده‌ای ندارند، هنرمند نیستند، یا در انزوا کار نمی‌کنند. می‌توان به‌محض نیاز یا تقاضا، خلاقیت به خرج داد. می‌توان خلاقیت را در استارت‌آپ خواستار شد و تقاضای آن را ایجاد کرد. درواقع اگر این کار را نکنید، استارت‌آپ شما خیلی زود به جرگه شرکت‌هایی خواهد پیوست که علاقه‌ای به آن‌ها ندارید. این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید.


 

خدمات پس از فروش چه تاثیری در وفاداری مشتری دارد

 

«وفاداری مشتری بسیار ارزشمند است»؛ اگر فروشنده‌ی موفقی باشید، به این جمله اعتقاد دارید. در این‌ مقاله به بررسی روش‌هایی می‌پردازیم که به شما کمک می‌کند تا با راهکار‌هایی ساده، مشتری‌های وفاداری داشته باشید. به شما کمک می‌کنیم تا با استفاده از خدمات پس از فروش، برند خود را بر سر زبان‌ها بیندازید و وفاداری مشتریان‌تان را افزایش دهید.

بیشتر مردم ملاقات‌های خود را با جملاتی مثل «خیلی خوش گذشت»، «واسه هفته‌ی بعدم یه قرار بذاریم»، «باهام در ارتباط باش» یا «باهام تماس بگیر» تمام می‌کنند. پروسه‌ی فروش هم باید همین روال را داشته باشد. یعنی «دست دادن» پس از فروش، نباید پایان رابطه‌ی فروشنده و مشتری‌اش باشد. چرا؟ چون امروزه فروشنده‌هایی که می‌خواهند بهترین باشند، پس از فروش محصول‌شان، نه‌تنها رابطه‌ی خود را با مشتری به اتمام نمی‌رسانند بلکه با آنها رابطه‌‌ی دوستانه‌ای هم برقرار می‌کنند.

در‌ تماس بودن با مشتری بعد از فروش تنها به نفع شما نیست، به نفع مشتری‌تان هم هست؛ راه‌های زیادی برای در تماس بودن با مشتری بعد از فروش وجود دارد که به مشتری کمک می‌کند به‌طور منظم و با صرف کمترین وقت، بیشترین استفاده را از محصول یا خدمات شما داشته باشد.

یکی از کارهایی که باعث می‌شود برندتان در ذهن مشتری باقی‌ بماند، ارائه‌ی خدمات پس از فروش در بازه‌های زمانی منظم است. شرکت‌های تازه‌کار برای مشتری‌هایشان در بازه‌های زمانی منظم، خدمات پس از فروش قرار می‌دهند تا این اطمینان را به مشتری بدهند که بیشترین استفاده را از محصول آنها می‌کند.

این کار‌ها را به عادت‌های فروش خود تبدیل کنید، چون باعث افزایش وفاداری مشتری، کمک به فروش لوازم جانبی و افزایش ارزش محصول یا خدمات شما می‌شود. حتما دلیلی وجود داشته که مشتری محصول شما را خریداری کرده است، با ارائه‌ی خدمات پس از فروش کامل و حرفه‌ای، بیشتر مشتری را شگفت زده کنید.

برقراری ارتباط دوستانه با مشتری‌تان، در آینده به نفع هردوی شماست. هم مشتری‌ها از خدمات پس از فروشی مناسب برخوردار می‌شوند و هم شرکت شما مشتری‌هایی راضی خواهد داشت که در واقع تبدیل می‌شوند به نماینده‌ی شما، تا درمورد محصولات، خدمات و ایده‌های جدیدتان به شما بازخورد بدهند.

۸ مورد از خدمات پس از فروش که می‌توانید ارائه بدهید

 

۱. کارت ویزیت

کارت ویزیت ابزاری قدرتمند در دستان مشتری‌تان است. با کارت ویزیت، برندتان به دست و خانه‌ی مشتری می‌رسد و زمانی که مشتری به آن نگاه می‌کند، شرکت‌تان در ذهن او یادآوری می‌شود. پیام کارت را با احتیاط و به دقت انتخاب کنید، پیامی که در آن «تاریخ ارائه‌ی خدمات پس از فروش»، و اینکه «شما همیشه در دسترس آنها هستید»، ذکر شده‌ باشد.

۲. کیفیت و بسته‌بندی منحصر به‌ فرد

امروزه صاحبان مشاغل روی اعتقادات مشتری‌های مدرن، مثل بازیافت، سرمایه‌گذاری می‌کنند. تغییر کیسه‌های پلاستیکی به کیسه‌هایی که قابل بازیافت و استفاده‌ی مجدد هستند، فکر خوبی است. یکی از روش‌های مؤثر برای ارائه‌ی خدمات پس از فروش، کیفیت و بسته‌بندی متمایز است. این کار هم به نفع برندتان است و هم به نفع مشتری.

۳. کوپن

همین الان چیزی فروختید؟ چرا فروش بعدی را تضمین نمی‌کنید؟ کوپن‌ها می‌توانند بهترین راه برای قدردانی از مشتریانی باشند که تصمیم گرفته‌اند از شما خرید کنند. پس به فکر ارائه‌ی کوپن‌های تخفیف به‌عنوان هدیه به مشتری‌‌هایتان باشید. آنها را تشویق کنید که کوپن‌ را به یک دوست، خانواده یا حتی همسایه بدهند. این کار ارزش ویژه‌ای به خدمات پس از فروش شما می‌دهد.

۴. ارتباط تلفنی

حداکثر تا ۳۰ روز پس از فروش، با مشتری‌تان تماس بگیرید. برای فروش بیشتر یا درخواست مشتری تماس نگیرید، خیلی ساده از آنها بپرسید که «آیا محصول یا خدمات شما برای آنها مناسب بوده است یا خیر». این تماس وفاداری مشتری‌تان را تضمین می‌کند. حتی اگر نمی‌توانند صحبت کنند یا تلفن را جواب ندادند، مزاحم نشوید؛ پیامی بفرستید و از آنها بابت خریدشان تشکر کنید، به آنها یادآور شوید که شما همیشه در دسترس و پاسخگوی سؤالات‌شان هستید.

۵. آموزش

اگر محصولات شما متنوع و گسترده هستند و کار کردن با آنها مشکل است و همه نمی‌توانند از قابلیت‌های کامل آنها استفاده کنند، کلاس‌های آموزشی برگزار کنید؛ چون باعث افزایش ارزش محصولات شما می‌شوند. آموزش باعث می‌شود مشتری شما را دوباره ببیند و راه بسیار خوبی برای تعامل با مشتری پس از فروش است.

۶. نظرسنجی‌های دوره‌ای

بعضی از مشتریان، از شرکت در نظرسنجی‌های دوره‌ای بسیار لذت می‌برند. می‌توانید کوپن‌هایی را به برگه نظرسنجی اضافه کنید. با این‌ کار مشتری علاوه بر اینکه حس می‌کند صدایش شنیده می‌شود، احساس ارزشمند بودن نیز می‌کند.

۷. ایمیل تبریک تولد یا هدیه

تبریک تولد به وسیله‌ی ایمیل یا هدیه‌ای مناسب، بسیار قدرتمند است. زمانی که می‌خواهید بعد از ماه‌ها از آخرین فروش، به مشتری‌تان دسترسی پیدا کنید و مانع از محو شدن برندتان در ذهن او شوید، تولدش را به او تبریک بگویید (البته توجه دارید که این کار زمانی جواب می‌دهد که تولدش باشد!). بهتر است که به ایمیل یا هدیه‌تان کوپنی برای تخفیف اضافه کنید. متن ایمیل نباید لحن تجاری داشته باشد و یا طوری نوشته شود که مشتری فکر کند شما برای انگیزه‌ی دیگری غیر از تبریک تولد، ایمیل را ارسال کرده‌اید. خیلی ساده تولد‌شان را تبریک بگویید.

۸. پیام تبریک عید

اعیاد بهترین زمان برای ارتباط دوباره با مشتری‌های قدیمی هستند. برای مشتری‌هایتان پیام تبریک عید بفرستید؛ با این کار برندتان را در ذهن آنها یادآوری می‌کنید. حتی اگر پیام شما فقط درباره‌‌ی تبریک عید و آرزوی روزها‌ی شاد در ایام عید باشد، نام شما در ذهن آنها یادآوری می‌شود. در ایام عید می‌توانید ترفیع درجه و حراجی‌ هم برگزار کنید.

خدمات پس از فروشی که باعث افزایش «ارزش مشتری» می‌شود

 

قطعا هدف اولیه‌ی خدمات پس از فروش، خدمت رساندن به مشتری به بهترین شکل است. هدف دوم به وجود آوردن اعتماد و وفاداری در مشتری است، که در واقع منجر می‌شود به افزایش «ارزش مشتری».

مشتری خود را تحت تأثیر قرار بدهید و این‌گونه تیم فروش‌تان را در موقعیت بسیار مناسبی قرار بدهید تا ارزش مشتری را افزایش دهند. منظور ما چیست؟

این «مشتری‌های تحت تأثیر قرار گرفته» آماده هستند تا به بهترین شکل به این استراتژی‌های فروش پاسخ مثبت بدهند:

محصول و خدمات کامل‌کننده

شرکت‌هایی که خدمات متنوعی دارند، معمولا محصولات جانبی آنها را نیز دارند. زمانی که مشتری یک تلفن هوشمند ‌می‌خرد، لوازم کامل‌کننده‌ی آن مثل کیف و قاب و دیگر لوازم جانبی آن‌ را نیز خریداری می‌کند.

لوازم جانبی (به اضافه‌ی گارانتی و خدمات ویژه)

فروش قطعات و لوازم جانبی صرفا برای جلب رضایت مشتری است؛ پس اگر مشتری اشتیاقی برای خرید لوازم جانبی نداشت، اصرار نکنید. فروشنده و مشتری هر دو باید از حداقل و حداکثر قیمت‌ها و مزایایی که همراه با قیمت بیشتر نصیب آنها می‌شود، آگاهی داشته باشند. به محصولات خود گارانتی و دیگر خدمات جانبی پس از فروش اضافه کنید و مطمئن شوید که آنها خاطره‌ی خوبی از شما داشته باشند.

خدمات و محصولات جدید

مشتری‌هایتان باید اولین کسانی باشند که از محصولات و خدمات جدید شما مطلع می‌شوند؛ چون آنها سفیران شما و بهترین وسیله برای آوردن مشتری جدید برای شما هستند. آنها را با خبر‌های جدید و درگیر کردن با برندتان، خوشحال کنید.

برنامه‌ی وفاداری مشتری

آیا شما برای مشتری‌هایتان پاداش یا تخفیف در نظر می‌گیرید؟ برنامه‌ی وفاداریِ مشتری جدید نیست، ولی به شدت بر روابط مشتری با شما تأثیرگذار است و باعث افزایش فروش شما می‌شود. اگر برنامه‌ی وفاداری مشتری ندارید، سریعا دست به کار شوید و راه‌هایی که در این مطلب گفته شد را اجرا کنید.

قدم آخر: فروش شبکه‌ای

از مشتری‌های خود بخواهید که شما را به دوستان و خانواده‌ی خود معرفی کنند و به آنها برای این کار پاداش بدهید. روش‌های فروش شبکه‌ای به شرکت‌هایی که تازه‌کار هستند، کمک بزرگی می‌کنند. روش‌هایی را برای پاداش دادن به کسانی که برند شما را معرفی می‌کنند، انتخاب کنید که ساده و به راحتی قابل دریافت هستند. اضافه کردن کارت‌های هدیه و حتی بلیط سینما، قدردانی شما از خرید آنها را نشان می‌دهد و باعث افزایش وفاداری مشتری می‌شود.

زمانی که به دنبال معرف‌ها هستید، این موارد را به خاطر بسپارید:

  • شما نباید خود را محتاج نشان بدهید، پس زمانی که می‌خواهید شبکه‌سازی کنید، هدف شما باید ارزش گذاشتن به مشتری و سود رساندن به او باشد.
  • یادتان باشد، مشتری‌ها عموما دستورالعمل‌ها را دنبال می‌کنند، پس سعی کنید به بهترین روش دستورالعمل‌هایتان را به آنها منتقل کنید.
  • تقلید نکنید. به دنبال راه‌ها و استراتژی‌های جدیدی برای پاداش دادن به معرف‌ها باشید که تا به حال در کار شما دیده نشده است. برای انجام این کار روشی جهانی و استاندارد وجود ندارد و شما باید با در نظر گرفتن نیازهای مشتری‌تان و استراتژی فروش‌تان، برای آنها پاداش در نظر بگیرید.

 

کدام غذاها را می‌توانید با معده خالی بخورید و کدام غذاها را نه!

 

غذا خوردن برای سلامتیِ بدن حیاتی است. ما غذا می‌خوریم تا زنده بمانیم، نکته‌ی مهمی که در مورد مصرف غذاهای مختلف وجود دارد این است که چه زمانی چه غذایی را باید مصرف کنید. مصرف مواد غذایی در زمان نامناسب، بی‌فایده و غیرعاقلانه است. در یک رژیم غذایی سالم، تنها مصرف مواد غذایی خوب یا بد مطرح نیست بلکه باید بدانید که چه موادی را چه زمانی مصرف کنید که بهینه‌ترین حالت ممکن برای بدن‌تان ایجاد شود.

این بدین معناست که یاد بگیرید چگونه به هضم بهتر غذا در بدن‌تان کمک کنید و جذب مواد مغذی و لازم برای بدن را به حداکثر برسانید. در ادامه دو گروه از مواد غذایی معرفی می‌شوند که دانستن زمان مناسب برای مصرف آنها در بهره‌گیری از خواص آنها اهمیت زیادی دارد.

این ۴ ماده‌ی غذایی را با معده‌ی خالی بخورید:

١. میوه‌‌های تازه

میوه‌ها در گروه غذاهای بسیار سالم قرار دارند و سرشار از ویتامین‌ها، مواد مغذی، فیبرها و مایعات هستند. افزودن میوه‌ها به رژیم غذایی راهی مناسب برای جذب ویتامین‌ها و بهبود سیستم گوارش است. شروع روز با میوه به شما کمک می‌کند تا سیستم گوارشی خود را سم‌زدایی کنید،‌ انرژی مضاعفی به بدن می‌دهد و می‌تواند به کاهش وزن و تأمین انرژی مورد نیاز بدن کمک کند تا به اندازه‌ی کافی برای انجام فعالیت‌های مختلف زندگی آماده شویم.

قند ساده‌ی موجود در میوه نیاز به زمان دارد تا کاملا جذب بدن شود، وقتی میوه‌ها به تنهایی و با معده‌ی خالی خورده شوند، تمام مواد مغذی، فیبر و قند موجود در آنها به آسانی جذب بدن می‌شود. طبق تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، خوردن میوه‌ها‌ با معده‌ی خالی بهترین راه برای بهره‌گیری از فواید آنهاست.

٢. بلغور جو، گندم سیاه و فرنی با آرد ذرت

خوردن بلغور جو در ابتدای روز با معده‌ی خالی فواید متعددی دارد. اولین فایده‌ی آن پوشاندن دیواره‌ی معده با پوششی است که از آسیب دیدن معده بر اثر اسید هیدروکلریک جلوگیری می‌کند. همچنین بلغور جو شامل فیبر محلول نیز هست که به هضم غذا و کاهش کلسترول کمک می‌کند.

گندم سیاه و فرنی با آرد ذرت نیز از طریق کاهش فشار خون و سطح کلسترول به تسهیل عملیات هضم غذا کمک می‌کند. این مواد، سموم و فلزات سنگین را از روده پاک می‌کنند و باعث می‌شوند که برای مدت طولانی‌تری احساس سیری داشته باشید.

٣. عسل

عسل به تقویت سیستم ایمنی و دستگاه گوارش کمک می‌کند. همچنین در درمان سندروم روده‌ی تنبل و سایر مشکلات معده نیز به کار می‌رود و به عنوان یک عامل پاک‌کننده‌ی بدن از ویروس‌ها و باکتری‌های خطرناک نیز عمل می‌کند.

۴. تخم‌مرغ

تخم‌مرغ ماده‌ی غذایی فوق‌العاده‌ای برای بدن است و خواص درمانی زیادی دارد. مصرف تخم‌مرغ با شکم خالی باعث می‌شود برای مدتی طولانی احساس سیری داشته باشید، برای همین ماده‌ی غذایی بسیار مفید و مؤثری است. تحقیقات نشان می‌دهد که وقتی تخم‌مرغ در ابتدای صبح مصرف شود، مقدار مصرف کالری روزانه کاهش می‌یابد و به کاهش چربی بدن کمک می‌کند.

این چهار ماده‌ی غذایی به حفظ سلامت عمومی بدن کمک زیادی می‌کنند، همچنین در هضم غذا مفید هستند و صبحانه‌ای عالی محسوب می‌شوند. در کنار موادی که خوردن آنها با معده‌ی خالی مفید است، مصرف برخی مواد غذایی در زمان نامناسب نیز می‌تواند به سلامتی جسم آسیب زیادی برساند.

وقتی معده خالی است از مصرف این مواد غذایی پرهیز کنید:

١. گوجه‌فرنگی

گوجه‌فرنگی حاوی مواد مغذی و مقدار زیادی ویتامین C و اسید تانیک است که باعث افزایش خاصیت اسیدی معده می‌شود و می‌تواند منجر به زخم معده شود. بنابراین بهتر است این ماده‌ی غذایی برای سالاد هنگام شام مصرف شود.

٢. ماست

دلیل اصلی برای اجتناب از مصرف ماست با معده‌ی خالی این است که باکتری‌های اسید لاکتیک موجود در ماست به دلیل خاصیت اسیدی شدید معده از بین می‌رود و بی‌اثر می‌شود. بنابراین در صورت مصرف ماست با معده‌ی خالی در ابتدای صبح، بدن قادر به بهره‌گیری از خواص آن نخواهد بود.

٣. قند فرآوری شده

همه‌ی ما می‌دانیم که مصرف قندِ زیاد برای بدن ضرر دارد،‌ اما می‌دانید که قند افزوده شده به غذاهای فرآوری شده مانند شربت ذرت با فروکتوز و سایر شیرین‌کننده‌ها همان اثری را بر کبد دارند که نوشیدن الکل به مقدار زیاد دارد؟

قند طبیعی موجود در میوه‌ها به وسیله‌ی فیبر موجود در آنها خنثی می‌شود اما مصرف مقدار زیاد فروکتوز با معده‌ی خالی باعث ایجاد بار سنگین برای کبد و آسیب دیدن آن می‌شود. بنابراین هنگام صبح از مصرف پیراشکی و دونات اجتناب کنید.

۴. موز

موز یکی از بهترین مواد غذاییِ شناخته شده است و به دلیل مواد غذایی مفیدی که دارد، یک غذای بی‌نظیر محسوب می‌شود. به هرحال موزها حاوی مقادیر زیادی پتاسیم و منیزیوم هستند که مصرف آنها با معده‌ی خالی منجر به ایجاد عدم تعادل در میزان پتاسیم و منیزیوم خون می‌شوند. موز نمونه‌ی خوبی از یک ماده‌ی غذایی مفید است که نباید در زمان نامناسب مصرف شود.

یکشنبه, 21 آذر 1395 ساعت 06:22

حقوق شهروندی چیست

حقوق شهروندی چیست

 

امروزه اغلب افراد در محیط‌های شهری زندگی می‌کنند و آنچه مسلم است این است که در فضای زندگی شهری رفع نیازها از طریق تعاملات متقابل افراد با یکدیگر صورت می‌پذیرد. لذا آنچه در روند این نوع زندگی ضروری به نظر می‌رسد، قاعده‌مند ساختن روابط افراد در جامعه‌ی شهری به جهت جلوگیری از هرج‌ومرج و بی‌ثباتی در جامعه است. برای همین در این مقاله می‌خواهیم ببینیم که حقوق شهروندی چیست.

تعریف حقوق شهروندی

به طور کلی حقوق شهروندی را می‌توان به مجموعه قواعد حاکم بر روابط اشخاص در جامعه‌ی شهری تعریف نمود. حقوق شهروندی جز حقوق ذاتی و فطری انسان‌ها است. همچنین این حقوق غیر قابل‌ انتقال و تجزیه‌ناپذیر است، به این صورت که عناصر آن لازم و ملزوم یکدیگرند. حال این حقوق شهروندی به چه افرادی تعلق می‌گیرد؟

در پاسخ به این سوال ابتدا به بیان مفهوم شهروند می‌پردازیم. بنابر باور برخی صاحب‌نظران، شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام بگذارند و به مسئولیت خویش در قبال جامعه عمل نمایند به “شهروند” ارتقا می‌یابند.

نکته قابل توجه این است که حقوق شهروندی به افرادی تعلق می‌یابد که “تابعیت” یک کشور داشته باشند. همچنین باید افزود که حقوق شهروندی، به تابعان یک کشور فارغ از رنگ، قومیت، نژاد، دین و طبقه‌شان تعلق می‌یابد. چنانچه در کشور ما، مسلمان بودن شرط برخورداری از حقوق شهروندی نیست. در واقع این حقوق، رنگ و بویی ملی به خود گرفته و به صفات گفته شده ارتباطی ندارند.

انواع حقوق شهروندی

حقوق شهروندی را می‌توان در قالب حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی و اجتماعی بررسی نمود که در ادامه به بیان مصادیقی از آنها می‌پردازیم:

حقوق مدنی و سیاسی

منع تبعیض: بدین معنا که ویژگی‌هایی مانند جنسیت، مذهب و قومیت نباید باعث تبعیض میان افراد شده و آنها را از حقوق خود محروم نماید. این مسأله در قوانین گوناگون متجلی شده که از نمونه‌های مهم آن قانون کار است. قانون کار اجازه تبعیض میان افراد به دلیل جنسیت آنها را نداده و حکم می‌کند حقوق و مزایایی یکسان برای تمامی آنها در نظر گرفته شود.

حق انتخاب کردن و انتخاب شدن: حق رأی از این حق شهروندی نشأت گرفته است. البته این حق بدین معنا نیست که معیار و ملاکی قانونی جهت افرادی که صلاحیت رأی دادن دارند و نیز افرادی که می‌توانند نامزد مشاغلی خاص شوند وجود ندارد.

حفظ کرامت انسانی: کرامت انسانی مفهومی بسیار گسترده دارد که هم در اسناد حقوق بشری و هم در مبانی دینی و مذهبی ما جایگاه قابل توجهی دارد. یکی از مصادیق مهم این مساله در حقوق جزا نمود پیدا می‌کند. به طور کلی مبنای مجرم دانستن و ندانستن افراد و همچنین میزان مجازاتی که در قبال ارتکاب یک جرم نسبت به فرد اعمال خواهد شد، باید از پیش تعین شده باشد. در واقع نتیجه و اقتضای حق حفظ کرامت انسانی آن است که فرد بداند در صورت انجام چه عملی و به چه میزانی مجازات خواهد شد. اصل سی و هفتم قانون اساسی در این‌باره بیان می‌کند: «هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد»

همچنین بعد از مجرم شناخته شدن فرد نیز، کرامت او باید حفظ شود. پس حقوق اسلامی بیان می‌دارد اگر مجری قصاص، بیش از آن­چه فرد خاطی مستحق آن است، مجازات کند، مجرم شناخته خواهد شد.

حق گواهی دادن در مراجع رسمی: فرد فارغ از ویژگی‌­هایی نظیر نژاد و مذهب و جنسیت، باید از این حق برخوردار باشد که بتواند در مواقع لزوم در مراجع رسمی نظیر دادگاه­‌ها، به نفع یا ضرر کسی گواهی بدهد و این گواهی برابر با دیگران توسط دادگاه ارزیابی و اعتبارسنجی شود.

حق داوری: در کنار دادگاه و دادگستری و قاضی، نهاد داوری از ابتدا کمابیش وجود داشته است. مهم­ترین تفاوت این دو در آن است که داوری اختیاری و خصوصی ولی دادگستری، اجباری و وابسته به حاکمیت ا­ست. این­که شهروندان جامعه بتوانند در دعاوی مدنی خویش، هر وقت اراده کردند، حل و فصل اختلافات را به یک شخص ثالث بسپارند که خارج از مجموعه دادگستری به آن رسیدگی کند و فرد نیز دارای این حق باشد، نشان از وجود حق داوری­ست. قانون آیین دادرسی مدنی ایران نیز، این حق را برای افراد به رسمیت شناخته است.

حقوق اقتصادی و اجتماعی

در این دسته از حقوق نیز مباحث حق برخورداری از فرصت‌های برابر شغلی، تامین حداقل‌های مورد نیاز زندگی در راستای خوراک، پوشاک و مسکنِ مناسب، آموزش و پرورش رایگان، حق تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی و … مطرح می‌شود.

در دسته‌بندی دیگری، حقوق شهروندی شامل مسئولیت‌های فردی و اجتماعی شهروندان و همچنین مسئولیت‌های دولت در قبال شهروندان قرار می‌گیرد.

در مسئولیت اجتماعی، وظیفه شرکت در نشست‌ها و اجتماعات شهری، حضور در محکمه‌های عمومی، هیئت منصفه و هیئت‌های حل اختلاف، مشارکت در پروژه‌های اجتماعی برای پیشرفت جامعه و همچنین یافتن مشکلات و راه حل برای آنها، برای شهروند اجباری می‌شود.

در رابطه با مسئولیت‌های فردی نیز، رای دادن، خدمت در ارتش، احترام به قانون و حقوق دیگران، پرداخت مالیات و… مطرح است.

و اما در مورد سوم، خرج نمودن مالیات و عوارض دریافتی توسط بخش‌های دولتی در جهت ارائه خدماتی که به آنها اشاره خواهد شد، مطرح می‌گردد. به طور مثال می‌توان به حفاظت از جان، مال و حقوق و امنیت شهروندان، بهداشت و سلامت، آموزش، نگهداری، تعمیر و ساخت چاه‌ها، بزرگراه‌ها، خیابان‌ها و راه آهن، حفاظت و نگهبانی از منابع طبیعی، جنگل‌ها و محیط زیست اشاره کرد.

در ایران سه دسته از قوانین به حمایت از حقوق شهروندی می‌پردازند:

۱. قوانین و مقررات پیشگیرانه(بازدارنده): قوانینی که برای جلوگیری از وقوع تخلفات و جرایم و ممنوعیت انجام برخی فعالیت‌ها تدوین می‌گردند. همچون اصل نوزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که بیان می‌کند: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند.»

۲. قوانین حمایتی: قوانینی که در راستای حمایت از حقوق افراد تنظیم می‌گردند، و به عنوان مثال می‌توان به بند سه اصل سوم قانون اساسی اشاره نمود که از حق آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه و تسهیل و تعلیم آموزش عالی حمایت نموده است.

۳. قوانین تنبیهی: قوانینی که در صورت وقوع تخلفات و نقض قوانین و وقوع جرائم به بیان مجازات و ضمانت اجراها می‌پردازند. مانند قانون مجازات اسلامی که در صورت وقوع جرائمی همچون برهم زدن امنیت ملی و یا ایجاد رعب و وحشت در افراد مجازاتی را برای فرد خاطی پیش‌بینی نموده است.

وضعیت فعلی حقوق شهروندی در ایران

با توجه به بررسی‌های انجام شده، به نظر می‌رسد که توصیف کمّی و آماری از وضعیت حقوق شهروندی در ایران صورت نگرفته است، لذا نمی‌توان در این رابطه پا را فراتر از برخی گمانه‌زنی‌ها گذاشت و نظریه‌ای علمی بیان کرد. ولی با توجه به عزم دولت یازدهم مبنی بر تدوین منشور حقوق شهروندی و گماردن دستیار ویژه رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی، می‌توان امیدوار به توسعه حقوق شهروندی در ایران بود.

‍ 5 دلیل اصلی که کار و کسب‌ها به خاک سیاه می نشینند

 

مرز میان موفقیت و شکست به اندازه‌ی یک تار مو است . همان طور که ما موفقیت را دنبال می کنیم, از شکست دور می شویم: و هر گاه که طعم شکست را می چشیم، از موفقیت دور می‌شویم. این رابطه مهم است و نباید نادیده گرفته شود.

 

اما دستیابی به موفقیت و حفظ آن در صورتی که عوامل رایج شکست را نشناسیم و به شکلی آگاهانه از آن ها اجتناب نکنیم؛ غیر ممکن خواهد بود. 

ماهیت یادگیری سازمانی عبارت است از: کسب؛ دسته‌بندی و به کارگیری دانش لازم در جهت پشتیبانی از اقدامات عملی و راهبردی در کلیه ی سناریوهای پیش بینی پذیر. برای تحقیق این منظور، ذخیره دانشی ما می بایست شامل برترین روندها و در عین حال بدترین آن ها باشد . اولی به ما می گوید که چه کاری بکنیم و دومی مواردی که می بایست از آن ها اجتناب کنیم را گوشزد می کند. درک این مهم به ویژه در محیط سیاست زده و پیچیده کنونی که در آن رویکردهای ساده انگارانه مدیریتی جایگزین تفکر نقادانه و رهبری اندیشه شده است. اهمیت به سزایی دارد.

در ادامه با این رویکرد 5 دلیل عمده ناکامی بنگاه های اقتصادی و روش های اجتناب از آن ها را مرور می کنیم:


1- چشم انداز دارید اما برنامه استراتژیک نه
 
تمام مشتریان ما و فعالین صنایع مختلف تمایل دارند به موفقیت دست یابند. آن ها حتی چشم اندازی دقیق از آرمان های خود دارند. اما با این وجود تعداد معدودی از آن ها از استراتژی لازم و برنامه عملیاتی مناسب برای تحقق این امر برخوردارند. برای موفق بودن، باید بدابدانیم که چه چیزی موفقیت را ممکن می سازد. این دانش از طریق مشاهده ی دلایل شکست و موفقیت و رقبا و یادگیری از آن ها به دست می آید. 

این امر بدان معنا است که آن ها می بایست سهم بازار رقبای خود, پورتفولیوی مشتریان, پورتفولیوی محصول، نقش آفرینان کلیدی؛ ارتباطات برون سازمانی سطح بالاو رویه های استخدام و این قبیل موارد را شناخته و خود را در هر یک از بخش ها ارزیابی کنند. 

به علاوه بنگاه ها می بایست مزایای رقابتی خود را شناسایی کنند و اگر احیانا فاقد هر گونه مزیتی هستند باید بتوانند یک مزیت را به سرعت ایجاد کنند ؛ عدم وجود یک برنامه راهبردی منبع اصلی استرس؛ تعارض، اشتباهات و شکست هاست. 


2-افراد نادرست را استخدام می کنید

استخدام نادرست, پرهزینه ترین اشتباهی است که سازمان ها به کرات مرتکب می شوند. استخدام نادرست به ویژه زمانی که سازمان به طور ناگهانی رشد می کند و فرصت های شغلی جدید به وجود می آورد و هم چنین زمانی که یکی از جایگاه های شغلی خالی می ماند و بدنه سازمان یا فشار کاری ناشی از آن مواجه می گردد روی می دهد . معمولا در این شرایط منطقی معمول گفتن این جمله است که «یافتن فرد مناسب فرآیندی بسیار زمان بر است. نتیجه؟ این مسکن موقت در اثر هزینه های بلندمدت نگهداری از کارمندان فاقد چشم انداز؛ انگیزه و تعهد از بین می رود. و البته رهبران سازمانی گاه به بهانه مشکلات اقتصادی از پرداخت حقوق های رقابتی سر باز می زنند. که نتیجه آن استخدام و جذب افراد نا متناسب با اهداف سازمانی است. اگر زمان کافی برای جست و جو و جذب افراد شایسته ندارید، بنابر این از موسسات ثالث و مشاوران اصلح در این حوزه کمک بخواهید. طلایی ها را استخدام کنید آن ها را توسعه‌دار و تربیت کنید. و متناسب با عملکردشان به آن ها پرداخت کنید.

3-اجازه می دهید دیپلماسی روی اصول تجاری شما سایه بیندازد

دوستی در محیط کار می تواند شمشیری دو لبه باشد. همه ما دوست داریم با افرادی که کار می کنیم احساس راحتی داشته باشیم و گاهی این رویکرد به شکل گرفتن رابطه دوستانه با برخی از ایشان ختم می شود. اما گاهی این روابط دوستانه قضاوت حرفه ای ما را تحت تاثیر قرار می دهد که منشا مشکلات و مسائل فراوان در آینده سازمان خواهد شد. به علاوه این  روابط در صورت عدم مدیریت می تواند منجر به تصمیم گیری های غلط در سطح سازمان شود. به طور خلاصه؛ دیپلماسی ناپخته و فارغ از هوش تدبیری درسازمان نتیجه ی سایه انداختن دوستی و رفاقت روی اصول موثر تجاری است.

این روابط نامتعارف سرمایه های فکری را می بلعد و هرچند که برخی هنوز فکر می کنند که بهتر است مشاغل کلیدی و با اهمیت به نزدیکان و دوستان ..... است  اما اساسا آن چه که در دوستی ها به دست می آید در رابطه کاری حرفه ای نیست. رفیق بازی سبب می شود که در بازار کار افراد در جایگاه های خود قرار نگیرند و افراد ناشایست با استفاده از فرصت ها به شرایط ایده آل است دست یابند و برخی دیگر در عین صلاحیت و بعضا از روی عمد دیده نشوند و بازار کار از تخصص و مهارت آن ها بی نصیب بماند. 

4-به تیم تان اعتماد ندارید

بی اعتمادی گسترده؛ یک ضعف سیستمی به حساب می آید که از ترکیب 3 مساله قابل پیشگیری نشات می گیرد: 

الف) ندانستن برنامه 

ب) استخدام نادرست  
    
ج) سایه انداختن سیاست بازی و دیپلماسی نامتعارف روی اصول تجارت
 
لذا اگر در مقام مدیر یا رهبر یک تیم احساس می کنید که نمی توانید به کارکنانتان اعتماد کنید ، این بدان معنا است مدیریت ذره بینی دارید و یا این که در مسیر غلطی افتاده اید. 
راه حل اولیه جهت شفاف سازی و حاکم ساختن جو اعتماد در سازمان این است که برنامه ای استراتژیک در پیش گرفته؛ استعدادهای شایسته را جذب کنیم و سیاسی بازی را از روندهای سازمان حذف کنیم. 


5-اختلاف نظرها را به خوبی مدیریت نمی کنید

اختلاف نظر موثق و سازنده که مبتنی بر رویکردهای ذاتا متفاوت برای حل مساله ای مشابه یا دستیابی به هدفی مشترک است؛ بنیان یادگیری و پیشرفت را شکل می دهد. 
هرچند که اختلاف نظر آشکار در خصوص مسایل مهم که نشات گرفته از رفتار افرادی است که سعی دارند نقاط ضعف خود را در پس صدای مخالف بپوشانند و نظری اصلاحی و جایگزینی ارائه نمی کنند ؛ بستر ساز شکست سازمان است.
 
• روش مدیریت هر نوع از اختلاف نظرها متفاوت است. سازمان به منظور مدیریت اختلاف نظرهای موثق می تواند جلسات راهبردی و حرفه ای طوفان مغزی را در راستای همسوسازی اهداف و بسیج ظرفیتهای سازمان در مسیر حل مسائل برگزار کند. در نقطه مقابل سازمان ها باید افراد نق زن و کم کاری که با ایجاد تعارضهای عمدتا ساختگی سعی در مخفی ساختن نقاط ضعف خود را دارند از بدنه خود حذف کند.


 

چند نکته کاربردی برای اولویت بندی کارها 

 

بعضی اوقات کارهای داخل و خارج از خانه روی سرتان انباشته می‌شود؟ احساس می‌کنید ساعات روزانه برای رسیدگی به مسئولیت‌ها و تعهدات‌تان کافی نیست؟ اولویت بندی کارها به شما کمک می‌کند تا کارها را بهتر پیش برده، در زمان و انرژی صرفه‌جویی کنید و استرس‌ خود را کاهش دهید.

بخش اول: لیستی برای اولویت بندی کارهای خود تهیه کنید

۱. یک چارچوب زمانی برای لیست‌تان انتخاب کنید

آیا هفته‌ای پر مشغله‌ یا روزی دیوانه‌کننده در پیش‌رو دارید؟ شاید نزدیک سال‌ نو است و حجم کارها شما را دیوانه می‌کند. هر گونه مسئولیتی که داشته باشید، باید ابتدا یک چارچوب زمانی برای لیست اولویت بندی کارها انتخاب کنید. به‌جای استرس بی‌فایده، کارها و مسئولیت‌های خود را مدیریت کرده و اقدامی مناسب انجام دهید.

  • اهداف کوتاه‌مدت: معمولا کارهایی از دسته‌های متفاوت را شامل می‌شود. کارهایی که باید بیرون از خانه و برخی از کارها و مسئولیت‌هایی که باید در داخل خانه و قبل از پایان روز انجام شود. می‌توانید لیستی از کارهایی که باعث ایحاد استرس در شما شده و باید در ساعات آتی انجام شود، تهیه کنید.

  • اهداف بلندمدت: می‌تواند شامل اهداف بزرگتری باشد که باید در چندین مرحله تقسیم و اولویت بندی شوند. مثلا می‌توانید قبولی در دانشگاه را به‌عنوان هدفی بلندمدت درنظر بگیرید که این امر خود شامل فعالیت‌های کوچکتری می‌شود. تقسیم اهداف بلندمدت به چندین مرحله، باعث آسان‌ و واضح‌تر شدن هدف نهایی می‌شود.

۲. هر کاری را که باید انجام دهید، بنویسید

کارهایی را که باید انجام دهید به‌دقت مشخص کنید. همه‌ی کارهایی (کوچک یا بزرگ) که باید انجام شود را متناسب با چارچوب زمانی لیست کنید. این کارها می‌تواند شامل پروژه و ماموریت‌هایی باشد که باید انجام دهید یا تصمیماتی که باید بگیرید.

۳. کارهایی را که باید انجام دهید، دسته‌بندی کنید

تقسیم کردن کارها در دسته‌های متفاوت می‌تواند مفید باشد. می‌توانید چندین لیست‌ اولویت بندی کارها برای بخش‌های مختلف زندگی‌تان طراحی کنید. مثلا یک لیست از کارهای خانه و لیستی از پروژه‌های کاری یا مدرسه تهیه کنید. حتی اگر زندگی اجتماعی شلوغی دارید، می‌توانید یک لیست هم برای آن تهیه کنید و اولویت بندی کارها را مشخص کنید.

اگر احساس می‌کنید که با داشتن یک لیست راحت‌ترید، می‌توانید یک لیست جامع تهیه کنید که اولویت بندی کارها و مسئولیت‌های شغلی، کارهای خانه یا زندگی اجتماعی‌تان را در بر بگیرد. اگر برای تعیین اهمیت کارها به مشکل خوردید، همه‌ی کارها را کنار یکدیگر بگذارید تا با مقایسه‌ی آنها اهمیت‌شان را مشخص کنید.

۴. ترتیبی برای لیست خود تعیین کنید

مهم‌ترین یا فوری‌ترین کارها را در لیست مشخص کنید. لیست را بازنویسی کرده و این کارها را در صدر لیست بنویسید. این درجه‌ی اهمیت به خودتان بستگی دارد. می‌تواند پروژه‌ای در مدرسه یا هر چیز دیگری باشد.

اگر اهمیت و ضرورت کارهای لیست به یک اندازه بود، نیازی نیست دوباره لیست را مرتب کنید. می‌توانید کارها را به طور اتفاقی یا الفبایی انجام دهید. اگر شما واقعا اراده‌ی انجام کارهای داخل لیست را داشته باشید، تنها چیزی که اهمیت دارد این است که تمام کارها انجام شود.

۵. لیست اولویت بندی کارها را در معرض دیدتان قرار دهید

این امر مخصوصا برای لیست کارهای بلندمدت اهمیت بیشتری دارد. با دیدن لیست کارها دوباره به شما یادآوری می‌شود. وقتی هر یک از فعالیت‌های موجود در لیست را به انجام رساندید، می‌توانید بر روی آن خط بکشید یا در کنارش علامت تیک بگذارید.

  • اگر از لیست کاغذی استفاده می‌کنید، آن را در جایی قرار دهید که چشم‌تان به آن بخورد. مثلا بر روی در یخچال یا دیوار اتاق.
  • می‌توانید لیست را بر روی میز خود قرار دهید. بنابراین همیشه می‌توانید اولویت بندی کارها را مشاهده و پس از انجام آنها را خط بزنید.
  • کاغذهای یادداشت را می‌توانید در جاهای مختلف خانه قرار دهید تا کارهای مهم به شما یادآوری شود. مثلا می‌توانید روی تلویزیون یکی از آنها را بچسبانید تا به‌جای اتلاف وقت پای تلویزیون، به برنامه‌ی مهم خود برسید.

بخش دوم: پروژه‌های خود را رتبه‌بندی کنید

۱. کارها را بر اساس اهمیت رتبه‌بندی کنید

مهم‌ترین کار در لیست شما چیست؟ به‌طور کلی این بستگی به تصمیم خودتان دارد. می‌تواند پروژه‌ی مدرسه، کاری در خانه یا بخشی از زندگی اجتماعی‌تان یا … باشد. به‌عنوان مثال شما باید زودتر غذا بخورید یا حمام کنید، ولی شستن لباس‌ها را می‌توانید یک روز به عقب بیندازید.

می‌توانید چند درجه برای اهمیت کارها مشخص کنید. در نظر گرفتن سه درجه‌ی اهمیت می‌تواند مناسب باشد. تقسیم بندی کارها به سه درجه‌ی مهم، معمولی و کم‌اهمیت، ساده‌ترین و بهترین راه برای درجه‌بندی کارها بر اساس اهمیت است. فراموش نکنید که منطقی تصمیم بگیرید.

۲. کارها را بر حسب درجه‌ی فوریت آنها رتبه‌بندی کنید

مهلت و توانایی خود را برای کارهای پیش‌رو درنظر بگیرید. چه‌کاری باید زودتر انجام شود؟ چه‌چیزی باید تا پایان روز انجام شده باشد؟ چه‌کاری را می‌توانید دیرتر انجام دهید؟

زمان موردنیاز برای انجام هر کاری را درنظر بگیرید. می‌توانید برای انجام چندین کار زمان خود را تنظیم کنید. مثلا اگر فکر می‌کنید ورزش‌کردن باید اولویت شما باشد و از طرفی کارهای زیادی هم دارید، ۳۰ دقیقه از وقت خود را به ورزش اختصاص دهید.

۳. کارها را بر اساس تلاشی که باید برای‌شان صرف‌ کنید، رتبه‌بندی نمایید

شاید بسیار ضروری باشد که تا پایان روز به اداره‌ی‌ پست بروید و بسته‌ای را ارسال کنید و این، کار سختی برای شما نخواهد بود. تمام مواردی که در لیست شما وجود دارد را بر اساس سختی رتبه‌بندی کنید و سپس می‌توانید بهتر وضعیت خود را برای انجام آنها تنظیم کنید.

به‌جای مقایسه‌‌ی تک‌تک کارها با یکدیگر، تقسیم آنها به سه درجه‌ی مشکل، متوسط و آسان می‌تواند راهی مناسب برای درجه‌بندی‌شان باشد.

۴. تمام کارها و مسئولیت‌ها را مقایسه و در لیست مرتب کنید

در بالای لیست مهم‌ترین و فوری‌ترین کارها که انرژی چندان زیادی نیاز ندارد را قرار دهید تا بتوانید بهترین استفاده را از زمان خود ببرید.

بخش سوم: پیش به‌سوی انجام لیست

۱. یک کار را شروع کنید و همان را به‌ پایان برسانید

ناخنک‌زدن به تمام وظایف و انجام مقداری از همه‌ی آنها، کار را برای شما سخت می‌کند. بعد از گذشت ساعت‌ها لیست شما مثل همان اول است و کاری به انجام نخواهد رسید. به‌جای آن، یک کار را شروع و تا پایان ادامه دهید. وقتی‌که کار یا مسئولیت موردنظر به پایان رسید، استراحت کوتاهی بکنید و سراغ مأموریت بعدی خود بروید. تا زمانی که اولین و مهم‌ترین کارهای لیست حود را انجام نداده‌اید، به سراغ چیزهای دیگر نروید.

شما می‌توانید به‌طور همزمان چند کار را باهمدیگر انجام دهید، به شرطی که انجام همزمان آنها مشکلی به‌وجود نیاورد. مثلا خواندن همزمان ریاضی و تاریخ نمی‌تواند چندان مفید باشد. ولی می‌توانید زمانی که منتظرید ماشین لباسشویی لباس‌ها را بشوید، کتاب بخوانید تا در زمان صرفه‌جویی کنید.

۲. تصمیم بگیرید که چه کاری باید انجام شود و چه کاری قابل چشم‌پوشی است

اگر اینترنت در خانه‌تان قطع شده باشد، شاید بخواهید به جایی بروید و از اینترنت آنجا استفاده کنید. ولی به شرطی می‌توانید بروید که مسئولیت درست‌کردن شام بر عهد‌ه‌تان نباشد یا لیست‌تان پر از کارهای انجام نشده نباشد. شاید بهتر باشد به‌جای آن به شرکت اینترنت خود زنگ بزنید.

۳. کارهای لیست خود را طوری انجام دهید که خسته‌کننده نباشد

تفکیک کارها در لیست‌های مختلف کمک می‌کند تا خستگی کمتری حس کنید و زودتر کارها را انجام دهید. مثلا بعد از انجام یک کار از لیست تکالیف مدرسه، یکی از کارهای خانه را انجام دهید. می‌توانید بین هر یک از فعالیت‌ها زمانی را به استراحت اختصاص دهید. انجام کارها به‌طور متناوب از لیست‌های مختلف باعث می‌شود کمتر احساس خستگی کنید و بهتر کارها را انجام دهید.

۴. با ناخوشایندترین و سخت‌ترین کارها شروع کنید

بستگی به خودتان دارد. شروع لیست با کارهایی که کمترین تمایل را به انجام آنها دارید، می‌تواند برای روحیه‌ی شما بهتر باشد. شروع لیست با مهم‌ترین و فوری‌ترین کارها الزامی نیست. شاید ترجیح دهید اول کارهای سخت‌ را انجام داده و کارهای ساده‌تر را دیرتر انجام دهید.

به‌عنوان مثال شاید تکلیف زبان انگلیسی از تکلیف ریاضی‌تان مهم‌تر باشد و از طرفی شما از ریاضی متنفرید. ابتدا می‌توانید تمرینات ریاضی خود را انجام دهید. سپس آزادانه و بدون نگرانی از بابت ریاضی، به تکلیف زبان انگلیسی خود برسید.

۵. بعضی اوقات کارهای مهم را به کارهای فوری ترجیح دهید

شاید بیرون رفتن و خرید فیلم موردعلاقه‌تان فوری‌ترین کار در لیست شماست. در حالی که تنها ۱۰ دقیقه وقت دارید تا این‌ کار را انجام دهید. در این حالت بهتر است این زمان را به کار مهم‌تری اخصاص دهید. مثلا تمرین انگلیسی خود را انجام دهید. شاید بهتر باشد فردا و سرِفرصت فیلم مورد علاقه‌ی خود را تهیه کنید.

۶. کارهای را که به انجام رسانده‌اید، از لیست خط بزنید

تبریک! با تلاش در انجام کارهای لیست، می‌توانید لحظه‌ی خوش خط زدن کارهای انجام‌شده را تجربه کنید. پس از انجام کارها، آنها را از لیست خود حذف کنید و سراغ ماموریت بعدی خود بروید. پس از انجام هریک از کارها، می‌توانید دقایقی به خود استراحت بدهید و از آن لذت ببرید.

 

سه شنبه, 09 آذر 1395 ساعت 05:52

کشف آب در عمق هزار کیلومتری زمین

کشف آب در عمق هزار کیلومتری زمین

 

دانشمندان در اقدامی دیدنی موفق به کشف ردپای آب در عمق یکهزار کیلومتری زمین شدند.

به نقل از نیوساینتیست، محقق شدن تخیلات مطرح شده توسط ژول ورن در زمینه نفوذ به اعماق اقیانوس و پوسته زمین آنقدرها هم مربوط به آینده نیست زیرا گروهی از دانشمندان به سرپرستی استیو جیکوبسن از دانشگاه نورث وسترن آمریکا در الینویز ردپای آب را در عمق یکهزار کیلومتری زمین یافته اند.

جیکوبسن در این خصوص می گوید: این کشف نشان می دهد که منابع عظیمی از آب که فراتر از تصوراتمان است در زمین وجود دارد.

به نوشته نیوساینتیست، آبی که در عمق یکهزار کیلومتری زمین کشف شده در جایی پیدا شده که تاکنون کسی تصور آن را نمی کرده است.

دانشمندان تخمین می زنند عمقی که آب مورد نظر شناسایی شده در حد فاصل یک سوم مانده تا لبه هسته زمین قرار دارد.

اما چگونگی کشف ردپای آب در عمق یکهزار کیلومتری زمین در نوع خود جالب توجه است.

دانشمندان وجود آب در این منطقه را از روی الماسی تأیید کرده اند که به ۹۰ میلیون سال پیش تعلق دارد. این الماس از دل آتشفشانی در نزدیکی رودخانه سائو لوئیز برزیل خارج شده است.

پیشتر دانشمندان موفق به شناسایی آب تا عمق ۶۰۰ کیلومتری زمین شده اند. آنها آب مخلوط با سنگ و صخره را در این عمق کشف کرده بودند. اما حالا رکوردی تازه در این زمینه به ثبت رسیده است.

غول دنیای پردازنده برای ساخت خودرو های خودران وارد میدان شد

 

شرکت اینتل که از آن به عنوان «غول دنیای پردازنده» نام برده می‌شود و مغز اکثر رایانه‌های جهان را می‌سازد برای ساخت خودرو های خودران وارد میدان شد.


این شرکت برای تحقیقات اولیه قصد دارد ۲۵۰ میلیون دلار برای توسعه خودروهای خودران و توسعه هوش مصنوعی بکار رفته در این خودرو‌هاهزینه کند.

از جمله فناوری هایی که اینتل قصد گسترش آن را دارد می‌توان به ارتباطات بی سیم، آگاهی هوشمند از شرایط محیطی، هوش مصنوعی و امنیت اشاره کرد.

اینتل امیدوار است از این طریق خودروهایی تولید شوند که با حداقل میزان دخالت انسانی بتوانند در جاده‌هاو خیابان‌ها حرکت کنند و امنیت عابران پیاده را به خطر نیندازند. همچنین این خودروها می‌توانند به طور آنی و سریع حجم زیادی از داده‌هارا برای افزایش امنیت و مسیریابی بهتر با یکدیگر رد وبدل کنند.

برای خودروهای خود ران اینتل قصد دارد در آینده پردازنده های قدرتمندی را تولید کند که بتوانند ارائه خدمات یاد شده را از طریق اتومبیل های خودران ممکن کنند. البته خودروهای امروزی به طیف گسترده ای از حسگرها، دوربین‌ها و سیستم‌های کنترلی مجهز هستند که اطلاعات مختلف را خلق، جمع‌آوری، پردازش و منتقل می‌کنند.

برآوردها حاکیست هر یک از خودروهای خودران هر روز چهار ترابایت داده تولید خواهند کرد و صنعت خودروسازی باید زیرساخت های لازم برای تبادل این حجم از اطلاعات را به وجود آورد.

شرکت اینتل برای خودروهای خودران با شرکت ب‌ام‌و آلمان متحد شده است. هدف نهایی این همکاری، تولید یک خودروی خودران صرف نیست؛ بلکه تولید خودرویی است که نیازی به توجه یک انسان هوشیار نداشته باشد. به عبارت دیگر این شرکت‌ها خودرویی خواهند ساخت تا حضور یا عدم حضور سرنشینان تاثیری بر عملکرد آنها نداشته باشد و به صورت مستقل به عملکرد خود ادامه دهند. بدین ترتیب حتی اگر انسان داخل خودرو نباشد، خودرو میتواند به هر جای مختلفی که به آن دستور داده شود برود؛ این خودروها که به اصطلاح مستقل نامیده می‌شوند، اطلاعات رانندگی را با یکدیگر به تبادل می‌گذارند، در سطح شهر حرکت کرده و مسافران را پیاده و سوار می‌کنند.

برای رسیدن به این دستاورد نقشه‌ی راهی تهیه شده است. بزودی اولین نمونه این خودروی هوشمند به نمایش درخواهد آمد و در سال ۲۰۱۷ مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. هدف نهایی عبور و مرور خودروهای مستقل در جاده‌ها تا سال ۲۰۲۱ خواهد بود.

البته اینتل کمی ‌دیر به شرکت‌هایی پیوسته که در زمینه خودرو های خود ران کار می‌کنند.

در سال های اخیر تعداد زیادی از شرکت های خودروسازی در آمریکا، اروپا و شرق آسیا برنامه ریزی برای تولید انبوه اتومبیل های خودران را آغاز کرده اند و پیش‌بینی می‌شود استفاده از این خودروها ظرف پنج سال آینده همه گیر شود.

فعلا پیشگام کار بر روی خودروهای بدون راننده شرکت گوگل است. این شرکت تصمیم گرفته با همکاری فیات این طرح را به فاز تجاری نزدیک کند.

فیات و گوگل برای تولید خودرو بدون راننده توافق کرده‌اند. این فعالیت بیشتر متمرکز بر روی همکاری با شرکت کرایسلر زیر مجموعه شرکت فیات خواهد بود.

در پی بحران در گروه خودروسازی کرایسلر این گروه خودروسازی که شامل کرایسلر، جیپ و دوج می‌شود به مالکیت گروه فیات ایتالیا درآمده است. گروه فیات شامل برندهای فیات، فراری، مازراتی، ایویکو، آلفا رومئو و لانچیا است.

برای شروع پروژه، کار روی ۱۰۰ خودرو فیات آغاز خواهد شد و فیات ۱۰۰ خودرو خود را به همراه یک تیم مهندسی در اختیار تیم فنی گوگل قرار می‌دهد.

اتومبیل‌هایی که قرار است در این طرح مورد استفاده قرار گیرند مدل پاسیفیکا است. این خودرو یک مینی‌ون به شمار می‌رود و نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری گوگل برای تولید خودروهای بدون راننده از خودروهای کوچک به سمت خودروهای بزرگ تمایل پیدا کرده است.

البته هم اکنون به غیر از گوگل و فیات شرکت‌های مختلفی در حال کار بر خودروهای بدون راننده هستند.

شرکت تسلا توانسته گام بزرگی را در تجاری سازی خودروهای بدون راننده بر دارد. در کنار تسلا شرکت‌های دیگر مثل نیسان و جنرال موتورز هم سخت در حال کار بر روی خودروهای بدون راننده هستند.

خودرو بدون راننده نیسان که مراحل تست را می‌گذراند با راداری در جلوی خودرو تا فاصله ۲۰۰ متری را اسکن می‌کند و سنسورهای مختلف لیزری هم به بررسی اطراف می‌پردازند. در پشت خودرو هم راداری تعبیه شده که تا فاصله ۷۰ متری جاده را اسکن می‌کند. این خودرو می‌تواند خطوط خیابان و علامت‌های راهنمایی را اسکن کند و به فرامین چراغ‌های راهنمایی و رانندگی عمل کند.

در یک آزمایش در سرعت ۶۰ کیلومتر به طور ناگهانی عروسکی در نقش عابر پیاده به جلوی خودرو انداخته می‌شود و خودرو با یک حرکت ناگهانی فرمان، مانع از تصادف با عابر پیاده می‌شود. این خودرو به راحتی می‌تواند در سخت‌ترین مکان‌های پارک خودرو هم پارک کند.

۴ روش رفتار رهبران موثر با افراد بی‌کفایت

 

رهبران خوب باید بدانند با افراد مختلف چگونه رفتار کنند؛ حتی آن‌هایی که به هیچ وجه قابل تحمل نیستند. آن‌ها باید بتوانند افرادی را که عملکرد خوبی ندارند تشویق کنند، با همکاران آزار دهنده به خوبی کار کرده و بر کارکنان سرسخت، غلبه کنند. با وجود چنین موانعی، مدیران شغل بسیار سختی دارند.

۱. واضح و محکم ارتباط برقرار کنید

ارتباطات ناموثر در یک تیم، می‌تواند بسیاری از برنامه‌ها را کاملا به هم بریزد. در این حالت افراد مجبورند درباره فعالیت‌هایی که باید انجام دهند حدس بزنند و معمولا اشتباه می‌کنند. وقتی مشکلی پیش بیاید، استرس بی‌اندازه همه را فرا خواهد گرفت. در چنین شرایطی هیچ کاری به بهترین شکل پیش نمی‌رود. هرچند متاسفانه بسیاری از مدیران از این روش استفاده می‌کنند.

طی یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۵، از ۱۴۶۴ فرد متخصص درباره روند کاریشان سوال شد. طبق نتایج، بزرگ‌ترین مشکل روند کاری مدیران، اطلاعات ناقص بود. از جمله دیگر مشکلات بزرگ می‌توان به رهبری نامناسب و تعیین نامناسب مسئولیت‌ها اشاره کرد. رهبران باید محیطی به وجود آورند که در آن هرکس بداند دقیقا چه کاری باید انجام دهد؛ در این صورت هیچ عذری پذیرفته نخواهد بود.

سیستم ارتباطی‌ای به وجود بیاورید که همه بتوانند از آن استفاده کنند. درباره نحوه به اشتراک گذاشتن اطلاعات بین اعضا و مشخص کردن پیشرفت صحبت کنید. به عنوان مثال، بگذارید همه بدانند پس از هر جلسه یا مکالمه کاری، باید خلاصه‌ای از موارد مورد بحث را به طور مکتوب ارائه دهند. در این حال، هرکس می‌تواند در صورت نیاز به یادداشت‌های قبلی مراجعه کنید.

۲. همه چیز را مستند کنید

برخی افراد همیشه دردسر ایجاد می‌کنند و به جای قبول کردن تقصیر خود، سعی می‌کنند از زیر مسئولیت‌هایشان فرار کنند. می‌توانید به مستند کردن همه موارد مهم، از به وجود آمدن چنین شرایطی جلوگیری کنید. اگر بحثی بین اعضای تیم به وجود آمد، می‌توانید با مطالعه یادداشت‌ها همه چیز را مشخص کنید.

اگر مشکلات به جایی برسد که لازم باشد مدیران ارشد وارد عمل شوند، تمامی مسئولیت‌ها و کار‌ها به طور کاملا مستند موجود خواهد بود. باید در این شرایط کاملا بی‌طرفانه و تنها با توجه به حقایق موجود قضاوت کنید. به خاطر داشته باشید که حفظ آرامش و گوشزد کردن اشتباهات و ارائه پیشنهاد‌ها، همیشه بهترین راه حل است.

۳. آرامش خود را حفظ کنید

هرکس تا میزان مشخصی تحمل دارد؛ وقتی از این خط مشخص بگذرند، دیگر نمی‌توانند تحمل کنند و منفجر می‌شوند. هرچند مدیران حرفه‌ای هیچ‌وقت نباید این خط را رد کنند. آرامش و نظم فکری، یکی از فاکتور‌های اصلی صبور و آرام بودن است.

پیش از هرچیز، باید بدانید چه زمانی استراحت کنید. طی تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ انجام شد، اختلافات بیشتر در دفاتر کار مشترک بالا می‌گیرند. در این شرایط، سریعا محل را ترک کرده و سعی کنید استرس خود را تا جای ممکن کاهش دهید. با این کار می‌تواند پیش از بحث با هر کارمند دیگری، آرامش روحی و فکری خود را به دست بیاورید.

یک گزینه دیگر این است که فردی برای در میان گذاشتن مشکلات داشته باشید. بهترین انتخاب، دوستی است که محل کار مشترکی با شما ندارد. موارد مختلف را با آن‌ها در میان بگذارید و برای حل مشکلات مختلف از آن‌ها راهنمایی بگیرید. این موضوع می‌تواند بسیار به شما کمک کند.

۴. برای انتخاب‌های سخت آماده باشید

بعد از کنار آمدن با کارمندان بی‌کفایت یا سرسخت، وسوسه می‌شوید که آن‌ها را به حال خود رها کنید. به جای وقت تلف کردن و ارائه راه حل‌های مختلف، نظاره‌گر شکست خوردن یک تیم باشید. ساده‌تر نیست؟ اما بهترین راه حل چیست؟

نتایج یکی از تحقیقات در این زمینه نشان می‌دهد رفتار نامناسب از یک یا چند عضو از تیم، باعث می‌شود اعضای دیگر سخت‌تر کار کرده و بهترین عملکرد خود را به نمایش بگذارند. با اینکه این موضوع می‌تواند بسیار آزار دهنده باشد، اما به این فکر کنید که در نهایت باعث بهبود عملکرد تیم می شود.

پیش از هر تصمیمی، وضعیت کلی سازمان را در نظر بگیرید. درباره این موضوع فکر کنید که موفقیت یک پروژه تا چه حد اهمیت بیشتری نسبت به ضرر‌های حاصل از یک کارمند بی‌کفایت مهم‌تر است. با چنین مقایسه‌ای می‌توانید بهترین تصمیم را بگیرید.

هیچ‌کس از کار کردن با چنین افرادی لذت نمی‌برد، اما بالاخره همه آن را تجربه خواهند کرد. در این حالت، باید آن را به حرفه‌ای‌ترین شکل ممکن انجام دهید. نظر شما چیست؟

 

تولید پلاستیک بسته‌بندی قابل تجزیه در طبیعت

 

یک شرکت ایتالیایی به تولید نوع جدیدی از پلاستیک برای بسته‌بندی مواد غذایی پرداخته که در طبیعت تجزیه می‌شود.

به گزارش اینپیا به نقل از ایسنا، شرکت نوامونت (Novamont) واقع در شمال شرقی ایتالیا، اولین تولید کننده محصولات پلاستیکی دنیا است که بخش عمده مواد اولیه آن از منابع تجدیدپذیر تامین می‌شود. این ترکیب شیمیایی به نام "بوتاندیول" طبیعی در تولید پلاستیک بسته‌بندی میوه، کیسه‌های سبزی و پلاستیک خرید استفاده خواهد شد.

استفانو دسی، مدیر اجرایی این شرکت اظهار کرد: بوتاندیول طبیعی یک ترکیب شیمایی است که در حوزه های مختلف از جمله صنایع شیمیایی یا الکترونیک به کار می‌رود. این محصول در حجم زیاد در ساخت محصولات پلاستیکی استفاده می‌شود، ولی ابتکار ما تولید انبوه این ماده به شیوه تخمیر است که به جای سوخت فسیلی از ترکیب شیمیایی آب و شکر در آن استفاده شده و با محیط زیست سازگاری بیشتری دارد. 

تولید صنعتی بوتاندیول در حال حاضر با استفاده از سوخت فسیلی انجام می‌شود. تبدیل شکر به بوتاندیول طبیعی تنها چند روز و طی فرآیند تخمیر در یک لوله استریل انجام می‌شود.

اولین مرحله تولید این ماده در آزمایشگاه انجام شده که شامل آماده کردن ماده تلقیحی است. ابتدا میکروارگانیسم‌های یخ زده درون لوله کشت داده و در فلاسک‌هایی با دمای کنترل شده رشد داده می‌شوند. پس از رشد این ارگانیسم‌ها، ماده تلقیحی در مرحله تخمیر به آن‌ها افزوده می‌شود.

میکروارگانیسم‌ها در مرحله تخمیر، شکر را به بوتاندیول طبیعی تبدیل می‌کنند. استفاده از این شیوه، حجم مواد تجدیدپذیر این فرآیند شیمایی را از ۳۶ به ۶۱ درصد افزایش داده و همزمان تولید گازهای گلخانه ای را ۱۰ تا ۱۵ درصد کم می‌کند.


 

روایت 500 هزار تومانی که 6ميليارد شد!

 

ديدن جواني متولد 1361 با عنوان کارآفرين نمونه کشور اعجاب‌انگيز است. جواني از همان نسلي که به نسل سوخته مشهور است! آموخته‌هایش از بازار کار را بزرگترین عامل موفقیت خود می‌داند.

 بيشتر از آنچه فکرش را بکنيد جوان است. از بس عادت کرده‌ايم که فردي با گرد پيري بر سر و رويش روبه‌رويمان بنشيند و از داستان کارآفريني‌اش بگويد و نقبي به دهه‌هاي 40 و 50 بزند، ديدن جواني متولد 1361 با عنوان کارآفرين نمونه کشور اعجاب‌انگيز است. جواني از همان نسلي که به نسل سوخته مشهور است، اما انگار سيدمحمدحسن سيدشجاع مثال نقض بزرگ تئوري نسل سوخته است. جواني که بنيان‌گذار برند اريکا و توليد‌کننده مانتو است و نامش در کنار نام بزرگان عرصه توليد کشور قرار گرفته و عناوين زيادي به‌دست آورده است. دفتر کارش ميدان هفت‌تير است. صبح داغي از تابستان پذيرايمان مي‌شود تا از آغاز کارش بگويد و از روند کارآفريني‌اش و البته از مشکلات بازار کار که اين روزها امانش را بريده‌اند. 

از کودکي در بازار بودم

سيد شجاع در خانواده‌اي پرجمعيت در جنوب تهران متولد شده و پدرش توليد‌کننده پوشاک بچه‌گانه بوده است. محمدحسن 15 ساله، در سال 76 وارد بازار کار مي‌شود؛ کار فروشندگي پوشاک در خيابان 15خرداد در مغازه يکي از دوستان پدرش که پوشاک زنانه مي‌فروخته است. نخستين حقوقش 25هزار تومان بوده که همه را به مادرش داده است. محمدحسن مي‌گويد: «چون پدرم در توليدي پوشاک کودکان مشغول به کار بود، من از شش، هفت سالگي با پدرم به محيط‌هاي توليدي مي‌رفتم و کار پوشاک برايم ملموس و آشنا بود. بچه اول خانواده بودم و مسئوليت‌هايي در آن دوره زماني بر عهده بچه‌هاي اول بود. بنابراين وقتي به‌خاطر فشار اقتصادي قرار شد بين ادامه تحصيل و کار در بازار يکي را انتخاب کنم، بازار را انتخاب کردم.» محمدحسن در بازار با برندهاي روز دنيا آشنا مي‌شود: «شاگرد مغازه بودم، اما مارک‌هاي معروف برايم مثل اسم و فاميل دوستانم بود و همه را حفظ مي‌کردم. اتفاقا خوب بود که‌ آن‌جا کارگاه توليدي نبود چون در اين صورت ذهنم بسته مي‌ماند. مدل‌هاي مختلف لباس در ذهنم مي‌نشست و به ‌اين ترتيب من باکيفيت خوب آشنا مي‌شدم. اولين رمز موفقيتم اين بود که 10سال بدون آن‌که جابه‌جا شوم و از اين شاخه به‌ آن شاخه بپرم، نزد يک‌ نفر کار کردم. مغازه‌دارهاي ديگر مي‌ديدند که من چقدر دلسوزانه کار مي‌کنم، از من مي‌پرسيدند چقدر حقوق مي‌گيري؟ مي‌گفتم 160هزار تومان. مي‌گفتند بيا پيش ما کار کن، به تو 180 تا 200 ‌هزار تومان حقوق مي‌دهيم، اما من همان‌جا ماندم. شب‌هايي بود که وقتي به خانه مي‌آمدم، غرغر مي‌کردم که ديگر سر کار نمي‌روم، چون ساعت کارم زياد بود.»

از ونک تا پيروزي را پياده مي‌رفتم

«آن زمان ساعت کار بازار تا پنج بعد از ظهر بود. پنج که تعطيل مي‌شدم صاحب مغازه من را دنبال حساب و کتاب به پاساژهاي مختلف تهران مثل آ.‌اس‌.پ، ميلاد نور، تيراژه و بوستان مي‌فرستاد. صاحب‌کارم صد تا تک‌توماني به من مي‌داد تا مثلا به ‌آ.‌اس.‌پ بروم. مي‌آمدم ميدان توپخانه. در آن‌جا با اتوبوس که کرايه‌اش 20 تومان بود، مي‌آمدم ميدان ونک و از آن‌جا با تاکسي که کرايه‌اش 30 تومان بود به ‌آ.اس.‌پ مي‌رفتم و 10تومان هم مي‌دادم و برمي‌گشتم. وقتي به ونک مي‌رسيدم پولم تمام مي‌شد، بنابراين بايد از ونک تا پيروزي که محل زندگي‌ام بود، پياده مي‌رفتم.» محمدحسن در رشته رياضي تحصيل کرده و در حال حاضر ليسانس مديريت اجرايي دارد، اما مي‌گويد هر چه ياد گرفته از بازار کار بوده است: «روزي که به بازار رفتم هنوز به مدرسه مي‌رفتم، بنابراين مجبور شدم درسم را در دبيرستان شبانه مروي بخوانم تا به کارم لطمه نخورد.» مي‌گويد درسش خوب بوده و در سال سوم دبيرستان در المپياد رياضي نفر سوم کشور شده است. 

شروع 500 هزار توماني

بعد از ده سال فروشندگي در بازار 15خرداد تهران، در سال 85 با پس‌اندازهايش، فروشگاه کوچکي راه‌اندازي مي‌کند و از سال 88، توليد پوشاک را آغاز مي‌کند. انگار که ناف محمدحسن را با پوشاک بسته باشند و ستاره بختش در اين بازار بدرخشد، روز به روز موفق‌تر مي‌شود و با گذشت کمتر از دو سال برندي موفق و شناخته‌شده در بازار ايجاد مي‌کند. آن هم در حالي‌که سرمايه اوليه‌اش 500 هزار تومان بوده که مي‌گويد هزينه رهن فروشگاه اوليه را با اين پول پرداخته است. شريک هم داشته و 500 هزار تومان هم شريکش مي‌آورد و کسب‌ و کارشان را آغاز مي‌کنند: «در ابتدا جنس را به صورت اماني از توليدکننده‌ها مي‌گرفتيم و با فروششان هزينه‌هاي مغازه را تامين مي‌کرديم. شش ماه اين کار را انجام داديم و بعد از دو سال چند چرخ خياطي خريديم و در کارگاهي اجاره‌اي توليدمان را آغاز کرديم. به‌تدريج کار رشد کرد و نيروي کار بيشتري نياز داشتيم تا اين‌که به جايي رسيديم که بيش از 200 نفر به‌طور مستقيم و 200 نفر به صورت غير‌مستقيم با ما همکاري مي‌کردند. در ادامه روند رو به ‌رشد کسب‌ و کارمان بيش از 1500 نفر در مجموعه توليد و صدها نفر در مجموعه بازاريابي، فروش، حقوق و طراحي شرکت مشغول به کار بودند.» روياي کارآفرين جوان قصه ما حضور در بازارهاي کشورهاي اروپايي بوده است: «نخستين رويايم داشتن مغازه‌اي در يکي از پاساژ‌هاي پايتخت بود اما در ادامه رويايم اين بود که اريکا در 10 شهر مهم اروپا نمايندگي داشته باشد. اين هدف را براي سال 91 گذاشته بودم.»

از فروشندگي تا فروشگاه‌داري

زماني که مغازه‌ اجاره‌اي براي فروش پوشاک را تحويل گرفتيم همه تزييناتش سراميک در و ديوارش بود و درست مثل حمام بود. نمي‌دانستيم در آن‌جا چه جنسي بفروشيم. فقط 50 هزار تومان برايمان مانده بود. رفتيم منيريه و با آن 50 هزار تومان کاغذ ديواري خريديم تا مغازه شکل بوتيک پيدا کند. از مولوي، گوني و از ميدان محلاتي، خاک‌رس خريديم و گل درست کرديم؛ ويترينمان را گوني کشيديم، با پوست تزيينش کرديم؛ خز خريديم و تنه درخت گذاشتيم. در نهايت ويترين زيبايي شد. پول نداشتيم مانکن بخريم به همين دليل مانکن شکسته‌هاي مغازه‌ها را گرفتيم که بالاتنه يا پايين‌تنه‌شان شکسته بود و آن را کنار گذاشته بودند. بعضي مغازه‌ها هم که شلوارفروش بودند و مانکن بالاتنه ‌اضافه داشتند. آن‌ها را آورديم، چسب زديم، تعمير کرديم و در ويترين مغازه‌مان گذاشتيم. چون سابقه ده ساله در بازار داشتم، هر جا رفتم و نسيه خواستم، دادند. گفتم پول ندارم،‌ جنس مي‌برم و هفته به هفته مي‌آيم و حساب مي‌کنم. يک ميليون، دو ميليون و پنج ميليون به ما اعتبار دادند و جنس گرفتيم، چون در بازار آدم را بيشتر به آبرو مي‌شناسند تا پول. شش ماه‌ به اين صورت کار کرديم و پول جمع کرديم و توليد شروع شد. در ابتدا سه طاقه پارچه خريديم و با همان کار را شروع کرديم. وقتي مغازه را افتتاح کرديم، همه مشتريان صاحب‌کار قبلي‌ام سراغ من آمدند. گفتند آقا مغازه‌تان عوض شده؟ چون کسي را غير از من آن‌جا نمي‌ديدند و فکر مي‌کردند من صاحب آن مغازه‌ام. مدتي بعد شريکم از من جدا شد و استقلال بيشتري در انتخاب طرح و مدل به‌دست آوردم و توانستم يک سال بعد در بازار مغازه‌اي بخرم و سال بعد بهترين مغازه پاساژ رضا را اجاره کنم. اين وقايع مربوط به سال 87 است. در اين زمان تنها کار مي‌کردم. صبح‌ها پارچه را مي‌خريدم و مي‌فرستادم خياطي و خودم مي‌رفتم مغازه و ساعت 7 که تعطيل مي‌شدم مي‌رفتم به خياطي سر مي‌زدم تا ببينم چندتا دوخته و چقدر کار کرده است. در بازار مغازه‌اي بود که من هميشه چشمم دنبال آن بود. صاحب پاساژ وقتي ديد من اين‌قدر خوب کار مي‌کنم گفت همه برندها آن مغازه را مي‌خواستند، به هيچ‌کس ندادم اما آن را به تو واگذار مي‌کنم. آن مغازه‌ را به عنوان دومين مغازه خريدم.

کشف دریاچه یخ زده در زیر «دشت بهشت» مریخ

 

دانشمندان از کشف منطقه ای منحصربفرد در مریخ خبر داده اند که می توان آن را بهشت فضانوردانی دانست که در آینده راهی این سیاره می شوند.

به نقل از نیو اطلس، در عرض جغرافیایی میانه شمالی مریخ منطقه وسیعی موسوم به Utopia Planitia وجود دارد که معنای آن «دشت بهشت» است.

کشفیات جدید دانشمندان نشان می دهد این منطقه وسیع احتمالا در آینده یکی از مهمترین مناطق مورد نظر فضانوردان و آژانسهای فضانوردی علاقمند به سفر به مریخ خواهد بود.

به عقیده آنها دشت بهشت مریخ مکانی ایده آل برای فرود نخستین سری از فضانوردان در این سیاره خواهد بود.

تحقیقات جدیدی انجام شده که نشان می دهد در زیر سطح این منطقه از مریخ دریاچه یخ زده ای وجود دارد که می توان حجم قابل توجهی در آن پیدا کرد. دانشمندان تخمین می زنند بزرگی این دریاچه به اندازه دریاچه Lake Superior در آمریکای شمالی باشد.

کشف این دریاچه یخ زده در مریخ از روی زمین و با استفاده از تجهیزات پیشرفته SHARAD و همچنین مدارگرد شناسایی کننده مریخ (MRO) صورت گرفته است.

رسوبات مربوط به این دریاچه یخ زده در حد فاصل خط استوای مریخ و قطب شمال این سیاره شناسایی شده است. تصور می شود ضخامت این دریاچه یخی ۸۰ تا ۱۷۰ متر باشد و جالب اینکه تحقیقات دقیق دانشمندان نشان می دهد بین ۵۰ تا ۸۵ درصد آن را آب یخ زده تشکیل می دهد.

این تحقیقات همچنین نشان می دهد لایه ای از خاک به ضخامت یک تا ۱۰ متر روی آن را پوشانده  است.

بررسی وضعیت برترین دانشگاه‌های ایرانی در رتبه‌بندی لیدن

 

رتبه‌بندی لیدن، رتبه‌بندی جهانی از دانشگاه‌ها است که منحصراً مبتنی بر شاخص‌های کتاب‌سنجی عمل می‌نماید. متولی رتبه‌بندی لیدن، مرکز مطالعات علم و فناوری (CWTS) دانشگاهاست.

 رتبه‌بندی لیدن در مقایسه با دیگر رتبه‌بندی‌های بین‌المللی دانشگاه‌ها، از شاخص‌های پیشرفته‌تری برای پایش ضریب تأثیر علمی و میزان مشارکت علمی بهره می‌برد و از روش‌شناسی شفاف‌تر و با تورش کمتر برخوردار است. 

رتبه‌بندی لیدن در سال 2016 که اخیراً منتشر شده است، شامل 842 دانشگاه از 53 کشور جهان است. تمام دانشگاه‌هایی که در جهان حداقل 1000 انتشار نمایه شده در بازه زمانی 2011-2014 داشته‌اند در این رتبه‌بندی واردشده‌اند.

گفتنی است که رتبه‌بندی لیدن علاوه بر ارائه رتبه‌بندی جهانی، رتبه‌بندی موضوعی به تفکیک پنج شاخه علمی 1) علوم زیست‌پزشکی و سلامت، 2) علوم زیست و زمین، 3) علوم کامپیوتر و ریاضیات، 4) علوم فیزیک و مهندسی، و 5) علوم اجتماعی و انسانی را نیز ارائه می‌کند. 

در نمودار ذیل تعداد مقالات دانشگاه‌های ایرانی، به عنوان یکی از شاخص‌های مورد بررسی رتبه‌بندی لیدن، بین رتبه‌بندی‌های 2011-2016 نمایش داده شده‌اند. در بین دانشگاه‌های کشور، دانشگاه تهران به دلیل اینکه رشته‌های تحصیلی زیادی را پوشش می‌دهد در تمام رتبه‌بندی‌های 2011-2016  با فاصله از دیگر دانشگاه‌های کشور، دارای بیشترین مقالات است. پس از دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف از رتبه‌بندی 2011 تا رتبه‌بندی 2013 در رده دوم قرار داشته است اما از رتبه‌بندی 2014 به بعد دانشگاه صنعتی امیرکبیر توانسته است جایگاه  این دانشگاه را در رده دوم از آن خود نماید. دانشگاه‌های تربیت مدرس، علم و صنعت و صنعتی اصفهان نیز در هر یک از رتبه‌بندی‌های 2011-2016 در رده‌های چهارم تا ششم قرار داشته‌اند. در مطلب بعد انشاءالله مواردی قابل توجه دیگری از رتبه‌بندی لیدن بیان خواهد شد.


دانشگاه های ایرانی در رتبه بندی لیدن   

 

رتبه‌بندی لیدن کیفیت مقالات را نیز مورد توجه قرار می‌دهد؛ به این صورت که تعداد و درصد مقالات هر دانشگاه را که جزء 1، 10 و 50 درصد برتر(پر ارجاع) مقالات پایگاه Web of Science database of Thomson Reuters می‌باشند، می‌سنجد. رتبه بندی لیدن با نرمالیزاسیون الگوریتمی و خودکار بر حسب بیش از 4هزار زیرشاخه علمی  نسبت به دیگر رتبه بندی ها همانند تایمز (با نرمالیزاسیون نسبت به 8 حوزه علمی یا کیو-اس با نرمالیزاسیون نسبت به تنها 5 حوزه اصلی) از اتقان و کیفیت بسیار بالاتری برخوردار است. شمارش کسری (در صورت مشارکت چندین نویسنده از چند دانشگاه ) و تعیین الگوریتمی مجلات و مقالات با کیفیت پایین آی-اس-آی و حذف آنها (حدود یک ششم پایگاه داده مزبور که احتمال بلک-لیست شدن و یا خروج آنها از پایگاه داده آی-اس-آی بالاست) بر کیفیت نتایج رتبه بندی لیدن افزوده است.

در این مطلب درصدی از مقالات 6 دانشگاه منتخب ایرانی که جز 1 درصد برتر(پر ارجاع) هستند، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

نمودار ذیل نشان می‌دهد که به رغم تب داغ مقاله‌نویسی در کشور درصد مقالات باکیفیت برتر چندان  مناسب نیست. تنها دانشگاه صنعتی اصفهان آن هم در رتبه‌بندی 2013 موفق شده است تا به رکورد 1 درصد دست یابد که مقالات با کیفیت برتر این دانشگاه نیز با افول مستمر در رتبه‌بندی 2016 به 0.5 درصد رسیده است. 

♦️دانشگاه علم و صنعت در رتبه‌بندی 2016 همانند رتبه‌بندی 2011 دارای بیشترین درصد باکیفیت‌ترین مقالات در کشور بوده است.

♦️دانشگاه صنعتی امیرکبیر در رتبه‌بندی 2016 پس از دانشگاه علم و صنعت قرار دارد و وضعیت آن نسبت به رتبه‌بندی قبلی تفاوت محسوسی نداشته است.

♦️دانشگاه تربیت مدرس نسبت به رتبه‌بندی گذشته افت داشته و از رده دوم در کشور به رده سوم تنزل یافته است.

♦️وضعیت دانشگاه تهران در رتبه‌بندی 2016 بهبود یافته که این موضوع سبب شده است تا از جایگاه آخر در بین دانشگاه‌های کشور جدا گشته و 2 رتبه بالاتر بیاید.

♦️دانشگاه صنعتی شریف که از رتبه‌بندی 2014 روند نزولی خود را آغاز نموده بود، در رتبه‌بندی 2016 با 0.38 درصد در رده انتهایی دانشگاه‌های کشور از حیث شاخص باکیفیت‌ترین مقالات قرار گرفته است.

زمانی که وضعیت  10 دانشگاه برتر جهان را که دارای بیشترین تعداد مقالات در Web of Science database of Thomson Reuters هستند از حیث درصد مقالات باکیفیت آن‌ها که جز 1 درصد پر ارجاع جهان است بررسی نماییم، نتایج جالب توجهی به دست می‌آید:

♦️دانشگاه هاروارد: 3.3 %
♦️دانشگاه تورنتو: 1.5 %
♦️دانشگاه میشیگان: 1.7 %
♦️دانشگاه ژیژیانگ: 0.7 %
♦️دانشگاه جان هاپکینز: 2 %
♦️دانشگاه شانگهای ژیائوتونگ: 0.5 %
♦️دانشگاه استنفورد: 3.2 %
♦️دانشگاه توکیو: 0.9 %
♦️دانشگاه ملی سئول: 0.6 %
♦️دانشگاه واشنگتن سیاتل: 2 %

همان‌طور که ملاحظه می‌شود هرچند که 4 دانشگاه آسیای شرقی از نظر تعداد مقاله جزء 10 دانشگاه برتر دنیا قرارگرفته‌اند اما درصد مقالات باکیفیت آن‌ها که جز 1 درصد پر ارجاع جهان است، بسیار به دانشگاه‌های ایرانی نزدیک و زیر 1 درصد است در حالی که در دیگر دانشگاه‌های برتر که همگی از آمریکای شمالی هستند درصد مذکور 1.5 به بالا است.

چه چیزی شما را در چرخ و فلک کارآفرینی حفظ می‌کند؟!

 

درست مثل نشستن در یک چرخ و فلک است. گاهی وقت‌ها بالا هستید و از هیجان نفستان بند می‌آید و گاهی وقت‌ها هم با سر به سمت زمین می‌آیید.

کارآفرینی درست مثل نشستن در یک چرخ و فلک است. گاهی وقت‌ها بالا هستید و از هیجان نفستان بند می‌آید و گاهی وقت‌ها هم با سر به سمت زمین می‌آیید و هر لحظه منتظرید به‌شدت به زمین برخورد کنید. چه چیزی می‌تواند شما را در این مسیر حفظ کند تا به موفقیت برسید؟

یک میلیون دلار روی شرکتی سرمایه‌گذاری کردیم که هیچ‌وقت شروع به کار نکرد

هیتن شاه، از موسسان شرکت کامپیوتری KISSmetrics

من و همکارم یک میلیون دلار روی راه‌اندازی یک شرکت ارائه‌دهنده خدمات میزبانی وب سرمایه‌گذاری کردیم که این شرکت هرگز لانچ نشد. ما خیلی ایده‌آل‌گرا بودیم و از هر چیزی بهترین را می‌خواستیم. بنابراین بهترین چیزی که می‌توانستیم ساختیم، اما اصلا به این نکته توجه نکردیم که مشتریانمان به چه چیزهایی اهمیت می‌دهند. الان یاد گرفتیم که چطور هوشمندانه پولمان را خرج کنیم؛ روی یادگیری هر چه بیشتر سرمایه‌گذاری کنیم و به خواسته‌های مشتریانمان و آنچه که آن‌ها را راضی می‌کند، توجه داشته باشیم.

یک تجارت موفق به توجه صد درصدی نیاز دارد، هر چیز دیگری فقط حواس شما را پرت می‌کند

جیسون دیمرز، بنیان‌گذار و مدیر‌عامل شرکت AudienceBloom

حدود دو سال قبل در آرامش و با موفقیت یک کمپانی را اداره می‌کردم. همه چیز به آرامی پیش می‌رفت، بنابراین با خودم فکر کردم می‌توانم وقت کمتری را به مدیریت تیم اختصاص بدهم و روی یک استارت‌آپ جدید کار کنم که واقعا هیجان‌زده‌ام کرده بود. بیشتر وقتم را با کار روی آن پروژه می‌گذراندم که جدید و خیلی مهیج بود. مهم‌تر از همه این‌که کار روی یک سرمایه‌گذاری جدید واقعا جالب بود. در این زمان شرکت قبلی داشت کارش را با موفقیت انجام می‌داد و این کورم کرده بود. این‌که یک شرکت کارش را فقط «خوب» انجام بدهد، کار اصلی یک کارآفرین نیست. 

کارآفرین‌های موفق حداقل را برای شرکتشان نمی‌خواهند و کارشان را مدام گسترش می‌دهند و خودشان را برای آینده آماده می‌کنند. چون من تیمم را به دو بخش تقسیم کرده بودم که روی دو استارت‌آپ متفاوت کار کنند، رشد شرکت اول متوقف شد و من وقت بیشتری نداشتم تا روی استارت‌آپ دوم بگذارم و آن را موفق کنم. استارت‌آپ دوم هم شکست خورد و امروز AudienceBloom از هر زمان دیگری قوی‌تر است و به‌سرعت به رشد خود ادامه می‌دهد، چون من همه حواسم را معطوف آن کرده‌ام. 

اول یک وب‌سایت طراحی کردیم و بعد از مشتریانمان درباره آن سوال کردیم

رابین چیس، موسس زیپ کار

وقتی کاری را راه‌اندازی می‌کنید، با سرعت هر چه تمام‌تر سراغ مشتری‌هایتان بروید و از آن‌ها یاد بگیرید تا محصول خود را تولید کنید. در شرکت گولوکو که دومین شرکت من بود و در زمینه اشتراک‌گذاری خودرو به صورت آنلاین کار می‌کرد، ما پول زیادی را صرف راه‌اندازی وب‌سایت و نرم‌افزارهای مورد نیاز کردیم، بدون این‌که اول خودمان را به مشتری‌ها نزدیک کرده باشیم و درگیر نیازها و خواسته‌هایشان بشویم و این یعنی بخش عمده‌ای از کار ما صرفا بر مبنای حدس‌هایی که می‌زدیم استوار بود و همین هم باعث شد شکست بخوریم.

اول از همه به مشتریانتان توجه کنید

مت گالیگان، از موسسان شرکت سیرکا

با وجود این‌که شرکت قبلی که راه انداختم، یک شکست بزرگ و اساسی بود، ولی این تجربه درس گرانبهایی به من دارد: دیوانه‌وار روی مشتری‌هایتان تمرکز کنید. ما در آن شرکت ایده‌ای عالی و تیم فنی فوق‌العاده باهوشی داشتیم، ولی شیفته تکنولوژی خودمان و تصور اولیه‌ای شدیم که از نیازهای مشتریانمان در ذهن داشتیم، به جای این‌که واقعا با آن‌ها حرف بزنیم و مستقیم از خودشان بازخورد بگیریم. وقتی در نهایت نظرات واقعی مشتری‌ها را شنیدیم، آن‌قدر دور شده بودیم که نمی‌توانستیم ایده‌مان را تغییر دهیم و پروژه‌مان شکست خورد.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات ما درMoz  این بود که پروژه‌های «بیگ بنگ» راه می‌انداختیم  

رند فیشکین، از موسسان Moz

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات ما در Moz  این بود که پشت سر هم پروژه‌های بیگ بنگی راه می‌انداختیم که به ماه‌ها تلاش و برنامه‌ریزی احتیاج داشت و به نظر نمی‌رسید که در آن مدت پیشرفت چندانی هم بکند. واقعا ناراحت‌کننده است، چون این روش چند بار هم جواب داد تا این‌که بالاخره در آخرین پروژه با اشتباهمان مواجه شدیم؛ به این ترتیب که پروژه‌ای که در سال 2011 شروع شد و تصور می‌کردیم در جولای 2012 به مرحله نهایی برسد، تا سپتامبر 2013 به تاخیر افتاد. یکی از بدترین چیزها در دنیای استارت‌آپ این است که شما برای پروژه‌ای بیش از یک سال بودجه بگذارید و برنامه‌ریزی کنید.

من خیلی دیر شروع کردم، خودم را درگیر شغلی کرده بودم که مدت‌ها بود از آن متنفر بودم

لئو بابائوتا، کارآفرین و نویسنده کتاب‌های پرفروش

من خیلی دیر شوع کردم، چون از شکست می‌ترسیدم یا خیلی به خودم اعتقاد نداشتم. درگیر شغلی شده بودم که مدت‌ها بود می‌دانستم از آن متنفرم و به جای این‌که به نوشتن وبلاگ یا راه انداختن کسب و کاری که عاشقش بودم بپردازم، هر روز سر کار می‌رفتم. اگر چیزهایی را که امروز می‌دانم، آن روز می‌دانستم، حتما یک دهه زودتر شروع می‌کردم. البته این‌که هرگز شروع به انجام کاری نکنید که دوستش دارید، بدترین سناریوی ممکن است.

 

چهارشنبه, 03 آذر 1395 ساعت 04:58

14 اشتباه فاحش مدیران

14 اشتباه فاحش مدیران

رابرت دانهام” بنیانگذار برنامه سراسری پرورش مدیران اجرایی ۱۴ اشتباه فاحش مدیران ارشد را بدون توجه به صنعت چنین توصیف می کند...

۱- گوش ندادن
به سخنان کارکنان خود توجه نمی کنید بلکه فقط با آنها صحبت می کنید.
نتیجه این شیوه فقدان تعهد، وفاداری و احساس تعلق و نیز افزایش انزجار و دلسردی کارکنان است.


۲- افراط در تعهد
 اگر نتوانید کارکنانی پرورش دهید که در مواقع لازم بتوانند پاسخ منفی دهند، به جای یک استراتژی موفقیت آمیز، با کار بیش از حد، دستاورد اندک، نارضایتی مشتری و «قهرمانانی مرده» دست به گریبان خواهید بود.

۳- دل خوش کردن به آمار و ارقام
آمار و ارقام تنها نتیجه فرعی تصمیمات شما هستند.
انجام اقداماتی به منظور تغییر اعداد، بدون توجه به عوامل پدید آورنده این اعداد (از جمله پیشنهادهای ارزشمند، اجرای عالی، (رضایت مشتری و انگیزه و اشتیاق کارکنان)، ونیز بدون توجه به مدیریت این عوامل، در نهایت به نتایجی مخرب می انجامد.


۴- پذیرش تعهدهای مبهم و نامشخص یا پرهیز از تعهد
توافقهای مبهم و نامعین و فقدان استانداردی روشن برای ایجاد و پذیرش تعهد و مدیریت آن، به اتلاف نیرو و کناره گیری کارکنان می انجامد.
همچنان که پرهیز از پذیرش تعهد و مسئولیتی روشن نیز همین نتایج را در پی خواهد داشت.


۵- توجه به مشتری در اولویت آخر
انجام وظیفه بدون توجه به واکنش مشتری به آنچه انجام شده و چگونگی انجام آن، رضایت مشتری را سلب می نماید.

۶- ترس و بی میلی نسبت به ارزیابی عملکرد
گفتگوی صادقانه و مستقیم، یک مهارت ارزشمند است که انجام آن مستلزم مقداری جرأت و شهامت است.
مدیران ارشد باید یاد بگیرند که زمینه های ارایه بازخورد مستقیم و به موقع عملکرد را فراهم نمایند.


۷- تیم سازی، فقط به شکل صوری
تیمها تنها گروه هایی از افراد نیستند که با هم کار می کنند، مهارتهای ایجاد تیمهای واقعی با عملکردی مطمئن و اثر بخشی، باید آموخته شوند و واقعیت این است که، کمتر کسی از این مهارتها برخوردار است.

ایجاد تعهد، توانایی شنیدن، مدیریت، روحیه مبارزه و غلبه بر کاستی ها،  مدیریت رضایت مشتری، برنامه ریزی اثر بخش، استانداردهای مشترک واضح و روشن، اصول اخلاقی معین، حضور و موجودیت و منفعل نبودن.


۸- خالی بودن چنته مدیریت
مدیریت اثر بخش مستلزم دامنه ای از مهارتهاست و اغلب مدیران همه مهارتها و توانائیهای لازم را ندارند.
کلیدی ترین این توانایی ها عبارتند از تیم سازی، توانایی ایجاد تعهد، توانایی شنیدن، مدیریت روحیه، مبارزه و غلبه بر کاستی ها، مدیریت رضایت مشتری، برنامه ریزی اثربخش، استانداردهای مشترک واضح و روشن، اصول اخلاقی معین، حضور و موجودیت و منفعل نبودن.


۹- دستور دادن به جای درخواست کردن و ایجاد تعهد
احساس تعلق و تعالی در افرادی که صرفاً فرمان پذیرند دیده نمی شود و معمولاً دستور دادن به امتناعی همراه با آزردگی می انجامد.
در واقع آنچه که در پی آن هستیم، احساس تعلق به سازمان، غرور و دلبستگی است و اینها وقتی ایجاد می شود که فرد نسبت به آنچه انجام می دهد، متعهد باشد.


۱۰- ناتوانی در ایجاد اعتماد یا غلبه بر عدم اعتماد
اعتماد احساسی مبهم برخواسته از سوابق قبلی نیست.
ایجاد اعتماد، بازسازی و حفظ اعتماد موجود مهارتهای ارزشمندی هستند که کمتر در رفتار مدیران مشاهده می گردند و باید آموخته شوند.


۱۱- نداشتن طرح کاری روشن
یک هدف کمی یا بیانیه چشم انداز، تنها بخشهایی از یک طرح کاری هستند.
طرح کاری مستلزم یک استراتژی روشن، نقشها و مسئولیتهای روشن، ارزش و اهمیت کافی برای مشتریان و تیمی آماده و توانمند برای اجرا است.


۱۲- چون من گفتم
شدت عمل تنها به دستور دادن منتهی می شود نه جلب احترام و تعهد دیگران. شدت عمل قدرت و نشاط سازمان را نابود می کند و کارکنان را ضعیف و شکست خورده رها می سازد.

۱۳- متعهد نبودن به یادگیری
ما باید یاد بگیریم که از اشتباهاتمان، موفقیتهایمان و تجاربمان بیاموزیم.
ما باید یاد بگیریم که چگونه از دیگران بیاموزیم، به ویژه از آنها که ریسک کرده اند و موفقیت و شکست را تجربه نموده اند.


۱۴- بدبینی و عیب جویی نسبت به مدیریت
افراد دارای حرفه مدیریت، مدیران و به طور کلی فرهنگ موجود، اغلب به شیوه ای عیب جویانه و به نحوی استهزا آمیز به مدیریت می نگرند.

برای تعیین استاندارد مهارت های مدیریتی و برنامه های اثر بخش، تعهد لازم است.


 

این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید

جدا از استعداد‌های‌تان و هر‌آنچه انجام داده‌اید، رفتارهای مشخصی وجود دارد که با انجام آنها دید مردم برای همیشه نسبت به شما تغییر خواهد‌کرد.

همه‌ی ما کارهای احمقانه‌ای را که مردم در محل کار انجام می‌دهند دیده‌ یا درباره‌ی آنها شنیده‌ایم. لازم نیست حتما یک صندلی بردارید و آن‌ را از پنجره بیرون بیندازید یا وسط یک ارائه‌ی مهم، محل را ترک کنید تا زندگی حرفه‌ای خود را به خطر بیندازید. مسائل زیادی وجود دارند که می‌توانند موقعیت‌های شغلی را برای افراد خوب و سخت‌کوش از بین ببرند. اشتباهاتی که غیرعمد صورت می‌گیرند اما می‌توانند عواقب سختی را به‌همراه داشته باشند. در این مقاله با این اشتباهات آشنا می‌شوید.

«نباید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید، چراکه بار دوم دیگر اشتباه نیست بلکه انتخاب است.» – ناشناس

هم‌چنین احتیاجی نیست که حتما مرتکب اشتباه «بزرگی» شوید و بعد به‌ فکر چاره باشید، «اشتباهات کوچک» نیز می‌توانند به مرور زمان روی هم انباشته شوند و به همان اندازه یا حتی بیشتر از اشتباهات بزرگ، زندگی حرفه‌ای‌تان را تهدید کنند.

خودآگاهی مهارتی حیاتی در محل‌ کار است و پایه و اساس هوش هیجانی‌ است. تحقیقات نشان می‌دهد که خودآگاهی، ۵۸% از عملکرد شغلی شما را شامل می‌شود. اگر همیشه هوشیار باشید، به راحتی می‌توانید مشکلاتی را که به شما و آینده شغلی‌تان صدمه می‌زنند، کنترل کنید.

وعده‌ی زیاد و عرضه‌ی کم

اگر صادق و سخت‌کوش و دارای اعتماد‌به‌نفس کافی باشید، احتمالا وسوسه می‌شوید که به مشتریان خود قول دهید کار بیشتری به آنها تحویل می‌دهید. اما باید بدانید که دلیلی ندارد خود را زیاد تحت فشار قرار دهید زیرا این کار می‌تواند در آینده شما را ناتوان جلوه بدهد.

فرض کنید قول داده‌اید کاری را دو ساعته تحویل دهید و انجام کار سه ساعت طول کشیده‌ است، احتمالا فکر می‌کنید کار را با موفقیت انجام داده‌اید چراکه همچنان آن را با سرعت بالایی تمام کرده‌اید. اما وقتی چیزی را به کسی قول می‌دهید، او دقیقا انتظار همان را از شما دارد و نه کمتر (در مثال ما یعنی دقیقا ۲ ساعت نه ۳ ساعت!)؛ اگر از همان اول انتظارات واقع‌بینانه‌ای ایجاد می‌کردید، می‌توانستید این کار را با همان کیفیت و در همان زمان با نتایج بهتری ارائه دهید. کاری نکنید که اهداف‌تان به عمد دست‌کم گرفته شوند؛ فقط درباره‌ی نتیجه ارائه‌تان واقع‌بینانه وعده‌ دهید و انتظاراتی ایجاد کنید که حتی بتوانید بهتر از آن عمل کنید. در غیر این صورت شما بدقول دیده می‌شوید!

از دست دادن کنترل احساسات

شرکت من خدمات مربی‌گری اجرایی ارائه می‌دهد و ما در این راه به افراد زیادی برخوردیم که وسایل را پرتاب می‌کردند، فریاد می‌کشیدند، باعث گریه مردم می‌شدند و دیگر نشانه‌های این‌چنینی که از عدم توانایی آنها در کنترل احساسات سررشته می‌گیرد. عدم توانایی در کنترل احساسات نشان می‌دهد که فرد از هوش هیجانی بسیار کمی برخوردار است و این موضوع یکی از ساده‌ترین دلایلی‌ است که شخص را در معرض اخراج شدن قرار می‌دهد. مهم نیست چقدر سخت‌کوش و قابل اعتماد هستید، همین که چنین رفتارهایی نشان بدهید اطمینان کردن به شما برای دیگران سخت شده و باور نمی‌کنند که بتوانید در مواقع حساس خود را کنترل کنید.

اگر بیش از حد عصبانی شوید و عصبانیت‌تان را روی کسی تخلیه کنید، جدا از اینکه آن شخص لیاقت این برخورد را داشته باشد یا نه، باعث می‌شود دید مردم نسبت به شما عوض شود؛ به شما برچسب بی‌ثباتی و تهدیدآمیز بودن می‌زنند و نزدیک شدن به شما را غیرممکن می‌بینند.

کنترل احساسات‌تان باعث می‌شود بتوانید در مسیر درست به راه‌تان ادامه دهید. اگر هنگام روبه‌رو شدن با فردی که شما را عصبانی می‌کند توانایی کنترل احساس‌تان را داشته باشید، در نهایت او کسی است که بد به نظر می‌رسد نه شما.

چاپلوسی برای رئیس

افرادی هستند که چاپلوسی برای رئیس‌شان را مدیریت در کار می‌‌دانند، اما واقعا اینطور نیست. چاپلوسی راه درستی برای ایجاد یک رابطه‌ی محترمانه بین شما و رئیس‌تان نیست؛ این رفتارِ افرادِ آب‌زیر‌کاه و متقلب است. چاپلوسان سعی می‌کنند به‌جای کار و تلاش‌، با تقویت غرور و عزت‌نفس رئیس‌شان توجه او را جلب کنند؛ البته همیشه کسانی که واقعا کار و تلاش می‌کنند از چاپلوس‌ها موفق‌ترند.

بله، شما می‌خواهید رابطه‌ی خود و رئیس‌تان را بهتر کنید ولی نباید برای رسیدن به این هدف دست به چنین کاری بزنید. در رابطه بین رئیس و کارکنان، اعتبار و اصالت مهم است. هیچ جایگزینی برای کار و تلاش وجود ندارد.

خوردن غذاهای بودار

اگر محل‌ کار شما در کشتی نباشد، مسلما همکاران شما از اینکه همه‌جا بوی ماهی مانده بدهد ناراحت می‌شوند. قانون کلی در زمینه‌ی بردن غذا به محل‌ کار می‌گوید: اگر بوی غذای شما انقدر زیاد است که از درب آشپزخانه خارج می‌شود و در همه‌جا می‌پیچد، بهتر است در خانه بماند.

ممکن است مسئله‌ی کوچکی به نظر برسد اما بردن غذای بودار به محل‌ کار بی‌ملاحظگی است و تمرکز دیگران را از بین می‌برد؛ وقتی چنین مسئله‌ی ساده‌ای را نادیده می‌گیرید همکاران‌تان ناراحت و عصبانی می‌شوند. ناهار پر ادویه‌ی شما به همه می‌گوید که به آنها اهمیت نمی‌دهید، حتی اگر واقعا این‌طور نباشد.

از پشت خنجر زدن

تیتر موضوع کل مطلب را بیان می‌کند. از پشت خنجر زدن به همکاران‌تان چه به‌عمد باشد چه ناخواسته، یکی از دلایل درگیری‌های محل‌ کار است. مردم گاهی برای اینکه از دعوا جلوگیری کنند، شخص دیگری را مقصر اشتباه خودشان جلوه می‌دهند، اما به محض اینکه قربانی تیغه‌ی خنجر را در کمرش حس کند حتی باعث درگیری‌های بیشتری می‌شود. مهم نیست هدف‌تان چه باشد، هر بار که سعی کنید یک نفر را در چشمان همکارانش بد جلوه دهید مثل این است که از پشت به او خنجر زده باشید.

منفی‌گرایی

گاهی اوقات وقتی احساس خوبی ندارید و ناراحتید، حتی اگر نخواهید، حال شما می‌تواند روی دیگران هم تأثیر بگذارد. شما استخدام شدید تا کار را برای رئیس و همکاران‌تان راحت‌تر کنید نه اینکه آن را برای‌شان سخت‌تر کنید. کسانی که منفی‌گرایی را در محل‌کار خود پخش کرده و دائما درباره‌ی کار و مردم شکایت می‌کنند، کار را برای دیگران نیز پیچیده‌تر می‌کنند.

شایعه پراکنی

کسانی که درگیر شایعه پراکنی درباره‌ی دیگران می‌شوند، در نهایت خود را بد جلوه می‌دهند. بالاخره روزی دیگران متوجه می‌شوند که شما دائما دارید درباره‌ی زندگی و اشتباهات‌شان صحبت می‌کنید و ممکن است ناراحت شوند. قطعا شما نمی‌خواهید دیگران را آزار دهید و به شخصیت خودتان لطمه وارد کنید.

با تکبر حرف‌زدن

وقتی کسی درباره‌ی موفقیتی که کسب کرده زیاد صحبت کند و هیجان‌زده شود نشان می‌دهد این اتفاق برای او زیاد رخ نمی‌دهد؛ از طرف دیگر اگر طوری رفتار کند که انگار برای او اهمیت زیادی ندارد، مردم فکر می‌کنند کسب موفقیت برای او اتفاقی همیشگی‌ است. انجام کارهای بزرگ بدون اینکه با تکبر درباره‌شان صحبت کنید، همان نتیجه‌ای که می‌خواهید را روی دیگران می‌گذارد و در عین حال ذهنیت قوی شما را نشان می‌دهد و می‌گوید موفقیت برای شما کم اتفاق نمی‌افتد.

اعلام‌ اینکه از شغل‌تان متنفرید

بدترین چیزی که هرکسی می‌‌تواند در محل‌ کارش بشنود این است که یک نفر چقدر از شغلش ناراضی است. ابراز نارضایتی در محل کار باعث می‌شود فردی منفی‌نگر شناخته شوید و روحیه‌ی کل گروه را از بین ببرید.

مدیران به سرعت افراد ناراضی و کسانی که به گروه انرژی منفی می‌دهند را تشخیص می‌دهند. آنها می‌دانند که همیشه افراد مشتاقی در گوشه‌ای منتظرند تا جایگزین این افراد شوند.

جمع‌بندی

کنترل این رفتارها ممکن است غیرضروری به نظر برسد، اما این اشتباهات قدرتش را دارند که موقعیت‌تان را به خطر بیندازند. یک یادآوری کوچک راهی عالی برای اجتناب از آنهاست.

۱۰ ترفند برای جلب توجه مخاطبان در سخنرانی‌ متن

 

مطمئنا خیلی از شما در جایی از زندگی حرفه‌ای و حتی شخصی‌تان مجبور شده‌اید برای جمعی سخنرانی کنید. منظور ما از سخنرانی، فقط صحبت کردن پشت تریبون یا در سالنی بزرگ و در مقابل هزاران مخاطب نیست، این وضعیت حتی می‌تواند زمانی رخ دهد که می‌خواهید در جلسه‌ای کاری، پیشنهاد یا پروپوزالی مطرح کنید، یا حتی برای دفاع از پایان‌نامه‌تان در مقابل جمعی سخن بگویید.

به هر حال، چیزی که اهمیت دارد، ارائه‌ی سخنرانی پرانرژی و دلنشینی است که بر شنوندگان تأثیر بگذارد. در این مقاله با ۱۰ ترفند برای جلب توجه مخاطبان در سخنرانی‌ آشنا می‌شوید.

به نظر من دو نوع توجه وجود دارد: توجه در حالتی که سر پایین است و توجه در حالت سر بالا. توجهِ سر بالا زمانی اتفاق می‌افتد که شنونده برای توجه کردن باید خیلی تلاش کند. توجه سر پایین زمانی است که شنونده میخکوبِ حرف‌های سخنران می‌شود و چاره‌ای جز گوش دادن و توجه کردن ندارد.

در اینجا ۱۰ تکنیک معرفی می‌کنیم که تضمین می‌کنند بدون از دست دادن اعتبار حرفه‌ای‌تان، توجه دیگران را در هنگام سخنرانی به خود جلب کنید.

۱. سخنرانی خود را کوبنده شروع کنید

با همان جمله‌ی اول شنونده را میخکوب کنید. افراد سیگاری، کبریت‌هایی را دوست دارند که با اولین حرکت روشن شوند و شنوندگان سخنرانی‌هایی را دوست دارند که با اولین جمله توجه آنها را جلب کنند. در اینجا چند مثال از این جمله‌ها را ذکر می‌کنیم:

«ما امروز در مکان نبرد ایستاده‌ایم، مکانی که ۴۰ سال پیش، شاهد بدترین روزهای جنگ بود.» -رونالد ریگان، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده.

«من امروز به عنوان نماینده‌ای از خانواده‌ای سوگوار، در مقابل کشوری ماتم‌زده و دنیایی متحیر ایستاده‌ام.» -کُنت اسپنسر، برادر لیدی دیانا.

«ای کاش شما هم آنجا بودید…» -پاتریسیا فریپ، رئیس سابق انجمن ملی سخنرانان.

همه‌ی این جملاتِ آغازین، ما را وادار می‌کنند که به جلو خم شویم، گوش‌مان را تیز کنیم و از خود بپرسیم سخنران ما را به کجا خواهد برد. آنها خیلی سریع سرِ اصل مطلب رفته‌اند و با ایجاد تعلیق، حس اشتیاق و کنجکاوی ما را برانگیخته‌اند. همه‌ی این جملات توجه سر پایین را به خود جلب می‌کنند.

۲. شنوندگان را مخاطب قرار دهید


Confident Public

شنوندگان را موضوع صحبت‌تان قرار دهید

بعد از اینکه با شروعی کوبنده توجه شنوندگان را جلب کردید، آنها را مخاطب قرار دهید. درباره‌ی اهداف‌، انگیزه‌ها و نگرانی‌های‌شان حرف بزنید. سیسِرون، خطیب معروف روم باستان و یکی از بزرگترین سخنرانان تاریخ، گفته است: «تحریک کردن و نشانه‌ گرفتن اضطراب مخاطب، از مهم‌ترین تکنیک‌های سخنرانان موفق است.» منظور او این بوده است که با یادآوری حس نیاز یا چیزی که سعادت مخاطبان را تهدید می‌کند، می‌توانید توجه آنها را به سخنان خود جلب کنید. خیلی از شرکت‌هایی که می‌شناسم از یکی از عناصر ترس، نا‌امنی یا تردید برای ترغیب مشتریان به خرید محصولات‌شان استفاده می‌کنند. حتی وجود یکی از این عوامل توجه ما را به خود جلب می‌کند و وقتی به سراغ‌مان می‌آید، حس عجیبی در سینه‌مان احساس می‌کنیم.

۳. در شروع از موضوعات و جملات ملموس استفاده کنید

از زبان و جملاتی استفاده کنید که برای شنوندگان قابل درک باشند. از همان ابتدا آنها را درگیر جملات انتزاعی یا مفاهیم آکادمیک نکنید. بهتر است دانش خود را مخفی نگه دارید. بهترین راه برای وارد شدن به موضوع استفاده از تکنیک داستان‌گویی است، چون ذهن ما طوری برنامه‌ریزی شده که اطلاعات را از طریق داستان بهتر دریافت می‌کند. داستانی جالب تعریف کنید تا توجه مخاطبان را جلب کنید. به عنوان مثال، جمله‌ی آغازین رابرت کندی، وقتی در قایقی بر روی رود «هادسون» سخنرانی می‌کرد را در اینجا می‌آورم. او با اشاره به سمت جنوب، اینگونه شروع کرد: «اگر شما به این مسیر نگاه کنید، کانال‌هایی را می‌بینید که میلیون‌ها سال بزرگترین مکان تخم‌ریزی برای تاس‌ماهی‌ها در دنیا بوده‌اند.»

البته وقتی به جایی که او اشاره می‌کرد نگاه می‌کردید، چیزی به جز آب آلوده‌ی خاکستری رنگ نمی‌دیدید، هیچ تاس‌ماهی‌ای دیده نمی‌شد اما تصویری که در ذهن تداعی می‌شد، تصویر رودخانه‌ای بود که تا چشم کار می‌کرد ماهی‌ها در آن جست و خیز می‌کردند.

سپس، او بعد از این جمله، به صحبت درباره‌ی مشکلات رودخانه‌ی هادسون پرداخت.

۴. مانند رود، پویا و در جریان باشید

وقتی در حال تماشای فیلم هستیم، اگر هیچ اتفاقی نیفتد، علاقه‌ی خود را از دست خواهیم داد یا وقتی نویسنده‌ی رمانی که در حال مطالعه‌اش هستیم، دو صفحه را به توصیف باغی اختصاص می‌دهد، حوصله‌مان سر می‌رود و حتی ممکن است مایل به خواندن ادامه‌ی کتاب نباشیم. مغزمان دائما به ما می‌گوید: «من هیجان، درام، اتفاق و تعلیق می‌خواهم.» همین موضوع در مورد شنوندگان سخنرانی هم صدق می‌کند. شنوندگان، سخنرانی‌هایی را که مختصر و بامفهوم باشند و آنها را به سمت نتیجه راهنمایی کنند، دوست دارند.

به تفاوت بین رودخانه و کانال فکر کنید. کانال جریان ندارد ولی رود حرکتی پویا دارد و دائما در حال تغییر است. برای راضی نگه داشتن میلِ سیری‌ناپذیر شنوندگان به تنوع، سخنرانی خود را مثل جریان رودخانه انجام دهید نه مثل یک کانال. مطمئن باشید که در هر لحظه اتفاق تازه‌ای خلق می‌کنید، خصوصا وقتی وبینار (سمینار اینترنتی) برگزار می‌کنید چون احتمال پرت شدن حواس شنوندگان در این نوع سمینارها بیشتر است.

۵. خیلی زود سر اصل مطلب بروید

یکی از لذت‌های مخاطبان این است که خیلی سریع نکته‌ای را که می‌خواهید بگویید درک کنند. وقتی لذت این کار را از آنها می‌گیرید، از شما دلخور می‌شوند.

روزی، تبلیغی از سخنرانیِ «ست گودین» (نویسنده، کارآفرین و سخنران آمریکایی) با این موضوع دیدم که چرا بازاریابی محصولات فنی و صنعتی به حدی اهمیت دارد که نباید آن را بر عهده‌ی بازاریاب‌ها گذاشت. اولین جمله‌ای که در این ویدئو شنیدم این بود: «بازاریابی محصولات فنّی به حدی مهم است که نباید آن را بر عهده‌ی بازاریاب‌ها بگذاریم.» این یک سخنرانی معمولی نبود و مانند قطاری سریع‌السیر از یک نقطه‌ی خاص شروع به حرکت می‌کرد و در ذهن مخاطب تأثیر می‌گذاشت. پس خیلی سریع اصل مطلب را با شنوندگان در میان بگذارید تا تمامی هوش و حواس‌شان را به شما بدهند.

۶. احساسات‌ مخاطبان را برانگیزید

طنز به شدت متقاعدکننده است. طنز برای سخنران یک مزیت به حساب می‌آید، چون فضای جلسه و فضای ذهنیِ حُضار را تغییر می‌دهد. اما اگر کمدین نیستید، به خودتان زحمت جوک تعریف کردن ندهید. خیلی ساده، فقط به حس غریزیِ شوخ‌طبعی‌تان اجازه دهید در لحظه حاضر باشد و وقتی چیزی به ذهن‌تان رسید، حس شوخ‌طبعی‌تان را آزاد کنید.

اعتراف به مسئله‌ای شخصی در مورد خودتان نیز باعث می‌شود شنوندگان با شما احساس نزدیکی کنند. یکی از مشتریانم که در شرکتش مدیر ارشد بود، در جلسه‌ای که با همکارانش داشت اعتراف کرد برای اینکه از پس مخارج دانشگاه بربیاید، مشاغل مختلفی مانند متصدی بار، راننده‌ی تاکسی و آشپزی را امتحان کرده است. افراد حاضر در جلسه بعد از شنیدن سخنرانی او که هدفش این بود ثابت کند ما می‌توانیم به چیزهایی بیشتر از آنچه انتظار داریم دست پیدا کنیم، متحیر و در عین حال خشنود شدند. اعتراف کردن حقیقت درباره‌ی خودتان و صادق بودن، نشانه‌ی شجاعت است.

۷. با مخاطبان تعامل داشته باشید


Succesful Public

شنوندگان را تبدیل به مخاطبانی فعال کنید

دانشمندان علوم اجتماعی ثابت کرده‌اند که مخاطبی که فعال باشد بهتر از مخاطبی که فقط گوش می‌دهد، متقاعد خواهد شد. نقش داشتن فعالِ شنوندگان در سخنرانی باعث می‌شود با دقت بیشتری به شما گوش دهند و نکته‌هایی را که بیان می‌کنید، به خوبی درک کنند.

این اتفاق را در خیلی از کلاس‌ها دیده‌ایم، زمانی که استاد، از دانشجویانی که به نظر غیرفعال‌تر می‌رسند سؤال می‌پرسد و مجبورشان می‌کند هوشیار باشند و نقش فعالی در کلاس بازی کنند.

به عنوان مثال، در تظاهرات توده‌ای حزب نازی، زمانی که هیتلر فریاد می‌زد «زیگ» (Sieg) و مردم در جواب می‌گفتند «هایل» (Heil)، در حالی که بازوهای خود را به نشانه‌ی سلام حزبی بالا می‌بردند، همه‌ی مردم دنیا به چشم خود دیدند که فعال بودن شنوندگان چه تاثیری در پذیرش حرف‌های سخنرانان دارد. در اینجا این مثال منفی را آوردم، چون یادآور این است که چیزی که می‌تواند سخنران را تبدیل به رهبری عوام‌فریب و خطرناک کند تکنیک‌هایی که استفاده می‌کند نیست، بلکه اهداف مثبت یا منفی او است.

۸. برای اسلایدهای‌تان تیتر‌های واضح بنویسید

اگر از اسلاید استفاده می‌کنید، برای آنها از تیترهایی استفاده کنید که نقطه نظر‌تان را بیان می‌کنند. شنوندگان ایده‌ی اصلی را از تیترها دریافت می‌کنند و بعد درون اسلایدها به دنبال شواهدی برای اثبات آن ایده‌ها می‌گردند.

به عنوان مثال، «ما می‌توانیم بر بازار تسلط داشته باشیم»، نسبت به «سهم بازار»، تیتر بهتری است. به این دلیل بهتر است که انجام عملی را به ذهن یادآوری می‌کند، مفهومی احساسی و متفکرانه دارد و توجه شنوندگان را بیشتر از عبارت خنثای «سهم بازار» به خود جلب می‌کند.

۹. سخنرانی کوتاهی داشته باشید

قبل از اینکه شنوندگان خسته شوند و دیگر به حرف‌های‌تان گوش ندهند، سخنرانی را تمام کنید. وقتی مخاطبان از نظر جسمی خسته شوند، ذهن‌شان هم غیرفعال می‌شود.

۱۰. روی صحنه حضور داشته باشید

حضور انسان به تنهایی بر روی هر نوع صحنه‌ای، چه بر روی زمینِ اتاقی کوچک باشد یا بر روی سِنی مرتفع در سالن تئاتری بزرگ، تأثیرگذار و عمیق است و فورا توجه مخاطبان را به خود جلب می‌کند. «رالف والدو امرسون» (شاعر و نویسنده قرن نوزدهمی آمریکایی) می‌گوید: «چیزی که هستید آنقدر گویا و بلند حرف می‌زند که هیچ‌کس نمی‌تواند صدای‌ حنجره‌تان را بشنود.»

شنوندگان تمام حرکات سخنران را تعبیر و تفسیر می‌کنند: آنها صورت، ریتم درونی‌، طرز ایستادن‌، صدا و زبان بدن‌ شما را می‌خوانند. ذهن انسان با توجه به کوچک‌ترین نشانه‌های فیزیکی، قصد و نیت اخلاقی فرد مقابل را متوجه می‌شود. مشکل اینجاست که ذهن این کار را در کَسری از ثانیه انجام می‌دهد و مطمئنا سخنرانی شما تا این حد کوتاه نخواهد بود. در ضمن ممکن است مضطرب باشید و نتوانید در بهترین وضعیت خود ظاهر شوید، و این به نوبه‌ی خود می‌تواند بر مهارت‌های تکنیکی شما در جلب و حفظ توجه مخاطبان اثر بگذارد.

در هر سخنرانی یا معارفه‌ی کاری، لحظات زیادی وجود دارند که شنوندگان مجبور هستند برای گوش کردن تلاش کنند، ولی وقتی خودتان و مطلبی که قصد بیانش را دارید برای مخاطب جالب به نظر برسید، راحت‌تر به حرف‌های شما گوش می‌دهد.


 

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟/چرا کتاب بخوانیم؟

 

کتاب نمی‌خوانیم زیرا فکر می‌کنیم پیچیده‌ترین مسائل را در هر عرصه‌ای می‌توانیم با ذهن پرورش‌نیافته و معلومات ناقص خود ساده‌‍سازی کنیم.

آیا تا به حال به دلایل کتاب خوانی و یا دلایل کتاب نخوانی! خود فکر کرده‌اید: 


1-کتاب نمی‌خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی‌کنیم، به چنددلیل:

 -توهم همه‌چیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.

 -لذت و منفعتی در آن نمی‌بینیم و آن را زحمتی می‌دانیم که مابه‌ازای مستقیم مالی ندارد.

2 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهای‌مان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانسته‌های قبلی خود شویم.

3 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آن‌ها آگاه نیستیم.

4 -کتاب نمی‌خوانیم زیرا فکر می‌کنیم پیچیده‌ترین مسائل را در هر عرصه‌ای می‌توانیم با ذهن پرورش‌نیافته و معلومات ناقص خود ساده‌‍سازی کنیم اما نمی‌دانیم که حتی مفاهیم به‌ظاهر ابتدایی نیز زوایایی تکمیلی و مراتبی پیشرفته دارند که در این قاعده نمی‌گنجند و خام‌اندیشی‌های ما راهی به آن‌ها نخواهد داشت.

5 -کتاب نمی‌خوانیم چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر می‌بریم و ملتی شنیداری و مقلدیم.

6 -کتاب نمی‌خوانیم زیرا از فواید و عواید داشتن ذهن باز، برتر و تحلیلگر، احساسات عالی، روشن و مجرب و بیان پربار، پخته و شیوا بی خبریم.

7 -کتاب نمی‌خوانیم زیرا نمی‌دانیم کافی دانستن اطلاعات تصادفی حاصل از گشت‌وگذار در فضای مجازی جای مطالعات هدف‌مند را نمی‌گیرد، به دو دلیل:

-بارش اطلاعات پراکنده و گاه متناقض، ما را به قدرت تجزیه و تحلیل نمی‌رساند.

-بمباران خبری برای اذهان سرگردان موجب سردرگمی بیشتر بوده و خود موجب نوع دیگری از بی‌خبری است که توهم خبردار بودن از همه چیز را به همراه دارد.

⁣8 -کتاب نمی‌خوانیم چون بر این باور نادرستیم که با افزایش سن، عقل نیز به خودی خود رشد می‌کند و نمی‌دانیم رشد عقلی اکتسابی است و با فعالیت و پرورش فکری به دست می‌آید و بهترین محرک ذهن برای این منظور مطالعه است.

9 -کتاب نمی‌خوانیم چون از کتاب خواندن خوشمان نمی‌آید و نمی‌دانیم که بسیاری از این "خوشم می‌آید"ها و "خوشم نمی‌آید"ها به‌کلی بی‌اعتبارند، زیرا براساس آموخته‌های تلقینی و سلیقه‌ای و تجارب پیش پا افتاده و دم دستی ما در محیط خانواده، تحصیل و کار و... و متاثر از افراد عموما همسطح با ما شکل گرفته‌اند و مادامی که با مطالعه و تلمذ از انسان‌های آگاه‌تر از ما محک نخوردند، معیار خوبی برای تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های ما نیستند.

10 -کتاب نمی‌خوانیم چون کتاب نخوانده‌ایم؛ بدین معنا که خود را آن قدر موظف به انجام این کار نکرده‌ایم تا به آن نقطه صفری برسیم که سرآغاز چشیدن لذت شناخت خود و دنیای پیرامون است و مدخل ورود به جهانی فراتر که علایق و سلایق ما در آن به پرواز درمی‌آید و هر بار سطحی بالاتر و اوجی تازه را تجربه می‌کند که قابل مقایسه با سطح نازل و عامه‌پسند پیشین نیست.

چرا کتاب بخوانیم؟

اگر کتاب بخوانیم ذهنمان تیزتر و بارورتر میشود و نیاز به درست دیدن پیدا می کنیم.

درست دیدن ایجاد تعهد می کند.

وقتی متعهد شویم نیاز به قبول نتیجه رفتار خود را داریم.

وپذیرش این موضوع یعنی دیگر نمیتوانیم مشکلات را به خانواده، جامعه،دنیا نسبت بدهیم.

واین یعنی رسیدن به توانایی برای انجام رفتار عملی برای ایجاد تغییر

و بیرون آمدن ازمثلث شوم نگرانی، نادانی،ناتوانی.

راه‌اندازی کمپینی برای استقلال ایالت کالیفرنیا در واکنش به انتخاب دونالد ترامپ

برخی از نخبگان علمی «سلیکون ولی» در آمریکا کمپینی برای استقلال ایالت کالیفرنیا در واکنش به انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری این کشور به راه انداختند.

 این کمپین به جنبش Calexit، به معنای درخواست برای خروج کالیفرنیا معروف شده است. که شبیه به اصطلاح Brexit است که برای خروج انگلیس از اتحادیه اروپا به راه افتاد.

دره سیلیکون (Silicon Valley) نام رایج و غیررسمی منطقه‌ای در حدود 70 کیلومتری جنوب شرقی سانفرانسیسکو در حومهٔ سانتا کلارا، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا است. شهرت این منطقه به دلیل قرار داشتن بسیاری از شرکت‌های مطرح فن آوری اطلاعات جهان در این منطقه ‌است. 

«شروین بیشوار» سرمایه گذار شرکت «آپر» یکی از موسسان «هایپر لوپ» (فن آوری جدید حمل و نقل سریع) در توییتر خود توییت هایی را برای «تامین مالی کمپینی قانونی برای جدایی کالیفرنیا از آمریکا» منتشر کرده است. 

ایالت کالیفرنیا پایگاه تاریخی و مهم دموکراتها به شمار می آید. در عین حال که هیلاری کلینتون، توانست 61 درصد آرای این ایالت و درنتیجه 50 رای الکترال آن را از آن خود کند، اما نتوانست به کاخ سفید راه یابد و این منجر به خشم اهالی کالیفرنیا شده است.

✍این فراخوان با استقبال گسترده‌ای در فضای مجازی و توئیتر شده است و بسیاری از شخصیت‌های مهم کالیفرنیا نیز از آن استقبال کرده‌اند.

ریاست این کمپین به‌عهده لوئیس جی. مارینِلی (Louis J. Marinelli) است که به‌عنوان رئیس موقت حزب ملی کالیفرنیا فعالیت کرده بود. 

کمپین معتقد است که کالیفرنیا از قوانین فدرال متضرر شده است، اینکه مالیات این ایالت به دولت فدرال بیش از بودجه‌ای است که از آن دریافت می‌کند، اینکه ایالت احساس می‌کند از قدرت سیاسی در واشنگتن دی.سی. به‌دور افتاده و تفاوت سیاسی و فرهنگی بسیاری بین کالیفرنیا و بقیه کشور وجود  دارد.

✍کرمیت روزولت، یک استاد قانون اساسی در دانشگاه پنسیلوانیا، می‌گوید جدایی کالیفرنیا هیچ‌گاه رخ نخواهد داد زیرا به‌نفع آمریکا نیست. وی گفت: «امکان ندارد این اتفاق بیفتد، از اینکه مردم درباره آن سخن می‌گویند متعجب نیستم. اگر انتخابات سرنوشت دیگری می‌داشت اکنون تگزاس بود که سعی می‌کرد جدا شود، اما این کار واقع‌گرایانه نیست».

✍به نظر می رسد ایالت کالیفرنیا از نظر اقتصادی توانایی استقلال را دارد؛ چرا که یکی از قوی ترین و بزرگترین مکان های اقتصادی دنیاست، هم چنین یک ایالت ساحلی است و برای ارتباط با سایر کشورها محدودیتی ندارد.  اما تا استقلال راه زیادی در پیش دارد.

آخرین باری که برخی ایالت‌ها تلاش کردند که از آمریکا جدا شوند خونین‌ترین جنگ این کشور به وقوع پیوست: جنگ‌های داخلی (1865‌ــ1861) که منجر به مرگ 600 هزار آمریکایی شده و در نهایت با شکست جدایی‌طلبان جنوبی به پایان رسید.

دوشنبه, 01 آذر 1395 ساعت 08:25

سی آفت در روش فکر کردن بعضی افراد

 یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم

سی آفت در روش فکر کردن بعضی افراد

 

۱- نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی می دانند؛

۲- اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کنند، بر او القاب می گذارند؛

۳- اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم می کنند؛

۴- اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم می کنند؛

۵-  اختلاف، در یک موضوع باقی نمی ماند؛ به تدریج حتی به صورت ساختگی به موضوعات دیگر تسرّی پیدا می کند؛

۶- اختلاف فکری به عنوان یک "حق انسانی" محسوب نمی شود؛

۷- اختلاف فکری به عنوان یک "امر طبیعی" محسوب نمی شود؛

۸- وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، غیبت کردن مجاز می شود؛

۹- وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، تحریف سخن طرف مقابل مجاز می شود؛

۱۰- وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، وارونه جلوه دادن سخن طرف مقابل مجاز می شود؛

۱۱- وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، دشنام دادن مجاز می شود؛

۱۲- افراد به گونه ای صحبت می کنند که گویی شناخت آنها از موضوعات، مطلق است؛

۱۳- این گونه آغاز کردن جملات بسیار کم است: حدس می زنم، احتمال می دهم، تا به امروز به این نتیجه رسیده ام، شاید اینطور باشد؛

۱۴- مدرک داشتن دلیل بر این نیست شخص آداب اندیشیدن را می داند؛

۱۵- مدرک داشتن دلیل بر این نیست که شخص نحوه برخورد با اندیشه متفاوت و اندیشه متضاد را می داند؛

۱۶- وقتی با کسی اختلاف فکری پیدا می کنند با پیراهن و کفش و کیف او هم کار دارند؛

۱۷- کسانی سریع با دیگران اختلاف فکری پیدا می کنند، که بسیار کم مطالعه کرده اند و عمدتاَ افراد شفاهی هستند؛

۱۸- کسانی که شفاهی هستند، دقت بسیار کمی دارند؛

۱۹- کسانی که شفاهی هستند و مطالعه نمی کنند، کمتر به دیگران گوش می دهند: بیشتر می خواهند حرف خودشان را بزنند؛

۲۰- کسانی که متوجه هستند به یک نظر رسیدن چقدر زحمت دارد، کمتر حرف می زنند؛

۲۱- کسانی که شفاهی هستند، در بحث کردن زودتر عصبانی می شوند؛

۲۲- کسانی که شفاهی هستند، با کمترین داده، بیشترین قضاوت ها را می کنند؛

۲۳- کسانی که ذهن حقوقی و دقیقی ندارند، راحت تر سخنان نسنجیده را می پذیرند؛

۲۴- کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند تا به یک نظر و قضاوت برسند، انسان های اخلاقی تری هستند؛

۲۵- کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، آرام سخن می گویند و فریاد نمی کشند؛

۲۶- کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، جهل را راحت تر تحمل می کنند؛

۲۷- فکر کردن ، سخت ترین عادتی است که انسان می تواند به آن عادت کند؛

۲۸- نحوۀ برخورد یک جامعه با یک فکر و فکر متفاوت، سرنوشت آن را رقم می زند؛

۲۹- فرد و جامعه ای که در عادات فکری خود تحول ایجاد نمی کند، متوقف می شود؛

۳۰- تعامل بین المللی باعث می شود تا افراد، جوامع و نخبگان در معرض تفاوت ها قرار گرفته و شروع به فکر کردن بنمایند.

بیست و چهار مهارت که هر کارآفرینی باید داشته باشد

 

برای انجام هر کار و فعالیتی در زندگی، باید هایی وجود دارد که اگر از آن‌ها پیروی کنید، می‌توانید موفق باشید.

 برای استفاده قانونی از یک خودرو در بزرگراه، باید گواهینامه داشته باشید، برای داشتن بدنی سلامت و موفقیت در ورزش باید هر روز تمرین کنید، برای داشتن دوران بازنشستگی راحت باید سرمایه‌گذاری خوبی داشته باشید و... بنابراین اگر هدفتان موفقیت در تجارت است، باز هم با همین فرمول سر و کار دارید و «باید» های مشخصی وجود دارد که باید رعایت کنید تا کسب و کارتان در مسیر موفقیت قرار بگیرد.

1. کاری را انجام دهید که از آن لذت می‌برید

آن انرژی که در قالب رضایتمندی شخصی، درآمد مالی، ثبات و لذت از کار خود به‌ دست می‌آورید، همان نیرویی است که شما را برای رسیدن به موفقیت جلو می‌برد. بنابراین اگر کاری که انجام می‌دهید، لذتی برایتان ندارد، احتمال زیادی وجود دارد که انعکاس این موضوع را در موفقیت کاری خود ببینید. در واقع اگر از کاری که می‌کنید لذت نبرید، شانس بسیار کمی ‌وجود دارد که در آن موفق شوید.

2. کاری را که انجام می‌دهید، جدی بگیرید

شما زمانی می‌توانید در مورد موفقیت و تاثیرگذاری تجارت خود مطمئن باشید که واقعا به محصولی که می‌فروشید یا خدماتی که ارائه می‌دهید، باور داشته باشید. بسیاری از افرادی که درگیر کسب و کار خانگی هستند، شغل خود را چندان جدی نمی‌گیرند و پایین بودن انگیزه در کار سبب می‌شود آرام‌آرام از دور خارج شوند. البته عده‌ای هم هستند که به دام دوستان و آشنایانی می‌افتند که با هر چیزی مخالفند و مدام دیگران را ناامید می‌کنند، چون معتقدند تا زمانی که شما در یک دفتر یا ساختمان اداری مشغول کار نباشید، موفق نخواهید شد. در حالی‌که آمارها در سال‌های اخیر به‌خوبی از کسب و کار خانگی در مقابل این افراد شکاک حمایت کرده‌اند، چون در این سال‌ها مشاغل خانگی به‌شدت رونق پیدا کرده‌اند و تعدادشان هر روز بیشتر می‌شود.

3. همه چیز را برنامه‌ریزی کنید

برنامه‌ریزی برای جنبه‌های مختلف تجارت خانگی شما، «باید»ی است که لازم است تبدیل به عادت شود. برنامه تجاری در واقع نقشه گنج شما در تجارت و کسب و کارتان است که از قدم اول تا آخر کار را باید در آن بگنجانید و اجازه ندهید هیچ قسمتی از کار از قلم بیفتد.

4. پول را هوشمندانه مدیریت کنید

وجود پول در هر مجموعه تجاری مانند خونی است که در رگ‌های انسان جریان دارد. خرید تجهیزات، پرداخت مبالغ مربوط به خدمات، تقویت و بازاریابی تجارت، تعمیر و جایگزینی تجهیزات و ابزار و درآمد شخصی خودتان از کار، همگی نیازمند پول هستند. از این رو تمام کسانی که به کسب و کار خانگی مشغول هستند، باید مدیریت مالی را جدی بگیرند تا پول به‌درستی در کارشان جریان داشته باشد. مدیریت هوشمندانه مالی از دو اصل مهم پیروی می‌کند؛ پولی که شما از مشتریان خود در قبال اجناس و خدماتتان دریافت می‌کنید: درآمد و پولی که برای تهیه وسایل، تجهیزات و دستمزد و... پرداخت می‌کنید: مخارج.

5. درخواست خرید بدهید

کارآفرینی که یک کسب و کار خانگی دارد باید بداند بازاریابی، تبلیغات و تخفیف هر چقدر هم که هوشمندانه و با توجه به بازار هدف برنامه‌ریزی شده باشد، باز هم اگر یک اصل در آن رعایت نشود، کاملا بی‌ارزش خواهد بود و آن اصل دادن درخواست خرید به مشتری‌هاست. البته معنای این کار این نیست که مهارت‌های فروشندگی یا تبلیغاتی شما را زیر سوال ببرد، بلکه نکته مهم این است که شما باید به دیگران پیشنهاد خرید بدهید تا بتوانید اجناس خود را به آن‌ها بفروشید.

6. یادتان باشد همه چیز به مشتری بر‌می‌گردد

در تجارت همه چیز به مشتری بازمی‌گردد و در واقع مشتری‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند تجارت شما به کجا برسد. بنابراین هر تصمیمی‌ در کسب و کار باید مشتری‌محور باشد و شما باید این موضوع را در تمام جنبه‌های کاری خود رعایت کنید.

7. برای خودتان تبلیغ کنید

این اصل را همواره به خاطر داشته باشید: همه راه‌ها همیشه باید به شما ختم شود. تا جایی‌ که می‌توانید تصویر خوبی از خود ارائه بدهید و روی تواناهایی خودتان تبلیغ کنید. البته نه آن‌قدر که یک خودشیفته اعصاب خردکن به نظر برسید.

8. تصویر مثبتی از تجارت خود خلق کنید

برای رسیدن به موفقیت بسیار مهم است که شما بتوانید تاثیر خاطره‌انگیز و مثبتی را در ذهن کسانی که طرف حسابتان هستند، ایجاد کنید. کارآفرینان همیشه باید در تلاشی آگاهانه بکوشند حرفه‌ای‌ترین تصویر ممکن را از تجارت خود به‌وجود آورند. بسیاری از افرادی که مشغول کسب و کار خانگی هستند، نمی‌توانند دفتر خود را به‌صورتی شکوهمند طراحی کنند یا اسباب و دفتری گران‌قیمت خریداری کنند، چون توان مالی‌شان اصلا اجازه این کار را به آن‌ها نمی‌دهد، اما به جای این همه ریخت و پاش می‌توانند به مهارت‌هایی مانند ابتکار، خلاقیت و توجه به هر نکته کوچکی متکی باشند تا تصویر خوبی از تجارت خود ارائه دهند.

9. مشتریان خود را بشناسید

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های کسب و کار خانگی که ابزار خوبی برای موفقیت در رقابت است، توجه خاص و شخصی شما به مشتریانتان است. فرصت خوبی که شما به‌عنوان یک کارآفرین فعال در عرصه کسب و کار خانگی دارید، این است که می‌توانید پاسخ تلفن‌ها را خودتان بدهید و بدین وسیله بیشتر با مشتریانتان آشنا شوید. به این ترتیب شما می‌تواند تاثیر خوبی روی مشتری‌ها بگذارید و با آن‌ها ارتباط بهتری برقرار کنید. در این صورت آن‌ها به شما علاقه‌مند می‌شوند و ترجیح می‌دهند از این به بعد با شما کار کنند. یادتان باشد این شیوه به شما کمک می‌کند تا علاوه بر نگه‌ داشتن مشتریان سابق خود، مشتریان جدیدی هم جذب کنید.

10. از تکنولوژی بهترین بهره را ببرید

اگر می‌خواهید موفق باشید، باید مراقب باشید غرق در دنیای مجازی نشوید، ولی سعی کنید از آن بهترین استفاده را ببرید. جالب‌ترین بخش از دنیای مجازی این است که یک نفر می‌تواند در زیرزمینی بنشیند و از طریق راه‌اندازی یک وب‌سایت درآمد میلیونی داشته باشد. پس از اینترنت آن‌طور که پاسخگوی نیازتان است استفاده کنید؛ نه بیشتر و نه کمتر.

11. یک تیم کاری درجه یک بسازید

هیچ فردی نمی‌تواند به تنهایی تجارت موفقی راه بیندازد. شما برای موفق شدن در دنیای کسب و کار به یک تیم قدرتمند احتیاج دارید که به اندازه خودتان به این تجارت و موفقیت آن متعهد باشند. اعضای خانواده، دوستان، همکاران تجاری و حتی بسیاری از کسانی که شما به نوعی با آن‌ها ارتباط دارید، می‌توانند بخشی از تیم شما باشند. نکته جالب این است که مهم‌ترین اعضای تیم شما، مشتریان و مراجعینتان خواهند بود.

12. به یک متخصص تبدیل شوید

زمانی که مشکلی برایتان پیش می‌آید، منتظر نصیحت دیگران می‌مانید یا برای حل مشکل سراغ متخصص می‌روید؟ طبیعی است در چنین موقعیتی دنبال اطلاعات دقیق و کمک حرفه‌ای برای حل مشکلاتتان هستید و برای همین هم باید دنبال یک متخصص بگردید. بنابراین برای این‌که خیالتان راحت باشد که مشتری‌ها همیشه به سراغ شما می‌آیند، باید حرفه‌ای باشید و این مسئله را به آن‌ها نشان دهید. 

13. برای خود برتری رقابتی ایجاد کنید

یک کسب و کار خانگی باید برای جلب مشتری و ادامه حیات خود، برتری مشخص و خاصی نسبت به رقبا داشته باشد و همه این‌ها به یک سوال مهم باز می‌گردد که شما باید جواب مناسبی برای آن داشته باشید: «چرا مشتری‌ها به‌جای این‌که سراغ دیگران بروند باید محصولات شما را بخرند یا از خدمات شما استفاده کنند؟» به عبارتی دیگر «چه ویژگی تجارت شما را از رقبایتان متمایز می‌کند؟» سرویس بهتر، گارانتی بیشتر، مجموعه قوی‌تر، ساعات کاری بیشتر، انعطاف‌پذیری بیشتر در دریافت پول، قیمت پایین‌تر، خدمات‌رسانی بهتر به مشتریان، فراهم کردن امکان تعویض اجناس بعد از خرید و... همگی می‌توانند گزینه‌های مناسبی باشند تا بتوانید رقبا را شکست دهید.

14. روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید

یکی از عادت‌هایی که کارآفرین‌ها  باید برای موفقیت کسب کنند، خرید و مطالعه کتاب، مجله، روزنامه و مقاله‌های تحقیقاتی در زمینه بازاریابی است. این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا بتوانند مهارت‌های مربوط به تجارت و بازاریابی را یاد بگیرند. پیوستن به گروه‌ها و باشگاه های مختلف و شرکت در دورهای تخصصی آموزشی نیز می‌تواند به بالا رفتن مهارت‌های فردی یک کارآفرین کمک زیادی کند.

15. در دسترس باشید

امروز در دورانی زندگی می‌کنیم که شما با یک تماس تلفنی می‌توانید پیتزایی سفارش دهید که ظرف مدت سی دقیقه به دستتان می‌رسد. در دسترس بودن شما برای مشتریانتان اهمیت زیادی دارد، چون با این کار به آن‌ها نشان می‌دهید می‌توانند به شما اعتماد کنند.

16. اعتبار خود را افزایش دهید

داشتن اعتبار خوب، دارایی ارزشمند و در واقع مهم‌ترین دارایی شما در یک کسب و کار خانگی است. اعتبار چیزی نیست که بشود به‌راحتی آن را خرید، بلکه شما با عمل کردن به قول‌هایتان می‌توانید در بازار و نزد مشتریانتان اعتبار کسب کنید. اگر به مشتری قول داده‌اید تا چهارشنبه ساعت دوازده محصول به دستش می‌رسد، هیچ بهانه و توجیهی برای عمل نکردن به قولتان نخواهید داشت. فراموش نکنید اگر نمی‌توانید کاری را انجام دهید یا سر وقت به قولتان عمل کنید، بهتر است موضوع را صادقانه به مشتری‌تان بگویید. باور کنید صداقت داشتن به داشتن اعتبار بیشتر کمک می‌کند و مشتری را فراری نمی‌دهد.

17. از نظر اجتماعی فعال شوید

سعی کنید تا جایی‌که امکان دارد ارتباط قوی با گروه‌هایی برقرار کنید که می‌توانند از تجارت شما حمایت کنند. روش‌های زیادی برای این کار وجود دارد و این به مقدار زیاد بستگی به محل کار شما و شرایط فرهنگی آن دارد.

18. توجه دیگران را جلب کنید

هرگز فراموش نکنید کسب و کار  شما با دیگران متفاوت است؛ شما نمی‌توانید وقت و انرژی خود را برای فعالیت‌های بی‌دلیل تبلیغاتی صرف کنید، چون آسیب آن به‌سرعت خود را نشان می‌دهد. اما می‌توانید با استفاده از فرصت‌های کوچک توجه مشتریان را به خودتان معطوف کنید و با همین کار مسیر خود را به سمت موفقیت هموار کنید.

19. هنر مذاکره را به‌خوبی یاد بگیرید

بدون هیچ شکی مذاکره کردن مهارتی است که هر کارآفرین در زمینه کسب و کارهای خانگی، باید آن را یاد بگیرد. هنر مذاکره چیزی است که از این به بعد هر روز از آن  استفاده می‌کنید و به شما کمک می‌کند هر موقعیتی را به‌صورت برنده - برنده به پایان برسانید.

20. دفتر کار خود را برای موفقیت طراحی کنید

دفتر کار خود را در منزل چنان با دقت طراحی کنید که بیشترین کارایی شخصی را در آن داشته باشید. فراموش نکنید آن‌جا دیگر خانه شما نیست، بلکه دفتر کاری است که به‌صورت اتفاقی دیوار به دیوار محل زندگی‌تان قرار دارد. بنابراین در برابر این وسوسه که تختخواب کوچکی در گوشه اتاق خود قرار دهید، بایستید و هیچ وقت تن به این کار ندهید.  

21. با سازماندهی مشخصی جلو بروید و آن را حفظ کنید

کلید حفظ سازماندهی و نظم این است که بتوانید تجارت خود را به‌خوبی مدیریت کنید. این موضوع فقط به معنای این نیست که بدانید هر برگه کاغذ یا پرونده را کجا بایگانی کرده‌اید، بلکه به معنای داشتن ساز و کاری است که به وسیله آن تجارت خود را سازماندهی کنید. از این رو شما به برنامه روزانه‌ای نیاز دارید که در مدت سه یا چهار ساعت کار نیمه‌وقت یا هشت تا نه ساعت کار تمام وقت بتوانید بیشترین دستاورد را داشته باشید. در واقع برنامه روزانه شما باید شامل تمام فعالیت‌هایی بشود که باید انجامشان بدهید؛ از انجام یک کار ساده گرفته تا رسیدگی به قرار کاری مهم. این برنامه به شما کمک می‌کند فعالیت‌های خود را در زمان مشخص به نتیجه برسانید. نوشتن برنامه کاری خود در یک تقویم هم یکی دیگر از بایدهای حیاتی است که هرگز نباید از فهرست کارهایی یک کارآفرین جا بماند.

22. استراحت کردن را فراموش نکنید

خیلی از کارآفرین‌هایی که یک کسب و کار خانگی راه انداختند، به خصوص در روزهای اول به‌شدت وسوسه می‌شوند پس از پایان ساعت کاری هم همچنان به کار کردن ادامه بدهند. متاسفانه این اتفاق خیلی وقت‌ها پیش می‌آید، زیرا هیچ مدیری هم بالای سرشان نیست که به آن‌ها بگوید باید فورا به خانه بروند، چون او نمی‌تواند پول اضافه کاری‌شان را بدهد! اما فراموش نکنید هر کسی که در خانه مشغول به کار است، باید برنامه منظمی ‌برای خود داشته باشد که حتما وقت ناهار و استراحت هم در آن آمده است. علاوه بر این به‌عنوان کارمند - کارفرمای خودتان باید مرخصی و زمانی هم برای مسافرت و تفریح در نظر بگیرید. این برنامه باید از همان ابتدای کار تنظیم شود و شما نیز متعهدانه آن را اجرا کنید و در نهایت حواستان باشد می‌توانید تغییراتی در این برنامه از پیش تعیین‌شده اعمال کنید و با انعطاف‌پذیری آن را جلو ببرید.

23. مراقب تعداد هندوانه‌هایی که بر‌می‌دارید، باشید!

برای بسیاری از صاحبان کسب و کارهای خانگی، آغاز چند کار همزمان با هم بسیار وسوسه‌کننده است. خیلی از افرادی که در این موقعیت قرار می‌گیرند، سعی می‌کنند تا جایی که امکان داشته باشد چند هندوانه را با هم از زمین بلند کنند و همه قورباغه‌ها را یک‌جا قورت دهند. البته توانایی مدیریت همزمان چند کار یکی از ویژگی‌های کارآفرینان موفق است، اما اگر از کارآفرینی موفق در مورد این موضوع سوال کنید، احتمالا به شما خواهد گفت از اول توانایی‌های خود را می‌شناخته و می‌دانسته چکاری را باید خود انجام دهد و چه بخش‌هایی از کار را به دیگران واگذار کند.

24. به‌طور مداوم مشتریانتان را پیگیری کنید

ارتباط مداوم، پیگیری و رابطه قوی با مشتری، دورنمایی است که هر کارفرمایی باید برای موفقیت در کار، نیم‌نگاهی به آن داشته باشد. به وجود آوردن این ارتباط به شما کمک می‌کند بازار جدیدی در میان مشتریان قبلی خود ایجاد کنید و ارزش کار خود را بالاتر ببرید. فروش محصولات و خدمات شاید کار چندان سختی به نظر نرسد، اما هنر واقعی در نگهداشتن مشتری و بازگرداندن آن‌هاست.

 

دولت با پرداخت یارانه مردم را به خرید کالای دانش بنیان ایرانی تشویق کند

 

رییس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی، نقش دولت را در ترغیب مردم به خرید کالای ایرانی مهم خواند و گفت: بهترین حمایت دولت از کالای دانش بنیان ایرانی تخصیص یارانه به تولید کننده ایرانی است.

​به گزارش  ستاد خبری جشنواره "ایران ساخت"، محمد رضا عارف رییس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه ستون فقرات اقتصاد مقاومتی تولید داخلی است بیان کرد: تولید کالا و خدمات دانش بنیان داخلی اگر بخواهد رونق پیدا بکند یقینا باید، هم به آن کمک تزریق بشود، هم از چیزهایی که مانع رشد آن است جلوگیری شود.
عارف با اشاره به اینکه جشنواره ها و رویدادهای فرهنگی همچون «ایران ساخت» می باید خواست و نظرات مردم را به عنوان مصرف کننده کالای دانش بنیان ایرانی را برای حل مشکلات، جمع آوری کنند، بیان کرد: ما جامعه‌ای داریم که مردم آن ترجیح می‌دهند که کالای خارجی را به جای کالای ایرانی خریداری کنند. که این مسئله را باید تجزیه و تحلیل کنیم و کمک کنیم که ایرانی‌ها جنس ایرانی بخرند. چون علم اقتصاد وظیفه‌اش این است که این مسائل را بررسی و حل کند و «ایران ساخت» در این مسیر گام بر می دارد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه برخورد با کالای قاچاق از تعهدات اصلی نظام قرار دارد گفت: با کالای قاچاق باید برخورد شود  چرا که ورود کالای قاچاق دلیلی بر حضور کم رنگ محصولات تولید شده داخلی در حضور مردم است اما خوشبختانه در حال حاضر برخورد با کالای قاچاق در راس مهمات دولت قرار گرفته است.  
جشنواره ملی فرهنگی هنری «ایران ساخت» با اهداف «جریان سازی و تولید محتوا برای فضای مجازی مرتبط با چرخه تجاری سازی، «کارآفرینی و اقتصاد دانش بنیان حمایت از خدمات و تولیدات دانش بنیان ساخت ایران»، «ساماندهی واردات بی‌رویه و ارج نهادن به کالاها و محصولات ایرانی با کیفیت» و همچنین «کمک به برجسته سازی (نشان تجاری) کالاهای مرغوب ایرانی»، در بخش ادبیات، هنرهای تجسمی، رسانه های دیداری و شنیداری، رسانه های دیجیتال و ایده بازار به همت ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان معاونت علمی و فناوری و به دبیر کلی پرویز کرمی و با شعار «فناوری ایرانی، کسب و کار ایرانی» از 16 تا 18 دی‌ماه سال جاری برپا می‌شود. آخرین مهلت ارسال آثار به جشنواره «ایران ساخت»، اول آذرماه 1395 است.

نکات قابل توجه خریداران محصولات پتروشیمی در بورس کالا

6 نکته مهم عرضه های امروز مواد اولیه پلیمری در بورس کالا


خریداران محصولات پتروشیمی در بورس کالا، برای اطلاع بهتر از مهم ترین نکات عرضه های امروز (سه شنبه 25 آبان 1395)، می توانند این یادداشت را مطالعه کنند. نوع عرضه پی وی سی، نقطه تاریک عرضه های امروز در بورس کالاست.

 

به گزارش اینپیا، مهمترین نکات عرضه های امروز (سه شنبه 25 آبان ماه) بورس کالا به شرح زیر است:

1. افزایش مناسب حجم عرضه کالای سبک خطی 209 امیرکبیر در کنار افزایش نسبتا مناسب گریدهای پلی اتیلن سبک فیلم این مجتمع (550 +4.444 تن)

2. عرضه 1210 سنگین فیلم F7000 مهر بعد از مدتها غیبت در بازار و پیش بینی استقبال شدید بازار.

3. افزایش عرضه سنگین بادی 0035 توسط پتروشیمی بندر امام و عرضه به صورت بسته بندی پالت و جامبو.

4. افزایش عرضه سنگین تزریقی 52518 پتروشیمی جم به میزان 506 تن. این در حالی بود که هفته گذشته این مجتمع با عرضه کم موفق به فروش با قیمت سقف شده بود و بعد از افزایش نرخ های پایه عرضه خود را بار دیگر افزایش داده است.

5. افزایش عرضه پلی استایرن معمولی تبریز تا 1000 تن و در کنار عرضه های 500 و 100 تنی تخت جمشید و محب پلیمر قم.

6. نکته تاریک بورس کالای امروز به پی وی سی اختصاص دارد. کاهش حجم عرضه های نقدی پی وی سی در هفته جاری و حجم بیشتر عرضه به صورت سلف که به هیچ وجه خبر خوشی برای خریداران این محصول نخواهد بود. عرضه تحویل فوری، جمعا 2550 تن است ولی عرضه سلف نزدیک به 3000 تن.


 

مدیرعامل چاپ و نشر بانک ملی:

آمادگی بانک ملی برای عرضه اسکناس پلاستیکی


بانک ملی در صورت فراهم شدن زیرساخت های لازم می تواند و قصد دارد اسکناس های هوشمند پلاستیکی را عرضه کند. اسکناس های هوشمند در صورت رمزگذاری (باردار شدن) تنها صاحب خود را می شناسند و چنانچه دست فرد دیگری به آن برسد آلارم خواهند داد.

 

بانک ملی ایران در حوزه چاپ و نشر از جمله بخش هایی است که توانست تحریم ها را به فرصتی برای بومی سازی فناوری چاپ اوراق بهادار، اسکناس، کارت های امنیتی و پرورش نیروی انسانی متخصص فراهم کند. این موفقیت بهانه ای شد تا جام جم آنلاین گفت و گویی با دکتر رضا منصوری، مدیرعامل شرکت چاپ و نشر بانک ملی به شرح ذیل ترتیب دهد.

آقای دکتر، سابقه چاپ در بانک ملی به چه سالی برمی گردد؟

چاپ و نشر در بانک ملی سابقه ای 85 ساله دارد. یعنی از سال 1310 ابتدا حق نشر اسکناس به بانک ملی واگذار و سپس چاپخانه این بانک با ورود نخستین دستگاه های چاپ به کشور راه اندازی شد.

تصور این است که چاپخانه بانک فقط پول چاپ می کند، غیر از این است؟

این تصور عام است اما در واقع چاپخانه بانک ملی بیش از سه هزار نوع خدمت چاپی اعم از چک پول و دسته چک بسیاری از بانک های دولتی و خصوصی، اوراق بهادار و سهام، شناسنامه، کارت ملی هوشمند، تعرفه های انتخابات وزارت کشور، کارت و سندخودرو، کارت سوخت، مجوزهای حمل سلاح، اسناد مالکیتی، کتاب های نفیس، قرآن معطر، کارت های هوشمند بانکی و اعتباری، هلوگرام، کارت های تردد امنیتی و ملاقات، کارت های اتباع خارجی و بسیاری دیگر را چاپ و تولید می کند.


منصوری: در صورت فراهم شدن زیرساخت های لازم بانک ملی می تواند اسکناس های هوشمند پلاستیکی عرضه کند

این تعدادی که اشاره شد نشان از حجم و ظرفیت بالای تولیدات هم دارد، درست است؟

بله، تنها در یک نمونه مثال بزنم که در سال های اخیر بیش از 230 میلیون قطعه انواع کارت اعتباری، سیم کارت مخابراتی و کارت های هوشمند در این چاپخانه تولید شده است.

این واحد با توجه به شعار سال (اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل) چه عملکردی داشته است؟

بانک ملی، رییس شورای هماهنگی کل بانک های ایران است و به سبب نام و خط و مشی تعریف شده آن بیشترین طرح ها، برنامه ها و عملیات اجرایی را در بخش اقتصاد مقاومتی در دستور کار دارد. تا چند سال پیش صنعت چاپ و نشر ایران کاملاً وابسته به خارج بود. به این وابستگی باید تحریم های سال های اخیر را هم اضافه کرد. چاپخانه بانک ملی اولین و تنها چاپخانه ای بود که مورد تحریم قرار گرفت. در زمان تحریم، هیچ کشوری به ایران دستگاه، کاغذ و مواد مورد نیاز چاپ نمی داد، اما آنچه مهم است تبدیل تحریم ها و تهدیدها به فرصت بود.


تحریم ها سبب شد تا با پرورش نیروی انسانی متخصص به تولید دستگاه ها، انواع کاغذ و مرکب امنیتی، آن هم در طراز استاندارد جهانی برسیم. امروزه کاغذهای اعتباری با 18 پارامتر امنیتی در داخل تولید می شود. به این موفقیت باید خودکفایی در تولید مرکب های سه رنگ، مرکب های نامرئی و مرکب های مغناطیسی هم افزود. همچنین از سال 1393 نیز خط تولید کارت های هوشمند هم راه اندازی شده است.

از دیگر جلوه های اقتصاد مقاومتی، پیگیری حقوقی در مجامع بین المللی است که حقانیت ایران را در مالکیت ساختمان های بانک ملی در برخی شهرهای اروپایی اثبات شد و امروزه در بسیاری از پایتخت ها و شهرهای مهم جهان بانک ملی دایر و فعال است.

چهره امروز صنعت چاپ اوراق امنیتی و اسکناس ایران چگونه است؟

امروزه صنعت چاپ و نشر ایران به هیچ عنوان قابل مقایسه با رقبای خاورمیانه و آسیایی نیست. هر ساله رقابتی جهانی بین کشورها در صنعت چاپ بخصوص در تولید چاپ های امنیتی برگزار می شود که ایران در سال های اخیر همطراز کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا و انگلیس و عضو اتحادیه جهانی در صنعت چاپ و نشر قرار گرفته است. به علاوه امروزه هر شهروندی چندین کارت اعتباری، ملی و سند بهادار دارد که هرکدام مجهز به چیپ های هوشمند هستند. واردات چیپ های هوشمند مستلزم خروج ارز بسیار بود لذا با خودکفایی در ساخت چیپ های هوشمند، گام بلندی در اجرایی کردن اقتصاد مقاومتی برداشته شد.


در پی این توفیقات، برنامه های آتی چاپ و نشر بانک ملی چه خواهد بود؟

دنیا به سمت عصر فرا اطلاعات پیش می رود. بانک ملی با شرط فراهم شدن زیرساخت های لازم، قصد دارد فرآیند کشیدن کارت بانکی برای اخذ و یا جابجایی پول را حذف کند. به عبارتی دستگاه های( ATM) با شناسایی صاحب حساب از طریق صدا، رنگ چشم، صورت و حرارت دست، مبلغ را پرداخت و یا جابجا می کنند. در این حالت دیگر مسئله ای مانند فراموش شدن رمز، مفقود شدن کارت و یا هک شدن شماره حساب نخواهیم داشت.


همچنین بانک ملی در صورت فراهم شدن زیرساخت های لازم می تواند و قصد دارد اسکناس های هوشمند پلاستیکی را عرضه کند. اسکناس های هوشمند در صورت رمزگذاری (باردار شدن) تنها صاحب خود را می شناسند و چنانچه دست فرد دیگری به آن برسد آلارم خواهند داد. برای انتقال اسکناس ها باید از رمز خارج(بی بار) شوند. اسکناس های پلاستیکی مچاله می شوند اما به سرعت به حالت اول برگشته و هیچ اثری از تاخوردگی روی آنها نمی ماند. کثیف و یا خیس نمی شوند و عمری بسیاری طولانی دارند.

سخن پایانی؟

چاپ و نشر بانک ملی، جوایز ملی و بین المللی بسیاری با عناوین مختلف دریافت کرده اما بواسطه مقاومت در برابر تحریم ها و خودکفایی در امر چاپ های امنیتی، معتقد هستیم این جوایز در اصل تندیس اقتصاد مقاومتی است که به ملت شریف ایران به صورت عام و به بانک ملی بصورت خاص تعلق گرفته است.


 

6 درس مهم از دستورالعمل بازاریابی برنده دونالد ترامپ

پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ممکن است همه را حیرت‌زده کرده باشد، اما بازاریاب‌های هوشیار و زیرک این اتفاق را چندان عجیب نمی‌دانند. در اینجا 6 درس مهم از استراتژی بازاریابی برند ترامپ را ذکر می‌کنیم
 

1) به مصرف‌کننده کار بدهید

بهترین کمپین‌های بازاریابی در شعارهای خود همیشه از مصرف‌کننده می‌خواهند کاری انجام دهد. به‌عنوان مثال، هواپیمایی یونایتد در شعار خود مصرف‌کننده را دعوت می‌کند «در آسمان‌های مهربان پرواز کنند» یا برند نایک تاکید می‌کند «فقط انجامش بده.» همچنین موفق‌ترین برندها به مصرف‌کنندگان خود امکان می‌دهند در مفهوم آن برند مشارکت داشته باشند. 

شعار ترامپ که می‌گفت «بیایید دوباره آمریکا را بزرگ کنیم» یک درخواست فراگیر برای رسیدن به یک هدف قدرتمند است که هر رای‌دهنده‌ای می‌تواند برای خودش تفسیر کند. این شعار سرشار از اشتیاق و هدفمندی است. شعار کلینتون «با هم قوی‌تریم» هم فراگیر بود، اما یک فرآیند را القا می‌کند؛ نه اینکه این فرآیند مهم نباشد، بلکه نتیجه مطلوب آن ابهام دارد. بازاریاب‌های خوب می‌دانند که اگر برای برندتان موقعیت‌یابی واضحی نداشته باشید، رقبا این کار را به جای شما انجام خواهند داد.


2) گذشته را یک مقدمه نشان دهید

ارائه سرگذشت انتخاب کردن با آینده‌ای نامشخص به مصرف‌کننده، هیچ گاه در مورد اکثریت افراد جواب نمی‌دهد، به خصوص اگر برند شما تازه وارد بازار شده باشد. ترامپ که یک تازه‌وارد در امور سیاسی بود، گذشته‌ را بهتر برای مخاطب یادآوری کرد و وعده داد آن را برای آینده‌ای بهتر تکرار کند. کلمه «دوباره» در شعار ترامپ برای ساختن آمریکای بزرگ به‌طور اتفاقی اضافه نشده بود.


3) پیگیر مصرف‌کنندگان فراموش‌شده باشید

بیشتر شرکت‌های مالی مشتریانی را که ارزش خالص بالایی برای آنها دارند دنبال می‌کنند و میلیون‌ها نفر دیگر را که می‌توانند مشتریان احتمالی آنها باشند نادیده می‌گیرند. ترامپ از استقبال دموکرات‌ها از تنوع‌پذیری استفاده کرد تا کسانی را که اصلا نمی‌خواستند رای دهند تحریک کند و آنهایی را که از حزب خودشان چشم‌پوشی کرده بودند نیز به سمت خود بکشاند. همزمان، تقریبا همه جمهوری‌خواهان متقاعد شدند که به نامزد حزب خودشان رای دهند. بازاریاب‌های خوب همیشه می‌دانند چگونه بین جذب مشتری جدید و حفظ مشتریان قبلی توازن ایجاد کنند.
 

4) ثابت کنید محصول‌تان از رقابت مهم‌تر است

کلینتون در مناظره‌ها و سایر عرصه‌های رقابت همواره تلاش می‌کرد با تکیه بر دانش و تجربه سیاسی خودش ترامپ را شکست دهد. اما یک برند جدید در حاشیه‌های سیاسی شکست نمی‌خورد. بنابراین، شخصیت رقابتی ترامپ و تعهدش به رای‌دهندگان آمریکایی توانست سر و صدای بیشتری به پا کند. این تعهد در مفاهیم خیلی کلی بیان شد. 

مطمئنا وقتی در مقابل میلیون‌ها نفر جملات را با «دولت ترامپ فلان کار را خواهد کرد» شروع کنید، باید به این وعده‌ها پایبند باشید. آیا ترامپ می‌تواند این وعده‌ها را محقق کند؟ اگر نه، مصرف‌کننده چهار سال دیگر محصول او را نخواهد خرید!

 

5) اشتیاق ایجاد کنید

بازاریاب‌های خوب قدرت توصیه‌های زبانی را می‌دانند. در دوره رسانه‌های اجتماعی، داشتن تشکیلات بهتر و هزینه‌ کردن زیاد برای تبلیغات تلویزیونی برای کلینتون کافی نبود. اراده و استقامت ترامپ که گاهی روزی 5 بار سخنرانی می‌کرد و جمعیتی که در سخنرانی‌های او حاضر می‌شد، مردم عادی را بیشتر از تماشای تبلیغات تلویزیونی کلینتون تحت تاثیر قرار داد. این ایجاد اشتیاق رای مردم را به دست آورد. بازاریاب‌های خوب می‌دانند اشتیاق برند شلیک نهایی است. همان‌طور که برای ترامپ جواب داد.
 

6) در زمان مناسب فروش ویژه ارائه دهید

بازاریابی سیاسی نیاز ندارد که هر روز اکثریت آرا را به دست آورید، بلکه هر چهار سال یک بار در یک روز باید این کار را انجام دهید. بنابراین زمان‌بندی بسیار مهم است. ترامپ با پیش رفتن رقابت انتخاباتی فهمید چه چیزی کارساز است و چه چیزی مفید نخواهد بود. او پیامش را اصلاح کرد، توهین‌های شخصی را خنثی کرد و در زمان درستی به اوج رسید؛ در حالی که برگزارکنندگان انتخابات و کارشناسان را گیج کرده بود. 

او در هر یک از سخنرانی‌های روزهای آخرش، یک پیام را تکرار می‌کرد و از رای‌دهندگان می‌خواست آینده را با وعده‌های تحقق‌یافته دولت ترامپ تصور کنند. او با اطمینان تاکید می‌کرد «ما پیروز خواهیم شد و در این کشور رهبری خواهیم کرد.» مصرف‌کنندگان نه تنها می‌خواهند از یک فرد پیروز حمایت کنند، بلکه می‌خواهند از برندی حمایت کنند که خودش را برنده می‌داند. 

همچنین می‌خواهند از برندی حمایت کنند که دیگران هم آن را برنده می‌دانند. همین جا است که یک برند به یک جنبش تبدیل می‌شود. برند کلینتون وعده آینده‌ای روشن را داده بود، اما او بیشتر شبیه یک نامزد دیروز بود؛ کمی خسته و وابسته به حمایت اوباما. در مقابل، برند ترامپ آینده‌ای را وعده می‌داد که شبیه گذشته است: سرکش، اما بااراده و آماده جهش.


برند ترامپ یک چیز جدید به مخاطب عرضه کرد. زمان خواهد گفت آیا این برند می‌تواند به وعده‌های خود عمل کند یا نه.


 

داشتن همه‌ی این مهارت‌های ویژه باعث می شود در جنبه‌های متفاوت زندگی و کارتان موفق‌تر باشید. صرف‌نظر از این که در چه حرفه یا مقامی هستید باید در این ۱۰ مهارت جهانی سرآمد باشید تا به باشگاه آدم‌های موفق بپیوندید.
 

۱. مهارت‌های سازمانی

سازمان‌شناسی یک مهارت جهانی بسیار مهم برای آدم‌های موفق است. چون به آنها کمک می‌کند مسئولیت‌شان را ادا کنند و اطمینان دهند آدم‌های قابل اعتمادی هستند. سازمان‌دهی صرفا به معنی برگزاری سروقت جلسات نیست؛ مهارت‌های سازمانی اطمینان می‌دهند آدم‌های موفق وظایف را اولویت‌بندی می‌کنند و راه‌های اثربخشی را برای هر مشکل که با آن روبه رو هستند می‌یابند.

بدون مهارت‌های مدیریتی و سازمانی، به سادگی از پا در می‌آیید و نمی‌توانید با رقبا به رقابت بپردازید.

۲. مهارت‌های مذاکره‌کردن

آدم‌های موفق در مذاکره کردن عالی هستند. چون هم اعتماد به نفس دارند و هم متقاعد‌کننده هستند. این مهارت هم برای کار و هم زندگی‌ شخصی‌شان مفید است، چون زندگی هر روزه‌شان را لذت‌بخش‌تر و سودمندتر می‌سازد.در سر کار، مهارت‌های مذاکره می‌تواند به ارتقاء، افزایش حقوق، و مشتریان جدید، بینجامد.

۳. مهارت‌های ارتباطات قوی

مهم نیست شغل یا مقام شما چیست، ارتباطات بخش مهمی از موفقیت است. آدم‌های موفق همه روزه ارتباطات موثری را‌، از به اشتراک‌گذاردن اطلاعات با مشتریان تا همکاری و همفکری با همکاران، دارند.

اگر با ارتباطات مشکل و ضعف دارید، تمام راه‌های متفاوت را که می‌توانید انجام دهید در نظر بگیرید. جلسه‌ی رودررو، ایمیل، اسکایپ، و تلفن. سعی کنید روشی را انتخاب کنید که کمک می‌کند موثرترین و بهترین ارتباط را برقرار کنید.

۴. مهارت‌های هوش هیجانی

هوش هیجانی بخش مهمی از چگونگی درک آدم‌های موفق از دیگران، و نیز همدلی با آنان است. این مهارت به ویژه در صورتی اهمیت دارد که آن ها به عنوان بخشی از یک تیم کار می‌کنند، یا شغل‌شان مستلزم شبکه‌ای از روابط اجتماعی است.

هوش هیجانی به آدم‌های موفق کمک خواهد کرد تا مشتریان و قراردادها را با اطمینان به‌دست آوردند، و نیز با همکاران‌شان بااثربخشی کار کنند. یک راه خوب برای بهبود هوش هیجانی این است که خودتان را با کفش‌های دیگران احساس کنید.

۵. مهارت‌های تفکر انتقادی

تفکر انتقادی به آدم‌های موفق کمک می‌کنند مشکلات و خطاها را با خلاقیت و فایده‌مندی حل و فصل کنند. اغلب متفکر انتقادی بودن به این معنی است که آنها مشکلات را با ارزیابی سریع، مستقل، و منطقی آن وضعیت حل و فصل می‌کنند.

۶. مهارت‌های تمرکز

قادر بودن برای حفظ تمرکز، آدم‌های موفق را در رسیدن به اهداف و رویاهای بلندمدت‌شان موثرتر می‌سازد. به آنها کمک می‌کند همواره در مسیر کار به سوی آینده‌شان باشند، و به آنها کمک می‌کند مشکلات روزانه آنها را از مسیر منحرف نکند.

۷. مهارت‌های کار تیمی

مهارت‌های کار تیمی در بیشتر مشاغل مفید و در زندگی روزانه ضروری است، مهارت‌های کار تیمی از کار کردن روی یک پروژه با رییس‌شان و سایر همکاران‌شان تا زندگی کردن با یک شرکت زندگی، به آدم‌های موفق کمک می‌کند کارهای جمعی را بهتر انجام دهند. اگر شخصی با مهارت کار تیمی مشکل داشته باشد ممکن است روند کل پروژه را کند کند.

۸. مهارت‌های تعادل

داشتن تعادل در زندگی به آدم‌های موافق کمک می‌کند تا چشم‌انداز و منطق سالمی را داشته باشند. قادر بودن برای شعبده‌بازی با وظایف به نرخی کارا نه تنها استرس را کاهش می‌دهد بلکه رسیدن به موفقیت را امکان‌پذیر می‌سازد.

تعادل اجازه می‌دهد آنها بدانند چه چیز آنها را خوشحال می‌کند، هم به لحاظ زندگی شخصی و هم شغلی، به آنها کمک می‌کند، در هر جنبه موفق باشند.

۹. مهارت‌های اعتماد به نفس

حتی آدم‌های موفق در زمان‌های احساس کنند اعتمادبه نفس ندارند، آنها با پرورش و بهبود مهارت اعتماد به نفس‌شان در واقع برای نفع خودشان کار می‌کنند. بهبود زبان بدن و مهارت اجتماعی به آنها کمک می‌کند احترام دیگران را جلب کنند و به کلام‌شان اهمیت و وزن بدهند تا اثربخش‌تر باشد.

۱۰. مهارت‌های پژوهش و تحلیل

شاید مهم‌ترین مهارت آن‌ها، توانایی پژوهش اطلاعات و تحلیل آنها و دریافتن الگوهایی است که در هر نقش شغلی مفید خواهند بود. این مهارت‌ها به آدم‌های موفق کمک می‌کنند از آدم‌های دیگر جلوتر باشند و به آنها کمک می‌کند وضعیت کنونی‌شان را تحلیل کنند و بهبود بخشند.


 

سخنرانی سفیر کشور فرانسه در دانشگاه فردوسی مشهد

فرانسوا سنمو سفیر کشور فرانسه در ایران در روز چهارشنبه 19 آبان ماه 95 در ساعت 11:30 در دانشکده علوم اداری و اقتصادی سخنرانی می کند.

این سخنرانی که همزمان به دو زبان فرانسه و فارسی ارائه خواهد شد با موضوع "چالش های اقتصادی اجرای برجام" می باشد.

دکتر واحدیان مدیر همکاری های علمی بین المللی دانشگاه فردوسی مشهد در گفتگو با روابط عمومی دانشگاه در تکمیل این خبر افزود : فرانسوا سنمو پیش از این سخنرانی با دکتر کافی رئیس دانشگاه فردوسی مشهد دیدار خواهد کرد.

فرانسوا سنمو سفیر فرانسه در کشورمان دانش آموخته رشته مدیریت و سوابقی با عنوان سفیر و رایزن اول و دوم در کشورهای اروپایی و آسیایی خصوصا خاورمیانه داشته است. وی از اوایل سال 1395 به سمت سفیر تام الاختیار فرانسه در ایران منصوب گردیده است.

 

زبان بدن دست هاحتما با اهمیت زبان بدن در ارتباطات آشنا هستید. در این نوشتار از اهمیت زبان بدن دست ها برای‌تان می‌گوییم با ما همراه باشید.

 

 

hand in hand

۱. لمس

چگونگی لمس دیگران، احساس‌تان را نسبت به آنها نشان می‌دهد. وقتی با کف دست‌تان کسی را کاملا لمس می‌کنید، گرما، آشنایی و علاقه را به طرف مقابل نشان می‌دهید. لمس کردن فقط با نوک انگشتان، نشانه‌ای از علاقه‌ی کم‌تر یا شاید حتی کمی ناراحتی و رنجش است.

وقتی شخصی لمس‌تان می‌کند و گرمای دست‌اش را احساس می‌کنید، به این معنی است که وی کم‌وبیش کنارتان احساس آرامش می‌کند. دست‌های سرد و مرطوب نشان می‌دهد وی در تنش است – البته نه لزوما به خاطر وجود شما، بلکه شاید به دلیل شرایط و موقعیت.


 

hand palm up1

۲. باز کردن کف دست رو به بالا

باز کردن کف دست رو به بالا معمولا روی آدم‌های دیگر تاثیری مثبت می‌گذارد. این حرکت برای به‌دست آوردن دل فرد آزرده‌خاطر یا جوش خوردن یک معامله موثر است.

باز کردن کف دست به همراه گشودن بازوها، نشانه‌ی پذیرش، آمادگی و اطمینان است.

وقتی هم‌زمان با باز کردن کف دست، شانه‌های‌تان را بالا می‌اندازید، احتمالا می‌خواهید تسلیم، کناره‌گیری یا اعتراف به ضعف را نشان دهید، گویی می‌خواهید بگویید “‌من نظری ندارم‌”‌.


 

hand palm down1

۳. باز کردن کف دست رو به پایین

این حرکت در زبان بدن دست ها حاکی از اعتماد به نفس است، و نشان می‌دهد شما دقیقا می‌دانید چه می‌گویید – ولی هم‌چنین ممکن است نشانه‌ای از سخت‌گیری و عدم انعطاف‌پذیری باشد.

کف دست رو به پایین با انگشتان باز و مستحکم حاکی از حس قدرت، و حتی تسلط یا مبارزه‌طلبی است. وقتی شخصی هنگام گفت‌وگو با شما این حرکت را انجام می‌دهد، می‌خواهد بگوید ذره‌ای از جایگا‌ه‌اش عقب نمی‌رود و شما باید نظرتان را تغییر دهید.

وقتی این حرکت با تکان دادن دست به شکل ساطور همراه شود، نشان‌دهنده‌ی تاکیدی بر وجود اختلاف‌نظر است.


 

hand behind back

۴. بردن دست‌ها به پشت

این حرکت معمولا نشان‌دهنده‌ی سطوحی از اعتماد به نفس است، زیرا در این حالت بالاتنه کمی جلو می‌آید و بخش‌های حیاتی بدن نمایان می‌شوند. این حرکت غالبا در مردان دیده می‌شود، و با این‌که همیشه بهتر است دستان‌تان در معرض دید قرار دهید، ولی اگر نتوانید اعتماد به نفس‌تان را از طریق دست‌ها نشان دهید، استثنائا می‌توانید این حرکت را انجام دهید.

بسیاری از آدم‌ها هنگامی که به این حالت دیده می‌شوند، احساس رنجش و ناراحتی می‌کنند. زیرا حس لخت بودن در آنها ایجاد می‌شود.


 

hand fist

۵. مشت‌های گره کرده

مشت‌های گره کرده معمولا به صورت ضمنی حاکی از استحکام اراده است – تصور کنید شخصی خود را برای مسابقه‌ی فوتبال یا مشت‌زنی آماده می‌کند. این حرکت می‌تواند نشانی از لجاجت و سرسختی باشد، درست شبیه باز کردن کف دست به سمت پایین  البته شدیدتر از آن.

اگر در این حالت انگشت شست‌تان را جمع و زیر سایر انگشتان پنهان کنید، حسی از رنجش و ناراحتی را به دیگران انتقال می‌دهید. در این حالت نشان می‌دهید مضطرب هستید و سعی می‌کنید خودتان را جمع‌وجور کنید.


 

SincereHand1۶. دست روی قلب

این حرکت نشان می‌دهد، شخص می‌خواهد دیگران حرف‌اش را بپذیرند یا باور کنند. با این‌که قصد شخص از این حرکت، نشان دادن صمیمت است ولی لزوما نشان‌دهنده‌ی صداقت نیست. این حرکت فقط به این معنی است که “‌می‌خواهم حرف‌های‌ام را باور کنید (صرف‌نظر از این‌که واقعا راست می‌گویم یا خیر). این حرکت یعنی این‌که “‌هر چه می‌گویم از قلب‌ام برخاسته است‌”‌.

 

 

 

 

Un5282777titled

۷. تکان دادن دست به شکل ساطور

این حرکت نشانه‌ی تاکید و معمولا تحکم‌آمیز است. شخصی که این‌گونه حرف می‌زند، تصمیم‌اش را گرفته است و احتمال تغییر در آن وجود ندارد.

هم‌چنین غالبا از این حرکت به عنوان راهی برای اشاره نیز استفاده می‌شود. برای مثال، این حرکت را به منظور تفکیک یک ایده به دو مقوله‌ی مجزا انجام می‌دهند. ولی اگر به انجام این حرکت عادت دارید، هرگز آن را بیش‌ از اندازه تهاجمی انجام ندهید.


 

finger pointing1

۸. اشاره با انگشت

در زبان بدن دست ها ، نشانه گرفتن انگشت به سمت طرف مقابل هنگام گفت‌وگو، حرکتی تحکم‌آمیز است. آدم‌ها معمولا با این کار می‌خواهند خودشان را با ابهت نشان دهند: پدر و مادرها هنگام صحبت با فرزندان، یا معلم‌ها هنگام تادیب یک دانش‌آموز بی‌نظم این حرکت را انجام می‌دهند. این راهی برای پیروز شدن در یک مباحثه است، و معمولا رفتاری تهاجمی و خشمگینانه تلقی می‌شود. وقتی این کار را با یک دوست انجام می‌دهید، نشانه‌ای از غرور و تکبر محسوب می‌شود – این حرکت تخاصمی، تهاجمی‌، و توهین‌آمیز است. نمونه‌ی شدیدتر این کار وقتی است که با نوک انگشت به طرف مقابل سقلمه بزنید.

در هر صورت، نشانه‌ گرفتن انگشت به سمت دیگران، غالبا رفتاری بی‌ادبانه تلقی می‌شود. بهتر است برای تعدیل کردن این حرکت، کل دست‌تان را به سمت مقابل نشانه بگیرید.

هرچند اشاره کردن با انگشت به همراه بازیگوشی و چشمک، طرز بیانی دلپذیر برای نشان دادن تایید یا تصدیق است.

اشاره کردن با انگشت در هوا بر اهمیت حرف‌های‌تان می‌افزاید و آن را تاکید می‌کند. این حرکت دیگران را از اعتماد به نفس و قدرت‌تان مطمئن می‌کند. شاید تاکنون دقت کرده‌اید چگونه سیاستمداران و واعظان هنگام سخنرانی از این حرکت استفاده می‌کنند.



 

hand anticipation1

۹. مالیدن دو دست به یکدیگر

مالیدن دستان به هم نشان‌دهنده‌ی انتظار یا لذت بردن از چیزی است که قرار است به زودی اتفاق بیفتد. همیشه به خاطر داشته باشید این حرکت برای از بین بردن استرس استفاده می‌شود – و هیجان بیش از اندازه در انتظار یک اتفاق دلپذیر، نوعی استرس مثبت است.

از اشکال دیگر این حرکت، به صدا در آوردن مفاصل انگشتان است – این کار نشان‌دهنده‌ی اعلام آمادگی برای انجام یک عمل است و بیش‌تر در مردان دیده می‌شود.


 

hand wringing

۱۰. محکم گرفتن دست، فشردن دست

گرفتن و فشردن دست با دست دیگر حرکتی است که از طریق آن می‌توانید به خودمان آرامش دهیم. شخصی که این کار را انجام می‌دهد احساس ناراحتی می‌کند، و شاید عصبی و وحشت‌زده باشد. دائما سعی می‌کند به خودش اطمینان بدهد “‌همه چیز درست می‌شود.‌” شکل دیگر این حرکت مالیدن مچ دست است.

در هم قفل کردن و فشردن انگشتان نشان‌دهنده‌ی اضطراب و ناامیدی شدید است. چنین شخصی پیش خود فکر می‌کند “‌همه چیز خیلی بد پیش می‌رود‌”‌. بهتر است همیشه خود را برای چنین شرایطی قوی و آماده کنید.


 

hand steeple1

۱۱. قرار دادن نوک انگشتان دو دست روی یکدیگر

در این حالت از زبان بدن دست ها ، شخص انگشتان دو دست را به گونه‌ای روی هم قرار می‌دهد که شکلی شبیه مناره درست می‌شود. این حرکت نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس و اطمینان به خود است. این حرکت را وکلاء یا بازیکنان شطرنج هنگامی از خود نشان می‌دهند که راهی برای از میان برداشتن حریف پیدا کرده‌اند.

هرچند نباید در انجام این کار زیاده‌روی کنید، زیرا نوعی نشانه‌ی تحکم است.


 

arms hips akimbo 1

۱۲ .دست به کمر

گاهی اوقات این حرکت اشتباها حرکتی غیردوستانه تلقی می‌شود، ولی غالبا و واقعا به این معنی است که شخص درحال‌حاضر آماده‌ی انجام کار است. معمولا این حرکت را در افراد پرکار، ورزشکاران، و آدم‌های فعال مشاهده می‌کنیم.

قطعا گاهی اوقات این حرکت می‌تواند نشان‌دهنده‌ی تحکم و برتری باشد. برای مثال، معمولا افراد نظامی و مقامات قانونی برای نشان دادن قاطعیت و تسلط بر اوضاع این حرکت را انجام می‌دهند

 

 

 

hand in pocket

۱۳. دست در جیب

حرکت معنی دار بعدی در زبان بدن دست ها این است که دست‌هایی که در جیب فرو می‌روند نشان‌دهنده‌ی تردید، بی‌اعتمادی، و بی‌میلی هستند. اگر شخصی دست‌اش را در جیب فرو برده است، باید در وهله‌ی اول، علاقه و اعتماد‌ش را جلب کنید.

حتی اگر شخصی سعی کند افکار واقعی‌اش را پنهان نماید، دست‌های‌اش حقیقت را برای‌تان برملا می‌کنند. اگر کمی به زبان بدن دست‌ها حساس‌تر باشید، می‌توانید به اقدامات مناسب دست بزنید و پاسخ‌های مناسب دریافت کنید.

اکنون باید به دست‌ّ‌های خودتان نیز توجه کنید. می‌توانید به شکل خودآگاه حرکاتی را انجام دهید و پیام‌های دلخواه‌تان را به مقابل ارسال کنید، به ویژه حرکاتی که باعث ایجاد پیوستگی و افزایش تاثیرگذاری بر دیگران می‌شوند

 

 

 

 

مراحل مهم در اولین سال شروع کارآفرینی


شروع یک کسب‌وکار جذاب و در عین حال سخت است. شما ایده‌ای دارید که زندگی مخاطبان هدف‌تان را بسیار غنی‌تر خواهد ساخت. اما وظایفی که برای رسیدن به پیروزی باید انجام دهید، بی‌پایان است. ممکن است به‌خاطر شروع یک کار مهم و یک استارت‌آپ موفق احساس ناتوانی کنید، اما ...

 

شروع یک کسب‌وکار جذاب و در عین حال سخت است. شما ایده‌ای دارید که زندگی مخاطبان هدف‌تان را بسیار غنی‌تر خواهد ساخت. اما وظایفی که برای رسیدن به پیروزی باید انجام دهید، بی‌پایان است. ممکن است به‌خاطر شروع یک کار مهم و یک استارت‌آپ موفق احساس ناتوانی کنید، اما با ایجاد مراحل مهم قابل حصول می‌توانید گام‌هایی کوچک، اما قابل دستیابی به سوی هدف بزرگ خود بردارید.

گرچه بسیاری از مراحل مهمی که خلق خواهید کرد منحصر به استارت‌آپ شماست، اما چندین هدف کلیدی وجود دارند که هر کسب‌وکاری باید در مسیر پیش‌رو با آنها روبه‌رو شود. در این مقاله می‌خواهیم در مورد این اهداف صحبت کنیم و به این ترتیب شما می‌توانید یک نقشه راه برای موفقیت در اولین سال کارآفرینی خود و پس از آن ترسیم کنید.

 

مراحلی که هر استارت‌آپ موفقی باید طی کند

برای آسان کردن نقشه راه در یک نگاه، بیایید مراحل را به 5 دسته طبقه‌بندی کنیم: مراحل کسب‌وکار، مراحل محصول، مراحل مشتری، مراحل بازاریابی و مراحل شخصی.



مراحل کسب‌وکار:
 مراحل کسب‌وکارتان، مبنایی برای هر کار دیگری که انجام می‌دهید ایجاد خواهند کرد. اینها وظایفی هستند که نمی‌توان به تعویق انداخت:

• تاسیس یک نهاد مطابق با قانون (در قالب یکی از شرکت‌های هفت‌گانه ذکر شده در قانون تجارت)

• افتتاح حساب بانکی

• گرفتن امتیاز یک نرم‌افزار حسابداری

• راه‌اندازی وب‌سایت

• ایجاد اسلایدهای ارائه (pitch deck) استارت‌آپ

• تعیین میزان درآمدزایی

• استخدام افراد کلیدی

 

مراحل محصول: بدون یک محصول کارآ نمی‌توانید مشتریان را جذب کنید و بدون مشتریان هیچ درآمدی نخواهید داشت. لازم به ذکر نیست که بدون جریان نقدی، امید اندکی برای موفقیت بلندمدت دارید. به این معنا که طی کردن مراحل برجسته مهم در سال اول و همه سال‌های متوالی بعد از آن ضروری است. هر بار که با مراحل مهم یک محصول جدید روبه‌رو می‌شوید، به تحقق رویای خود نزدیک‌تر خواهید شد:

• خلق یک نمونه اولیه کارآ

• رفع نقص از نمونه اولیه

• راه‌اندازی ساخت حداقل محصول قابل عرضه (MPV)

• شروع رسمی

در این مرحله، گرفتن بازخورد برای ساخت محصولی که مورد علاقه مشتریان باشد، حیاتی است. همه بازخوردهای دریافتی را مرور کنید و سیستمی منسجم برای رفع نقایص داشته باشید. در غیر این صورت، در ماه‌های اول شروع کارتان با شکایت‌های متعدد مشتریان مواجه خواهید شد.



مراحل مشتری: 
وقتی تولید محصول شما شروع می‌شود، آماده تجربه هیجان‌انگیزترین لحظه زندگی‌تان هستید: پذیرش اولین مشتری. به این امید که پس از آن بسیاری از مشتریان دیگر را نیز خواهید پذیرفت، اما هرگز اولین فروش خود را فراموش نخواهید کرد! همزمان با شروع فروش، بهتر است بر مراحل زیر متمرکز شوید:

• ایجاد اعتبار در بازار

• تعهد به ارائه بهترین خدمات مشتری

• تمرکز بر رشد روزانه و ماهانه

مراحل بازاریابی: برای اینکه مراحل مشتری را محقق کنید، نیاز به اجرای یک برنامه بازاریابی هوشمندانه خواهید داشت:

• استراتژی بازاریابی استارت‌آپ را بررسی کنید

• لیستی از ایمیل مشتریان علاقه‌مند تهیه کنید

• مشارکت‌های برند را توسعه دهید


• روندهای رشد را نشان دهید



برنامه بازاریابی شما باید بتواند به رشد پایگاه مشتریان شما کمک کند، در رسانه‌ها مطرح شود و مشارکت‌هایی ایجاد کند.



مراحل شخصی: در مورد آخر که اهمیت آن از بقیه کمتر نیست، برای رشدتان به عنوان یک بنیان‌گذار، خواهان ایجاد مراحلی شخصی خواهید بود:

• یک مربی با تجربه بیابید

• مهارت‌های رهبری سازمانی را توسعه دهید

• نحوه مدیریت یک تیم را بیاموزید

• پس‌انداز‌های شخصی‌تان را افزایش دهید تا بتوانید به راحتی کار قبلی‌تان را رها کنید

• مهارت‌های سخنوری خود را افزایش دهید

• یک شبکه حرفه‌ای عمیق ایجاد کنید

شغل شما به‌عنوان موسس در طول زمان تغییر خواهد کرد و از فردی که هر کاری را در شرکت انجام می‌دهد، به فردی که یک تیم را مدیریت می‌کند تغییر خواهید کرد. تغییر از یک موسس به یک رهبر سازمانی بسیار مهم است؛ چرا که نمی‌توانید در همه چیز یک کارشناس باشید. اینکه بدانید چگونه استخدام‌های هوشمندانه انجام دهید و اعضای کلیدی تیم را حفظ کنید، برای موفقیت استارت‌آپ‌تان ضروری است. توسعه این مهارت‌ها را از همین امروز شروع کنید.


 

برای مرور پیشرفت‌تان وقت بگذارید

وقتی شروع به انجام وظایف و مواجهه با اولین مراحل مهم کار خود می‌کنید، اطمینان یابید که به‌طور مداوم در حال بازبینی خودتان هستید. همان‌طور که متیو میچالویچ در مجلهFoundr می‌گوید: «تعداد کمی از افراد مدام به این مسائل فکر می‌کنند که چگونه به این جایی که الان هستم رسیدم؟ چرا این کار را انجام می‌دهم؟ کسب‌وکارها به‌طور مرتب ارزیابی می‌شوند؛ اما اکثر افراد در انجام همین کار شکست می‌خورند.» فرآیند شروع یک کسب‌وکار و هدایت آن در مسیر موفقیت به استقامت نیاز دارد. این یک ماراتن است؛ نه یک دوی سرعت.  روزهایی خواهد بود که احساس بی انگیزه بودن، افسردگی و نااطمینانی خواهید کرد. اینها روزهایی هستند که دانستن پاسخ این سوال که «چرا این کار را انجام می‌دهم؟» مهم خواهد بود.


 

با توجه به واژه و افسانه نارسیس، افراد خودشیفته زیاده‌روی زیادی دارند. به طوری که علاقه بیش از حد به خود باعث می‌شود تا توجه به دیگران برای آنها دشوار به نظر برسد. افراد خودشیفته معمولا جذابیت دارند و ویژگی کاریزما جنبه اجتماعی مطلوب این خصیصه است، سیلویو برلوسکونی (Silvio Berlusconi)، جیم جونز (James Jones) و استیو جابز (Steve Jobs) شخصیت‌هایی هستند که این ویژگی را دارند.
 

چرا افراد خودشیفته در کار موفق تر هستند؟

روبرت هیر (Robert Hare) در سخنرانی معروف خود (شکارچیان میان ما) ( Predators among us) گفت: «همه افراد دارای اختلالات فکری و روانی در زندان محبوس نیستند – بلکه برخی از آنها در اتاق هیات مدیره قرار دارند.».


افراد خودشیفته در کار موفق تر هستند:

اختلالات فکری و روانی (سایکوپت) یکی از سه مولفه تاریک خصیصه‌های رفتاری بوده و دو مورد دیگر خودشیفتگی و ماکیاول‌گرایی (قدرت طلبی) است. ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که برخلاف خصیصه‌های شخصیتی بالینی، این نوع ویژگی‌ها در میان افراد توزیع نرمال دارد. برای مثال شما می‌توانید میانگینی کمتر، متوسط و یا بیشتری از تابع نرمال را داشته باشید. به عبارت دیگر، اگر نمره شما بالا باشد به این معنا نیست که مشکلی در زندگی شخصی و یا کاری دارید. با وجود تاثیرات ضداجتماعی این سه گانه تاریک رفتار، تحقیقات اخیر دامنه وسیعی از مزایای مربوط با کار راهه (مسیر حرفه ای) برای افراد دارای این ویژگی‌های شخصیتی را نشان می‌دهد.

افرادی که دچار برخی ویژگی‌های اختلالات فکری و روانی (جامعه ستیزی) هستند، معمولا نسبت به متوسط افراد جامعه بی‌صداقتی و خودپسندی و بی‌رحمی بیشتری نشان می‌دهند.

ماکیاولیسم نیز خصیصه‌ای است که با دستکاری ارتباطات میان فردی، حیله، ظلم و تغییر ناگهانی رفتار، ارتباط بیشتری دارد. افرادی که در این ویژگی نمره بیشتری می‌گیرند، از لحاظ اخلاقی ضعیف بوده و این گفته آنها «نتیجه، ابزار رسیدن به آن را توجیه می‌کند» این ضعف اخلاقی را تایید می‌کنند. همچنین در همین زمینه اصطلاح دیگر آنها «پیشروی بدون از میان برداشتن (اطرافیان) دشوار به نظر می‌رسد» نیز تایید دیگری بر این مسئله است.


خود شیفتگی نیز با حس غیر واقعی بزرگ بینی و توهم- گاهی بی‌اطمینان و بی‌ثبات – و نیز حس خود-ارزشمندی، حس غرور با بروز رفتار بی‌ملاحظه با دیگران ارتباط دارد. با توجه به واژه و افسانه نارسیس، افراد خودشیفته زیاده‌روی زیادی دارند. به طوری که علاقه بیش از حد به خود باعث می‌شود تا توجه به دیگران برای آنها دشوار به نظر برسد. افراد خودشیفته معمولا جذابیت دارند و ویژگی کاریزما جنبه اجتماعی مطلوب این خصیصه است، سیلویو برلوسکونی (Silvio Berlusconi)، جیم جونز (James Jones) و استیو جابز (Steve Jobs) شخصیت‌هایی هستند که این ویژگی را دارند.

در مطالعه اخیر که در یکی از دانشکده‌های مدیریت و در آلمان انجام شده، خودشیفتگی به صورت مثبت با درآمد رابطه دارد، در حالی که ماکیاولیسم به صورت مستقیم با سطح رهبری و رضایت شغلی ارتباط مثبت دارد. این روابط حتی با کنترل کردن متغیرهای جمعیت‌شناختی، سابقه شغلی، اندازه سازمان و میزان ساعت کار همچنان معنادار هستند.

پیش از این مطالعه طولی تاثیر‌گذاری که طی ۱۵ سال زمان انجام شده بود، نشان داد که افراد با خصیصه‌های اختلالات فکری و روانی(جامعه ستیزی) و خودشیفتگی به جایگاه بالای رده سازمانی می‌رسند و درآمد مالی بالایی دارند. هم‌راستا با این یافته‌ها، با توجه به برخی پیش‌بینی‌ها، نرخ پایه سطوح بالینی مربوط به اختلالات فکری و روانی(جامعه ستیزی) در میان افراد هیات مدیره شرکت‌ها سه برابر بیشتر از کل جامعه بوده است. این یافته همچنین با مفهوم اولیه اختلالات فکری و روانی(جامعه ستیزی) در میان افراد تجاری(Businessman) همسو است. هروی کلک لی (Hervey Clekley) اذعان دارد که افراد تجاری دارای ویژگی اختلالات فکری و روانی(جامعه ستیزی)، به صورتی کوشا و ساعی فعالیت می‌کنند، به نحوی که فراتر از حالت طبیعی به نظر می‌رسد.


اما چرا این افراد در میدان پیروز می‌شوند؟

به صورت مشخص جنبه روشنی در کنار جنبه تاریک آنها وجود دارد. طبق یافته تحقیقی که به بررسی هم پوشانی ویژگی‌های شخصیتی مثبت و منفی پرداخته است، برون گرایی، پذیرش تجربه‌های جدید، کنجکاوی و عزت نفس به طور کلی در افرادی با ویژگی سه گانه منفی شخصیتی بیشتر مشاهده می‌شود. علاوه بر این، نقاط سه گانه تاریک خصیصه‌ها، افزایش رقابت‌پذیری را در پی دارد، حتی اگر برای همکاری و رفتارهای انسان‌دوستانه در محیط کار مانع ایجاد کند. این نکته مشخص می‌کند که چرا افرادی با این ویژگی‌های شخصیتی، اغلب بازیگران بزرگی می‌شوند و به اهداف کوتاه مدت پلید خود دست پیدا می‌کنند. هنوز نیز بسیار اهمیت دارد که بدانیم همه این افراد به ازای از هم پاشیدن گروه، به اهداف خود می‌رسند.

با وجود این که عنصر قابل تطبیقی در این سه نقطه تاریک وجود دارد که نشان می‌دهد چرا این افراد بد اغلب برنده هستند، اما موفقیت آنها در ازای پرداخت قیمتی است که سازمان تاوان آن را می‌دهد. در اصطلاح تکامل یافته، سه نقطه تاریک شخصیت ماهیت سواری گرفتن مجانی از دیگران را تشکیل می‌دهند. و در محیطی آلوده و کثیف – در فضای سیاسی- این شخصیت‌های منفور رشد پیدا می‌کنند.


ماکیاولیسم، خودشیفتگی و اختلالات فکری و روانی

جای شگفتی نیست که تعدادی از مطالعات این سه نقطه تلاقی تاریک را به قلدرطلبی ارتباط داده‌اند. علاوه بر این، مطالعات فراتحلیلی نشان داده‌اند که ارتباط معناداری بین این نقاط تاریک و رفتارهای غیر سازنده و مخرب در کار (دزدی، غیبت، خروج از خدمت، خراب کاری و…) وجود دارد. در یکی از بررسی‌های اثر‌گذار در میان همه مطالعات انجام شده بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۲۰۱۱، ماکیاولیسم، خودشیفتگی و اختلالات فکری و روانی(جامعه ستیزی) با همه رفتارهای مخرب کار ارتباط مثبتی داشته و با رفتار شهروندی سازمانی ارتباط ضعیفی دارد. همچنین ماکیاولیسم و اختلالات فکری و روانی(جامعه ستیزی) با عملکرد شغلی رابطه منفی دارند (به دلیل تضاد با موفقیت در حرفه).


افراد خودشیفته در کار موفق تر هستند

همانطور که این مطالعات مشخص کرده‌اند همه مواردی مانند «ترفند پانزی (عملیات کلاه برداری)، تقلب اینترنتی، اختلاس، معاملات نهانی و مخفی، فساد و شرارت» می‌تواند به این سه نقطه تلاقی تاریک شخصیت نسبت داده شود. میانه‌روی بهترین ویژگی رفتاری در هر چیزی است. برای مثال، مطالعات نشان داده که سطح متوسط – نسبتا کمتر از ماکیاولیسم پیش‌بینی‌کننده خوبی از رفتار شهروندی سازمانی است؛ زیرا افراد قدرت طلب درایت سیاسی و مهارت در شبکه‌سازی دارند و از سطح مدیریت بالایی برای افراد برخوردارند. در مطالعات دیگری که به رهبری نظامی پرداخته، بهترین رهبران مشخصه بارزی از خود شیفتگی را نشان دادند، در حالی که نقاط تاریک شخصیت را مهار می‌کنند. آنها در «من برتر» و «عزت نفس» درجه بالایی دارند، اما در مدیریت تاثیر سطح پایینی نشان دادند.

شاید افراد فکر کنند که گرایش به این نقاط تاریک به مثابه استفاده بیش از حد از نقاط قوت است که سازگار و محرک موفقیت‌های کوتاه مدت هستند، اما به مشکلاتی در بلند مدت منجر می‌شوند، به ویژه اگر کسی از آنها آگاه باشد. در واقع، این قسمت‌های تاریک، دارایی سمی شخصیت ما محسوب می‌شوند. شما می‌توانید آنها را به سلاح حرفه خودتان مجهز کنید، اما در کل با افزایش برنده شدن شما، گروه بازنده می‌شود. علاوه بر این، وقتی هدف اصلی اطمینان حاصل کردن از این است که بهتر از رقبا عمل کند، در نتیجه به مزیت کلی برای کاهش نقاط تاریک ویژگی‌های شخصیتی رهبران تبدیل می‌شود. شخصیت یکی از محرک‌های مهم هر حرفه محسوب می‌شود، اما خصیصه‌های تاریک بیشتر در سطح فردی کارایی دارند تا گروهی.

امیواریم این نوشتار در درک دلایل این‌که چرا افراد خودشیفته در کار موفق تر هستند به شما کمک کرده باشد.


 

با نفوذترین افراد اقتصادی دنیا را بشناسید

این شخصیت‌ها با شکل دادن به توابع مالی‌ جهانی کمک می‌کنند تا چرخ‌های اقتصاد در مواجهه با بحران‌های سیاسی و اقتصادی به چرخش خود ادامه دهد.

از سال گذشته بلومبرگ شروع کرد از تمام دبیر سرویس‌ها‌ی باتجربه، اسامی افرادی را پرسيدن که آنها تصور مي‌کردند موفق‌ترین اشخاص در زمینه مالی هستند و با رأی‌گیری ۱۰۰ نفر را به ۵۰ نفر کاهش دادند. برخی از این افراد حتی با حرف زدن‌ها‌یشان مي‌توانند بازار را تکان دهند.

این شخصیت‌ها با شکل دادن به توابع مالی‌ جهانی کمک می‌کنند تا چرخ‌های اقتصاد در مواجهه با بحران‌های سیاسی و اقتصادی به چرخش خود ادامه دهد.

هرچند که این فهرست جهانی است، اما بیشترین تعداد اشخاص حاضر در آن مدیران فعال در امريكا هستند. از آنجا که این کشور، داراي بزرگ‌ترین و قدرتمندترین اقتصاد دنیا شناخته شده است، مشاهده‌ چنین امری طبیعی به نظر می‌رسد. البته رهبران چینی هم در رقابت برای دست‌یابی به سلطه جهانی، جایگاه‌های قابل توجهی را در این فهرست از آن خود کرده‌اند.

 برخی از این افراد را مي‌توان پیش‌بینی کرد. جنت یلن، رئيس فدرال رزرو یکی از این افراد است که اظهارنظرهایش مي‌تواند سمت و سوی بازار را تغییر دهد. برخی دیگر نیز با مطرح کردن باورهایشان مي‌توانند سهام را جابه‌جا کنند به همین دلیل افرادی مانند وارن بافت، الون ماسک و کالانیک در این لیست قرار گرفتند.

سرمایه‌گذاران نیز مي‌توانند بازار را تکان دهند یا در برخی مواقع بازار در مخالفت با آنها‌ تکان مي‌خورد. در این لیست شرکت‌ها‌یی که به طور طولانی‌مدت توانستند تاثیر بگذارند، آمده و شرکت‌ها‌یی که به طور کوتاه‌مدت سود کردند و دوباره جایگاهشان افت پیدا کرد قرار نگرفته‌اند.

کسانی مانند جان الیور مي‌توانند مردم را از موضوع اختلاس‌ها‌ی پورتوریکو باخبر کنند و رئيس بانک مرکزی چین مي‌تواند منبع بزرگی برای رشد اقتصادی جهان باشد.‌ ترسا مي‌ کسی است که پس از بحران برگزیت قرار است کشور را اداره کند.

۱ ترسا می

نخست‌وزیر انگلیس

 رتبه‌ اول این فهرست نصیب ترسا می شد. شخصیتی که به دنبال استعفای دیوید کامرون پس از ماجرای برگزیت، در میان بحران‌ها‌ی مالی، اقتصادی و سیاسی تمام رقیبان خود را برای دست‌یابی به مقام نخست‌وزیری شکست داد تا اوضاع بریتانیای جداشده از اتحادیه را اداره کند. در حالی که خود‌ ترسا مي ‌در رفراندوم در بخش ماندن بریتانیا در انگلیس بوده است. او توانایی ایجاد رشد در کشور را دارد. اما بستگی دارد که بتواند بانک‌ها‌، سرمایه‌گذارها و شرکت‌ها‌ی بیمه را برای کسب و کار در کشور خود نگه دارد.

۲ دونالد ‌ترامپ

کاندیداي رياست‌جمهوری امريكا

 اگر او ببرد بازارهای مالی توجه مي‌کنند که چقدر‌ ترامپ بر مخالفت خود با تجارت آزاد، که حزب جمهوری‌خواه برای چند دهه بر آن تمرکز کرده و تعهد خود برای مقابله با بدهی‌ها‌ی مالی (بدون کاهش تامین اجتماعی) پافشاری مي‌کند. سؤال مهم بعدی این است که آیا او برای از بین بردن مقررات بانک داد- فرانک متعهد خواهد بود یا خیر.

3 هیلاری کلینتون

کاندیداي رياست‌جمهوری امريكا

 اگر هیلاری ببرد، بازارهای مالی توجه مي‌کنند که کی تاثیر بیشتری بر سیاست‌گذاری او دارد، حامیان وال‌استریت کلینتون یا حامیان برنی ساندرز که برای او در انتخابات تلاش مي‌کردند. یکی از کلید‌ها‌ی مهم این است که چگونه او به عهد خود در مورد پرداخت مالیات وال‌استریت، ثروتمندان و شرکت‌ها‌ وفا مي‌کند.

4 شی جین پینگ

رئيس‌جمهوری چین

 تا زمانی که وضعیت بریتانیا در اروپا معلوم نیست همه چشم‌ها‌ به سمت چین است. شی در لبه مرز است. او متعهد به حفظ رشد اقتصادی سالانه ۶.۵ درصدی تا سال ۲۰۲۰ است. در حالی که این رقم اکنون رو به کاهش است. وی در همین حال در تلاش است که از افزایش بدهی‌ها‌ جلوگیری کند. اگر بدهی‌ها‌ از کنترل خارج شود بازارهای جهانی ضربه شدیدی مي‌خورند.

۵ جف بزوس

مدیرعامل و بنيان‌گذار آمازون دات کام

 تاثیرات بزوس به طور آشکار در حرکت‌ها‌ی رقبای او معلوم است. وال‌مارت که چهاربرابر درآمد آمازون را سالانه دارد (در حالی که میزان بازار آن یک‌سوم است) ۳.۳ میلیارد دلار خرج کرده است تا جت دات کام را درست کند که حتی نزدیک به رقیب‌ها‌ی آمازون نیست و نخواهد بود. گروه علی‌بابای چین آمازون مدل خود را معرفی کرده است که جمع‌آوری مدل ابری شرکت‌ها‌ی امريكایی در حال رشد و سودآور است. به گوش باشید تا ببینید که چگونه فدرال اکسپرس و یوپی‌اس در پاسخ به طرح آمازون به داشتن ناوگان خود از هواپیما و شاید گروهی از هواپیماهای بدون سرنشین چه واکنشی نشان مي‌دهند. امسال سال خوبی برای بزوس بوده است. او توانست جایگاه سومین پولدار جهان را به خود اختصاص دهد. گزارش بلومبرگ نشان مي‌دهد ارزش ثروت خالص او ۶۸ میلیارد دلار است.

6 آنگلا مرکل

صدراعظم آلمان

 مرکل اولین صدراعظم زن آلمان است و به عنوان باسابقه‌ترین رهبر اروپا شناخته شده است. «ما می‌توانیم» شعاری بوده که مرکل برای حمایت از دولت خود برای افزایش پذيرش مهاجران استفاده کرد. وی توانسته در این فهرست جایگاه ششم را کسب کند. مرکل طی دوره‌ای توانست باعث رشد اقتصادی آلمان در اروپا شود در حالی که دیگر اقتصادهای بزرگ مانند ایتالیا و فرانسه با بحران و رکود مواجه بودند.

7 ماریو دراگی

رئيس بانک مرکزی اروپا

 دراگی که در سمت ریاست بانک مرکزی اروپا فعالیت دارد، به «مرد نجات‌دهنده‌ یورو» معروف است. وی جایگاه منحصر به فردی در اقتصاد جهانی برای خود رقم زده است. دراگی یکی از اولین بانکدارانی است که با وجود انتقادات فراوان از سوی دیگر مقامات اروپایی، نرخ بهره‌های بانکی را به منفی رساند. این بانکدار ایتالیایی هشدار داده است که رشد اقتصاد پس از انتخابات بریتانیا رو به نزول است.

8 جنت یلن

رئيس فدرال رزرو

 رشد در امريكا شاید مقداری ناامیدکننده باشد ولی الهام‌بخش حسادت در میان رهبران دیگر اقتصاد‌ها‌ی بزرگ است. تصمیمات صبورانه یلن در برخی مواقع توانست به این کشور کمک کند. وی در پایان سال گذشته برای اولین بار نرخ بهره را افزایش داد و برخلاف پیش‌بینی برخی کارشناسان که فکر مي‌کردند بازارها نابود مي‌شود این‌طور نشد. یلن برای افزایش مجدد عجله‌ای نکرد. شاهکار قابل توجه او این است که مخالفان را در زمان رشد تضاد سیاسی دور نگه داشته بود.

۹ وارن بافت

مدیرعامل برکشایر ‌ها‌تاوی

 وی کارآفرین و سرمایه‌گذار موفق قرن بیستم شناخته شده است. او در ابتدای کارش در برکشایر بر سرمایه‌گذاری بلندمدت در بازار بورس متمرکز شده ‌بود، ولی به‌تازگی تصمیم به خرید تمامی سهام شرکت را دارد. برکشایر سهام خود در شرکت اپل را ۵۵ درصد در سه‌ماهه دوم افزایش داده است، زمانی که قیمت سهم این شرکت در رقابت با چین در فروش آیفون ۷ و کاهش مشتری با روندی نزولی روبه‌رو شده بود. این سرمایه‌گذار به شرکت‌ها‌یی که اسم مطرح در خانوار‌ها‌ ندارد ولی رهبران صنایع خود هستند علاقه خاصی دارد.

۱۰ سرجیو مورو

قاضی فدرال برزیل

 مورو و هم‌تیمی‌ها‌ی او برای بازرسی و دادستانی رسوایی‌ها‌ی ۲ میلیارد دلاري در سراسر چهار قاره دو سال وقت صرف کرده‌اند. تلاش‌ها‌ی آنها‌ کمک کرد که برزیل در بدترین رکود اقتصادی خود قرار بگیرد و فضای سیاسی برای برکناری رئيس‌جمهور برزیل ایجاد شد. در حالی که سهام برزیل ۳۰ درصد افزایش داشته که این نشانگر بهبود وضعیت اقتصادی این کشور است.

۱۱ ایلان ماسک

بنیان‌گذار و مدیرعامل تسلا موتورز

 تسلا موتورز اخیرا تمرکز خود را بر خودروهای بدون راننده گذاشته است اما برای این شرکت اتفاق ناگواری افتاد و یکی از خودروهای بدون سرنشین این شرکت تصادفی بزرگی داشت. سهام تسلا پس از اعلام این شرکت برای تاسیس شهرک انرژی خورشیدی و نگرانی‌ها‌ی مربوط به اداره و جریان نقدی کاهش پیدا کرده است. سؤالی که برای خیلی از افراد ایجاد شده این است که آیا این شرکت مي‌تواند دوباره سودآوری کند؟ ماسک تلاش مي‌کند که این موضوع را ثابت کند ولی کارشناسان به این موضوع خوش‌بین نیستند.

۱۲ بیل مکناب

مدیرعامل گروه وانگارد

 مردی که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها‌ی سرمایه‌گذاری جهان را اداره مي‌کند در ویکی‌پدیا معرفی نشده است. اما تاثیر وانگارد چنین بوده که سرمایه‌گذاران پول‌ها‌ی خود را بر سهام‌ها‌ی ارزان وانگارد وارد مي‌کنند. سهام این شرکت رکورد ۲۳۶ میلیارد دلاری بوده که به نظر مي‌رسد امسال افزایش داشته باشد.

۱۳ جیمی دایمن

مدیرعامل جی پی مورگان چیس

 رهبر ارزشمند‌ترین بانک جهانی با برگزیت مخالفت مي‌کرد. او ۴ سال متوالی در فهرست قدرتمند‌ترین و با نفوذ‌ترین افراد جهان قرار گرفت. وی معتقد است هر هفت سال یک بار رکود اقتصادی رخ مي‌‌دهد. فعالیت‌ها‌ی جی پی مورگان باعث شد بحران عظیم مالی در سال‌ها‌ی پایانی دهه ۲۰۱۰ در امريكا به وجود آید. این بحران تاثیری شدید بر بازارهای مالی و اقتصادی جهان گذاشت و آنها را وارد عظیم‌ترین بحران اقتصادی در ۷۰ سال گذشته کرد.

14 جو شیاوچوان

حاکم بانک مردمی چین

 وی حدود ۱۴ سال است که بانک مرکزی چین را اداره مي‌کند و مردی است که یوان را به یک پول بین‌المللی تبدیل کرده است. ارزش یوان چین در برابر دلار از سال ۲۰۰۵ افزایش پیدا کرده که این اتفاق به‌جز دلار سنگاپور در آسیا رخ نداده بود. از اول اکتبر یوان نیز مانند دلار، ین ژاپن و پوند در سبد صندوق بین‌المللی پول ذخیره خواهد شد. البته اتفاق‌ها‌ی زیادی برای این کشور مانند بحران اقتصادی و شوک بازار رخ داده است ولی یوان توانسته در بازار جایگاه خوبی را کسب کند.

۱۵ لوید بلنکفین

مدیرعامل گلدمن ساکس

 نفوذ بلنکفین ممکن است کمی آرام باشد ولی در آخر چگونگی منطبق شدن این شرکت بر تغییرات وال‌استریت تاثیرگذار خواهد بود. درآمد این شرکت در سال ۲۰۱۵ کمتر از سال ۲۰۰۶ بوده است و در آینده پیش‌بینی مي‌شود که کمتر از الان شود. به همین دلیل گلدمن ساکس در حال کاهش هزینه‌ها‌ی شرکتش است.

۱۶ لری فینک

بنیان‌گذار و مدیرعامل بلک راک

 این شرکت سرمایه‌گذاری که هم‌اکنون ۴.۶ هزار میلیارد دلار را مدیریت مي‌کند یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها‌ی سرمایه‌گذاری است. به همین دلیل فینک مي‌تواند درباره موضوعاتی که او را درگیر مي‌کند صحبت کند. به طور مثال سال گذشته فینک در مورد اهمیت سرمایه‌گذاری‌ها‌ی بلندمدت اظهارنظر کرد و اهمیت آن را در مقایسه با سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت عنوان کرد.

 ۱۷ جک ما

‫بنیان‌گذار و مدیرعامل علی‌بابا

 جک ما در ماه مارس ۲۰۱۴ با دارایی خالص ۱۰٫۸ میلیارد دلار در رتبه ششم از فهرست ثروتمندترین افراد چین قرار گرفت. وی به طور خصوصی گروه خدمات مالی دارد که در حال حاضر پروژه سرمایه‌گذاری ۶۰ میلیارد دلاری را در دست دارد. گلدمن ساکس پیش‌بینی مي‌کند که شرکت علی‌بابا درآمد سالیانه ۵ میلیارد دلار را تا سال ۲۰۱۹ به دست آورد که رتبه دوم را پس از شرکت آمازون به خود اختصاص خواهد داد.

 ۱۸ جی وای لی

نايب رئيس سامسونگ الکترونیک

 شرکت سامسونگ را نمی‌توان در کره نادیده گرفت به طوری که درآمد این شرکت ۲۰ درصد تولید ناخالص ملی این کشور را به خود اختصاص مي‌دهد. جوان‌ترین فرد خانواده سامسونگ این سمت را از سال ۲۰۱۴ گرفته و در بخشی که ۷۰ درصد سامسونگ را تشکیل مي‌دهد مدیریت مي‌کند. پس از مشکلاتی که برای سامسونگ نوت ۷ اتفاق افتاد، رفتار صبورانه‌ای لی و فراخوان به ارزش دو میلیارد دلار از گوشی‌ها کمی از این مشکلات را حل کرد.

 ۱۹ لورتا لینچ

دادستان کل امريكا

 لینچ در سال ۲۰۱۴ توسط اوباما برای جانشین اریک هولدر نامزد شد و با رأی اعتماد سنا به مقام دادستان کل منصوب شد.

 ۲۰ کارل آیکان

مدیرعامل آیکان اینترپرایسز

 آیکان اوایل سال جاری با سهام بالاتر از سه سال پیش که برای اولین بار سرمایه‌گذاری کرده بود از سهام اپل خارج شد. در هربالایف، به نظر مي‌رسد که آماده باشد در یک شرط‌بندی سهام خود را دو برابر کند. سهام هربالایف بعد از شروع خرید آیکان دو برابر شده است و در حال حاضر برنامه دارد که پیشنهاد مناقصه به شرکت‌ها‌ی خصوصی دهد.

  21 سرجیو ارموتی

مدیرعامل یو بی اس

  ارموتي كه مديرعامل بانك سوئيسي يوبي‌اس است، تنها بانکدار اروپایی است که در این فهرست قرار دارد و جایگاه ۲۱ را به خود اختصاص داده است. وی از سال ۲۰۱۱ در این سمت قرار گرفته است و در دورانی که صنعت اروپا با بحران شدیدی مواجه شده بود و نرخ سودها، رقم‌های منفی پیدا کرده بود، توانست با افزودن مقرراتی اوضاع را سامان دهد و به سودآوری بانکی کمک کند.

 ۲۲ جفری گاندلاچ

مدیرعامل و بنیان‌گذار دابل لاین کپیتال

 دارایی شرکت سرمایه‌گذاری گاندلاچ مستقر در لس‌آنجلس در ماه ژوئن به ۱۰۰ میلیارد دلار رسید. او بدون‌ ترس ریسک مي‌پذیرد و این موضوع او را بانفوذ و تاثیرگذار کرده است. وی در ژانویه پیش‌بینی کرده بود که قیمت طلا به هزار و ۴۰۰ دلار برسد و قیمت نفت به زیر ۵۰ دلار. علاوه بر این، گاندلاچ پیش‌بینی کرده است که ترامپ رئيس‌‌جمهور‌ مي‌شود. او هشدار مي‌دهد دوران بد برای بازارها فرامي‌رسد و قیمت‌ها‌ بالا مي‌رود.

 ۲۳ جان استامپف

مدیرعامل ولز فارگو

 ولز فارگو بيشتر به خاطر کارهایی که نکرده مطرح شده است. بانک استامپف از رقبای شرقی خود ساده‌تر کار مي‌کند. در حال حاضر استامپف با بزرگ‌ترین رسوایی خود روبه‌رو شد در حالی که برای حل و فصل شکایت‌ها‌یی در مورد حساب‌ها‌یی که کارکنان بدون اطلاع مشتریان باز کردند ۱۸۵ میلیون دلار هزینه کرد. به همین ‌ترتیب این بانک ۵ هزار و ۳۰۰ نفر را اخراج کرده است. پس از این اتفاق‌ها‌ عنوان باارزش‌ترین بانک جهان را از دست داد.

 ۲۴ ماری اردوس

مدیرعامل جی پی مورگان

 دارایی این شرکت ۲.۳ هزار میلیارد دلار است و حدس و گمان‌ها‌یی بوده که وی به جایگاه جیمی دایمون تكيه خواهد زد. وی تاکنون شهرت زیادی نداشته است ولی مانند لری فینک اظهارنظر مي‌کند.

 ۲۵ ماسایوشی سن

مدیرعامل و بنیان‌گذار سافت بانک

 متولد ژاپن مقیم کره مي‌گوید که چندملیتی بودن وی توانسته به موفقیتش کمک کند. امروز ریاست یک مجموعه بزرگ از دارایی‌ها‌ی ارتباط از راه دور و کسب و کار مبتنی بر وب را به عهده دارد. ارزش خالص دارايي او ۱۲ میلیارد دلار است. در حالی که گفته بود در ۶۰ سالگی خود را بازنشسته مي‌کند ولی نشانه‌ای از واگذار کردن بانک ندارد.

 ۲۶ چارلز شارف

مدیرعامل ویزا کارت

 این شرکت وظیفه تسهیلات مبادلات مالی الکترونیکی را در سراسر جهان به عهده دارد که عمدتا توسط کارت‌ها‌ی اعتباری و کارت‌ها‌ی نقدی با نشان تجاری ویزا انجام مي‌شود. در حال حاضر ویزا با پی پال به توافق رسیده‌اند که با یکدیگر همکاری کنند. پس از توافق این دو شرکت با یکدیگر، سهام ویزا افزایش یافت در حالی که پی پال کاهش داشت. به همین دلیل شایعاتی شده که ویزا در این همکاری سود برده است.

 ۲۷ پاول تاوبمن

بنیان‌گذار و مدیرعامل پی جی تی پارتنرز

 درآمد سال ۲۰۱۵ تاوبمن ۱۶۴ میلیون دلار بوده است و او را پردرآمد‌ترین مدیر بازار مالی کرده است. تاوبمن کسی است که شرکت سرمایه‌گذاری‌اش را خود ساخته است و بیشتر به عنوان موسس شرکت شناخته شده است نه مدیرعامل بانک.

 28 مارک کارنی

 رئيس بانک انگلیس

 با اینکه کارنی در کانادا متولد شده است اما به عنوان رئيس بانک انگلستان، نقش عظیمی در اقتصاد بریتانیا ایفا می‌کند. او توانسته است رتبه‌ ۲۸ را در این فهرست از آن خود کند. پس از جدایی بریتانیا از اتحادیه‌ اروپا، کارنی به عنوان اولین قدم در مواجهه با بحران مالی، نرخ سود بانکی را کاهش داد که با اتهامات شدیدی از سوی طرفداران اتحادیه مواجه شد.

 ۲۹ جوزف استیگلیتز

پروفسور کلمبیا

 این اقتصاددان برنده نوبل شده و الهام‌بخش جوان‌ها‌یی در وال‌استریت بوده که طرفدار برنی ساندرز بوده‌اند. ایده‌ها‌ی استیگلیتز تاثیرگذارتر از افراد دیگر بوده است. وی شهرتش را به‌خصوص بعد از انتقادهای شدیدش از صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی به دست آورد. برخی از عقاید‌ وی در سخنرانی‌ها‌ی کلینتون دیده مي‌شد.

 30 ولادیمیر پوتین

رئيس‌جمهور روسیه

 پوتین که در رتبه‌ ۳۰ این فهرست قرار دارد، رئيس‌جمهور روسیه است و بدون شک یکی از قدرتمندترین چهره‌های سیاسی جهان به شمار می‌آید چرا که نفوذ زیادی بر بخش اعظمی از جغرافیای سیاسی نیم‌کره‌ شرقی دارد. پوتین به عنوان رئيس‌جمهور کشوری که بیشترین عرضه‌ انرژی به اروپا را دارد، توانسته است با نفوذ گسترده در بازار نفت، قدرت خود را حفظ کند.

 ۳۱ استفان شوارتزمن

مدیرعامل بلک استون